• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
چند رسانه ای
قطعنامه ها
کتاب های آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

نبردهای صحنه عملیات غرب


بخش هشتم: اولین حمله‌های متقابل نیروهای ایران

در سرپل‌ذهاب، دشمن موفقیتی به‌دست نیاورد، ولی در شهر قصرشرین توانست به داخل شهر رخنه کند. افسر مخابرات هنگ ژاندارمری قصرشرین آخرین پیام از قصرشیرین را بدین شرح مخابره کرد: «این آخرین پیام است جاده­های ورودی و خروجی قصرشیرین در کنترل کامل دشمن است، فقط حدود 200 نفر ژاندارم با جنگ­افزار سبک در شهر دفاع می­کنند. تعداد 50 نفر از پاسداران به کوه­های اطراف پراکنده شده­اند. ایستگاه رادیو قصرشیرین به‌دست دشمن افتاده و برنامه عربی پخش می­کند»

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

4- اولین حمله‌های متقابل نیروهای ایران

با وجود فشارهای شدیدی که در تمام مناطق نبرد به نیروهای ما وارد می­شد، نیروهای ما در حدود مقدورات خود عکس­العمل مناسب در مقابل دشمن نشان می­دادند. از جمله حرکات متقابل نیروهای ایران، اولین حمله متقابل در منطقه میمک بود. نظر به اینکه در این منطقه نبرد که از روز 19 شهریور به اشغال دشمن درآمده بود، با وارد عمل شدن عناصر سبکی از نیروهای ما به شرق میمک وضعیت پدافندی تثبیت شده بود، فرمانده تیپ1 زرهی لشکر 81 زرهی، یک طرح حمله متقابل برای باز پس گرفتن ارتفاعات میمک از نیروهای متجاوز عراق تهیه و آن را در دوم مهرماه 1359 اجراء کرد. طبق نظریات فرمانده تیپ (تیمسار سرتیپ اسماعیل سهرابی) و رییس رکن سوم تیپ؛ سرهنگ زرهی ستاد رسولی، طرح این عملیات با توجه به امکانات موجود بسیار دقیق و مناسب تهیه شد. در هنگام اجراء نیز در مراحل اولیه موفقت­آمیز بود، به‌نحوی‌که 25 نفر از افراد دشمن به اسارت نیروهای ما در آمدند و دامنه شرقی ارتفاعات میمک به تصرف نیروهای ما در آمد. این حمله از دشت لیک به سمت غرب هدایت شد. بعد از موفقیت­های اولیه نیروهای ما که احتمالاً دشمن را غافلگیر کرده بودند، عکس­العمل شدید دشمن با پشتیبانی آتش­های سنگین توپخانه و هلی‌کوپترهای رزمی آغاز گردید. دشمن موفق شد نیروهای ما را به مواضع قبلی خود در ارتفاعات شرقی دشت لیک عقب براند. در این نبرد تلفات نسبتاً قابل ملاحظه­ای به نیروهای ما وارد گردید که از جمله سرگرد عبیری فرمانده گردان تانک با راننده و خودرو فرماندهی گرفتار نیروهای عراقی گردید.

جزئیات عملیات اولین پاتک نیروهای مدافع میهن ما در منطقه کرمانشاه چنین است که بعد از اشغال ارتفاعات میمک به وسیله نیروهای مهاجم عراقی در 19 شهریور ماه 1359 تیپ1 لشکر 81 زرهی، گروه رزمی 217 تانک را که در صالح‌آباد ایلام مستقر بود، به سمت منطقه نبرد میمک تغییر مکان داد. این گروه رزمی، مواضعی را در ارتفاعات شرق میمک، حوالی پاسگاه­های کانی‌سخت، شورشیرین و معابر تنگ تاریک و رودخانه گدار خوش و ارتفاعات چگر اشغال کرد و معابر تنگ‌بینا و تنگ‌بیجار در شرق میمک را تأمین نمود.

بعد از وصول نیروهای تقویتی به منطقه نبرد میمک، در 24 شهریور به فرمانده تیپ1 لشکر 81 دستور داده شد؛ حمله متقابل کند و نیروهای دشمن را از منطقه اشغالی در ارتفاعات میمک عقب براند. لذا طرح پاتک تهیه و اجراء شد ولی موفقیتی در برنداشت، بلکه برعکس، دشمن متوجه تلاش نیروهای ایرانی برای بازپس گرفتن میمک گردید و آن را بیش از پیش تحکیم نمود.

در 26 شهریور ماه، به عناصر تیپ 84 پیاده مستقر در منطقه نبرد مهران دستور داده شد؛ یک گروهان تانک ( با 9 دستگاه تانک ام 47) و گروهان شناسایی آن تیپ را به منطقه میمک اعزام کند و علاوه بر این دو واحد رزمی، یک آتشبار کاتیوشا با چهار قبضه توپ نیز به منطقه نبرد میمک اعزام گردید.

با تقویت یگان‌های مدافع منطقه نبرد میمک، استعداد رزمی نیروهای مستقر در میمک شامل: یک گردان تانک، یک گروهان شناسایی، یک گروهان مکانیزه و یک آتشبار توپخانه 155 میلیمتری و یک آتشبار کاتیوشا گردید ویگانی به نام گروه رزمی 217 تانک تشکیل شد. ضمناً 50 نفر از افراد عشایر محلی و 25 نفر از افراد سپاه پاسداران نیز زیرامر گروه رزمی 217 قرار داده شد.

عناصر این گروه رزمی بدین ترتیب گسترش یافتند که گروهان تانک و گروهان شناسایی تیپ 84 پیاده با افراد عشایر و سپاه پاسداران به اضافه یک دسته مکانیزه، تحت فرماندهی معاون گردان 217 تانک (سروان خوارزمی) در غرب تنگ‌بینا مستقر گردید و تأمین آن تنگه را برقرار کرد و دو گروهان تانک و یک گروهان مکانیزه تحت فرماندهی سرگرد زرهی ستاد محمد علی عبیری، فرمانده گردان 217 تانک، در محور سرنی میمک مستقر شد. در این موقع نیروهای دشمن در شرق ارتفاعات میمک مواضع پدافندی اشغال کرده بودند، به‌نحوی‌که در مقابل دهانه تنگ‌بینا قسمتی از دامنه غربی ارتفاعات کوه‌گچ و چگر تحت کنترل نیروهای دشمن بود. بعد از تثبیت کامل وضعیت پدافندی در شرق میمک، فرمانده تیپ1 لشکر 81 زرهی تصمیم گرفت؛ مجدداً طرح پاتک به میمک را تکمیل و اجراء نماید، لذا طرح حمله برای روز دوم مهرماه  تهیه گردید.

اساس کلی این طرح بر این مبنا بود که ابتدا عناصر پیاده شبانه در محور تنگ‌بینا به دشمن نزدیک شوند، به‌نحوی‌که سحرگاه روز حمله به طور ناگهانی به مواضع دشمن بریزند و آن‌ها را غافلگیر نمایند و حداکثر تلفات و خسارات را به نیروهای دشمن وارد سازند. سپس گروهان تانک مستقر در تنگ‌بینا به صورت احاطه­ای به موضع دشمن حمله کند و راه فرار نیروهای دشمن را به سمت غرب سد نماید. هم­زمان با حمله یگان‌های مستقر در تنگ‌بینا، یگان‌های مستقر در محور سرنی نیز پیشروی کنند و تمام ارتفاعات میمک را از پاسگاه هلاله در شمال تا تپه شینو در جنوب تصرف و تأمین نمایند. در طرح عملیات چنین پیش­بینی شده بود که اگر تصرف تمام ارتفاعات میمک امکان­پذیر نشد، حداقل چاه­های نفت واقع در غرب تنگ‌بینا از اشغال دشمن آزاد گردد و نقاط اتکایی برای تسهیل عملیات بعدی در شمال میمک اشغال و تحکیم شوند.

مرحله برآوردهای ستادی و طرح­ریزی این حمله تا روز اول مهرماه ادامه یافت. بنابراین، این عملیات زمانی طرح­ریزی می­شد که هنوز تهاجم عمومی ارتش عراق آغاز نشده بود. اما بعد از اینکه آن تهاجم انجام گرفت و با وجود اینکه شرایط جنگ تغییر بنیادی کرد، ولی فرمانده تیپ هنوز برای اجرای حمله در میمک مصمم بود.

