نبردهای خرمشهر و آبادان(58)
با وجود این، تیمسار فلاحی و فرمانده ژاندارمری کشور تصمیم قاطع بر اجرای عملیات تعرضی در منطقه آبادان ـ ماهشهر را گرفته بودند و واحدهای زیر امر فرماندهی اروند را جهت اجرای این تصمیم از اول دیماه آماده میکردند و به نیروی زمینی فشار میآوردند که نیروهای زرهی و مکانیزه بیشتری در اختیار آن فرماندهی قرار دهند، ولی نیروی زمینی در اواخر آذرماه صریحاً پاسخ داد که دیگر هیچ نیرویی نمیتواند در اختیار فرماندهی اروند قرار دهد.

بعد از تحکیم سرپل به نیروهای ما (عراقی) دستور داده شد به سمت جنوب پیشروی کنیم و محاصره آبادان را تکمیل نماییم و سرپل را توسعه دهیم. برای این منظور پل احداثی از محل اول خود (مارد) برداشته شد و در منطقه جنوب مارد نصب گردید. بعد از تحکیم سرپل لشکر موظف گردید. از این منطقه دفاع قاطع کند و این امر کلید مأموریت دفاعی لشکر3 زرهی گردید. لذا لشکر نمی‌توانست هیچ‌گونه رخنه‌ای را در خط سرپل بپذیرد و اجازه دهد دشمن (نیروهای ایرانی) خط دفاعی خود را در جنوب خط سرپل تقویت کنند و به معابر سرپل در شرق کارون تسلط یابند.

مدرک تجزیه و تحلیل لشکر3 زرهی عراق در 30  حزیران1980 (9 تیرماه1360)

به شماره اعلام وصول ح/4/277

*****

با توجه به مفاد این سند ارتش عراق، نیروهای عراقی مأموریت داشتند به طور قاطع و تا آخرین حد امکان از منطقه سرپل شرق کارون دفاع کنند. بنابراین، حمله نیروهای ایرانی به این منطقه دفاعی دشمن نیاز به قدرت رزمی فوق‌العاده‌ای داشت، زیرا نیروهای دشمن در این منطقه سرپل، عناصر یک لشکر زرهی تقویت‌شده بودند که در مواضع آرایش‌شده و مستحکم گسترش داشتند. در حالی که زمین منطقه مقابل خط سرپل دشمن یک زمین کاملاً هموار و باز و عاری از هرگونه عوارض طبیعی و مصنوعی و عاری از هرگونه امکان اختفاء و پوشش و حفاظ و جان‌پناه بود.

 به طوری که لشکر3 زرهی عراق در یک تحلیل هفتگی دیگر به تاریخ 19 تا 23 حزیران 1981 (29/3/1360) بیان کرده است، این لشکر به واحدهای خط مقدم خود دستور داده بود عناصر تأمینی خود را در قسمت جنوبی خط سرپل به سمت شمال عقب ببرند و از نخلستان‌های کرانه شمالی رودخانه بهمنشیر فاصله بگیرند تا نیروهای گشتی و کمین و دستبرد ایرانی نتوانند آنها را غافلگیر کنند و تلفاتی بر آنها وارد سازند و این دستور از لحاظ تاکتیک نظامی یک دستور منطقی بود، زیرا در صورتی که نیروهای ایرانی مأموریت می‌یافتند به مواضع نیروهای عراق نزدیک شوند مجبور بودند از یک زمین کاملاً باز عبور کنند که به سادگی برای عناصر تأمینی و مراقبتی خط مقدم دفاعی نیروهای عراقی قابل کشف بودند. در نتیجه ایجاد خطر غافلگیری برای نیروهای عراقی به کلی از بین رفته بود.

با توجه به این واقعیت، وضع موجود زمین منطقه عملیات، اجرای عملیات تعرضی برای نیروهای ما در آن شرایط عملیاتی با خطرات غیرقابل قبولی مواجه بود، مگر اینکه ابتدا شرایط عمومی جبهه‌های نبرد تغییر می‌کرد؛ همان‌گونه که تا اول پاییز 1360 تغییر کرد و نیروهای ما موفق شدند با اجرای عملیات ثامن‌الائمه در 5 مهرماه 1360 مأموریت پاک کردن شرق کارون و عقب راندن نیروهای دشمن به غرب آن را اجرا نمایند و چگونگی این عملیات در فصل سوم بیان خواهد شد.

