درسهای هشت سال جنگ تحمیلی-48
مسئله 45: پدافند منطقهای تعاریف: فرهنگ واژه نظامی: پدافند منطقهای: پدافندی که در آن سعی میشود، زمین مشخصی کنترل و یا حفظ شود و برای متوقف ساختن و دفع تک دشمن، روی آتشها و نیروهای بکار رفته در مواضع پدافندی جلو تأکید میشود، بنابراین حداکثر توان رزمی، به یگانهای در خط اختصاص داده خواهد شد. در پدافند منطقهای، فرمانده، درگیری قطعی را کاملاً در منطقه مقدم پدافند میپذیرد و پاتک در درجه یکم برای بیرون راندن و یا از بین بردن نیروهای دشمن در داخل رخنه ایجاد شده و مخصوصاً برای ترمیم لجمن انجام میشود.

 پدافند متحرک: پدافندی که در آن حداقل نیروی لازم در جلو اختصاص داده شده و حق تقدم استفاده از نیروهای رزمی و آتش‌ها به احتیاط داده می‌شود. احتیاط قوی برای انهدام نیروهای به دام انداخته دشمن با اجرای عملیات آفندی می‌باشد و چون منظور نهایی در پدافند متحرک انهدام دشمن می‌باشد، پاتک هم به همین منظور اجرا خواهد شد، نه کنترل منطقه پدافند و ترمیم لجمن و یا حفظ زمین. معمولاً لشکر پایین‌ترین رده‌ای است که می‌تواند پدافند متحرک را اجرا نماید.

پدافند موضعی: نوعی پدافند که در آن توده نیروی پدافند کننده در محل‌های تاکتیکی منتخب آرایش‌شده می‌باشد، جایی که در آن رزم قطعی باید انجام گیرد. در این نوع پدافند، تکیه اصلی در توانایی نیروها در محل‌های پدافندی گذارده می‌شود که مواضعشان را نگهداری نموده و زمین‌های بین مواضع را کنترل نمایند. احتیاط به منظور عمق دادن، سد نمودن یا تصرف مجدد موضع رزم از طریق پاتک به کار می‌رود.

پدافند در محل: پدافندی که بر مبنای مقاومت شدید بدون عقب‌نشینی (در مقایسه با عملیات تأخیری، در مواضع متوالی) طرح‌ریزی شده است.

پدافند در عمق: یکی از ملاحظات رزم پدافندی بوده و در آن یگان‌ها در هر رده فرماندهی به منظور نگهداری عوارض حساس داخل منطقه می‌بایستی در عمق گسترش یابند. (با قرار دادن عناصری از نیروهای خودی در مواضع جلو و يا جلو مواضع سد کننده بر روی عوارض حساس در عمق منطقه و قرار دادن جنگ‌افزارهای پشتیبانی در عمق، اصول پدافند در عمق را می‌توان رعایت نمود.)

پدافند تعجیلی: پدافندی که در آن، زمان برای آرایش زمین محدود بوده و تماس دشمن قریب‌الوقوع، یا در جریان باشد. در این نوع پدافند از حفره‌ها و مواضع و موانع طبیعی موجود در زمین، حداکثر استفاده به عمل می‌آید.

پدافند (دفاع): اقداماتی است که در طی آن با استفاده از کلیه وسایل و امکانات موجود از پیشروی و هجوم دشمن جلوگیری به عمل آمده و با نیروهای تک‌ور او منهدم می‌گردد. پدافند معمولاً با حفظ و نگهداری زمین همراه است. منظورهای پدافند عبارت‌اند از:

الف – ایجاد شرایط مناسب جهت عملیات آفندی. ب – صرفه‌جویی در قوا در یک منطقه به منظور به کار بردن نیروی کافی در جای دیگر. پ – انهدام یا به دام انداختن نیروی دشمن. ت – کم کردن مقدورات و امکانات آفندی دشمن. ث – جلوگیری از ورود دشمن به‌ یک منطقه حیاتی.

پدافند با فرصت: این نوع پدافند معمولاً هنگامی اجرا می‌شود که زمان کافی برای آرایش دادن زمین موجود و تماس با دشمن بعید بوده و قریب‌الوقوع نمی‌باشد، این نوع پدافند در مناطق وسیعی که دارای مواضع و دژهای مستحکمی هستند تشکیل‌شده و دارای سیستم‌های مخابراتی بسیار قوی می‌باشند.

پاتک: عمل آفندی است که با تمام و یا بخشی از نیروی پدافند کننده، علیه نیروی تک‌ور به منظور ترمیم در پدافند منطقه‌ای و یا به دام انداختن و انهدام نیروهای دشمن در محل مناسب در پدافند متحرک انجام می‌گردد.

طرح پاتک: طرح پاتک جزء اولیه و اصلی عملیات پدافندی است. طرح‌های پاتک حداقل برای مقابله با رخنه عمده در هریک از معابر و صولی دشمن تهیه می‌شوند.

طرح پدافند (طرح پدافندی): طرح هماهنگی شده‌ای است برای جلوگیری یا شکست تک دشمن. یک طرح پدافندی شامل طرح‌های سازمان تاکتیکی، آتش، تأمین، پشتیبانی هوایی، آرایش زمین، پاتک، ارتباط و مخابرات و آمادها می‌گردد.

کتاب اصول و قواعد اساسی در رزم، ص103: عرض منطقه پدافندی واگذاری به یک یگان از نظر اجرای مأموریت، بایستی با توجه به وضع زمین، جو و دشمن، درخور استعداد آن یگان باشد. در شرایط متعارف عرض پدافند واگذاری به یک گردان مانوری حدود 3 کیلومتر می‌باشد. ص104: عمق متعارف پدافند یک گردان 5/2 الی 3 کیلومتر می‌باشد.

 

شرح و نکات مسئله 45:

بیشترین زمان در مدت 8 سال جنگ، نیروی‌های دو طرف در حالت پدافند در مکان یا خط و یا منطقه دفاعی ثابت بودند. و می‌توان گفت که طرفین در حالت پدافند با فرصت بودند.

هر کدام از دو طرف، زمین را برای پدافند در برابر تک دشمن، با سنگرهای تأمین، سلاح‌های اجتماعی، دیده‌بانی، در خط دفاعی پیوسته آرایش داده بودند. برای کاهش آسیب و تلفات ناشی از آتش‌های مستقیم و غیرمستقیم طرف مقابل، کانال‌های ورودی و خروجی از عقب به داخل سنگرهای جلو که در دید و تیر دشمن مقابل بود ایجاد کرده و حتی بسیاری از این کانال‌ها نیز سرپوشیده بود.

دشمن، فاصله خط مقدم خودش را تا نیروهای ما، تا آنجا که برایش امکان بود، زمین را کاملاً مسلح کرده بود. ترکیبی از انواع مین ضدنفر تا ضدتانک و به شکل‌های مختلف، مسلح نمودن مین‌ها، انواع سیم‌خاردارهای خطی و حلقوی، کانال‌های با عرض غیرقابل عبور خودرو و نفر به موازات خط دفاعی، تکمیل کانال‌ها با مواد منفجره، بشکه‌های آتش‌زا یا قیر یا آب و گل و غیره، میله‌های آهنی جوش‌خورده به یکدیگر و ترکیب شده با سیم‌خاردارها. عمق این ترکیب سد و موانع در روی زمین به‌طور میانگین از 500 متر تا 3 کیلومتر می‌رسید.

خودی، فاصله خط مقدم خودش را تا نیروهای دشمن، معمولاً با شکلی شبیه دشمن، زمین را مسلح نمی‌کرد. توضیحات این موضوع در مسئله 37 عملیات سد و موانع داده شده است. ما به‌واسطه همین عملکرد نادرست خودی و عملکرد قوی دشمن، آسیب و تلفات زیادی را در 8 سال جنگ متحمل شدیم.

کتاب‌های معتبر نظامی، در مورد این شرایط که هر دو طرف دشمن و خودی در حالت پدافند در منطقه ثابت به مدت طولانی رو در روی هم، با اجرای آتش و گشتی‌های محلی به یکدیگر تلفات و خسارات وارد کنند، اصطلاح و یا عنوان خاصی را ارائه و تعریف ننموده‌اند. یا دقت در تعاریف انواع پدافند، متوجه می‌شویم که هیچ کدام از پدافند گفته شده، دقیقاً تعریف این حالت پدافند ثابت دو طرفه را نمی‌پوشانند. پدافند در مقابل آفند معنا دارد. اما وقتی طرف مقابل هم پدافند انتخاب نماید، در این مورد کلمه مناسبی نداریم. در کتاب‌های موضوع 8 سال جنگ که تاکنون منتشر شده است، بعضی از نویسندگان، حالت یاد شده را پدافند منطقه‌ای، بعضی پدافند غیرفعال و بعضی پدافند ساکن نام‌برده‌اند. این کلمات مرکب را برای مفهوم‌سازی و تمایز آن با دیگر حالت‌های پدافندی ساخته‌اند، اما هیچ کدام مفهوم موضوع را نمی‌رسانند. به‌ویژه کلمات ساکن و غیرفعال، اصلاً با عملکرد طرفین، معنای قابل قبولی ندارند.

به نظر می‌آید جای تهیه اسم مناسب برای این حالت پدافندی ثابت دو طرفه در کتاب‌های آموزشی نظامی خالی است و لازم است مجموعه نیروهای مسلح، بویژه ارتش، اصطلاح قابل قبولی برای آن تهیه و ابلاغ و در مدارس نظامی، در مسیر آموزش‌ها و کتاب‌های رسمی قرار دهد. شاید بتوان گفت، بیشترین شباهت حالت یاد شده به اصطلاح ((پدافند منطقه‌ای)) باشد و این کتاب نیز از همین اصطلاح استفاده نموده است. هر چند که کافی نمی‌باشد. شاید اصطلاح «پدافند منطقه‌ای دو طرفه» و یا «پدافند ثابت طرفین» یا پدافند ساکن یا پدافند متقابل مناسب باشد.

اینکه در ارتش، سپاه و ستاد کل نیروهای مسلح، کدام یک از مجموعه‌های سازمانی، مسئول تولید علم نظامی افزون بر امور جاری، رصد این نقص‌ها و اشکالات و چاره‌سازی آن‌ها هستند، نگارنده این کتاب، از آن اطلاعی ندارد. مثلاً در ارتش؛  حل این مسائل مربوط به معاونت طرح و برنامه، معاونت عملیات و یا هر موضوع که به معاونت خاص آن موضوع مربوط می‌شود، و یا مربوط به دافوس ارتش است؟ برای نگارنده معلوم نیست. ما خروجی این نوع عملکرد را نیز در چند دهه گذشته شاهد نبودیم و یا آن‌قدر کم‌رنگ و ضعیف بوده که اهل فن متوجه آن نشده‌اند. ما فقط شاهد بودیم در دو دهه گذشته، اقداماتی که برای واژه‌سازی فارسی، کلمات نظامی رایج غیرفارسی انجام گرفت و این‌که آیا هنوز هم این مجموعه سازمانی و یا غیرسازمانی موقت فعالیت دارد یا نه، از آن بی‌خبریم. ضمن اینکه این مجموعه واژه‌یابی، بیشتر در مورد جایگزینی واژه‌ها اقدام نمود. در مورد تهیه واژه‌ها و اصطلاحات نظامی که کمبود داشته‌ایم و سابقه نداشته است، اقدامی را شاهد نبودیم و یا آن‌قدر کم‌رنگ و یا کم بوده که نگارنده این کتاب که یکی از اهالی فن موضوع حرفه‌ای نظامی است، از آن اطلاع ندارد.بنظر می رسد معاونت های تحقیق و پژوهش هر  نیرو باید نیاز ها را استنباط یا از نیروها اخذ و سپس تولید علم نماید و یا اینکه دفتر مطالعات راهبردی آجا چنین مهمی را معمول دارد.

نیروی زمینی ارتش، کلیه یگان‌های مانوری خود را در 8 سال جنگ، درگیر حفظ همین خطوط پدافندی ثابت کرده بود، به نسبت طول زیاد خط پدافندی که بیش از 1200 کیلومتر می‌رسید، نمی‌توانست، نیرویی قابل ملاحظه و خارج از خط پدافندی در اختیار داشته باشد تا بتواند با آن عملیات آفندی عمده به اجرا درآورد. به همین واسطه، الزاماً با قبول مسئولیت ریسک یا خط‌پذیری کاهش نیروهای در خط پدافندی، تعدادی یگان مانوری را آزاد و با ترکیب نیروهای یگان‌های مانوری سپاه پاسداران، در عملیات عمده آفندی شرکت می‌نمود. همان‌طور که در مسائل گذشته بیان شد، سپاه پاسداران از قبول مسئولیت حفظ خط پدافندی در منطقه طولانی، در 5 ـ 4 سال اول جنگ خودداری می‌نمود. در این زمان، در مناطق محدود، تعدادی از یگان‌های سپاه در منطقه مسئولیت نزاجا حضور و مراقبت می‌نمود. همین امر سبب شده بود که دست سپاه برای عملیات آفندی بازتر باشد. در حالی که در نزاجا برای آزاد‌سازی یگان‌های بیشتر، جهت عملیات‌های عمده آفندی، چنان محدودیت‌های اثرگذار وجود داشت.