در بررسی­های قبلی گفتیم که در همان روز اول مهرماه، مواضع پدافندی سومار در شمال منطقه نبرد میمک که جزو منطقه مسئولیت تیپ1 زرهی بود، به اشغال نیروهای متجاوز درآمد و وضعی خطرناک­تر از منطقه میمک برای تیپ1 زرهی ایجاد شد. زیرا چنین برآورد گردید که نیروهای دشمن که توانسته بودند به سادگی گروه رزمی 195 مکانیزه مستقر در سومار را متلاشی سازند، در محور سومار، رووان، ایوان غرب پیشروی خواهند کرد و با اشغال گردنه سرچله در جنوب گردنه قلاجه تمام استان ایلام را تحت کنترل خود در خواهند آورد و راه مواصلاتی آن استان را با استان کرمانشاه قطع خواهند کرد. در این صورت، خود به خود یگان‌های خودی مستقر در میمک نیز در محاصره دشمن قرار می­گرفتند. با توجه به این خطر فوق­العاده احتمالی، فرمانده لشکر 81 زرهی به فرمانده تیپ1 زرهی دستور داد؛ با استفاده از امکانات موجود تیپ، به هر نحو که مقدور باشد، عناصری را به محور ایوان غرب، رووان، سومار اعزام کند و با جمع­آوری باقیمانده عناصر گروه رزمی 195 در آن محور، یک موضع پدافندی مستحکم اشغال و از پیشروی احتمالی نیروهای دشمن در آن محور و ایجاد خطر بسیار جدی که می­توانست در برداشته باشد، جلوگیری نماید. در اجرای این دستور، فرمانده تیپ1 زرهی سرهنگ پیاده ستاد اسماعیل سهرابی با یک دسته تانک (پنج دستگاه تانک) که از گردان 217 تانک مستقر در محور سرنی برداشت نمود، شخصاً در محور سرنی صالح‌آباد، ایلام، ایوان غرب، رو وان به طرف سومار حرکت کرد و به رییس رکن سوم تیپ دستور داد؛ حمله طرح­ریزی شده به میمک را در زمان پیش­بینی شده که ساعت 0600 روز دوم مهرماه تعیین گردیده بود، اجراء نماید و کمبود برداشت پنج دستگاه تانک از منطقه میمک، با دو دستگاه موشک­انداز تاو و دو دستگاه نفربر بی­ ام پی1 جبران گردد.

بدین ترتیب، فرمانده تیپ که در نظر داشت حمله به میمک را شخصاً هدایت کند، به محور سومار رفت و توانست با جمع­آوری باقیمانده گردان 195 مکانیزه و با استفاده از پنج دستگاه تانک ام-60 که به همراه خود برده بود، وضعیت پدافندی محور سومار را تحکیم کند. اما به احتمال قوی نیروهای دشمن در این محور مأموریتی برای پیشروی در عمق خاک ایران نداشتند.

در اجرای دستور فرمانده تیپ، حمله پیش­بینی شده در منطقه میمک طبق طرح به مرحله اجراء درآمد و ابتدا عناصر پیاده نظام یگان حمله­ور ما به مواضع مقدم نیروهای دشمن در غرب تنگ‌بینا حمله کردند و آن‌ها را غافلگیر ساخته و ضرباتی به آنان وارد نمودند و تعدادی از افراد دشمن را به اسارت گرفتند. بعد از موفقیت اولیه پیاده نظام، عنصر زرهی پیشروی کرد و نیروهای خودی در دو محور در شمال میمک پیشروی کردند و تا حوالی پاسگاه هلاله جلو رفتند.

اما بعد از متلاشی شدن عناصر مقدم دشمن، تعدادی از عنصر پیاده نظام ما از مأموریت اصلی خود غافل شدند و به جمع­آوری غنایم جنگی پرداختند. این امر اختلالی در هدایت عملیات ایجاد کرد، ضمن اینکه نیروهای دشمن نیز مرحله غافلگیر شدن را به پایان رساندند و آماده برای عکس­العمل متقابل شدند و پاتک شدید خود را توأم با پشتیبانی بسیار سنگین آتش توپخانه آغاز کردند. با توجه به اینکه اصولاً برتری مطلق با نیروهای عراقی بود، زیرا عناصر یک لشکر پیاده دشمن در حوالی ترساق در خاک عراق مستقر شده بود و آماده بود در منطقه نبرد مهران و میمک عکس­العمل سریع نشان دهد. در حالی که جمع کل استعداد رزمی نیروهای ما در منطقه میمک از استعداد رزمی یک گردان رزمی کمتر بود. بنابراین اجرای حمله در آن شرایط نامتعادل؛ یا صرفاً به دلیل احساسات فوق­العاده شدید میهنی و مکتبی بود، یا اینکه اطلاع دقیقی از وضعیت نیروهای دشمن در اختیار فرماندهان ما نبود. بدین جهت آنان توانایی دشمن را به هیچ می­انگاشتند.