با وجود این، تیمسار فلاحی و فرمانده ژاندارمری کشور تصمیم قاطع بر اجرای عملیات تعرضی در منطقه آبادان ـ ماهشهر را گرفته بودند و واحدهای زیر امر فرماندهی اروند را جهت اجرای این تصمیم از اول دی‌ماه آماده می‌کردند و به نیروی زمینی فشار می‌آوردند که نیروهای زرهی و مکانیزه بیشتری در اختیار آن فرماندهی قرار دهند، ولی نیروی زمینی در اواخر آذرماه صریحاً پاسخ داد که دیگر هیچ نیرویی نمی‌تواند در اختیار فرماندهی اروند قرار دهد. در نتیجه فرماندهی اروند مجبور گردید با تکیه بر همان نیروهای در دسترس خود که مرکز ثقل آن تیپ37 زرهی بود، طرح عملیات آفندی را تکمیل و آماده برای اجرا سازد.

برای این منظور، در دهه اول دی‌ماه، فرماندهی اروند تلاش خود را برای آماده کردن و تدارک و تجهیز هرچه بیشتر واحدهای موجود خود کرد. با وجود اینکه به نظر می‌رسید نیروهای متجاوز عراق، تثبیت مواضع پدافندی موجود را پذیرفته‌اند، در سوم دی‌ماه عناصر نیروی دریایی و زمینی عراقی در حوالی اروندرود و دهانه فاو فعالیت‌های غیرعادی انجام دادند و به نظر رسید؛ نیروهای عراقی قصد دارند از جناح جنوبی جزیره آبادان و از اروندرود وارد آن جزیره شوند.

این فعالیت دشمن سبب نگرانی فرماندهی اروند گردید؛ لذا به فرماندهی عملیات آبادان دستور داد از کرانه شمالی اروندرود و جنوب جزیره آبادان مراقبت کامل به عمل آورد. نظر به اینکه در این هنگام خرمشهر در اشغال نیروهای متجاوز عراق بود، تکاوران دریایی عراق می‌توانستند از قسمت غربی کارون نیز عبور کنند و مستقیماً تأسیسات پایگاه دریایی خرمشهر و گوشه شمال‌غربی جزیره آبادان را اشغال کنند و با عناصر دیگری که از اروندرود عبور می‌دادند، در دو جبهه پیشروی کنند و شهر آبادان را اشغال نمایند. با توجه به طرح آفندی توکل که در حال آماده شدن بود، در صورت اجرای این عملیات به وسیله دشمن تمام آن طرح غیرقابل اجرا می‌گردید. لذا فرماندهی اروند تلاش کرد مانع اجرای این عملیات دشمن گردد، اما خوشبختانه نیروهای دشمن دست به چنین حمله‌ای نزدند و عملیات از محدوده مبادله آتش سنگین در طرفین رودخانه اروندرود تجاوز نکرد.

در انجام اقدامات آمادگی رزمی تیپ37 زرهی، فرماندهی اروند تصمیم گرفت؛ یک واحد پیاده زیر امر این تیپ قرار دهد.  نظر به اینکه فرماندهی اروند فاقد گردان پیاده زرهی بود، فرماندهی اروند سه گروهان ژاندارمری خرم‌آباد و شیراز و بندر لنگه را در یک گردان موقت به نام 303 سازمان و زیر امر تیپ37 زرهی قرار داد و توصیه کرد در اجرای حمله، این گردان را در جناح راست محور پیشروی تیپ به کار برد. ضمناً به تیپ37 اطلاع داد گردان ژاندارمری بهبهان تا 24 ساعت آینده وارد ماهشهر خواهد شد و زیر امر تیپ37 قرار خواهد گرفت و به تیپ توصیه کرد؛ این گردان را نیز در جناح چپ محور پیشروی تیپ در نظر بگیرد.

چون این گردان‌های ژاندارمری فاقد وسیله تحرک و نقلیه به ویژه نفربر زرهی بودند، فرماندهی اروند 15 دستگاه نفربر زرهی پی‌ام‌پی1 از لشکر92 زرهی دریافت نمود و آنها را به گردان‌های ژاندارمری یادشده تحویل داد. ملاحظه می‌شود تیپی که مأموریت داشت به یک لشکر زرهی سازمان‌یافته و مستقرشده در مواضع مستحکم حمله کند، به چه نحوی و با چه عناصری سازمان داده می‌شد، ولی این امر در آن شرایط تنها راه‌کار ممکن بود.