ما در سال‌های آخر جنگ هم که شاهد بودیم، سپاه پاسداران، در مناطق جنوب، غرب و شمال غرب، مسئولیت خط پدافندی بیشتری را برعهده گرفته بود، باز هم به نسبت درصد تقسیم مسئولیت خط پدافندی، سهم وی به نسبت عدد صد در صد، عدد بسیار کمی بوده است. هزاران کتاب منتشره درباره 8 سال جنگ، تاکنون در این باره اطلاعات لازم ارائه نداده‌اند، حتی می‌توان گفت در جواب این سؤال که در 8 سال جنگ در هر کدام از مقاطع زمانی و مکانی آن، مسئولیت چند درصد خط پدافندی آن بر عهده نزاجا و چند درصد بر عهده سپاه بوده است، اطلاعات جواب آن، صفر است. خوب است روزی شاهد باشیم که اطلس این خطوط پدافندی، همراه با یگان‌های مسئول آن، در تمام مقاطع زمان و مکان 8 سال جنگ، در جایی تهیه و منتشره شده و در اختیار عموم قرار گرفته است.

سمت‌وسوی تمام آثار تبلیغاتی، آثار صوتی و تصویری و آثار نوشتاری و حتی آموزش‌ها در مدارس نظامی بعد از 8 سال جنگ، شاهد بوده‌ایم که به ذکر عملیات‌های آفندی، آن‌هم از نوع عملیات‌های عمده و بیشتر هم با پررنگی از عملکرد سپاه و بسیج پرداخته شده است. به عبارتی عامیانه، بیشترین آثار‌ها تلاش کرده‌اند که با آن چند عملیات برجسته و موفق سال دوم جنگ، عکس یادگاری بگیرند. بقیه عملیات‌ها و عملکرد‌های 8 سال جنگ، تحت‌الشعاع این برجسته‌سازی و درشت‌بینی‌ها قرار گرفته‌اند. این هم جفایی است که ناخواسته بر تاریخ و عملکرد پرافتخار فرزندان این کشور در 8 سال جنگ بویژه در امر دفاع روا ساخته‌ایم.

 کسی از رزمندگان 8 سال جنگ به طنز می‌گفت: ما که به‌واسطه شرایط یگانی و یا جغرافیایی منطقه عملیاتی، در آن چند عملیات عمده موفق شرکت نداشتیم، اما در جایی دیگر زیر گلوله‌های دشمن بودیم، اگر بخواهیم از عملکرد خود بگوییم، لابد باید در ابتدا بگوییم: ببخشید که ما در آن عملیات‌های اسم و رسم‌دار نبودم. و بعد قصه عملکرد خود را در آن منطقه پدافندی و یا آن عملیات ناموفق بیان کنیم. چون جو به شکل خواسته یا ناخواسته و یا ترکیبی از هر دو، این گونه شده است. عملاً هم دیدیم که بعد از جنگ، وقتی مدال برای فرماندهان و مدیران تعریف شد، در محدوده آن عملیات‌های عمده موفق بوده است. حالا زیردستان در آن عملیات موفق و یا ناموفق که وظیفه فردی خود را به‌صورت مطلوب در میدان رزم انجام داده‌اند، چه تأثیری در موفقیت یا عدم موفقیت عملیات داشته‌اند، حاصل عملکرد جمعی، از پائین‌دست تا بالادست است، جای پرسش و تردید دارد.

یگان‌های مانوری خودی که در 8 سال جنگ، در روزهای سخت گرما و سرمای منطقه پدافندی ثابت، در زیر گلوله‌های سبک و سنگین آتش دشمن و تبادل آتش در تمام شبانه‌روز گذراندند و توانستند نیروی انسانی و آماد و تجهیزات و شرایط زیست و رفت و آمد نفرات و خودروها را در جاده‌های تاکتیکی، خاکی، گلی، کوهستانی، کم‌عرض و عبور از دره‌ها و رودها مدیریت کنند، کاری بوده بسیار طاقت‌فرسا، پرهزینه و خسته‌کننده و گاهی هم پر تلفات و دیگر مواقع هم با تلفات و خسارات کم تا زیاد که بیان احوال آنان تاکنون ناگفته مانده است. آن‌قدر ناگفته مانده است که اگر شک کنیم، که آیا چنین عملکردی وجود داشته است یا نه؟ نباید تعجب کنیم.