 با اجرای پاتک نیروهای دشمن، نیروهای ما مجبور به عقب­نشینی به مواضع قبلی خود در شرق میمک شدند. در حالی‌که تلفات و خسارات نسبتاً سنگینی به گروه رزمی حمله­ور ما وارد گردید و فرمانده گردان نیز جان خود را فدای میهن اسلامی خود کرد.

گرچه اولین تعرض متقابل نیروهای ایران برای بازپس گرفتن قسمتی از مناطق اشغال شده موفقیت قاطعی در برنداشت و تنها نتیجه آن به اسارت گرفتن 25 نفر و به غنیمت گرفتن چهار دستگاه خودرو چرخ­دار و مقداری جنگ­افزار و تجهیزات از دشمن بود، ولی با این عکس­العمل نیروهای ما، در نیروهای دشمن وحشت ایجاد و آن‌ها متوجه گردیدند که در برآورد قدرت نیروهای ایران سخت اشتباه کرده­اند و همین حمله و عملیات دیگر مشابه آن در هفته اول جنگ سبب گردید که حاکم جاه­طلب عراق از اشتباهی که مرتک شده بود، به وحشت بیفتد  و در اولین فرصت که روز ششم جنگ بود، درخواست آتش­بس نماید. نبرد در پایان روز دوم مهرماه در حالی به رکود موقت گرایید که نیروهای متجاوز عراق موفق شده بودند در منطقه عملیات کرمانشاه مواضع اشغالی خود را در میمک و سومار کاملاً تثبیت نمایند، در منطقه نفت­شهر نیروهای ایرانی را متلاشی سازند و بر قسمت اصلی مواضع نیروهای ایرانی مسلط گردند و بالأخره در منطقه نبرد قصرشیرین، سرپل‌ذهاب محورهای ارتباطی را تحت کنترل خود درآورند و نیروهای ما را تا شهرهای سرپل‌ذهاب و قصرشیرین  عقب­ برانند و تمام پاسگاه­های مرزی آن منطقه را اشغال نمایند.

در روز سوم مهرماه، نیروهای عراقی شدیدترین حملات خود را در منطقه نبرد قصرشیرین، سرپل‌ذهاب به مرحله اجراء گذاشتند و حملات زمینی نیروهای عراقی با آتش های شدید هوایی دشمن پشتیبانی گردید. نیروی هوایی متجاوز عراق، شهرهای کرمانشاه و اسلام‌آباد را به شدت بمباران کرد. از جمله نقاطی که در شهر کرمانشاه بمباران شد، پایگاه هوانیروز بود. دامنه بمباران هواپیماهای عراقی در تمام صحنه عملیات غرب گسترش یافته و تا شهر تبریز کشیده شد. متقابلاً نیروی هوایی ایران وارد عمل گردید و شهرهای نزدیک به مرز عراق از جمله خانقین را بمباران کرد.

عناصر نیروی زمینی عراق تلاش کردند؛ شهر سرپل‌ذهاب را اشغال کنند و پادگان سرپل‌ذهاب را از سمت شمال شرقی دور بزنند و محور مواصلاتی اسلام‌آباد سرپل‌ذهاب را قطع نمایند و در صورت امکان خود را به گردنه پاتاق برسانند. شرایطی که پیش آمده بود، عملاً قصرشیرین در محاصره قرار گرفته بود و فقط راه گیلانغرب تا حدودی باز بود. شهر قصرشیرین  زیر ضربات توپخانه دشمن قرار گرفته، شبکه آب و برق آن قطع شده و شهر در معرض سقوط قطعی قرار گرفته بود. در ساعت 0910 روز سوم مهرماه، نیروهای دشمن از جاده سرپل‌ذهاب، قصرشیرین به سمت جنوب پیشروی کردند و تا حوالی سر آب گرم قنبر رسیدند و به طرف پادگان سرپل‌ذهاب پیشروی کردند. در این موقع عناصر تیپ3  زرهی لشکر 81 زرهی، در حال متلاشی شدن بودند و مقاومت­ها به حالت پراکنده در آمده بود، به‌نحوی‌که در حقیقت دیگر جبهه مشخصی برای نبرد وجود نداشت. تمام منطقه شمال و غرب جاده اصلی قصرشیرین به اشغال نیروهای دشمن درآمده بود. نیروهای مدافع موضع خرناصر خان با وضع آشفته­ای عقب­نشینی کرده بودند ویگانی که در محور تنگاب کهنه، سه راهی گیلانغرب پدافند می­کرد، متلاشی شده بود. در حقیقت می­توان گفت؛ نیروهای مدافع ما در این منطقه نبرد آخرین نفس­های باقیمانده خود را می­کشیدند، در حالی که کنترل و فرماندهی از دست فرماندهان خارج شده بود. جمع­آوری عناصر باقیمانده، سازمان دادن و وارد عمل کردن مجدد آنان با دشواری زیادی توأم بود. اما همان‌گونه که اشاره شد، مقاومت هنوز ادامه داشت و حتی در داخل شهر قصرشیرین  نیروهای اندک باقیمانده ما با دشمن می­جنگیدند و اجازه نمی­دادند نیروهای دشمن به سادگی وارد شهر شوند. در این پایداری دلیرانه، اهالی شهر نیز با نیروهای رزمنده همیاری و همکاری می­کردند و از خانه و کاشانه خود دفاع می­نمودند.

خوشبختانه از روز سوم مهرماه، هلی‌کوپترهای هوانیروز ما در منطقه مورد بحث فعال شدند و به تانک­ها و نفربرهای عراقی حمله کردند. ورود ناگهانی این نیروی رزمنده به صحنه نبرد، سبب وحشت نیروهای عراقی گردید. زیرا افراد نیروهای عراقی انتظار چنین عکس­العملی را از نیروهای ایرانی نداشتند. هنگامی که نیروهای عراقی در محور سرآب گرم به سمت پادگان سرپل‌ذهاب در حال حرکت بودند، عنصر مدافع مهمی از نیروهای ما در مقابل آن‌ها قرار نداشت. هجوم هلی‌کوپترهای خودی توانست اثرات فوق‌العاده مثبتی برای نیروهای ما داشته باشد و از سرعت پیشروی تانک­های عراقی بکاهد، تا فرمانده تیپ سرپل‌ذهاب چاره­ای برای متوقف کردن نیروهای دشمن به سمت پادگان بیندیشد.

در این باره سرهنگ اتحادیه فرمانده تیپ چنین گفت که پنج دستگاه تانک در نزدیکی پادگان باقی مانده بود و تعدادی پاسدار نیز در سرآب گرم هنوز مقاومت می­کردند، فرمانده تیپ با تلاش مأیوسانه‌ای آن پنج دستگاه تانک تعمیری را به شمال غربی پادگان و به حوالی سرآب گرم تغییر مکان داد. توپ این تانک­ها حاضر بکار بود. این تانک­ها به سوی تانک­ها و نفربرهای عراقی تیراندازی کردند. این امر سبب شد که نیروهای عراقی تصور کنند یک موضع پدافندی قوی ما در محور سرآب گرم مستحکم شده است و همین امر سبب توقف و بعد عقب­نشینی عناصر دشمن از حوالی سرآب گرم گردید. در قسمت شمال جاده نیز نیروهای خودی به استعداد رزمی بسیار اندک به داخل شهر سرپل‌ذهاب پیشروی کردند و نیروهای دشمن را که تا پمپ بنزین شهر پیش آمده بودند، به عقب راندند. این عکس­العمل سبک نیروهای ما سبب شد که تلاش دشمن در اطراف شهر سرپل‌ذهاب با عدم موفقیت مواجه گردد و نیروهای دشمن مواضع پدافند تعجیلی اشغال و به حالت پدافند درآیند. در ساعت 1130 روز سوم مهر، تهدید جدی از اطراف شهر سرپل‌ذهاب برطرف گردید و فرمانده قرارگاه عملیاتی غرب گزارش داد؛ نیروهای عراقی از اطراف سرپل‌ذهاب عقب­رانده شدند.

اما در قصرشرین، فشار دشمن همچنان ادامه داشت. شهر به محاصره کامل دشمن در آمده بود. سیستم ارتباطی با سایر نقاط قطع گردیده بود. تلاش اصلی دشمن برای اشغال شهر و پادگان‌های آن منطقه بود. با وجود پیشروی نیروهای عراقی در محورهای اصلی پیشروی، هنوز تعدادی از پاسگاه­های مرزی ما که به دور از آن محورها بودند در محل خود باقیمانده بودند و به وظایف میهنی خود عمل می­کردند.

فشار دشمن در بعد از ظهر روز سوم مهر به مدافعین قصرشیرین به نهایت درجه رسید. در ساعت 1430 فرمانده سپاه پاسداران قصرشیرین گزارش داد؛ قدرت مقاومت نیروهای خودی به نقطه پایانی رسیده و شهر در حال سقوط به دست نیروهای عراقی است، چنانچه پشتیبانی کافی هوایی برسد، ممکن است؛ ادامه مقاومت امکان­پذیر باشد. اما امکانات پشتیبانی هوایی ما بسیار محدود بود، ضمن اینکه نیروی هوایی موظف بود مأموریت اصلی خود را که بمباران هدف­های استراتژیک در داخل خاک عراق بود، اجراء کند. به همین منظور، در روز سوم مهرماه، پایگاه هوایی المثنی و پادگان التاجی، پالایشگاه نفت الدوره بغداد و طرح اکتشاف نفت نیسان عراق را بمباران کرد، ضمن اینکه از نیروی زمینی نیز پشتیبانی نمود و یک فروند هواپیما در منطقه قصرشیرین از دست داد.

در ساعت 1825 روز سوم، ورود نیروهای عراقی به داخل شهر قصرشرین مورد تأیید عوامل اطلاعاتی ما قرار گرفت و اطلاع رسید که واحدهای زرهی و مکانیزه دشمن از طرف شمال‌غربی و از طریق پاسگاه­های قلعه‌سفید و هدایت وارد شهر قصرشیرین شده­اند.

 

در این گیر و دار سخت با دشمن خارجی، عوامل ضدانقلاب داخلی که از افراد عشایر قلخانی در کوهستان‌های شمال گردنه پاتاق بودند، عملیات خائنانه‌ای را آغاز کردند و پاسگاه­های بیونیچ و گهواره را مورد حمله قرار دادند و نگرانی دیگری برای فرماندهان مسئول منطقه نبرد ایجاد کردند.

با ورود نیروهای دشمن به داخل شهر قصرشیرین، نبرد شهری بین مدافعین میهن اسلامی ما با نیروهای متجاوز اشغال­گر به اوج شدت خود رسید. عده­ای از اهالی غیور و شجاع قصرشیرین با هر امکانی که داشتند آماده دفاع از ناموس و میهن خود شدند و نبرد کوچه به کوچه و خانه به خانه جریان یافت. ژاندارمری در ساعت 2245 گزارش داد؛ نبرد در داخل شهر از ساعت 1830 آغاز شده ولی امکانات نیروهای خودی بسیار تقلیل یافته، به ویژه اینکه تدارکات و مهمات در شرف اتمام است و امکان رساندن تدارکات وجود ندارد، زیرا دشمن تمام محورهای مواصلاتی قصرشیرین را قطع کرده و ارتفاعات سرکوب را نیز به اشغال خود درآورده بود.

بنابر مطالبی که بیان شد، تلاش دشمن در روز سوم نبرد، صرف اشغال کامل شهرهای سرپل‌ذهاب و قصرشیرین  گردید. در سرپل‌ذهاب، دشمن موفقیتی به‌دست نیاورد، ولی در شهر قصرشرین توانست به داخل شهر رخنه کند. افسر مخابرات هنگ ژاندارمری قصرشرین آخرین پیام از قصرشیرین را بدین شرح مخابره کرد: «این آخرین پیام است جاده­های ورودی و خروجی قصرشیرین در کنترل کامل دشمن است، فقط حدود 200 نفر ژاندارم با جنگ­افزار سبک در شهر دفاع می­کنند. تعداد 50 نفر از پاسداران به کوه­های اطراف پراکنده شده­اند. ایستگاه رادیو قصرشیرین به‌دست دشمن افتاده و برنامه عربی پخش می­کند»

ناحیه ژاندارمری کرمانشاه نیز اطلاع داد، واحدهای ارتشی و سپاه پاسداران به سرعت از قصرشیرین عقب­نشینی می­کنند. فرمانده ژاندارمری کشور، در پاسخ این گزارش دستور داد؛ یگان‌های ژاندارمری نیز هماهنگ با واحدهای ارتشی اقدام کنند و با ابتکار شخصی خود عمل نمایند. در حقیقت، این دستور عقب­نشینی به واحدهای ژاندارمری بود. بالأخره دقایقی بعد از نیمه شب سوم به چهارم مهرماه، ناحیه ژاندارمری کرمانشاه اطلاع داد که شهر قصرشیرین  در کنترل کامل نیروهای دشمن قرار گرفته است.

 در آغاز روز چهارم مهرماه، سقوط شهر قصرشیرین به دست نیروهای عراقی قطعی شد. ولی هنوز مقاومت­های پراکنده­ای در داخل شهر وجود داشت. با آغاز روشنایی روز چهارم مهرماه، خیابان‌های قصرشیرین جولانگاه سربازان اشغالگر عراقی گردید و ارتش متجاوز عراق با پخش اعلامیه­هایی تلاش کرد، حمایت مردم را به سوی حکومت عراق جلب کند و افراد مدافع باقیمانده ایرانی را دستگیر نماید. با سقوط قصرشیرین، فرمانده لشکر 81 زرهی وضعیت کلی منطقه نبرد کرمانشاه را چنین گزارش داد « گردان‌های 222 و 290 تانک که در منطقه قصرشیرین دفاع می­کردند، بکلی متلاشی شده­اند. فقط تعداد معدودی تانک از آن‌ها باقی مانده است. قصرشیرین در کنترل کامل دشمن است. از وضعیت نفت­شهر اطلاعی در دست نیست. گروه رزمی 215 تانک که در محور تنگاب کهنه مستقر و پدافند می­کرد، با دادن تلفاتی سنگین به تنگ دهره در شرق قاسم آباد عقب­نشینی کرده، گروه رزمی 195 که در سومار پدافند می­کرد، با دشمن به سختی درگیر است و نیروهای دشمن در حال پیشروی در محور سومار نفت­­شهر هستند.»

درباره ارسال گزارش وضعیت، یادآوری این نکته لازم است که به علت وارد شدن ضربات سخت به نیروهای ما و از هم گسستن سازمان کنترل و فرماندهی، گزارش‌های ارسالی چندان دقیق نبود. به عنوان مثال؛ مواضع پدافندی سومار در همان ساعات اولیه حمله دشمن در اول مهرماه سقوط کرد و گردان مدافع آن به شرق دشت سومار عقب‌نشینی نمود که ما در حوادث روز دوم مهرماه چگونگی حوادث آن محور را بیان کردیم. ولی در گزارش روز چهارم مهر، لشکر 81 بدون بیان محل درگیری، درباره سومار گفته است که گروه رزمی 195 با دشمن درگیر است.

بعد از سقوط قصرشیرین،  نیروهای عراقی تلاش کردند؛ سرپل‌ذهاب را نیز اشغال کنند. لذا نیروهای عراقی از شمال و غرب و جنوب به طرف این شهر به حرکت درآمدند. هلی‌کوپترهای هوانیروز که برای پشتیبانی از عناصر نیروی زمینی در منطقه در پرواز بودند، اطلاع دادند؛ انبوهی از نیروهای دشمن در تمام ارتفاعات اطراف شهر قصرشیرین  مستقر شده­اند. اسرایی که از دشمن گرفته شده بودند، در بازجویی اظهار کردند؛ تیپ‌های 25 مکانیزه و 30 زرهی لشکر 6 زرهی و تیپ 23 لشکر 8 کوهستانی عراق در منطقه قصرشیرین، سرپل‌ذهاب وارد عمل شده­اند، به‌نحوی‌که تیپ 25 مکانیزه در محور خسروی قصرشیرین، تیپ 30 زرهی در دشت ذهاب و تیپ 23 پیاده در تپه رش وارد عمل شده است. عوامل اطلاعاتی قصرشیرین خبر دادند؛ نیروهای عراقی کنترل شهر را به‌دست گرفته و برای جلب حمایت مردم شیرینی و مواد غذایی بین مردم تقسیم می­کنند. شهربانی کرمانشاه نیز اطلاع داد که عناصر شهربانی قصرشیرین به سرپل‌ذهاب تغییر مکان داده­اند.

با وجود این­که نیروهای دشمن از روز سوم مهرماه به داخل شهر سرپل‌ذهاب رخنه کرده و حتی تا پمپ بنزین آن شهر پیشروی کرده بودند، در روز چهارم نیز به تلاش خود برای به‌دست گرفتن کنترل آن شهر ادامه دادند، ولی نتوانستند به این هدف دست یابند. زیرا عناصر مدافع نیروهای ایرانی که قبل از آغاز جنگ در یک منطقه بسیار وسیعی پراکنده شده بودند، بعد از عقب­نشینی به حوالی سرپل‌ذهاب، متمرکز شدند و با وجود تلفاتی که به آنان وارد شده بود، حداقل امکان برقراری ارتباط حضوری و کنترل را تا حدودی ایجاد کردند. فرماندهان یگان‌ها توانستند حضوراً با عناصر باقیمانده تماس برقرار کنند و دستورات عملیاتی به آنان بدهند. این وضعیت سبب شد که حداقل؛ نیروهای باقیمانده حالت سازمانی خود را بازیابند و در اختیار فرماندهان قرار گیرند. بدین وسیله با همان عناصر باقیمانده، فرمانده تیپ3 زرهی توانست مواضع پدافندی تعجیلی را در شمال و جنوب سرپل‌ذهاب اشغال کند و عناصری را برای عقب­ راندن نیروهای دشمن از شهر اعزام دارد. با توجه به اینکه هلی‌کوپترهای ما نیز در پشتیبانی عناصر نیروی زمینی وارد عمل شده بودند، تیپ 3 لشکر 81 به همراه سپاه پاسداران موفق گردید، نیروهای دشمن را تا قره بلاغ عقب براند. به‌نحوی‌که از بعد از ظهر روز چهارم مهر، تهدید جدی نیروهای عراقی فروکش کرد و عوامل اطلاعاتی ما گزارش دادند؛ نیروهای عراقی دچار مشکلات تدارکاتی شده­اند.

عوامل ژاندارمری در ساعت 1420 اطلاع دادند؛ نیروهای خودی در منطقه سرپل‌ذهاب پیشروی کرده و موفق شده­اند؛ پاسگاه­های قره بلاغ و شرکت سهامی زراعی را از اشغال دشمن آزاد سازند. قرارگاه علمیاتی غرب نیز اعلام کرد، در ساعت 1500 با فشاری که به نیروهای دشمن وارد شد، نیروهای دشمن در محور سرپل‌ذهاب، گرده‌نو عقب­­نشینی کردند و یک دستگاه تانک دشمن با خدمه به دست نیروهای خودی افتاد، که به پادگان ابوذر سرپل‌ذهاب تخلیه گردید. بنابر آن چه که بیان شد از بعداز ظهر روز چهارم مهرماه لشکر 81 زرهی به همراه عناصر سپاه پاسداران موفق شد، یگان‌های متلاشی شده در جبهه­های نبرد میمک سومار و سرپل‌ذهاب را جمع­آوری کرده و به وضعیت منطقه نبرد سر و سامانی بدهد. اما در منطقه نفت­شهر انجام عملی امکان پذیر نبود و قصرشیرین نیز تحت کنترل کامل دشمن قرار گرفته بود.

 

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

1395/11/20 11:49:29 62 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
شما می توانید برای دریافت بعضی مطالب از طریق کانال، اینجا تا عضو کانال معارف جنگ شوید و یا شمار تلفن خود را با کلیک بر روی این قسمت وارد کنید تا شما را عضو کانال کنیم
تویضیحات در موتور جستجو
جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ
نظر شما






4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتمایی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015