هدر سایت هیئت معارف جنگ
قطعنامه های سازمان ملل در جنگ ایران و عراق
کتاب آموزش معارف جنگ
نرم افزار معارف جنگ (اندروید)
بازگشت به بالا

نبردهای صحنه عملیات غرب - بخش چهارم

از روز سوم نبرد، واحد هوانیروز از نیروهای زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران به طور فعال در صحنه‌های نبرد حضور یافت. از جمله مناطقی که بالگردهای رزمی ما وارد عمل شدند، منطقه مهران و صالح­آباد بود. فعالیت بالگردها در روز چهارم به صورت چشم­گیری در این مناطق انجام گردید، و سبب تقویت روحی و خوشحالی مسئولان اداره جنگ در این منطقه شد، به‌نحوی‌که ژاندارمری ایلام گزارش داد: بالگردهای ایرانی صدمات سختی به نیروهای عراقی وارد کردند

اما به­طور کلی سقوط مهران و منطقه میمک در استان مرزی ایلام اثرات نامطلوبی در روحیه مقامات کشوری ایران گذاشته بود و چنان به نظر می­رسید که اصولاً مقامات غیرنظامی ایران به علت عدم آگاهی از مسائل نظامی و خصوصیات جنگ، آمادگی روانی برای قبول حقایق موجود را نداشتند و این امر سبب تشویش خاطره آنان شده بود. بدین سبب استاندار ایلام که حساسیت ویژه­ای در مسائل جنگ نشان می­داد، از نحوه انجام وظیفه نیروهای مسلح اظهار عدم رضایت کرد و آن را به وزارت کشور اعلام نمود که طبعاً از طریق وزارت کشور در هیئت دولت و بالأخره در شورای عالی دفاع مطرح گردید، گرچه اساس این گونه عدم رضایت­ها منطقی بود و نبایستی روند حوادث جنگ بدین گونه می­شد ولی با شرایط کلی که در دوران بعد از انقلاب در ارتش ایران به وجود آمده بود، نتیجه جز این نمی­­توانست باشد.

با وجود این­که تلاش نیروهای متجاوز عراقی در منطقه عملیاتی مهران و صالح­آباد از روز سوم جنگ کاهش یافته و عملاً نیروهای عراقی به حالت توقف و پدافند درآمدند، اما شکست­های اولیه نیروهای ایران سبب نگرانی فوق­العاده مقامات مسئول به ویژه غیرنظامی شده بود و آن­ها چنین برآورد می­کردند که قریباً نیروهای عراقی در محور مهران دهلران و محور مهران صالح­آباد ایلام و محور میمک سرنی صالح­آباد ایلام پیشروی خواهند کرد و شهر ایلام را که مرکز استان ایلام است، اشغال خواهند نمود. این موضوع را با مقامات مسئول نظامی مطرح می­کردند و از آنان می­خواستند به هر نحو مقدور از این اقدام احتمالی نیروهای عراقی جلوگیری به عمل آورند. این نگرانی­ها در بعضی موارد چنان شدید بود که تصور می­شد نیروهای عراقی تا نزدیک ایلام پیشروی کرده­اند. چنان­که در یک گزارشی چنین اظهار نظر شده بود که در ساعت 1100 روز سوم مهرماه نیروهای عراقی تا نزدیکی شهر ایلام رسیده­اند. البته ممکن است در این گزارش منظور استان ایلام بوده ولی به هر حال این اضطراب و نگرانی وجود داشت. اما همان‌گونه که اشاره شد، این برآوردها چندان صحیح نبود و نیروهای عراقی از پایان روز سوم مهرماه تحرک عمومی خود را در منطقه مرزی ایلام از دست دادند و تلاش قابل ملاحظه­ای برای توسعه مناطق اشغالی نکردند.

در روز چهارم مهرماه و روزهای بعد از آن حوادث و نبردهای مهمی در این منطقه نبرد به وقوع نپیوست و نیروهای هر دو طرف تلاش کردند مواضع اشغالی را برای پدافند تحکیم کنند و چنان­چه فعالیت و حرکتی از نیروهای هر طرف انجام می­شد، اصولاً یه منظور اشغال نقاط مناسب­تر برای پدافند و به اصطلاح نظامی برای استفاده صحیح از شرایط طبیعی زمین برای دفاع بود. چنان­که گزارش‌های اطلاعاتی که از منطقه عملیاتی مهران درباره وضعیت نیروهای عراقی می­رسید، حاکی از آن بود که تلاش عمده نیروهای عراقی در حوالی سد کنجان­چم برای تصرف ارتفاعات مسلط بر منطقه سد انجام می­گیرد و این تلاش­ها به مدتی طولانی ادامه یافت. البته باید خاطر نشان نمود که پاسگاه­های ژاندارمری باقی مانده در منطقه مرزی شمال مهران که شامل پاسگاه­های کانی‌سخت، شورشیرین و چند پاسگاه دیگر بودند در تمام مدت زمان جنگ در کنترل نیروهای ایرانی باقی ماندند و نیروهای عراقی به­علت موقعیت طبیعی خاص زمین نتوانستند یا نخواستند آن پاسگاه­های ایران را عقب برانند. باقی ماندن این پاسگاه­ها سبب تعادل آتش­ها و گاهی هدایت عملیات ایذایی و چریکی از طرف نیروهای ما و عکس­العمل نیروهای متجاوز عراقی می­شد و حوداثی به بار می­آورد. اما به طوری­که اسناد و مدارک در دسترس نشان می­دهند، این برخوردها حداقل تا عملیات آفندی نیروهای ما در میمک که در 19 دی­ 1359 انجام شد، از حالت برخوردهای موضعی خارج نشد و ما برای روشن شدن چگونگی این برخوردها بررسی حوادث را دنبال می­کنیم.

در ساعات اولیه روز پنجم مهرماه عوامل اطلاعاتی ایران خبر دادند که نیروهای عراقی مستقر در حوالی سدکنجان­چم با واحدهای تانک تقویت شده­اند، به­علاوه نیروهای دشمن در مقابل پاسگاه مرزی شورشیرین حدود 30 کیلومتری شمال مهران تقویت گردیده­اند. ولی به جز تبادل آتش حرکات دیگری، از نیروهای دشمن مشاهده نشد و نیروهای ما نیز در شرایطی نبودند که بتوانند عملیات آفند متقابل را طرح­ریزی و اجراء نمایند. تلاش نیروهای دشمن در منطقه میمک و محور میمک، سرنی، صالح­آباد نیز قابل ملاحظه نبود و با توجه به استقرار یک گروه رزمی تانک از عناصر تیپ یک لشکر 81 و دو گردان رزمی از عناصر تیپ 84 در آن محور نیروهای عراقی کاملاً حالت پدافندی به خود گرفته بودند.

نکته حائز اهمیت این است که تا روز پنجم مهرماه، یگان تقویتی قابل ملاحظه­ای به منطقه مهران اعزام نشده بود. واحدهای شکست خورده قبلی ما نیز حداکثر توانایی که داشتند، حفظ مواضع موجودشان بود که آن هم به­علت عدم تلاش نیروهای عراقی برای پیشروی امکان­پذیر بود، وگرنه چنان­چه یگان­های عراقی در محور مهران دهلران پیشروی می­کردند، حداقل در روزهای اول جنگ و بعد از شکست گردان 182 تیپ 84 پیاده، نیروی قابل ملاحظه­ای در مقابل آن­ها نبود که بتواند جلوی پیشروی آن­ها را سد نماید.

از روز پنجم مهرماه، اعزام نیروهای تقویتی ارتشی و بسیجی به منطقه نبرد ایلام آغاز شد. اولین نیروی تقویتی یک واحد بسیج بود که از تهران به ایلام و به منطقه نبرد سد کنجان­چم اعزام شد. اما طبق گزارش ژاندارمری این واحد بسیج بعد از ورود به منطقه نبرد با مشکلات تدارکاتی مواجه شد و آن منطقه را ترک کرد و نیروهای دشمن ارتفاعات سرکوب منطقه سد را تحت کنترل خود درآوردند. از هنگ ژاندارمری ایلام یک واحد تقویتی برای منطقه شورشیرین و تأمین محور پاسگاه شورشیرین اعزام شد. این واحد موفق گردید موقعیت نیروهای ما را در منطقه شورشیرین تحکیم نماید.

با توجه به این­که در روز ششم مهر 1359 صدام حسین، حاکم جاه­طلب عراق، درخواست اعلان آتش­بس در جنگ تحمیلی کرد، از این روز تلاش عمومی نیروهای عراقی در اغلب صحنه­های نبرد غرب به­ ویژه در منطقه ایلام کاملاً متوقف گردید. نیروهای عراقی در منطقه عملیاتی مهران به حالت پدافندی کامل درآمدند. تلاش اصلی ارتش عراق در صحنه عملیات خوزستان برای وصول به هدف­های خرمشهر و اهواز و سوسنگرد ادامه یافت. بنابراین می­توان گفت که حرکت آفند نیروهای عراقی در منطقه نبرد ایلام در روز ششم مهرماه خاتمه یافت و حال وظیفه نیروهای ایران بود که با عملیات آفند متقابل نیروهای عراقی را از مواضع اشغالی عقب برانند. اما به علت کمبود توان رزمی و عدم آمادگی کافی، اجرای این امر برای نیروهای ما مقدور نبود. بنابراین، نبرد در این منطقه به مدت بیش از سه ماه و نیم بدون تغییرات محسوسی و فقط به صورت تبادل آتش و اعزام واحدهای گشتی و شناسایی و کسب اطلاعات ادامه یافت. از جمله اطلاعاتی که از این منطقه به­دست نیروهای ما رسید، این بود که برخلاف تصور قبلی که گمان می­رفت، تیپ 37 لشکر 12 زرهی عراق در این منطقه باشد، مشخص گردید که عناصر تیپ 24 مکانیزه لشکر 10 زرهی عراق، تقویت شده با گردان تانک حماد شهاب در منطقه مهران وارد عمل شده است و این خبر بعد از به دست آمدن اسناد و مدارک از نیروهای عراقی مورد تأیید قرار گرفت.

در روز هفتم مهرماه، نیروهای عراقی تلاش مختصری در حوالی تپه 343 واقع در منطقه مرزی جنوب­غربی سد کنجان­چم کردند. لازم به یادآوری است که این تپه از جمله نقاط مورد اختلاف ایران و عراق در تعیین خط مرز بود که در وقایع سال 54-1348 نیز نبرد نسبتاً سختی در روی این تپه بین نیروهای ایرانی و عراقی در گرفت و ما چگونگی جریان این نبرد را در کتابهای دیگر تاریخ جنگ تحمیلی بیان کرده­ایم. در جنگ تحمیلی نیز ارتفاعات حوالی این تپه از جمله نقاط پر حوادث در منطقه نبرد مهران بود.

در بررسی حوادث، بعضی نکات جالب توجه به چشم می­خورد که از نظر بیان مشکلات منطقه نبرد حائز اهمیت می­باشد. در شرح جریان نبرد گفتیم که گردان 182 پیاده تقویت شده تیپ 84 پیاده در هنگام آغاز جنگ مسئولیت دفاع از منطقه عملیاتی مهران را بر عهده داشت که بر اثر فشار دشمن بعد از 48 ساعت مقاومت به سمت رودخانه چنگوله در 40 کیلومتری شرق مهران عقب­نشینی کرد. عناصری از این گردان در ارتفاعات شمال غربی مهران مستقر بودند که بعد از پیشروی نیروهای دشمن به طرف سد کنجان­چم نتوانستند به همراه گردان مربوطه عقب­نشینی نمایند. سرنوشت این عناصر که طبق گزارش فرمانده گردان شامل گروهان سوم پیاده، دسته شناسایی، دسته خمپاره­انداز و همچنین گروهان سوارزرهی تیپ 84 بودند، تا روز هفتم مهرماه برای فرمانده گردان نامشخص بود و بالأخره در آن روز فرمانده گردان این عدم اطلاع را به تیپ گزارش داد. اطلاعاتی که بعداً به­دست آمد، این عناصر در منطقه مربوطه در مقابل دشمن مقاومت می­کردند.

