• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
چند رسانه ای
قطعنامه ها
کتاب های آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

نبردهای صحنه عملیات غرب (بخش دهم)


نظر به اینکه به علت کوهستانی بودن منطقه، هلیکوپترها میتوانستند با استفاده از پناه تپه ماهورها موضع امنی انتخاب و تانکهای و نفربرهای زرهی دشمن را مورد هدف قرار دهند، توانستند؛ خسارات قابل ملاحظه ای به دشمن وارد کنند و نیروهای دشمن را متوحش سازند. به علت باریک بودن عرض محور عملیات، برای دشمن امکان تفرقه و مانور بسیار محدود بود و دشمن مجبور شد به سمت غرب برگردد تا موضع مناسب تری اشغال نماید. خلبانان ما به وضوح این عقب نشینی را دیدند و آن را گزارش نمودند.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

با توجه به این گزارش فرمانده لشکر 81، نیروهای دشمن در شش روز اول نبرد، موفق شده بودند به طور متوسط حدود 20 کیلومتر در خاک میهن ما در منطقه قصرشیرین، سومار، میمک پیشروی کنند و اما در محور گیلانغرب عمق منطقه پیشروی دشمن از خط مرز تا  تنگ کورک حدود 40 کیلومتر بود. در حالی‌که این محور مناسب­ترین شرایط طبیعی برای دفاع داشت و اگر گروه رزمی که در روزهای قبل از جنگ در سه راهی گیلانغرب قصرشیرین مستقر بود، با آهنگی منظم و کنترل شده عقب­نشینی می­کرد، ساده­تر ازیگان‌های دیگر می­توانست پیشروی دشمن را در گردنه امام حسن سد کند. به طور قطع، اگر نیروهای دشمن در این محور با مختصر مقاومتی برخورد می­کردند، تلاشی برای پیشروی انجام نمی‌دادند. اما متأسفانه آن گروه رزمی ما در همان روزهای اول جنگ که تحت فشار دشمن قرار گرفت، صحنه نبرد را به سرعت خالی کرد و بیش از 40 کیلومتر عقب­نشینی نمود. حتی در تنگ کورک نیز توقف نکرد، بلکه تا حوالی انگ دهره عقب­نشینی را ادامه داد و به احتمال زیاد هدفشان آن بود که خود را به پادگان سرپل‌ذهاب برسانند. باید یادآوری نمود جنگی که بدون طرح عملیاتی و با ضعف کامل فرماندهی و کنترل توأم باشد و رهبری عملیات به اختیار فرماندهان عمل کننده باشد، بروز چنین حوادثی عمل غیرعادی نمی­تواند باشد.

همین عمل عقب­نشینی طرح­ریزی نشده و هدایت نشده گروه رزمی مستقر در محور گیلانغرب، سبب گردید؛ نیروهای دشمن بدون برخورد با مقاومتی تا شهر گیلانغرب و در عمق بیش از 50 کیلومتر پیشروی کنند. در حالی‌که نیروهای دشمن بعد از رسیدن به گیلانغرب، در برخورد با قدرت چوب و چماق و تفنگ­های سرپر مردم و سلاح سبک ژاندارمری، فرار را برقرار ترجیح دادند و با ورود یک دسته تانک به گیلانغرب حدود 15 کیلومتر عقب­نشینی کردند. طبق گزارشی که قرارگاه عملیاتی غرب در ساعت 1510 روز هفتم مهرماه داد، در پی تلاش مختصری که نیروهای ما نشان دادند نیروهای دشمن با بجا گذاشتن دو دستگاه تانک تا غرب آبادی گورسفید در 15 کیلومتری غرب گیلانغرب عقب­نشینی نمودند. این وضعیت پیش آمده در محور گیلانغرب سبب شد که ادامه مبارزات اصلی نیروهای ما در منطقه عملیاتی قصرشیرین به محور گیلانغرب کشانده شود. زیرا نیروهای دشمن مواضعی را در این محور اشغال کرده بودند که می­توانست منطقه عقب نیروهای ما را در سرپل‌ذهاب تهدید نماید و فرماندهی دشمن به محور گیلانغرب اختصاص دهد و آن‌ها را حداقل تا گردنه امام حسن که در موازات خط پدافندی ارتفاعات دستک و قراویز در محور قصرشیرین بود، عقب براند. به همین جهت، صحنه مبارزات منطقه کرمانشاه برای مدت زمانی طولانی به محور گیلانغرب کشیده شد که چگونگی آن را در مباحث بعدی بیان خواهیم کرد.

گفتیم؛ صحنه اصلی نبرد در روز هفتم مهرماه، محور گیلانغرب بود. در این نبرد، واحد هوانیروز با تلاش فراوان وارد عمل گردید. نظر به اینکه به علت کوهستانی بودن منطقه، هلی‌کوپترها می­توانستند با استفاده از پناه تپه ماهورها موضع امنی انتخاب و تانک­های و نفربرهای زرهی دشمن را مورد هدف قرار دهند، توانستند؛ خسارات قابل ملاحظه­ای به دشمن وارد کنند و نیروهای دشمن را متوحش سازند. به علت باریک بودن عرض محور عملیات، برای دشمن امکان تفرقه و مانور بسیار محدود بود و دشمن مجبور شد به سمت غرب برگردد تا موضع مناسب­تری اشغال نماید. خلبانان ما به وضوح این عقب­نشینی را دیدند و آن را گزارش نمودند.

خبر موفقیت نیروهای ما در عقب راندن دشمن در محور گیلانغرب خیلی سریع منتشر شد که طبق معمول با اغراق­گویی­هایی نیز همراه بود. به عنوان نمونه شهربانی کرمانشاه اطلاع داد، نیروهای دشمن در محور گیلانغرب 14 کیلومتر عقب­نشینی کردند و در نبرد با رزمندگان ما 84 تانک دشمن نابود شد، حال این رقم از کجا دریافت شده بود، نامعلوم بود. قطعاً نیروهای عراقی در این نبرد، این تعداد تانک یا دیگر خودروها از دست نداده بودند. ولی به هر حال تلاش نیروهای ما در این منطقه نبرد قابل ملاحظه­ بود و به ویژه ورود هلی‌کوپترهای رزمی به صحنه نبرد وحشت فزاینده­ای در نیروهای دشمن ایجاد کرد. در این نبرد یک فروند هلی‌کوپتر ما در تنگ‌حاجیان مورد اصابت موشک دشمن قرار گرفت و سقوط کرد ولی خلبانان آن آسیبی ندیدند.

در روز هفتم مهرماه، نه تنها در محور گیلانغرب، بلکه در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب نیز وضعیت عمومی تا حدودی به نفع نیروهای ما تغییر کرد. نیروهای دشمن اختیاری یا تحت فشار نیروهای ما قسمتی ازمنطقه اشغالی را تخلیه کرده و حدود دو کیلومتر به سمت غرب عقب­نشینی کردند. در این عقب­نشینی، تعدادی از تانک­ها و تجهیزات دیگر دشمن در منطقه تخلیه شده به جا ماند و به دست رزمندگان ما افتاد و تپه رش در محور سرپل‌ذهاب گرده‌نو باویسی به اشغال نیروهای ما در آمد که با اشغال آن، خط پدافندی شمال و شمال‌غربی سرپل‌ذهاب به صورت پیوسته تأمین گردید. در این عملیات بنا به گزارش سپاه پاسداران منطقه سرپل‌ذهاب 40 نفر از افراد دشمن به اسارت نیروهای ما درآمدند.