چون موضوع این کتاب درباره 8 سال جنگ است، در اینجا به عملکرد یگان‌های مانوری نزاجا در پدافند مناطق داخلی کردستان و آذربایجان غربی که برای برقراری امنیت در مسیر جاده‌های کوهستانی و غیر کوهستانی و نیز پادگان‌های منطقه، استقرار و پراکندگی داشتند و در شرایط سخت زیست و آماد، مأموریت را در سال‌های بعد از انقلاب، همراه با تلفات کم تا زیاد متحمل شدند، پرداخته نمی‌شود. اما لازم است، اهل تحقیق به این بخش از موضوع هم در مأموریت‌های پدافندی یگان‌های مانوری خودی نیز توجه داشته باشند.

نیازمندی‌های مربوط به سنگرهای زیست نفرات و سنگرهای سلاح و تأمین این نیازمندی‌ها یکی از بزرگ‌ترین مشکلات این نوع یگان‌ها در چنین مأموریت‌ها و یا انتقال یگان‌ها به مناطق دیگر بود. اکنون که سال‌ها از آن دوران گذشته و از آن شرایط عبور کرده‌ایم، نباید سبب آن شود که این نوع نیازمندی‌ها که کم‌وبیش در زمان خود حیاتی هستند، بی‌توجه و از آن غافل گردیم. اهم این نوع نیازمندی‌ها عبارت بودند از: بلوک سیمانی برای دیواره سنگرها، کیسه گونی و یا کیسه‌شنی برای سنگرها، تراورس چوبی، سیمانی و یا تیرآهن در طول مناسب برای سقف سنگرها، پلیت برای سقف سنگرها، نایلون در ابعاد مناسب برای سقف سنگرها و جلوگیری از نشت و یا ریزش آب، قطعات پیش‌ساخته مسلح بتونی برای تأسیسات (محل کار، زیست، بهداشت و اجتماعات)، بیل و کلنگ، وسایل بنائی لازم، انواع تور استتار و غیره، تمام این مصالح مورد نیاز که گفته شد، در زمان جنگ 8 ساله مصرف بسیار زیاد داشت و هیچ‌وقت عرضه آن با مقدار تقاضای آن برابری نمی‌کرد. شاید بتوان گفت که عرضه، حداکثر تا 50 درصد تقاضا بود. لازم است در زمان صلح، سازوکار و سامانه اطمینان‌بخش برای عرضه این نوع مصالح در زمان جنگ آماده گردد. شاید راه کار ، داشتن کارخانجات دو منظوره (برای صلح و جنگ) باشد.

نکته بسیار مهمی که در موضوع پدافند منطقه‌ای در حالت پدافند ثابت طرفین در 8 سال جنگ برای قوای خودی باید مطرح گردد، آن بود که در تمام مناطق این نوع پدافند، از پدافند در عمق محروم بودیم. این وضع هم، به علت آن بود که طول خط دفاعی به نسبت تعداد موجود یگان‌های مانوری نزاجا کم بود، و امکان منظور نمودن یک‌سوم هر رده، در احتیاط میسر نمی‌شد. شرح این موضوع در مسئله 44 یگان احتیاط بیان شده است. متأسفانه روزهای آخر جنگ در تیرماه سال 1367 تلفات و خسارت سنگین این نقیصه را هم به نفع دشمن متحمل شدیم.

آموزه‌های نظامی گفته‌اند که در شرایط متعارف، عرض واگذاری پدافندی به یک گردان مانوری حدود 3 کیلومتر است. ما در تمام 8 سال جنگ نتوانستیم این فرمول را اجرا کنیم. همیشه عرض واگذاری به یک گردان بیش از این بود.یعنی 2 تا 3 برابر این حد نصاب، به همین علت آسیب‌پذیری هم بیشتر.

 

راه‌حل‌ها و پیشنهادهای مسئله 45:

1 ـ کتاب‌های جامعی که پدافند سرتاسر خط دفاعی 8 سال جنگ را در تمام مقاطع زمانی و مکانی معلوم کند و مشخص نماید که توسط چه یگان‌های پدافند شده، تهیه و منتشره شوند. امید است به شکل مناسب، جبران کار نکرده در این مورد انجام گیرد.

2 ـ در تقسیم مسئولیت‌های نیروی زمینی ارتش و سپاه، تا زمانی که به شکل کنونی در ساختار نیروهای مسلح تعریف شده‌اند، به گونه‌ای طراحی، تقسیم‌بندی و تعریف گردد که هر کدام، ضمن امکان پدافند استاندارد، قابلیت لازم برای داشتن یگان‌های آزاد برای نیروی احتیاط و نیز اجرای عملیات آفندی، را دارا باشند.

منبع: درس‌های هشت سال جنگ تحمیلی ؛ صادقی‌گویا، نجاتعلی،1399 ، انتشارات سبز ایران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده