• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
چند رسانه ای
قطعنامه ها
کتاب های آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد


بخش چهارم:آغاز تهاجم سراسری عراق

بالاخره تهدید نیروهای عراقی در 21 شهریور ماه کاملاً قطعی به نظر رسید و لشکر به تیپ1 زرهی دستور داد؛ تمام یگان‌های زیرامر خود را به منطقه عملیاتی اعزام کند

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

و یک گروه رزمی در موضع مقدم در حوالی پاسگاه طلائیه و گروه رزمی دیگر در حوالی پاسگاه شلمچه (غرب خرمشهر) مستقر نماید و به گردان 312 توپخانه 155 میلیمتری خود کششی نیز که برای مأموریت کمک مستقیم تیپ1 زرهی تعیین شده بود، دستور داده شد؛ به نحوی در منطقه مرزی گسترش یابد که بتواند از عناصر تیپ1 زرهی پشتیبانی کند. در همین روز به گردان 231 تانک ام-60 مستقر در هفتگل نیز دستور داده شد: از پادگان هفتگل به جنوب غربی اهواز تغییر مکان کند و در پادگان حمید مستقر گردد. به گردان 221 سوار زرهی نیز دستور داده شد، تمام عناصر گردان را در خط پوشش از طلائیه تا پاسگاه کیلومتر 25 گسترش دهد.

حوادث روز 21 شهریور آن چنان سریع اتفاق می­افتاد که لشکر مجبور شد کراراً در دستورات قبلی خود تجدیدنظر کند و دستورات تکمیلی صادر نماید. از جمله این دستورات، آن بود که لشکر ابتدا به تیپ1 زرهی ابلاغ نمود؛ یک گروه رزمی در شلمچه مستقر سازد. بعد دستور داد یک گروهان تانک به پادگان دژ اعزام شود. بالاخره در دستور سوم ابلاغ کرد؛ تمام گردان 232 تانک چیفتن به خرمشهر اعزام گردد. در نتیجه در 21 شهریور ماه، یگان‌های لشکر 92 زرهی وضعیت اولیه پدافندی را در مناطق مسئولیت خود اتخاذ نمودند.

اولین مشکل عملیاتی، از همان روز اول نمایان شد و آن کمبود امکانات مهندسی برای ایجاد حفاظ و جان پناه و کندن سنگر و ایجاد موانع بود. قبلاً گفتیم که لشکر در هشتم شهریور ماه، به گردان مهندسی مأموریت داد؛  این وظیفه را انجام دهد. ولی گردان مهندسی مقدوراتی نداشت و نتوانست کاری انجام دهد. لذا لشکر به فرماندهان واحدهای رزمی دستور داد؛ با مراجعه به فرمانداری­ها و بخشداری مناطق عملیات، تعدادی وسایل سنگین مهندسی مانند بلدوزر و لودر دریافت کنند و هر گونه استحکامات مورد نیاز را برای یگان‌های خود تهیه نمایند. در حالی که خود لشکر نتوانسته بود از طریق استانداری این کار را انجام دهد، مسلماً انجام آن برای فرماندهان تیپ و گردان و فرمانداری­ها و بخشداری­ها نیز چندان امکان پذیر نبود. متأسفانه باید گفت؛ این­گونه دستورات بیشتر جنبه سلب مسئولیت از خود را داشت. چنان‌که لشکر در پایان همان دستور چنین نوشت که تأخیر و قصور در این امر موجب مسئولیت شدید فرماندهان و روسای رکن سوم یگان‌ها خواهد بود.

آخرین روزهای قبل از جنگ، یکی بعد از دیگری سپری می­شد. هرقدر زمان به جلو می­رفت، تمرکزات نیروهای عراق در نزدیکی مرز بیشتر می­شد و احتمال آغاز جنگ به حالت قطعی نزدیک­تر می­گردید.

در 25 شهریور ماه، لشکر بر اساس اعلام نظر نیروی زمینی، به واحدها ابلاغ کرد که حمله نیروهای عراق به خوزستان در آینده نزدیک قطعی است و بایستی آماده برای مقابله با این تهدید باشند. در این روز تیپ1 زرهی، گسترش واحدهای زیرامر خود را چنین گزارش داد: قرارگاه تیپ و گردان 121 مکانیزه در ایستگاه حسینیه (40 کیلومتری شمال خرمشهر و 80 کیلومتری جنوب اهواز) مستقر شد، گروه رزمی 264 تانک در منطقه پاسگاه طلائیه و کوشک موضع پدافندی اشغال کرده، یک گروهان مکانیزه از گردان 165 مکانیزه با یک دسته تانک در پاسگاه کیلومتر 25 استقرار یافته و بقیه گردان 165 مکانیزه و گردان 232 تانک نیز به خرمشهر اعزام گردیده و زیرامر فرماندهی اروند قرار گرفته است.