اما همان‌گونه که در بیان حوادث روز ششم مهرماه اشاره شد، از آن روز به بعد بار دیگر فعالیت عناصر خائن و آشوبگر داخلی از سرگرفته شد. در روز هفتم مهرماه نیز فعالیت این اَشوبگران خائن قسمتی از تلاش نیروهای ما را به خود جلب کرد. اما خوشبختانه ضربات سختی به نیروهای آشوبگر وارد شد. طبق گزارش سپاه پاسداران 46 نفر از اشرار دستگیر و یک کامیون مهمات، دو کامیون سوخت، یک خودرو فیات از اشرار به غنیمت گرفته شد. البته به نیروهای خودی نیز آسیب­هایی وارد گردید و سه دستگاه تانک که در آن شرایط بحرانی جنگ برای نیروهای ما فوق­العاده حساس و با ارزش بود، منهدم گردید. در بعضی مناطق دیگر داخلی از جمله ارتفاعات شمال کرند و دشت حر و حوالی پاسگاه قلقله، آشوبگران اختلالاتی در منطقه به‌وجود آوردند که طبعاً سبب معطوف شدن قسمتی از تلاش مدافعین ما به آن مناطق می­گردید. چنانکه ژاندارمری کرمانشاه گزارش داد؛ قسمتی از عناصر آن یگان در منطقه عملیات کرمانشاه با ضدانقلابیون درگیر هستند و قرارگاه عملیاتی غرب مجبور شد از همان یگان اندک موجود در منطقه پاتاق و سرپل‌ذهاب یک گروهان پیاده برداشت کند و برای سرکوبی اشرار به منطقه قلقله و دشت حر اعزام نماید.

بعد از یک هفته نبرد در جبهه بیش از یک­هزار کیلومتری جنگ، به‌تدریج نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران از حالت ابهام خارج می­شدند و حقایق مسایل جنگ روشن­تر می­گردید و رزمندگان خط مقدم نبرد نیز با شرایط نبرد آشناتر می­شدند. لذا در تمام رده­های فرماندهی، هدایت عملیات حالت نظم و ترتیب منطقی نظامی را باز می­یافت.

در رده ستاد مشترک و نیروی زمینی، برآورد ستادی و تلاش­های پشتیبیانی به صورت منطقی و حساب شده و مؤثر طرح­ریزی و هدایت می­شد و کم­کم روش هدایت جنگ حالت منطقی پیدا می­کرد و از حالت احساسی غیرمنطقی خارج می­شد. واحدهای نیروی زمینی که در مناطق داخلی کشور در پادگان‌ها باقی مانده بودند، به‌تدریج و برحسب امکانات ترابری موجود به میدان‌های نبرد اعزام می­شدند. لشکر 16 زرهی که درگیر مأموریت آرام­سازی کردستان بود، به‌تدریج از این مأموریت رها می­گردید و به صحنه­های جنگ با دشمن خارجی اعزام می­شد. عناصر لشکر 77 پیاده مشهد نیز با قبول خطر احتمالی منطقه شرق در مرز افغانستان به مناطق نبرد غرب و جنوب کشور تغییر مکان می­یافت و آمادگی نیروهای ما برای مبارزه با دشمن متجاوز قوی­تر می­گردید. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران با تلاش بیشتر به بسیج نیروهای مردمی می­پرداخت و سهم بیشتری از مسئولیت دفاع از مهین اسلامی ما را بر عهده می­گرفت. بدین ترتیب به‌تدریج عدم تعادل فوق­العاده­ای که در آغاز جنگ به نفع نیروهای متجاوز وجود داشت، کاهش پیدا می­کرد و توازن نسبی متعادل در صحنه­های نبرد ایجاد می­شد.

براساس این تغییرات بنیادی و مؤثر در رهبری نیروهای ما، تیپ 3 پیاده لشکر 77 مشهد به‌ تدریج به منطقه عملیاتی کرمانشاه تغییر مکان کرد. تمام عناصر گروه 11 و 44 توپخانه که آماده برای شرکت در نبرد بودند، به این منطقه نبرد اعزام شدند. از لشکرهای پیاده تهران و زرهی قزوین نیز عناصری به منطقه نبرد کرمانشاه اختصاص داده شد، گرچه عمده قوای این لشکرها به صحنه عملیات جنوب تغییر مکان نمودند.

ستاد مشترک، با هماهنگی فرماندهان نیروهای سه گانه در جلسه شورای فرماندهان، یک خط مشی عمومی برای نیروهای سه گانه (زمینی، هوایی، دریایی) تعیین و ابلاغ کرد که خلاصه آن چنین بود:

« الف- نیروی زمینی، حداقل پنج روز دیگر در خوزستان مواضع موجود را نگهدارد و به بازسازییگان‌ها بپردازد و از پشتیبانی نیروی هوایی به طور محدود استفاده کند. لشکر 16 زرهی را جمع­آوری و به خوزستان اعزام کند، ازیگان هوانیروز حداکثر بهره­برداری را بنماید و یک گروه رزمی از تیپ 55 پیاده هوابرد را که در بندرعباس مستقر بود، به خوزستان تغییر مکان دهد.

ب- نیروی هوایی، به مأموریت­های برون مرزی تقدم قایل شود و از نیروی زمینی به طور محدود پشتیبانی کند.

پ- نیروی دریایی، یگان مستقر در بندرعباس را در اختیار نیروی زمینی قرار دهد»

هماهنگ با تلاش نیروهای خودی برای بهسازی وضعیت آمادگی رزمی یگان‌ها، عوامل اطلاعاتی ما نیز فعال­تر شدند و هدایت جمع­آوری اطلاعات روش مطمئن­تری پیدا کرد و اطلاعات نسبتاً صحیح­تری از نیروهای دشمن جمع­آوری گردید که می­توانست در تصمیم­گیری هدایت عملیات یگان‌های خودی مورد بهره­برداری قرار گیرد، گرچه متأسفانه به‌نحو مطلوب قرار نگرفت، و ما در شرح وقایع جنگ در صحنه عملیات خوزستان به بعضی نکات حساس آن اشاره کردیم.

در اجرای تلاش­های جمع­آوری اطلاعات که قسمت قابل اعتمادتر آن از افراد اسیر شده عراقی به‌دست می­آید، عوامل اطلاعاتی ما درباره وضعیت نیروهای دشمن در منطقه کرمانشاه اطلاعات زیر را به‌دست آوردند.

لشکر 6 زرهی عراق که در منطقه عملیاتی قصرشیرین وارد عمل شده بود، در دو رده عمومی گسترش یافته بود. رده مقدم آن لشکر در منطقه عمومی باویسی، قصرشیرین وارد عمل گردیده بودند. و رده عقب در حوالی جلولای عراق واقع در غرب خانقین مستقر بود. تیپ 23 لشکر 8 پیاده در منطقه شمال سرپل‌ذهاب (تپه رش)، تیپ 5 پیاده لشکر 4 پیاده در منطقه نفت­شره، تیپ 22 لشکر 8 در منطقه قصرشیرین، تیپ 24 لشکر 10 زرهی در منطقه غرب ایلام، تیپ 31 نیروی مخصوص در نفت­شهر و قصرشیرین، تیپ 94 پیاده بین سرپل‌ذهاب و گیلانغرب وارد عمل شده بودند. گسترش عملیاتی لشکر 6 زرهی عراق که یگان اصلی وارد عمل شده در منطقه عمومی غرب کرمانشاه بود، بدین شرح برآورد گردید؛ تیپ 30 زرهی در منطقه تنگاب کهنه و نو، تیپ 25 مکانیزه در منطقه نفت­شهر و چقاحمام، تیپ 16 زرهی در منطقه قصرشیرین سرپل‌ذهاب وارد عمل گردیده بود.

در منطقه سومار، عناصر تیپ 97 مستقل پیاده وارد عمل شده بودند. بدین ترتیب مشخص گردید که استعداد دشمن در منطقه کرمانشاه حداقل حدود یک لشکر زرهی و یک لشکر پیاده می­باشد. نکته­ای که باید یادآوری شود. این است که در آغاز جنگ نه تنها اطلاعات ما از نیروهای دشمن خیلی ضعیف و مبهم بود، درباره وضعیت نیروهای خودی نیز فرماندهان اطلاعات دقیقی در اختیار نداشتند. حتی در رده­های اجرایی مانند گروهان و گردان فرماندهان نمی­توانستند آمار دقیقی ازیگان تحت فرماندهی خود تهیه کنند و گزارش‌های قابل اعتمادی از وضعیت استقرار و گسترش و استعداد رزمی آن داشته باشند. به همین علت در اغلب گزارش‌های ارسالی معمولاً وضعیت نیروهای دشمن به طور قاطع اعلام می­گردید. ولی درباره وضعیت یگان خودی یادآوری می­شد که بعد از بررسی متعاقباً اعلام خواهد شد. معمولاً این مسئله متعاقباً جامه عمل به خود نمی­پوشید یا هنگامی اعلام می­گردید که دیگر تأثیری در نحوه تصمیم­گیری برای طرح­های عملیاتی نداشت. به عنوان نمونه وضعیت نبرد در منطقه گیلانغرب را ژاندارمری در روز هشتم مهرماه چنین اعلام کرد؛ در ساعات بعداز ظهر روز پنجم مهرماه، واحدهای عراقی تا حوالی قریه گورسفید گیلانغرب (حدود 15 کیلومتری غرب گیلانغرب) پیشروی کردند و صبح روز ششم مهرماه به طرف شهر پیشروی نمودند و وارد شهر شدند، اما با مقاومت نیروهای خودی مواجه و عقب­نشینی کردند. نیروهای دشمن در هنگام عقب­نشینی شش قبضه سلاح سنگین، شش دستگاه خودرو، تعدادی سلاح سبک، یک دستگاه بی­سیم بر جای گذاشتند و نبرد در این منطقه هنوز ادامه دارد.

