توپخانه دوربرد-90
روز20/ 12/ 60 منطقه آرام بود ولی در ساعت2100 در تنگ چزابه به مدت نیم ساعت ناآرام شد. درگیریها با سلاحهای کالیبر کوچک ادامه داشت، گلولههای منور دشمن نیز منطقه را روشن کرده بود. در آن روز اکیپ کمکهای مردمی برای چندمین بار به سرپرستی حاج رضا توانایی به موضع ما آمدند و هدایای مردمی را تحویل نفرات یگان دادند.

فرمانده گردان، سرهنگ آجوری از حوادث و اتفاقات روزهای جمعه بیست و یکم الی دوشنبه بیست و چهارم اسفند ماه در دفتر ثبت روزانه خود نوشته است:

سروان غلامرضا علمی، معاون گردان همراه اکیپ کمک‌های مردمی آقایان حاج رضا توانایی، احمد اسکویی نژاد، حسین خزعلیان و صادق اسحاقیان برای دیدار از خطوط مقدم و رزمندگان و دیدبانان گردان388 توپخانه در ساعت0900 با هدایایی از مردم تهران عازم شدند و پس از دیدار با رزمندگان و تقسیم کمک‌های مردمی در ساعت1200مراجعت کردند. آنها از وضعیت منطقه و پایداری رزمندگان اسلام‌متعجب شده بودند و اظهار داشتند، واقعاً چنین سربازانی در هیچ ارتشی یافت نمی‌شود و نخواهد شد. زیرا ما با چشمان خود شاهد استقامت و تلاش آنان در شرایط بسیار سخت بودیم، و چیزی که ما را به تعجب واداشت این بود که رزمندگان هیچ توقعی هم نداشتند و با تمامی محدودیت‌ها مردانه و شجاعانه در مقابل دشمن ایستاده بودند. در ساعت1500 به همراه فرمانده گروه33 توپخانه برای بازدید از آتشبارسوم عازم شدیم و پس از بازدید کامل آتشبار و دیدار فرمانده گروه با نفرات آتشبار سوم به قرارگاه مراجعت کردیم. قصد فرمانده گروه از بازدید اولاً دیدار با نفرات گردان بود و ثانیاً می‌خواست آمادگی آتشبارهای گردان388 توپخانه175م‌م خودکششی را برای عملیات فتح‌المبین از نزدیک مشاهده کند. که بعد از بازدید گردان کاملاً راضی به نظر می‌رسید.

روز 22/12/60 هوا کمی سردتر شده ولی آفتابی بود. هواپیماهای دشمن از ساعت 0830الی1430 شهر بستان و مواضع یگان‌های توپخانه در منطقه بستان را به شدت بمباران کردند. بمباران‌ها در 12 نوبت انجام گرفت. در آن روز جنگنده‌های دشمن در سری‌های پنج فروندی وارد عمل می‌شدند و سقف پرواز آنها نیز بالا بود و گلوله‌های توپ‌های پدافند هوایی به آنها نمی‌رسید. درگیری نیز در خط تنگ چزابه و تپه‌های نبعه در جریان بود. در ساعت1630 مجدداً جنگنده‌های دشمن اطراف مواضع ما و جاده سوسنگرد و بستان را بمباران کردند.