 با وجود توقف و رکودی که در منطقه نبرد مهران ایجاد شده بود، عوامل اطلاعاتی ما در هفتم مهرماه گزارش دادند که یک واحد هلی­برن عراقی در حوالی امیرآباد واقع در 20 کیلومتری شمال سد کنجان­چم و 15 کیلومتری جنوب صالح­آباد پیاده شده و مأموریت دارد محور صالح­آباد، مهران را قطع و نیروهای ما را در منطقه بین جاده و خط مرز محاصره نماید که البته در صورت صحت این مطلب راه تدارکاتی نیروهای باقی مانده در تپه 343 و پاسگاه­های کانی­سخت و شورشیرین قطع می­شد و آن­ها مجبور به تسلیم می­گردیدند. اما این اطلاعیه عاری از حقیقت بود و چنین اتفاقی رخ نداد و اصولاً در طول جنگ، نیروهای عراقی از واحدهای هلی­برن استفاده قابل ملاحظه­ای نکردند. اما آن­چه مسلم است؛ بالگردهای عراقی گاه­گاهی در مناطق نبرد فعال می­شدند و تو هماتی برای نیروهای ما ایجاد می­کردند. براساس تدبیر کلی حکام عراق دایر بر متوقف کردن جنگ در همان شرایطی که ایجاد شده بود، اساساً منطقه عملیاتی ایلام برای مدت زمانی غیرفعال گردید و مبارزات نیروهای هر دو طرف فقط به تبادل آتش محدود شد. بنابراین حوادث مهمی در این منطقه نبرد رخ نمی­داد، فقط عناصر ژاندارمری به‌منظور فعال جلوه دادن منطقه نبرد گاه­گاهی گزارش‌های مبنی بر برخوردهای نیروهای دو طرف می­دادند که امری غیر عادی نبود. این وضع در غرب صالح­آباد و منطقه میمک تا 19 دی 1359 و در منطقه مهران تا عملیات والفجر3 که در 9 مرداد ماه 1362 اجراء شد، با تغییرات بسیار جزئی همچنان ادامه داشت که در منطقه میمک نیز بعد از نبرد میمک و آزاد کردن آن ارتفاعات بار دیگر صحنه نبرد غیرفعال شد و تا زمان نگارش این مطالب در آغاز سال 1366 یعنی قریب شش سال بدون تغییرات قابل ملاحظه­ باقی ماند، ولی البته جنگ به پایان نرسید، بلکه مبارزات نیروهای ما برای وارد کردن ضربت به نیروهای دشمن و بیرون راندن آن­ها از مناطق اشغالی همچنان ادامه یافت.. ولی این‌گونه تلاش­ها که غالباً محدود و موضعی بودند نتوانستند تأثیر قابل ملاحظه­ای در تغییر شرایط منطقه نبرد به نفع نیروهای ما داشته باشند.

از جمله تلاشی که در منطقه نبرد ایلام انجام گرفت، بسیج عشایر ملکشاهی و وارد کردن آنان به صحنه نبرد در مبارزه با نیروهای اشغالگر عراقی بود، ولی ورود این عشایر به صحنه نبرد فقط سبب تقویت نسبی قدرت دفاعی نیروهای ما در منطقه مهران و صالح­آباد گردید و تغییرات محسوسی در منطقه نبرد ایجاد نکرد. البته نیروهای عراقی نیز به حالت رکود کامل درآمدند، چنان­که تا عملیات والفجر3 و آزادسازی مهران در مرداد ماه 1362 نیروهای عراقی نتوانستند چند پاسگاه مرزی را در منطقه کانی­سخت و شورشیرین از میان بردارند.