نمونه دیگر این نوع گزارش‌های مبهم از وضعیت نیروهای خودی منطقه سومار بود در حالی‌که از روز دوم مهرماه گزارش گردید؛ گروه رزمی 195 مستقر در آن منطقه نبرد از دشت سومار به سمت ارتفاعات شرقی عقب­نشینی کرده، و در حوالی کله جوب و گردنه کمرشکن موضع پدافندی اشغال کرده و در همان روز دوم مهر فرمانده تیپ1 زرهی لشکر 81 با یک دستگاه تانک به آن منطقه نبرد رفت و به آن سر و سامانی داد و نیروهای عراقی نیز از ششم مهرماه از حرکت بازماندند. در روز هشتم مهرماه فرمانده گروه رزمی 195 مستقر در شرق سومار گزارش داد؛ نیروهای دشمن در محور گیلانغرب و میمک صالح‌آباد "شمال و جنوب سومار" پیشروی کرده­اند. بنابراین گروه رزمی سومار در محاصره قرار گرفته است، بدین جهت درخواست کرد در گردنه قلاجه در محور اسلام‌آباد غرب، ایلام ( به مسافت قریب 70 کیلومتر) عقب­نشینی نماید.

یک توجه مختصر نشان می­دهد که منطقه نبرد سومار هیچ ارتباط عملیاتی با منطقه گیلانغرب و میمک نداشت، به علاوه در گزارش‌های واصله از منطقه گیلانغرب و میمک تأکید شده بود که این جبهه­ها تثبیت شده و نیروهای دشمن به حالت پدافند کامل درآمده­اند و حتی نیروهای خودی تعرض متقابل را به ویژه در محور گیلانغرب آغاز کرده­اند. با این وجود چنین گزارشی از وضع سومار به رده­های بالاتر ارسال گردید.

در اوایل روز هشتم، اطلاعاتی از دشمن به دست آمد که حاکی از آن بود؛ فرماندهی سپاه یکم عراق، تغییرات اساسی در گسترش و سازمان منطقه نبرد کرمانشاه داده و تصمیم گرفته است، پدافند این منطقه را به تیپ­های 30 زرهی لشکر 16 زرهی و 23 پیاده لشکر 8 پیاده واگذار کند و سایریگان‌های لشکر 6 زرهی و لشکر 8 پیاده ویگان‌های مستقل را از این منطقه به عقب ببرد. این اطلاعات نشان­می­داد که نیروهای عراقی مأموریت آفندی را در منطقه کرمانشاه به کلی کنار گذاشته و حالت پدافندی اتخاذ کرده‌اند. به همین ترتیب عمل شد و عمده قوای دشمن برای اشغال خرمشهر و اهواز و سوسنگرد به صحنه عملیات خوزستان تغییر مکان یافت. حداقل قوای دشمن برای دفاع در منطقه عملیاتی غرب باقی ماند، اما نیروهای ما نیز همین گسترش را پیدا کردند. عمده قوای نیروهای مسلح ما به خوزستان اختصاص داده شدند و در منطقه نبرد کرمانشاه، همان لشکر 81 زرهی متلاشی شده با مختصر تقویت­هایی به نبرد ادامه داد. به همین دلیل این لشکر در طول زمان جنگ نتوانست عملیات آفندی درخشانی اجرا کند که در بخش­های آینده به چگونگی آن خواهیم پرداخت.

با توجه به وضعیتی که پیش آمد، از روز هشتم مهرماه، عملاً نیروهای هر دو طرف متخاصم ایران و عراق در تمام صحنه عملیات غرب به حالت پدافندی در آمدند و حوادث و اتفاقاتی که رخ داد عموماً در رابطه با عملیات پدافندی بود. چنانچه نیروهای خودی یا دشمن حرکاتی انجام می­دادند، حرکات مؤثر در کل صحنه عملیات نبود، بلکه فقط یک حرکات محدود و موضعی بود که آن هم عمدتاً از طرف نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران انجام می­گرفت. این شرایط تا مهرماه 1361 که عملیات مسلم بن عقیل به وسیله نیروهای ایران اجراء گردید، به مدت دو سال ادامه داشت. در این مدت، چند حرکت محدود موضعی در محور گیلانغرب و میمک اجراء گردید که در فصل دوم جریان آن‌ها بیان می‌گردد. اما به هر حال در این مدت طولانی دو سال، جنگ تمام نشد و  یا آتش­بسی اعلام نگردید. چنان که تا پنج سال بعد هم ادامه یافت. در هنگام نوشتن این مطالب که بیش از  شش سال از طول جنگ می­گذشت، نبردها همچنان شدید یا ضعیف ادامه داشت. بنابراین حوادث جنگ همچنان با شدت و ضعفی متفاوت جریان یافت و ما بمنظور روشن شدن حوادث تاریخ و تاحدودی پی بردن به علت طولانی شدن جنگ جریان حوادث را دنبال می­کنیم.

گفتیم که یگان‌های خودی کم­کم حالت منظم نظامی خود را باز می­یافتند، بر این اساس لشکر 81 زرهی در هشتم فروردین ماه، اولین گزارش نسبتاً منظم از وضعیت یگان‌های خود را ارسال داشت که خلاصه آن چنین بود:

- «گروه رزمی 195» مستقر در محور سومار گزارش داده که به علت پیشروی دشمن در محورهای گیلانغرب و صالح‌آباد، ایلام محاصره شده لذا درخواست کرده است به گردنه قلاجه عقب­نشینی کند.

- هلی‌کوپترهای خودی در گردنه امام حسن (محور گیلانغرب) به نیروهای دشمن حمله کردند.

- یگان‌های خودی مستقر در محور گیلانغرب سرچله درخواست پشتیبانی هوایی نمودند.

- پاسگاه ژاندارمری گهواره مورد تهاجم ضدانقلابیون داخلی قرار گرفت.

- گردان 110 پیاده اعزامی از لشکر 77 پیاده مشهد که در قراویز مستقر است، نیاز به یگان تقویتی دارد.

-گروه 217 تانک مستقر در سرنی و یگان مستقر در تنگ‌بیجار در منطقه نبرد میمک، زیرآتش شدید دشمن قرار دارند و نیروهای دشمن در مقابل میمک تقویت گردیده‌اند؛ به‌نحوی‌که به نظر می­رسد دشمن آماده برای حمله در منطقه ایلام می­گردد.»

لشکر 81 در همان روز هشتم دومین گزارش نوبه­ای را از وضعیت عمومی منطقه ارسال داشت که خلاصه آن چنین بود:

« - در منطقه پاسگاه قلقله (واقع در 40 کیلومتری شمال گردنه پاتاق) سپاه پاسداران با ضدانقلابیون درگیر شدند.

- در محور گیلانغرب نیروهای دشمن در گردنه امام حسن و تنگ قاسم آباد موضع پدافندی اشغال کرده­اند.

- نیروهای خودی برای عقب راندن نیروهای دشمن از ارتفاعات قراویز در غرب سرپل‌ذهاب حمله کردند و تلفات سنگینی به دشمن وارد نمودند.

- تعداد شش دستگاه تانک از گردان‌های تانک تیپ 2 زرهی در کرمانشاه به گردنه پاتاق اعزام شد.

- تیپ 3 لشکر 77 پیاده اعزامی از مشهد، در پادگان ابوذر (سرپل‌ذهاب) مستقر گردید و هدایت عملیات را به عهده گرفت و یک گروهان تانک همراه این تیپ به منطقه وارد شد.

- باقی مانده یگان‌های توپخانه لشکر به حوالی گردنه سگان اعزام شدند.

- سه دستگاه تانک گردان 223 تانک تعمیر شد و برای تقویت گردان 195 مکانیزه به منطقه سومار اعزام گردید.»

با توجه به گزارش لشکر 81 که در بالا بیان گردید، وضعیت کلی منطقه نبرد کرمانشاه مشخص شد و معلوم گردید که یک تیپ پیاده با یک گروهان تانک از عناصر لشکر 77 پیاده مشهد وارد منطقه نبرد کرمانشاه شد و بدین وسیله قدرت دفاعی این منطقه به‌نحو چشم­گیری تقویت گردید. ضمن اینکه لشکر 81 تلاش نمود؛ تمام عناصر بجا مانده در پادگان‌ها را که به علت تعمیری یا نداشتن خدمه باقیمانده بودند، آماده به رزم کند و به جبهه اعزام نماید. برعکس، نیروهای دشمن حالت تهاجمی خود را از دست داده و به حالت پدافندی درآمده بودند که این امر نیز نمایانگر بر هم خوردن توازن رزمی به نفع نیروهای ما بود.

گزارش‌هایی که خلبانان هلی‌کوپترهای ما هنگام پرواز بر فراز مواضع دشمن مشاهده و ارسال می­کردند عموماً حاکی از تحکیم مواضع پدافندی به وسیله دشمن بود. بنابراین برطرف شدن خطر ادامه حمله نیروهای متجاوز عراقی قطعی به نظر می­رسید. این امر سبب تسکین نگرانی فرماندهان نیروهای ما می­شد. گرچه در بعضی مواقع، یگان‌های مستقر در خط مقدم جبهه خونسردی خود را از دست می­دادند و هرگونه حرکت دشمن را به عنوان عمل آفندی تلقی می­کردند. در حالی‌که به هر حال نیروی مدافع نیز فعالیتی دارد و حداقل اینکه خودروهای تدارکاتی بایستی مدام در حرکت باشند و توپخانه­ها نیز به تناوب آتش کنند. چنانکه در ساعت 1100 روز هشتم مهرماه، توپخانه عراق در غرب سرپل‌ذهاب به طور غیرعادی فعال شد و روستاهای اطراف را به زیر آتش گرفت و موجب تخلیه اهالی محل از بعضی از آبادی­ها گردید.

در روز هشتم مهرماه، عملیات ضدانقلابیون واقع در منطقه بین کرند و اسلام‌آباد غرب فعال­تر بود، به‌نحوی‌که پاسگاه ژاندارمری گهواره مورد هجوم قرار گرفت و به اشغال ضدانقلابیون درآمد و خائنین به وطن، از پشت به نیروهای مدافع میهن ما خنجر زدند. اما نیروهای مدافع ما آن چنان مصمم و با اراده می­جنگیدند که این گونه ضربات نمی­توانست تأثیری در روحیه مبارزه­جویی آنان ایجاد کند.

در هشتم مهر ماه، گسترش عمومی نیروهای دشمن در منطقه نبرد قصرشیرین گیلانغرب چنین بود که در محور باویسی- سرپل‌ذهاب، نیروهای دشمن ارتفاعات کوره‌موش، دستک و قراویز را در شمال سرپل‌ذهاب در کنترل خود داشتند، تمام مناطق شمالی و غربی این ارتفاعات تا گرده‌نو و باویسی تحت کنترل دشمن بود. در جنوب محور سرپل‌ذهاب- قصرشیرین، قسمتی از ارتفاعات بازی­دراز در اشغال دشمن بود و در محور گیلانغرب نیز نیروهای دشمن در تنگ‌حاجیان موضع پدافندی اشغال کرده بودند. بنابراین، خط پدافندی نیروهای دشمن در یک قوس مقعر در شمال و غرب و جنوب سرپل‌ذهاب در امتداد کلینه و سید صادق، کوره‌موش، دستک قراویز و داربلوط قاسم آباد (تنگ‌حاجیان) و تنگ چغالوند قرار گرفته بود. لازم به یادآوری است که این خط پدافندی دشمن برای مدت طولانی بدون تغییرات قابل ملاحظه­ای به همین صورت باقی ماند.

نظر به اینکه صدام حسین، حاکم جاه­طلب عراق، از تحمیل آتش­بس به حکومت جمهوری اسلامی ایران ناامید شد، از روز نهم بار دیگر تلاش نیروهای دشمن در مناطق نبرد از سرگرفته شد و نیروهای متجاوز عراقی حرکات آفندی انجام دادند. اما در منطقه نبرد کرمانشاه و ایلام این حرکات چندان وسیع نبود و فقط جنبه زورآزمایی داشت تا چگونگی مقاومت و عکس­العمل نیروهای ایران ارزیابی شود. براین اساس، در نهم مهرماه، تلاش توپخانه دشمن در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب و گیلانغرب به طور غیرعادی شدید شد. به‌نحوی‌که فرماندهی قرارگاه عملیاتی غرب چنین برآورد کرد که دشمن در نظر دارد در سه محور به طرف قلعه شاهین و سرپل‌ذهاب حمله کند. تلاش توپخانه دشمن با حملات هوایی توأم بود و هواپیماهای دشمن شهر کرمانشاه را بمباران کردند. تلاش دشمن تا حدودی سبب نگرانی فرماندهان منطقه نبرد گردید، زیرا هنوز مواضع پدافندی آن منطقه مستحکم نشده بود و یگان‌های جدید که از نقاط دیگر کشور وارد این منطقه نبرد شده بودند هنوز گسترش پدافندی نیافته بودند.

فرمانده ژاندارمری کرمانشاه در این روز گزارش داد که نیروهای دشمن سه روز است تلاش می­کنند سرپل‌ذهاب را اشغال نمایند، ولی با مقاومت نیروهای خودی مواجه شده و به طرف ارتفاعات قراویز عقب­نشینی کرده­اند.

از نکات جالب اینکه؛ انبار مهمات هنگ ژاندارمری قصرشیرین در قره بلاغ واقع در غرب سرپل‌ذهاب انبار شده بود و با وجود اینکه از روز دوم مهرماه این منطقه صحنه نبردهای شدید بود، ولی انبار مهمات ژاندارمری آسیبی ندیده بود. تا اینکه در روز نهم مهرماه، ژاندارمری اعلام کرد این انبار مهمات با تلاش فوق­العاده به عقب تخلیه گردیده است.

مسئله­ای که روز به روز مشکل­تر می­شد، امور مهاجرین و پناهندگان بود، اهالی منطقه قصرشیرین که خانه و کاشانه آنان در منطقه اشغالی قرار گرفته بود، به سرعت منطقه را تخلیه می­کردند و نیروهای اشغالگر نیز آن‌ها را مجبور به ترک خانه­هایشان می­نمودند. اهالی سرپل‌ذهاب و گیلانغرب نیز در زیر ضربات توپخانه و هوایی دشمن قرار داشتند. در نتیجه اکثریت اهالی این منطقه نبرد به سمت کرند و اسلام‌آباد و کرمانشاه به حرکت درآمده بودند. از طرفی به علت بروز شایعاتی در زندگی عمومی اهالی کرمانشاه نیز اختلال ایجاد شده بود. بنابراین سیل مهاجرین به سمت مناطق داخلی مسایلی را برای مسئولین نظامی و غیرنظامی منطقه نبرد ایجاد کرده بود، چنانکه شهربانی کرمانشاه اطلاع داد؛ بیش از دو هزار نفر از آوارگان قصرشیرین که در منطقه سرآب گرم نیلوفر اسکان داده شده­اند، از لحاظ مواد غذایی در مضیقه می­باشند و اهالی گیلانغرب نیز به شهر کرمانشاه کوچ می­کنند. شهربانی در گزارش دیگری اعلام کرد که نیروهای عراقی، افراد غیرنظامی مناطق اشغالی را بازداشت می­کنند، افراد جوان را به خانقین می­برند و بقیه را از شهر اخراج می­کنند. در این گزارش اضافه شده بود معدودی از اهالی بومی با دشمن همکاری می­کنند.

1395/11/26 11:55:7 93 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
برای عضویت درکانال سایت هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی اینجا کلیک کنید
تویضیحات در موتور جستجو
جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ
نظر شما






4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتمایی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015