از نظر گسترش واحدهای توپخانه که در تمام طول جنگ تحمیلی نقش فعالی داشتند، لشکر 92 زرهی دارای چهارگردان توپخانه 155 میلیمتری سازمانی بود که در اختیار هر تیپ، یک گردان توپخانه قرار داده بود و گردان چهارم که به نام گردان 330 بود، نقش عمل کلی داشت. نظر به این‌که منطقه عملیاتی اهواز نیاز بیشتری به توپخانه داشت، فرمانده لشکر در 26 شهریور ماه، این گردان را در تقویت آتش گردان 312 کمک مستقیم تیپ1 زرهی قرار داد و این گردان همان روز به منطقه عملیاتی جنوب اهواز اعزام شد و در بین پاسگاه کوشک و کیلومتر 25 مستقر گردید.

با افزایش تمرکزات عناصر لشکر 92 زرهی در مواضع نزدیک مرز، عکس­العمل نیروهای عراقی شدیدتر گردید و نیروهای بیشتری در مواضع نزدیک مرز مستقر شد. به نحوی که واحدهای خودی مستقر در نزدیکی مرز اطلاعاتی حاکی از حمله قریب­الوقوع نیروهای عراق گزارش دادند. رده­های بالای فرماندهی نیروهای مسلح ایرانی نیز آن را تأیید کردند.

گسترش پدافندی عناصر لشکر 92 زرهی در مناطق عملیاتی نزدیک مرز در روز 27 شهریور ماه، تقریباً خاتمه یافت. گردان 231 تانک نیز که از هفتگل حرکت کرده بود، در این روز به جنوب اهواز رسید. لشکر دستور داد و این گردان تانک نیز در خط مقدم مواضع پدافندی در شمال کوشک مستقر گردید. بدین ترتیب در منطقه مرزی جنوب غربی اهواز از طلائیه تا کوشک و پاسگاه کیلومتر 25 در جبهه­ای به عرض حدود 60 کیلومتر دو گردان تانک و یک گردان مکانیزه با هدایت قرارگاه تیپ1 زرهی گسترش یافت.

گردان 221 سوارزرهی نیز به عنوان نیروی پوشش لشکر در جلوتر از خط پدافندی تیپ1 عملیات گشتی و شناسایی و تأمینی را اجراء کرد. دو گردان توپخانه 155 میلیمتری خود کششی نیز برای پشتیبانی آتش این واحد در منطقه طلائیه تا پاسگاه کیلومتر 25 گسترش یافت.

با توجه به احساس خطر جدی از جانب نیروهای عراق، نیروی زمینی از دهه سوم شهریورماه تصمیم گرفت؛ عناصر تقویتی به خوزستان اعزام کند. در اجرای این تصمیم دو آتشبار توپخانه کاتیوشا در 26 شهریور ماه به خوزستان اعزام شد که یک آتشبار آن در منطقه طلائیه مستقر گردید و آتشبار دیگر به آبادان اعزام شد و در تقویت آتش واحدهای مستقر در منطقه خرمشهر آبادان قرار گرفت.

دستور داده شد؛ یک گردان توپخانه 130 میلیمتری نیز به اهواز اعزام گردد که این گردان نیز در 29 شهریور به اهواز رسید. لشکر دستور داد در تپه الله اکبر مستقر و در پشتیبانی تیپ 3 زرهی قرار گیرد.

برخوردهای سبک بین پاسگاه­های مرزی ایران و عراق در نقاط دیگر مرز از اوایل شهریور و به ویژه از اوایل دهه سوم آن در جریان بود، اما هنوز در پاسگاه­های مرزی جنوب غربی اهواز درگیری نزدیک بین نیروهای ایرانی و عراقی ایجاد نشده بود. فقط چندبار گلوله­های توپخانه به وسیله طرفین به مواضع یکدیگر پرتاب شده بود.

در 28 شهریور ماه، با توجه به نیروهایی که در مناطق دیگر به ویژه در منطقه غرب جریان داشت، حمله همه جانبه نیروهای عراق در خوزستان نیز کاملاً احساس گردید و لشکر به یگان‌های سازمانی و زیرامر دستور داد؛ آماده مقابله با حملات زمینی و هوایی دشمن باشند. به گروه هوانیروز مستقر در منطقه لشکر دستور داده شد؛ هلی­کوپترها مهمات رزمی را سوار کنند و آماده صددرصد برای اجرای مأموریت جنگی باشند.

در این روز، فعالیت نیروهای عراقی نیز در نزدیکی مرز پاسگاه طلائیه کاملاً مشهود گردید و نیروهای عراقی شروع به احداث خاکریز و تهیه مواضع آتش برای جنگ افزارهای خود کردند. در این روز نبردهای هوایی بین نیروهای ایران و عراق جریان یافت و بحران سیاسی به مرحله شروع جنگ کامل بین دو کشور کشیده شد.