از جمله نقاطی که بعد از ایجاد جالت پدافندی نیروهای هر دو طرف در منطقه مهران نسبتاً فعال شد، ارتفاعات ملکشاهی در شمال دشت مهران بود. گروهان ژاندارمری مهران به آن منطقه عقب­نشینی کرده بود. بعد از بسیج عشایر ملکشاهی، این گروهان هدایت عملیات چریکی را علیه نیروهای اشغالگر بر عهده گرفت و در حدود مقدورات خود به مواضع دشمن دستبرد می­زد. طبعاً در این عملیات درگیری­هایی با نیروهای دشمن به وجود می­آمد که گاهی سبب مشکلاتی نیز می­گردید. اما از نیروهای خودی عنصری که تا حدودی در منطقه مهران فعال بود، گروه هوانیروز مأمور به این منطقه بود و بالگردهای رزمی این گروه در هر فرصت مناسب به یگان­های دشمن به­ویژه خودروهای زرهی و نقاط تدارکاتی وی حمله می­کردند و ضرباتی وارد می­ساختند و اجازه نمی­دادند نیروهای دشمن با خیال راحت در سنگرها و مواضع خود استراحت نمایند.

با توجه به توقف و رکودی که در منطقه نبرد مهران ایجاد شد، برای مدتی طولانی حوادث مهمی در این منطقه نبرد رخ نداد. لذا ما بررسی عملیات این منطقه را در همین­جا به پایان می­رسانیم و فقط به‌منظور آگاهی از چگونگی روند جنگ در این منطقه نبرد حوادث قابل ملاحظه­ای را که در زمان‌های مختلف رخ داد فهرست­وار بیان می­کنیم:

طبق گزارش سپاه پاسداران پل رودخانه چنگوله در مسیر محور مهران، دهلران در تاریخ 16 مهرماه به­وسیله نیروهای خودی منهدم و تخریب گردید.

در 18 مهرماه نیروهای دشمن تلاش کردند که مدافعان پاسگاه­های مرزی کانی­سخت و شورشیرین را به عقب برانند، ولی موفق نشدند و این تلاش دشمن در روزهای 21 و 22 مهرماه نیز تکرار شد ولی نتیجه آن عدم موفقیت دشمن بود.

در 24 مهرماه، فرمانده ژاندارمری منطقه کانی­سخت گزارش داد؛ نیروهای خودی کاملاً بر این منطقه مسلط هستند و پیشنهاد کرد، واحد تقویتی به آن منطقه اعزام شود و نیروهای خودی در محور کانی‌سخت و زرباطیه حمله کنند و عقبه نیروهای دشمن در محور بدره زرباطیه، مهران را قطع نمایند که طبعاً در آن موقع چنین امکانی برای نیروهای خودی وجود نداشت. در همین روز درگیری­های نسبتاً شدیدی در حوالی پاسگاه شورشیرین رخ داد و از افراد خودی دونفر شهید و چهار نفر مجروح شدند، ولی پیشروی نیروهای دشمن به سمت پاسگاه متوقف گردید.

در 25 مهرماه واحدهای ژاندارمری مستقر در شمال سد کنجان­چم با یک دسته ژاندارم تقویت شدند.

در 27 مهرماه استاندار ایلام اعلام کرد؛ عملیات نفوذی به­وسیله نیروهای خودی در منطقه ایلام اجراء گردید که موفقیت آمیز بود. ضمناً در این گزارش اضافه شد که درگیری در منطقه کانی­سخت همچنان به تناوب ادامه دارد.

در 28 مهرماه ژاندارمری اعلام کرد که یک واحد خودی در ارتفاعات ملکشاهی شمال دشت مهران مستقر است و عناصر دشمن نیز در شمال چالاب بین شهرک اسلامیه و چالاب مهران گسترش دارند که با نیروی خودی مستقر در ارتفاعات ملکشاهی درگیر شده‌اند.

در 29 مهرماه درگیری در نقاط مرزی کانی­سخت و شورشیرین ادامه داشت که بیشتر محلی و موضعی بود. در دوم آبان­ماه فعالیت مهندسی دشمن برای تحکیم مواضع پدافندی در مناطق اشغالی مهران و غرب صالح­آباد مشهود گردید و به نیروهای خودی دستور داده شد با اجرای آتش­های توپخانه از فعالیت مهندسی دشمن جلوگیری نماید.

با توجه به این­که دشت مهران در کنترل دشمن قرار گرفته بود ولی ارتفاعات ملکشاهی در شمال این دشت در کنترل کامل نیروهای ما بود و از اوایل آبان­ماه عناصر ژاندارمری و عشایر ملکشاهی که در این ارتفاعات موضع گرفته بودند، به تناوب به نیروهای دشمن حمله می­کردند و ضرباتی به آنان وارد می­نمودند. در نتیجه منطقه فعال نبرد در دشت مهران به دامنه جنوبی ارتفاعات آن دشت کشیده شده بود. ولی غالباً نبرد به صورت تبادل آتش و عملیات چریکی و نفوذی و دستبرد اجراء می­شد و گاهی تلفاتی به نیروهای ما نیز وارد می­گردید. چنان­که در روز سوم آبان یک ستوان ژاندارم و یک نفر غیرنظامی از نیروهای ما مجروح شدند.

در روز چهارم آبان، بالگردهای ما در دشت مهران به دشمن حمله کردند که یک بالگرد فروند مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفت و آسیب دید ولی خلبانان آن در منطقه خودی، سالم فرود آمدند.

در روز ششم آبان نیروهای عراقی با حمله به دامنه جنوبی ارتفاعات ملکشاهی تلاش کردند نقاط سرکوب به دشت مهران را اشغال کنند و مانع دیده­بانی نیروهای ما به دشت مهران گردند. این حرکت نیروهای عراقی سبب درگیری نسبتاً جدی شد ولی به زودی خاتمه یافت. در همین روز بالگردهای عراقی نیز متقابلاً در منطقه نبرد مهران فعال شدند و یک فروند بالگرد عراقی به­وسیله آتش نیروهای ما سرنگون گردید. ولی طبق گزارش سپاه پاسداران، خدمه آن به­وسیله بالگرد دیگر عراقی نجات داده شدند. به­طور کلی در این روز، منطقه نبرد مهران نسبتاً فعال بود و نیروهای عراقی جابجایی­های قابل ملاحظه­ای انجام دادند که مورد توجه رزمندگان ما قرار گرفت. متقابلاً نیروهای ایرانی در غرب پاسگاه شورشیرین ایران به پاسگاه تک مشکی عراق حمله کردند و خساراتی به آن وارد نمودند.

اطلاعات به‌دست آمده از دشمن در روز ششم آبان حاکی از این بود که قسمتی از نیروهای عراقی مستقر در منطقه مهران به منطقه میمک تغییر مکان دادند. این امر چنین ارزیابی می­شد که احتمالاً نیروهای عراقی آماده می­شوند در محور میمک، سرنی، صالح‌آباد برای اشغال صالح­آباد حمله نمایند.