مسئله‌ای که هنوز حل نشده بود، برقراری ارتباط زمینی ماهشهر با آبادان بود. ابتدا به منظور استفاده از ساده‌ترین و سهل‌الوصول‌ترین راه‌کار در نظر گرفته شد که از طراده‌های شنی‌دار و متحرک جی‌اس‌پی استفاده شود. این طراده که ساخت کشور شوروی بود، بدنه یک خودرو زرهی شنی‌دار بود که سطحه‌های شناور بر روی آن نصب شده بود و حالت مرغابی را داشت که در خارج از آب سطحه‌ها جمع و در روی خودرو قرار می‌گرفتند و هنگامی که خودرو وارد آب می‌شد، به علت سبکی سطحه نسبت به آب هم حجم آن به حالت شناور در روی آب قرار می‌گرفتند. ضمن اینکه خود خودرو نیز بر روی آب شناور می‌ماند و هر دو دستگاه از این خودروها هنگامی‌که پهلوی یکدیگر قرار می‌گرفتند، یک سطحه متحرک تشکیل می‌دادند که یک دستگاه تانک را می‌توانست جابجا کند و برای ورود این خودروها به آب رودخانه کافی بود که کرانه رودخانه شیب ملایم و سخت داشته باشد که در این صورت، خودرو بدون نیاز به اقدامات ساحل‌سازی وارد آب می‌شد و طراده در ظرف کمتر از 5 دقیقه آماده می‌گردید.

به این منظور، چهار دستگاه طراده از این نوع از تهران به ماهشهر حمل شد و در اختیار فرماندهی اروند قرار گرفت تا در بهمنشیر از آن استفاده شود. البته آنها خدمه نداشتند و امکان استفاده نبود. این طراده‌ها قبلاً در رودخانه‌های خوزستان آزمایش شده بودند و به علت سستی کرانه رودخانه‌ها تشخیص داده شده بود که استفاده از آنها ممکن نیست.

در طرح عملیات فرماندهی اروند نیز استفاده از آنها ممکن نگردید و الزاماً طرح برقراری طراده پی‌ام‌پی و یا پل پی‌ام‌پی که آنها نیز ساخت کشور شوروی بودند، مطرح گردید. برای تقویت بیشتر توان رزمی فرماندهی اروند، نیروی زمینی گردان دژ را که در اردوگاه بودند، مجدداً زیر امر آن فرماندهی قرار داد و این گردان در 6 دی‌ماه به ماهشهر اعزام شد تا با بالگرد به آبادان حرکت داده شود و مواضع دفاعی جزیره آبادان را تقویت نماید.

به منظور کسب اطلاع از آخرین وضعیت دشمن در منطقه سرپل شرق کارون، فعالیت شناسایی واحدهای فرماندهی اروند شدیدتر شد و حرکات دشمن زیر نظر قرار گرفت و این مرحله از عملیات فعالیت، ویژه‌ای در نیروهای دشمن مشهود نبود. آنها فقط به تحکیم مواضع دفاعی می‌پرداختند و با توپخانه و خمپاره‌انداز مواضع نیروهای ما را که تا فاصله برد خمپاره‌اندازها به مواضع دشمن نزدیک شده بودند، زیر آتش قرار می‌دادند و تلفاتی نیز به نیروهای ما وارد می‌کردند. چنان‌که فرمانده تیپ37 زرهی تلفات و خسارات وارده در روز 5 دی‌ماه را هفت نفر شهید، 27 نفر مجروح یک دستگاه تانک، یک دستگاه نفربر و یک دستگاه جیپ آسیب‌دیده گزارش نمود و علل تلفات را حملات بالگردها و آتش توپخانه و خمپاره دشمن اعلام کرد.

تیپ37 در گزارش دیگری اظهار نمود؛ فقط یک آتشبار توپخانه130م‌م با هشت قبضه توپ در پشتیبانی آن تیپ قرار دارد که برای پوشش منطقه وسیع تیپ کافی نیست و درخواست نمود یک گردان توپخانه155 میلی‌متری و یک آتشبار کاتیوشا در پشتیبانی تیپ قرار داده شود.

فرمانده تیپ37 زرهی که مأموریت تلاش اصلی حمله در چند روز آینده را دریافت کرده و برای اجرای آن برآورد وضعیت نموده بود، به این نتیجه رسید که در شرایط موجود عملیاتی، احتمال موفقیت آن تیپ در حمله به مواضع مستحکم دشمن بسیار ضعیف است. لذا در تاریخ 5 دی‌ماه نظریات خود را به فرماندهی اروند گزارش داد که خلاصه آن چنین بود: کلیه پرسنل تیپ آرزومندند با شکستن محاصره آبادان نگرانی فرماندهان و دولت جمهوری اسلامی ایران و ملت و امام را برطرف سازند، اما اجرای این مأموریت در شرایط موجود حاکم بر منطقه عملیات مستلزم بررسی‌های بیشتری است و با توجه به تجربیات چند ماه گذشته حرکت تانک‌ها در زمین صاف، باید محور پیشروی به صورت تدریجی به مواضع دشمن نزدیک شود و طول محور پیشروی را کمتر کند و خودروهای زرهی حمله‌ور به دشمن مدت زمان کوتاهتری در زمین باز زیر آتش جنگ‌افزارهای ضدتانک دشمن قرار گیرند.

 ضمناً فرمانده تیپ درخواست پشتیبانی توپخانه و مهندسی بیشتری کرد، ولی فرماندهی اروند تصمیم قطعی برای اجرای این عملیات تعرضی را گرفته بود و نمی‌توانست پیشنهاد تیپ37 زرهی را به طور جدی مورد توجه قرار دهد. بنابراین، فرمانده تیپ37 زرهی مجبور بود با شرایط موجود برای حمله آماده شود. یک مشکل عمده در سر راه محور پیشروی تیپ37 زرهی میدان‌های مین کاشته شده به وسیله دشمن در جلو و داخل مواضع وی بود و تیپ37 عنصر مهندسی در اختیار نداشت تا برای برداشتن میدان مین از آن استفاده نماید. برای این منظور از فرماندهی اروند درخواست کرد عنصر مهندسی آن فرماندهی این وظیفه را بر عهده بگیرد.

فرماندهی اروند در حدود مقدورات خود، عناصر و وسایل مهندسی در اختیار تیپ37 زرهی قرار داد و طی دستوری به تیپ ابلاغ کرد تا روز نهم دی‌ماه آماده برای اجرای مأموریت باشد و در این دستور، یادآوری نمود که باید از این فرصت حداکثر استفاده را بکند، زیرا دیگر نه فرصتی برای تیپ و نه مجالی برای فرماندهی اروند باقیمانده و یادآور شد که اختیار دشمن و آسمان در دست آن فرماندهی نیست و مردم نیز صبر و تحمل خود را از دست داده‌اند. متن همین دستور خلاصه بیانگر شرایط غیرنظامی حاکم بر صحنه‌های عملیات می‌باشد و حقیقتاً چنین حالتی در جامعه ما درباره آغاز عملیات تعرضی متقابله وجود داشت.

درباره دریافت واحد بیشتر از نیروی زمینی فرماندهی اروند از طریق ستاد مشترک و ستاد نیروی زمینی اقدامات مکرر قبلی را دنبال می‌کرد، تا اینکه فرمانده نیروی زمینی آخرین نظر خود را در ششم دی‌ماه بدین شرح ابراز نمود:

درباره تقویت یگان‌های فرماندهی اروند مجدداً یادآوری می‌شود که با توجه به مسئولیت و وظایفی که نیروی زمینی برای اجرای همه طرح‌های عملیاتی خوزستان دارد نیروی زمینی علاوه بر یگان‌های موجود فرماندهی اروند که نسبت به یگان‌های مستقر در سایر معابر زیاد است، یگان اضافی دیگری ندارد تا قبل از عملیات یا در حال عملیات و یا بعد از عملیات در اختیار فرماندهی اروند قرار دهد. مع‌الوصف برابر پیشنهادات قبلی اگر ستاد مشترک باز هم معتقد است که می‌توان از نیروهای موجود مناطق دیگر را در اختیار فرماندهی اروند گذاشت مجدداً پیشنهاد می‌گردد که مسئولیت همه نیروی زمینی به فرماندهی اروند واگذار شود تا آن فرماندهی بتواند با احساس مسئولیت در تمام مناطق عملیاتی نیروهای موجود را تقسیم و گسترش دهد.

امضاء ف نزاجا: سرتیپ ظهیرنژاد

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده