هدر سایت هیئت معارف جنگ
قطعنامه های سازمان ملل در جنگ ایران و عراق
کتاب آموزش معارف جنگ
نرم افزار معارف جنگ (اندروید)
بازگشت به بالا

خاطرات شهید سپهبد صیّاد شیرازی از عملیات مرصاد (انتشار مجدد)

قسمت ارائه دهنده: پایگاه اطلاع رسانی


تا یک روز قبل نمی‌دانستیم با کی طرف هستیم

متن پیش رو بخش‌هایی از سخنرانی شهید سپهبد صیّاد شیرازی، 125 روز قبل از شهادت ایشان و در تاریخ 15/9/1377 است که در جلسه ی شب خاطره مسجد جامع قلهک تهران ایراد شده و برای نخستین بار دراسفند ماه 88 در ویژه نامه رمز عبور روزنامه ی ایران منتشر شد. سیر نبردهای رزمندگان اسلام در دو دوره خلاصه می‌شود، یک دوره جنگ با ضدانقلاب و منافقین و دشمنان داخلی و یک دوره هم دوره ی هشت ساله ی دفاع مقدّس.

 

برای شنیدن فایل صوتی کامل خاطره اینجا کلیک کنید.


عملیات بیت المقدّس از دیدگاه شهید صیّاد شیرازی

قسمت ارائه دهنده: پایگاه اطلاع رسانی


گفتگو با شهید صیّاد شیرازی:

حالت خاصی بر ما حاکم شده بود. زیاد خودمان را پایبند مقررات و فرمول های جنگ نمی کردیم که این کار بشود یا نشود.گفتم:بزنید! ایشان زد. یک ساعت هم طول نکشید. ساعت 8 صبح بود که فریاد آنها بلند شد...


گفتگو با مادر و خواهر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی

قسمت ارائه دهنده: پایگاه اطلاع رسانی


 نقش شگفت‌انگیز تعلیم و تربیت در زندگی انسان بر هیچ خردمندی پوشیده نیست. شکوفایی استعدادها و ارزش‌های والا بر تعلیم و تربیت مبتنی است و انسان‌شدن انسان و وصولش به کمال نهایی، همه مرهون تعلیم و تربیت صحیح است و گاه تعلیم و تربیت به اندازه‌ای ارزشمند و با اهمیت تلقی شده است که انسان‌های نمونه و معلمان و مربیان معصوم مکتب اسلام، جان خود را فدای آن کرده‌اند.

هنگامی که فضای خانه آمیخته با ارزش‌های معنوی باشد و والدین نیز ارزش‌های الهی و تکالیف دینی را جدی بگیرند، فرزندان نیز به طور غیرمستقیم از این فضا متاثر شده و علایق معنوی و دینی در آنها پرورش می‌یابد و انسانهای شایسته ای می شوند که می‌توانند الگویی شایسته برای نسل‌های آتی باشند.

مشروح گفت گو را در ادامه مطلب دنبال کنید.


دو خاطره از عملیات بیت المقدس به بیان شهید صیاد (انتشار مجدد)

قسمت ارائه دهنده: پایگاه اطلاع رسانی


به مناسبت سوم خرداد سالروز آزادسازی خرمشهر در عملیات بیت المقدس - 4

خاطره یک: امداد عظیم

چندین شور عملیاتی با فرماندهان و اعضای ستادمان انجام دادیم. قرارگاه کربلا اداره کنندة منطقه بود. نتیجه که نگرفته بودیم هیچ، مطالبی که فرماندهان از وضع یگانهایشان می‌گفتند، نمایان می‌ساخت که باید به سرعت نیروها را بازسازی کنیم؛ یعنی باید عملیات را متوقف می‌کردیم و می‌رفتیم بازسازی کنیم. چون توان و رمقی برای واحدها باقی نمانده بود. رفتیم به اتاق جنگ، اعضای ستادمان رفتند و من و فرمانده سپاه تنها شدیم. دو تایی حالت عجیبی پیدا کرده بودیم از بس فشار روحی و روانی به ما وارد شده بود. لشکرهایی که در اختیار داشتیم ، اسمشان لشکر بود ولی از رمق افتاده بودند.


به مناسبت سالروز شهادت شهید صیاد شیرازی (انتشار مجدد)

قسمت ارائه دهنده: پایگاه اطلاع رسانی


تنزیل درجه از سرهنگ تمامی به سرگردی!

سرهنگ صیاد شیرازی به تهران که رسید، فهمید درجه اش از سرهنگ تمامی به سرگردی تنزل یافته و از نیروی زمینی نیز اخراج شده است و باید خود را به دژبان ستاد مشترک ارتش معرفی کند. با این شرایط، همه چیز قابل تحمل بود ولی از نیروی زمینی رفتن، خیلی مشکل بود.

او در این مورد می گوید «با آقای خامنه ای مشورت کردم که تا این جا همه چیز را تحمل کردم، این یکی را نمی توانم تحمل کنم. چه معنی دارد که مرا از نیروی زمینی اخراج کنند؟»


با خاطرات صیاد (1)

قسمت ارائه دهنده: پایگاه اطلاع رسانی


... وقتی سال تهیه بودیم، فرمانده گروهانی داشتیم که افسر بسیار مرتب ومنظمی بود، نگاهش که می کردی نظم از سر و رویش می بارید. در اردوگاه اقدسیه و در روز اول ورود ما به اردوگاه، ما را جمع کرد وگفت: "دفترچه وقلمتان را در بیاورید و در صفحه اول دفترچه تان این جمله را یادداشت کنید: "ما تابع مقررات هستیم ونوکر شخصی کسی نیستیم" ما بعد که آمدیم توی یگان ها، فهمیدیم که این جمله چه معنایی داشته است.


با خاطرات صیاد (2)

قسمت ارائه دهنده: پایگاه اطلاع رسانی


... شروع کردم به آموزش دادن، یک دفعه دیدم این سرلشکر آمد وسط ما و گردان و گفت: نه! سرکار ستوان! تفنگت را بده. من کمی دمغ شدم. معنی اش این بود که درست انجام نمی دهی. اما من طبق آموزش انجام می دادم.

 

 


با خاطرات صیاد (3)

قسمت ارائه دهنده: پایگاه اطلاع رسانی


... فهمیدیم اینجا گیر افتاده ایم. خیلی وضع ناجور بود. خلبان که داشت بالا دور می زد، متوجه شد که گیر افتاده ایم چون به این طرف و آن طرف می دویدیم. او هم رفت. ما نفهمیدیم برای چی رفت. به آن چند نفر گفتم بچه ها برویم روی یال و تیراندازی روی ما ادامه داشت.


با خاطرات صیاد (3)

قسمت ارائه دهنده: پایگاه اطلاع رسانی


... فهمیدیم اینجا گیر افتاده ایم. خیلی وضع ناجور بود. خلبان که داشت بالا دور می زد، متوجه شد که گیر افتاده ایم چون به این طرف و آن طرف می دویدیم. او هم رفت. ما نفهمیدیم برای چی رفت. به آن چند نفر گفتم بچه ها برویم روی یال و تیراندازی روی ما ادامه داشت. گفتم باز هم بالاتر برویم. هفت هشت دقیقه ای نگذشت که دو سه هلی کوپتر 214 بر روی یال مقابل ما در فاصله 300 – 400 متری نشست.


با خاطرات صیاد (4)

قسمت ارائه دهنده: پایگاه اطلاع رسانی


... طلبه پاسداری به نام ردانی پور که بعد در عملیات والفجر2 شهید شد، گفت: برادرها شما حرف هایتان را زدید، حالا بیایید دعای توسل بخوانیم . یک دعای توسل با حالی در اتاق جنگ سوسنگرد خواندیم.



آدرس: تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی

تماس: 02122979698

کدپستی: 1676653517

صندق پستی: 554-19575

آدرس پست الکترونیکی: Info@maarefjang.ir

پیام کوتاه:300040004620

کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015