در روز یازدهم آبان، نیروهای عراقی به پاسگاه کانی­سخت حمله کردند، ولی مدافعان میهن اسلامی ما توانستند حمله دشمن را دفع نمایند و در این نبرد یک افسر نیروهای ما زخمی گردید. این حمله دشمن سبب نگرانی فرمانده واحد مدافع پاسگاه شد و اظهارنظر کرد که احتمالاً نیروهای عراقی تصمیم گرفته­اند این پاسگاه مرزی ما را منهدم نموده و منطقه مرزی کانی­سخت را اشغال نمایند. این برخورد سبب تهییج رزمندگان ما شد و برای نشان دادن اراده قاطع خود مبنی بر ادامه مبارزه تا بیرون راندن نیروهای اشغالگر، نیروهای ما که ترکیبی از عناصر ارتشی، ژاندارمری و سپاه پاسداران بودند، در 12 آبان در منطقه سد کنجان­چم به نیروهای دشمن حمله کردند و ضرباتی به دشمن متجاوز وارد نمودند. در این نبرد دو نفر از نیروهای خودی شهید و شش نفر مجروح گردیدند.

نبردهای پراکنده بین نیروهای مدافع ایران و نیروهای متجاوز عراق در منطقه نبرد مهران به ­ویژه در ارتفاعات ملکشاهی و حوالی پاسگاه­های کانی­سخت و شورشیرین به تناوب انجام می­شد و تبادل آتش به صورت مداوم ادامه داشت. در روز 20 آبان یک افسر ایرانی در اثر آتش دشمن در منطقه کانی­سخت، شهید گردید و آن شهید ستوانسوم منصور کلالی بود و در درگیری­های روز 22 آبان نیز افراد نیروهای ما یک نفر شهید و شش نفر مجروح شدند. این نبردهای مداوم و تلفات وارده بر نیروهای ما سبب فرسودگی و کاهش آمادگی رزمی آن­ها می­گردید و هر قدر زمان جنگ طولانی می­شد، فرسودگی افزایش می­یافت، چنان­که در 28 آبان­ماه، ژاندارمری مرکز گزارش داد؛ یگان­های مستقر در منطقه عملیاتی مهران به‌ویژه در کانی­سخت و شورشیرین مدام در حال مبارزه با دشمن بوده و فرسوده شده­اند ونیاز به تعویض یا حداقل تقویت با نیروهای قوی تازه نفس دارند که البته این درخواست کاملاً موجه بود. ولی بعد از گذشت قریب دو ماه از مدت زمان جنگ، هنوز برتری کامل با دشمن بود و نیروی تقویتی قابل ملاحظه­ای در دسترس فرماندهان ایرانی نبود. هر قدر از نیروهای ما باقیمانده بود، به منطقه خطرناک­تر خوزستان و منطقه کرمانشاه اختصاص داده شده بود و امکانی برای تقویت منطقه مهران باقی نمانده بود. اما همان نیروهای فرسوده ما توانستند مدت زمانی طولانی مواضع دفاعی خود را در منطقه نبرد مهران نگهدارند تا این­که جهت عمومی جنگ به نفع نیروهای ما تغییر کلی پیدا کند.

از اوایل آذرماه 1359 منطقه نبرد مهران به حالت رکود کامل درآمد و نیروهای هر دو طرف اساس عملیات خود را بر تحکیم مواضع پدافندی قرار دارند و نبرد فقط به صورت تبادل آتش و گاهی اعزام واحدهای گشتی رزمی و شناسایی و عوامل نفوذی و دستبرد اجراء می­گردید. این رکود در غرب صالح­آباد و منطقه میمک تا 19 دی­ماه 1359 و در منطقه مهران تا مردادماه 1362 ادامه یافت.


قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
توجه
شما می توانید برای دریافت بعضی مطالب از طریق کانال، اینجا کلیک تا عضو کانال معارف جنگ شوید و یا شمار تلفن خود را با کلیک بر روی این قسمت وارد کنید تا شما را عضو کانال کنیم
تویضیحات در موتور جستجو
جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ


آدرس: تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی

تماس: 02122979698

کدپستی: 1676653517

صندق پستی: 554-19575

آدرس پست الکترونیکی: Info@maarefjang.ir

پیام کوتاه:300040004620

کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015