عناصر اطلاعاتی لشکر برآورد کردند که نیروهای جلودار دشمن درمنطقه عملیات جنوب غربی اهواز شامل دوگروه رزمی خواهند بود که یک گروه رزمی در محور تنومه پاسگاه کیلومتر 25 ایستگاه حسینیه و گروه رزمی دیگر در محور تنومه کوشک جفیر پیشروی خواهد کرد. لذا تیپ1 زرهی آماده شد؛ با سه گروه رزمی که در اختیار داشت و با همکاری پاسگاه­های ژاندارمری و گردان 221 سوارزرهی و با پشتیبانی دو گردان توپخانه و یک آتشبار کاتیوشا، نیروی جلودار دشمن را منهدم نماید.

اما مسئله مهم در عملیات پدافندی، آرایش مواضع پدافندی و تهیه استحکامات و ایجاد موانع از جمله میدان مین در جلو خط پدافندی است که به علت عدم امکانات مهندسی، تقریباً فعالیتی در این مورد از طرف عناصر لشکر 92 زرهی انجام نگرفته بود. نیروهای ما در دشت باز و در زمین صاف مستقر شده بودند. چنان‌که هواپیماهای خودی که بر فراز مواضع عناصر لشکر 92 زرهی پرواز کردند، گزارش دادند؛ اصولاً وضع استقرار و گسترش نیروهای ما بسیار نامطلوب است و هیچگونه استتار و حفاظ و حتی حداقل تفرقه مطلوب مشاهده نشده است. متأسفانه باید گفت این ضعف امکانات سبب وارد شدن لطمات جبران ناپذیری به لشکر درمنطقه عملیات مورد بحث گردید.

در 29 شهریور ماه، یک آتشبار 175 میلیمتری خودکششی گردان 388 توپخانه از گروه 33 نیز به اهواز اعزام شد که به دستور لشکر در حوالی ایستگاه حسینیه مستقر گردید تا بتواند واحدهای دشمن را در مقابل شلمچه تا کوشک زیرآتش بگیرد. زیرا این توپ­ها حدود 40 کیلومتری برد داشتند و می­توانستند نیروهای دشمن را از مسافت 40 کیلومتر زیر آتش قرار دهند.

با وجود این‌که درگیری­های شدید مرزی از اوایل دهه سوم شهریور در منطقه خرمشهر آبادان و همچنین در منطقه مرزی بستان فکه آغاز گردیده بود، ولی در منطقه مرزی جنوب غربی اهواز تا شروع همه جانبه جنگ در اوایل مهرماه 1359 برخوردهای جدی بین نیروهای ایرانی و عراقی رخ نداده بود.

نکته جالب توجه این‌که تا روز 30 شهریور ماه، هنوز منطقه مسئولیت تیپ1 زرهی؛ تمام منطقه جنوب اهواز تا کرانه اروند رود و دهانه فاو به عرض بیش از 160 کیلومتر بود. تیپی که حتی فرمانده نداشت و یک افسر مخابرات، تیپ1 زرهی را هدایت می­کرد، بایستی فعالیت تمام عناصر مستقر در این منطقه را کنترل نماید. زیرا طرح عملیاتی لشکر 92 زرهی به نام طرح حُر در 27 شهریور منتشر شد و در آن طرح، تمام منطقه 400 کیلومتری لشکر  به 3 تیپ واگذار شد که تیپ1 زرهی مسئولیت تمام منطقه جنوبی لشکر را عهده دار شد.)

روز 30 شهریور، یعنی یک روز قبل از آغاز جنگ لشکر، مسئولیت هدایت عملیات جزیره آبادان را، فرماندهی منطقه جنوب به سرپرستی فرمانده پایگاه دریایی خرمشهر محول کرد. مسئولیت منطقه مرزی از کرانه نهر خین تا جنوب باتلاق هورالهویزه را به تیپ1 زرهی واگذار نمود و عرض منطقه مسئولیت تیپ1 زرهی به 90 کیلومتر تقلیل یافت.

در روز 30 شهریور، آثار و علایم حمله قطعی دشمن نمایان شد. نیروی زمینی به لشکر 92 زرهی دستور داد؛ به محض هر گونه حرکت عملی خصمانه از طرف دشمن، با قدرت و شدت کامل پاسخ داده شود. برآوردهای اطلاعاتی اولیه عناصر اطلاعاتی ایران نشان می­داد که ارتش عراق در آغاز تهاجم عمومی، واحدهای بزرک را وارد عمل نخواهد کرد. ابتدا با واحدهایی به استعداد گروه رزمی گردانی در معابر وصولی عمده وارد سرزمین ما خواهد شد. بر اساس این برآورد اطلاعاتی قبل از آغاز جنگ، به نظر می­رسید که نیروهای موجود ما در خوزستان که همان عناصر لشکر 92 زرهی بودند قادر خواهد شد، نیروهای متجاوز را منهدم یا عقب برانند. این خوش بینی غیرموجه سبب شده بود که قبل از آغاز جنگ اقدامات لازم برای تقویت عناصر لشکر 92 زرهی به عمل نیاید.

حتی در دستوری که ستاد مشترک به نیروی زمینی داد، ابلاغ کرد؛ بعد از متوقف کردن نیروهای دشمن در مواضع نزدیک مرز اقداماتی به عمل آید که نبرد به داخل خاک دشمن کشانده شود. البته این برآورد در مرحله مقدماتی شروع جنگ تا حدودی بر اساس قراین و شواهد موجود، احتمالی به نظر می­رسید. زیرا در برخوردهای مرزی که بین نیروهای ایران و عراق در کرانه نهر خین در منطقه خرمشهر و منطقه بین بستان و فکه و همچنین در جبهه غرب (باختران) بوجود آمده بود، نیروهای عراقی نتوانسته بودند در مقابل ضربات نیروهای ایرانی عکس­العمل چندان شدید نشان دهند. براساس این وضعیت، فرمانده لشکر 92 زرهی در 30 شهریور ماه، در پیامی که برای واحدهای لشکر فرستاد، چنین اظهار نمود: جریان نبردهای چند روز گذشته نشان می­دهد؛ با ضربات سختی که عناصر لشکر به نیروهای متجاوز عراق وارد کرده­اند، دشمن متوجه شده است که آن طور هم که برآورد کرده، لشکر 92 زرهی ضعیف نیست و رزمندگان ما در خوزستان با اعتقاد و ایمان کامل به انقلاب اسلامی و لزوم نگهداری میهن اسلامی در مقابل هرگونه تجاوزی مقاومت خواهند کرد و متجاوز را بر جای خود خواهند نشاند.

این پیام، گرچه تا حدودی ناشی از احساسات بود، ولی موفقیت­های نسبی برخوردهای مرزی نیز در اندیشه کلی این پیام مؤثر بود.

بالاخره روز آغاز جنگ فرا رسید و در بعد از ظهر روز 31 شهریور ماه نیروی هوایی عراق، ده شهر ایران از جمله شهرهای استان خوزستان را بمباران کرد. شهر اهواز از جمله هدف­های هواپیماهای عراقی بود. علاوه بر اهواز فرودگاه امیدیه و آبادان و پادگان حمید بمباران شد.

نیروی زمینی عراق نیز تجاوزات مرزی را آغاز نمود. این تجاوزات در روز 31 شهریور ماه، به گلوله باران پاسگاه­های مرزی و همچنین چاه‌ها و تأسیسات نفتی نزدیک مرز محدود گردید. اولین درگیری زمینی بین نیروهای ایران و عراق در منطقه جنوب غربی اهواز در حوالی پاسگاه­های طلائیه و کوشک بین عناصر گردان 221 سوارزرهی لشکر 92 زرهی با نیروهای عراقی بوجود آمد. این گردان گزارش داد که هواپیماهای دشمن در ارتفاع پایین بر روی مواضع یگان‌های خودی پرواز کردند.

با حمله شدید هوایی دشمن به شهرهای ایران از جمله تهران، شروع جنگ قطعی شد و چنین بنظر می­رسد که تازه بعد از این واقعه، مسئولان سیاسی و نظامی ایران قبول کردند که تهدیدات شش ماهه عراق طبل توخالی نبوده است، لذا تلاش­های جدی و مؤثر برای مقابله با تهدیدات عراق بعد از این حمله هوایی آغاز گردید.

اما هنوز خوش بینی بیش از حد در بعضی از مقامات وجود داشت، چنان‌که ستاد مشترک در ساعت 1730 روز 31 شهریور دستوری به این مضمون به نیروی زمینی ابلاغ کرد؛ «دستور دهید؛ ضمن سد کردن تجاوز زمینی ارتش عراق در خط مرز با توجه به وضعیت و متناسب با توانایی، حملات محدود را به خاک عراق هدایت و هدف­های مناسبی را اشغال نمایند» این دستور نشان می­دهد که واقعاً بعضی از مقامات  نظامی ایران تا زمان تهاجم همه جانبه ارتش عراق به ایران تصور نمی­کردند که ارتش عراق توانایی حمله به ایران را داشته باشد. مقامات سیاسی عراق نیز آنچنان اعتمادی به ارتش عراق ندارند تا خطر عدم موفقیت را قبول نمایند. یا شاید برآوردهای سیاسی و اجتماعی دیگری در مقامات بالای تصمیم گیری به عمل می­آمد و نتیجه گیری می­شد که حکومت عراق به نیروهای مرزی اکتفا خواهد کرد و جنگ تمام عیار را آغاز نخواهد نمود. ولی حوادث نشان دادند که اگر چنین برآوردهایی بوده بر اساس واقعیت نبوده است.

حملات هوایی عراق در تمام مدت بعد از ظهر روز 31 شهریورماه در خوزستان به طور متناوب ادامه یافت و نقاط مختلف خوزستان در ساعات مختلف به وسیله هواپیماهای عراق بمباران گردید و در پایان این روز اولین حرکت یگان‌های نیروی زمینی عراق در منطقه عملیاتی مورد بحث در محور نشوه طلائیه آغاز شد. طبق گزارشی که ژاندارمری داد، پاسگاه طلائیه قدیم در آغاز شب با آتش نیروهای عراقی منهدم شد و نیروهای عراقی آن پاسگاه را اشغال کردند و پاسگاه‌های طلائیه جدید و کوشک را زیر آتش گرفتند.

بنابراین، اولین تجاوز زمینی نیروهای متجاوز عراق در منطقه جنوب غربی اهواز از پاسگاه طلائیه قدیم آغاز گردید. گردان 221 سوارزرهی که مسئولیت تأمین و مراقبت این منطقه را عهده دار بود، نتوانست از اشغال پاسگاه طلائیه قدیم جلوگیری کند. با فرا رسیدن شب، عملیات تهاجمی عراق موقتاً متوقف گردید. ولی شب اول مهرماه 1359 آبستن حوادث خونینی بود که از آغاز روز  اول مهرماه با شدتی فوق­العاده جریان پیدا کرد و ما شرح اجرای این حوادث را در منطقه جنوب غربی اهواز دنبال می­کنیم.

دولت عراق، بعد از روی کار آمدن حزب بعث در 1947 چشم طمع به خوزستان دوخته بود و طرح­ها و برنامه­هایی برای تهاجم به خوزستان پیش­بینی کرده بود که از جمله پیش­بینی­ها، سازماندهی یک ارتش بسیار نیرومند به نسبت وسعت و جمعیت و امکانات اقتصادی عراق بود که در طول قریب 20 سال توانسته بود؛ یک نیروی زمینی بسیار نیرومند شامل 12 لشکر و دهها تیپ مستقل تشکیل دهد، به نحوی که در آغاز جنگ تحمیلی تعداد تیپ­های عراق 99 تیپ از انواع زرهی و مکانیزه و پیاده و احتیاط و گارد مرزی و نیروی مخصوص بود. در صورتی که در آخرین روزهای حیات رژیم قبلی ایران نیروی زمینی ایران جمعاً 25 تیپ داشت.

نظر به این‌که هدف اصلی تشکیل ارتش قوای عراق، درگیر شدن با کشور ایران بود، گسترش یگان‌های عمده عراق نیز به نحوی بود که در حداقل مدت زمان بتواند در منطقه شرق عراق وارد عمل گردد.

بنابراین تدبیر کلی عناصر اصلی نیروی زمینی عراق که در سازمان 3 سپاه قرار داشتند، در مناطق شرقی عراق و در مقابل ایران استقرار پادگانی داشتند. سپاه1 شامل؛ لشکرهای 2 پیاده در کرکوک، 4 پیاده در موصل، 8 پیاده در اربیل، 7 و 11 پیاده در سلیمانیه و 12 زرهی در دهوک گسترش پادگانی داشت که ضمن کنترل منطقه کردستان عراق، آمادگی درگیر شدن با نیروهای مسلح ایران در شمال­غربی ایران را داشت.

سپاه 2 عراق شامل؛ لشکرهای 3 زرهی در تکریت، 6 زرهی در بعقوبه، 10 زرهی در بغداد مستقر بود که در مقابل استان کرمانشاه و ایلام ایران و در منطقه میانی مرز مشترک قرار گرفته بود.

سپاه 3 عراق شامل؛ لشکر یک مکانیزه در دیوانیه، لشکر 5 مکانیزه در بصره، لشکر 9 زرهی در سماوه مستقر بود که در مقابل استان خوزستان ایران قرار می­گرفت.

با توجه به این گسترش پادگانی، ملاحظه می­گردد که در مقابل منطقه عملیاتی لشکر 92 زرهی، در زمان صلح حداقل سه لشکر عراقی، آماده برای عملیات بود. لشکر 10 زرهی نیز با یک راهپیمایی حدود 150 کیلومتری می­توانست در العماره و علی غربی مستقر شود و آماده برای وارد عمل شدن گردد. علاوه بر این­ها، تیپ 10 مستقل زرهی نیز در منطقه بغداد مستقر بود که می­توانست مستقل یا همراه لشکر 10 زرهی در مدت زمان کمتر از 24 ساعت از بغداد به کوت­العماره و علی غربی تغییر مکان نماید.

همان­گونه که قبلاً یادآور شدیم، در تمام منطقه عملیاتی خوزستان فقط لشکر 92 زرهی مستقر بود. در یک نبرد ناگهانی فقط این لشکر می­توانست با نیروهای مهاجم وارد مبارزه شود و اتفاقاً در جنگ تحمیلی همین وضع پیش آمد.

البته در طرح­های عملیاتی ایران پیش­بینی شده بود که در صورت احساس تهدید از جانب عراق، لشکر 16 زرهی نیز به خوزستان تغییر مکان کند. اما این لشکر در پادگان‌های قزوین و زنجان و همدان مستقر بود که با شمالی ترین منطقه عملیاتی خوزستان یعنی غرب دزفول بیش از 700 کیلومتر فاصله داشت.

در آغاز جنگ تحمیلی، عناصر این لشکر حتی در پادگان‌های خود نیز نبودند و در کردستان درگیر عملیات داخلی بودند و برای تغییر مکان آن‌ها به خوزستان لازم بود، ابتدا از مأموریت تأمین امنیت داخلی کردستان رها شوند و به پادگان‌های خود مراجعت کنند و بعد ترتیب انتقال آن‌ها از همدان و زنجان و قزوین به تهران و سپس خوزستان داده شود. زیرا حداقل، وسایل سنگین این لشکر بایستی به وسیله راه آهن به خوزستان حمل ­شود. راه­آهن خورستان نیز الزاماً از طریق تهران بود.

قبل از آغاز جنگ، به علل مسایل داخلی هیچگونه اقدامی برای رها شدن عناصر لشکر 16 زرهی از عملیات کردستان و انتقال آن به خوزستان به عمل نیامده بود. در نتیجه بنا به ضرب­المثل فارسی « آمد به سرم از آنچه می­ترسیدم» قبل از آغاز جنگ تحمیلی همان وضعی در خوزستان پیش آمد که مقامات مسئول نظامی و سیاسی ایران از سال 1348 نگران آن بودند.

گرچه به علت اختلالاتی که در سازمان‌های کلی کشور ایران به علت حوادث انقلاب به وجود آمده بود و سازمان‌های اطلاعاتی نیز اعم از نظامی و غیرنظامی تقریباً بکلی فلج شده بودند، لذا ارتش جمهوری اسلامی ایران، اطلاعات چندان مورد اعتمادی از وضعیت سیاسی و نظامی عراق نداشت. ولی حداقل برآوردی که درباره وارد عمل شدن نیروهای عراقی در منطقه خوزستان امکان پذیر بود، این بود که عناصر سپاه 3 ارتش عراق شامل لشکرهای1 و 5 مکانیزه و 9 زرهی به طور قطع در خورستان وارد عمل می­شود. بنابراین، لشکر 92 زرهی ایران حداقل با سه لشکر عراق مواجه می­گردید و عملاً نیز چنین وضعی پیش آمد و ارتش متجاوز عراق چند روز قبل از آغاز جنگ تحمیلی، لشکر1 مکانیزه را در منطقه عملیات غرب فکه گسترش داد و لشکر 5 مکانیزه را در شرق بصره مستقر کرد و لشکر 9 زرهی را نیز در بصره به عنوان احتیاط نگه­داشت.

با این ترتیب، در آغاز جنگ عناصر لشکر 92 زرهی و سایر عناصر نیروهای مسلح ایران، شامل؛ ژاندارمری و سپاه پاسداران در منطقه عملیاتی اهواز و خرمشهر مورد تهاجم لشکر 5 مکانیزه عراق قرار گرفتند.

همان­گونه که بیان شد، عناصر لشکر 92 زرهی در تمام این منطقه، فقط تیپ1 زرهی با دو گردان تانک و دو گردان مکانیزه و یک گردان مستقل سوارزرهی بود که جمع استعداد رزمی آن‌ها کمتر از دو گردان رزمی بود.

اطلاعات رزمی اولیه نشان می­داد که در تهاجم اولیه لشکر 5 مکانیزه عراق در شرق بصره که از اول مهرماه 1359 بطور جدی آغاز شد، تیپ­های 15 و 20 مکانیزه از تنومه به سمت شمال شرقی و به مقصد وصول به هدف­های سوسنگرد و اهواز پیشروی کردند. تیپ 26 زرهی آن لشکر برای اشغال خرمشهر تلاش نمود. با توجه به اطلاعات دقیقی که ارتش عراق از وضعیت استعداد و گسترش لشکر 92 زرهی ایران داشت، احتمالاً مقامات مسئول نظامی عراق برآورد کرده بودند که همین دو لشکر مکانیزه، یعنی لشکر1 مکانیزه در جبهه غرب دزفول و شوش و لشکر 5 مکانیزه در جبهه اهواز و خرمشهر برای انهدام عناصر لشکر 92 زرهی ایران و وصول به هدف­های راهبردی خرمشهر و اهواز و سوسنگرد و غرب رودخانه کرخه در منطقه عملیاتی شوش و دزفول کافی خواهد بود. ضمن این‌که لشکر 9 زرهی سپاه 3 نیز به صورت احتیاط، خواهد توانست با یک راهپیمایی حدود 150 کیلومتری به منطقه عملیاتی فکه برسد و با عبور از رودخانه  دجله در بصره یا نشوه سریعاً در منطقه عملیات اهواز و خرمشهر وارد عمل گردد.

به هر حال، بر مبنای منطق معمولی نظامی، این سه لشکر عراقی، برای انهدام نیروهای مسلح ایران در جبهه­های نبرد خوزستان از هر لحاظ کافی به نظر می­رسید. علاوه بر آن، شرایط سیاسی و اجتماعی ویژه­ای که در اثر انقلاب در ارتش ایران به وجود آمده بود، طبعاً ستادهای عراقی برآورد می­کردند که چنین ارتشی قدرت مقاومت حتی یک روز را نخواهد داشت. نیروهای عراقی موفق خواهند شد حداکثر در مدت سه روز به هدف­های اولیه راهبردی در داخل سرزمین ایران دسترسی پیدا کنند و با این موفقیت نظامی اولیه، بتوانند فشارهای سیاسی بر دولت جمهوری اسلامی ایران وارد نمایند و ایران را وادار به قبول شرایط آتش­بس و متارکه جنگ و بالاخره انعقاد معاهده صلح تحمیلی براساس خواسته­های اعلام شده دولت عراق نمایند. این خواسته­ها عبارت بودند از:

(1) آبراه شط­العرب (اروند رود) کلاً متعلق به کشور عراق باشد. (2) در مرز زمینی، مناطق مورد ادعای عراق به آن کشور واگذار شود (3) سه جزیره غربی تنگه هرمز شامل تنب­های کوچک و بزرگ و ابوموسی به اعراب واگذار شود (4) ایران از دخالت در امور داخلی عراق خودداری نماید.

با توجه به این برآورد کلی (احتمالی) مقامات مسئول سیاسی و نظامی عراق، نیروهای متجاوز عراق در آغاز جنگ ضروری ندانستند با به‌کار بردن حداکثر قدرت رزمی خود وارد جنگ شوند، زیرا ارتش عراق از قبول تلفات انسانی وحشت داشت و علاقه­مند بود؛ این جنگ را با حداقل تلفات به پیروزی برساند. لذا وارد کردن نیروی زیاد به میدان‌های نبرد را به صلاح خود نمی­دید، چون هر قدر تراکم نیرو در منطقه نبرد بیشتر باشد به همان نسبت میزان تلفات نیز بالاتر می­رود.

اما مقاومت دلیرانه و جانبازانه همان نیروهای متلاشی شده ایران در مقابل نیروهای مجهز و برتر عراق، تمام محاسبات قبلی حکام جاه طلب عراق را برهم زد. آن‌ها متوجه شدند که ملت ایران، همان ملتی است که در طول هزاران سال در مقابل طوفآن‌های سهمگین حوادث تاریخ چون کوهی استوار برجای مانده و در مقابل این حوادث ضربات سختی خورده، اما نابود نگردیده است.

بالاخره بعد از بدست آوردن این تجربه اولیه، فرماندهی عراق متوجه گردید؛ با نیروهای موجود در خط مقدم، قادر نخواهد بود؛ نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را در مدت زمان کوتاهی از پای درآورد و مجبور شد نیروهای بیشتری از جمله لشکرهای 3 و تیپ 10 زرهی را وارد صحنه کارزار خوزستان کند و تلفات بسیار سنگین­تر از آن­را که تصور می­کرد، تحمل نماید.

بار دیگر، برای تجلیل از شهدای گرانقدر خرمشهر، یادآوری می­شود که در این تغییر وضعیت، مدافعین فداکار و جانباز خرمشهر نقشی اساسی ایفا کردند و با دفاع سرسختانه از وجب به وجب خاک میهن اسلامی ما به خصوص از خانه و کاشانه خود در شهر خرمشهر، به دشمن نشان دادند که مصمم­تر و قوی­تر از آن هستند که دشمن در برآوردهای خود منظور کرده بود. لذا جریان نبرد از همان ساعات اول با حوادثی خونین جریان یافت که در منطقه جنوب غربی اهواز، حوادث چنین بود:

گفتیم؛ در پایان روز 31 شهریور ماه، نیروی متجاوز عراق پاسگاه طلائیه قدیم را اشغال کردند و پاسگاه­های  طلائیه جدید و کوشک را نیز با آتش شدید توپخانه گلوله باران نمودند. در همان ساعات اولیه، سرپرست تیپ1 زرهی متوجه شد که با نیروهای موجود در خط مقدم پدافندی قادر نخواهد بود؛ پیشروی نیروهای متجاوز را در خط مرز متوقف سازد. چون مأموریت اولیه کلیه واحدها از جمله همین تیپ این بود که حتی­المقدور نیروهای دشمن را در خط مرز متوقف سازند، تیپ1 مجبور شد؛ همان شب کلیه عناصر رزمی خود را در مواضع نزدیکی خط مرز گسترش دهد. در گزارشی که در این باره به لشکر داد، اعلام کرد که کلیه عناصر تیپ در خط مقدم مستقر شدند و تیپ فاقد نیروی احتیاط است. چنان‌چه رخنه­ای در خط مقدم ایجاد شود، تیپ نیرویی در اختیار ندارد که رخنه را سد نماید. از آغاز روشنایی روز اول مهرماه، جنگ همه جانبه زمینی با شدت ممکن آغاز گردید.

نیروهای متجاوز عراق، با اجرای آتش سنگین توپخانه و سایر جنگ­افزارهای پشتیبانی کننده، پاسگاه­های مرزی طلائیه و کوشک را به زیر آتش گرفتند. عناصر مانوری دشمن شامل یگان‌های مکانیزه و زرهی وارد خاک ایران شدند و به سمت هدف­های پیش­بینی شده پیشروی کردند.

نظر به این‌که جبهه نبرد به نسبت نیروهای موجود بسیار وسیع بود، تیپ1 زرهی با سه گردان رزمی نمی­توانست همه آن را بپوشاند. قسمتی از مناطق الزاماً بدون دفاع بود و دشمن می­توانست از آن مناطق وارد عمل شود و مواضع نیروهای ما را دور بزند و به سرعت به سمت اهواز و هویزه پیشروی نماید. گسترش توپخانه­ها نیز با مشکلی مواجه شده بودند. از یک طرف، آتشبارها بایستی به نحوی مستقر می­شدند که بتوانند در تمام عرض جبهه آتش داشته باشند، از طرف دیگر، این امر سبب تجزیه یگان‌های توپخانه و از بین رفتن اثرات تمرکزی قدرت آتش آن‌ها می­شد.

بعلاوه یگان توپخانه بایستی در عقب مواضع نیروهای رزمی مستقر شود و از نظر پدافندی در پناه آن‌ها قرار گیرد و چون تیپ1 زرهی قادر نبود در تمام منطقه، یگان رزمی مستقر کند، بعضی از این واحدهای توپخانه در نقاطی مستقر بودند که نیروی رزمی کافی برای دفاع از آن محل وجود نداشت. به همین علت اولین مشکل در منطقه تیپ1 زرهی برای آتشبار کاتیوشا که در نزدیکی پاسگاه شهابی مستقر بود پیش آمد. افراد پاسگاه به علت فشار شدید دشمن عقب نشینی کردند و آتشبار در مقابل نیروهای دشمن قرار گرفت. وضعیت خود را گزارش داد و کسب تکلیف نمود. لشکر دستور داد تغییر موضع دهد به نحوی که بتواند بر روی دشمن، آتش اجراء کند.

همان گونه که انتظار می­رفت، نیروهای دشمن در جنوب غربی اهواز که ابتدا در غرب طلائیه کوشک متمرکز شده بودند، در آغاز نبرد از همین منطقه وارد خاک ایران شدند و تلاش کردند پاسگاه­های کوشک و طلائیه را با آتش منهدم و افراد مدافع آن را نابود یا عقب برانند. برای این منظور، در ساعات اولیه حمله، حداکثر آتش را بر روی پاسگاه طلائیه و کوشک  اجراء کردند. در ساعت 0730 ژاندارمری خوزستان مطلع گردید که این پاسگاه­ها منهدم شده و افراد آن‌ها شهید یا اسیر گردیده­اند. نیروهای دشمن پس از انهدام این پاسگاه­ها، به سمت پاسگاه شهابی و خاتمی در حال پیشروی بودند.

هنگ ژاندارمری سوسنگرد که پاسگاه­های یاد شده جزو عناصر آن هنگ بود، گزارش داد به افراد باقیمانده این پاسگاه­ها دستور داده است به نزدیک­ترین یگان ارتشی ملحق شوند.

بنابراین در ساعات اولیه روز اول مهرماه، نیروهای دشمن موفق شدند؛ اولین خط پوشش ما را در خط مرز در هم بشکنند و در داخل خاک ایران پیشروی نمایند.

 

  منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

1395/12/15 11:12:21 54 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
شما می توانید برای دریافت بعضی مطالب از طریق کانال، اینجا تا عضو کانال معارف جنگ شوید و یا شمار تلفن خود را با کلیک بر روی این قسمت وارد کنید تا شما را عضو کانال کنیم
تویضیحات در موتور جستجو
بالاخره تهدید نیروهای عراقی در 21 شهریور ماه کاملاً قطعی به نظر رسید و لشکر به تیپ1 زرهی دستور داد؛ تمام یگان‌های زیرامر خود را به منطقه عملیاتی اعزام کند
نظر شما






4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتمایی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015