ساعت0730 روز 24/ 12/60، من به همراه سروان حسین خواجوی رئیس رکن3 گردان، ستوان‌یکم عباس صالحی فرمانده آتشبار دوم، استوار محمد تقی‌نژاد و استوار علی اوتادی روسای توپ و سه نفر سرباز برای هماهنگی و شناسایی موضع به قرارگاه گروه33 توپخانه واقع در دزفول رفتیم. نزد جناب سرهنگ پرشاد، جناب سرهنگ صالح صابر و امیر آفتابی و سروان ملک محمدی رفتیم. فرمانده گروه33 توپخانه، برای بازدید از توپ‌های پدافند هوایی به بندر امام خمینی رفته بود و در قرارگاه حضور نداشت. با دریافت مختصات ابتدایی از رکن3 گروه33 توپخانه برایم مشخص شد که محل استقرار گردان در رقابیه است. لذا برای یک شناسایی مقدماتی و توجیه، با گروه شناسایی گردان به رقابیه حرکت کردیم. بعد از رفتن به منطقه رقابیه، یک شناسایی انجام دادیم و سپس به قرارگاه گروه33 توپخانه بازگشتیم. فرمانده گروه از بازدید برگشته بود که به حضورشان رسیده و با ایشان ملاقات کردیم. ایشان پس از بیان مطالب مربوط به عملیات آینده در جبهه دزفول- شوش و رقابیه، که سروان کشاورز، سروان وصالی و ستوان‌دوم‌محمد اخلاقی نیز از گردان343 توپخانه130م‌م مستقر در بستان در جلسه حضور داشتند، در خصوص گسترش یگان‌ها در عملیات فتح‌المبین و از نحوه عملیات و استقرار یگان‌های گروه33 توپخانه در منطقه عملیات مطالبی را عنوان کرد. افسران گردان343 توپخانه پس از هماهنگی و دریافت دستورات از فرمانده گروه در ساعت2100 به سمت بستان حرکت کردند. اما ما شب را در دزفول ماندیم. در ساعت2130 مجدداً برنامه عملیات از روی نقشه بررسی شد و صحبت‌های لازم در خصوص عملیات انجام گرفت و تا ساعت0100 نیمه شب صحبت‌ها و تشریح عملیات ادامه داشت که به علت خستگی، بعد از نیمه شب خوابیدیم و ادامه آن به‌روز بعد موکول شد. صبح روز بعد، به همراه فرمانده گروه و نفرات شناسایی گردان مجدداً به منطقه رقابیه رفتیم. پس از رسیدن به منطقه، از گردان305 توپخانه یک نفر راهنما گرفتیم و عازم خط تماس شدیم. پس از رسیدن به گردان توپخانه105م‌م که در سه کیلومتری دشمن قرار داشت، اطلاعات لازم را در خصوص منطقه کسب کردیم. موضع آن یگان در زمانی که ما در آن جا حضور داشتیم زیر آتش توپخانه دشمن قرار داشت که بلافاصله همگی سنگر گرفتیم و پس از بررسی روی نقشه عازم‌منطقه جنوبی جبهه رقابیه شدیم. در ساعت1300پس از صرف ناهار در گردان305 توپخانه، مجدداً برای شناسایی و انتخاب یک موضع جدید در ساعت1430 عازم خط تماس شدیم. بالأخره پس از شناسایی کامل منطقه، موضع مورد نظر در شش کیلومتری خط تماس انتخاب شد و بررسی لازم روی زمین نیز به عمل آمد. در ساعت1600پس از خداحافظی با فرمانده گروه33 توپخانه به طرف بستان حرکت کردیم. در بازگشت از جاده جدیدی که بین تپه‌های رملی و ارتفاعات میش داغ ایجاد کرده بودند، رفتیم. این جاده، راه را در حدود200 کیلومتر نزدیک‌تر کرده بود. پس از طی 60 کیلومتر از مواضع جبهه رقابیه به جبهه بستان رسیدیم. در جهت احداث این جاده زحمات زیادی را متحمل شده بودند. جاده مذکور در جابه‌جایی نیروها از یک جبهه به جبهه دیگر بسیار حائز اهمیت و حیاتی به نظر می‌رسید. در ساعت1830به موضع خودمان رسیدیم. پس از جویا شدن وضعیت اطلاع دادند که در ساعت 1030 موضع آتشبار دوم بمباران شده و شش نفر سرباز مجروح و به بیمارستان منتقل گردیده‌اند که حال سرباز خیرروز وخیم گزارش شده است.

ستوان‌یکم عباس صالحی (سرهنگ بازنشسته) فرمانده آتشباردوم از شناسایی منطقه عملیات فتح‌المبین می‌گوید.

ساعت07:30 روز23/12/1360به همراه جناب سرهنگ آجوری فرمانده گردان، رئیس رکن3 سروان حسین خواجوی و روسای توپ آتشبار استوار محمد تقی‌نژاد، استوار علی اوتادی و سه نفر سرباز به منظور هماهنگی و شناسایی مواضع جدید برای شرکت در عملیات فتح‌المبین به قرارگاه گروه33 توپخانه رفتیم. بعد از توجیه فرمانده گروه33 توپخانه نسبت به منطقه عمومی عملیات فتح‌المبین و گسترش یگان‌ها و منطقه عمل و نحوه پشتیبانی یگان‌های مانوری توسط گردان388 توپخانه، با توجه به مختصاتی که رکن3 گروه33 توپخانه به ما داد، دریافتیم که محل استقرار آتشبار دوم گردان388 توپخانه در منطقه رقابیه می‌باشد. لذا عصر همان روز جهت شناسایی با فرمانده گردان و دیگر نفرات به منطقه عملیاتی رقابیه و ارتفاعات میشداغ رفتیم. ابتدا نزد فرمانده تیپ55 هوابرد، جناب سرهنگ کریم عبادت رفته و با ایشان ملاقات کردیم. بعد از توجیه ایشان نسبت به موقعیت و گسترش تیپ و خطوط تماس یگان‌های تیپ55 هوابرد با دشمن، با وی به خطوط مقدم نیروهای درگیر رفتیم و کاملاً به منطقه توجیه شدیم. بعد از شناسایی مقدماتی، مواضعی را در حوالی شوش با مختصات آن روی نقشه انتخاب کرده سپس به قرارگاه گروه رفتیم و شب را در قرارگاه گروه گذراندیم. صبح روز24 / 12/ 60 مجدداً با فرمانده گروه33 توپخانه، سرهنگ مهدی صدری به منطقه رقابیه رفتیم. به مواضع یک گردان توپخانه105م‌م رفته و پس از کسب اطلاعات لازم در خصوص منطقه و مختصات مواضع آنها، آنجا را ترک کردیم. البته مواضع آن گردان به شدت توسط توپخانه دشمن گلوله ‌باران می‌شد که ما مجبور بودیم مرتب سنگر بگیریم تا از ترکش گلوله‌ها در امان باشیم. بالأخره پس از بررسی‌های لازم، منطقه موضع مورد نظر آتشبار را انتخاب کردیم و پس از خداحافظی با فرمانده گروه33 توپخانه به سوی منطقه عملیاتی بستان عازم شدیم.

عصر روز 24/12/60 به مواضع خودمان رسیدیم و مطلع شدیم سرباز دفترنیا و شش نفر دیگر به نام‌های گروهباندوم وظیفه علیرضا جوادی، سرباز احمد خیرروز، سرباز احمد آسیابان، سرباز حسین میرزکی، سرباز کرامتی و سرباز ابراهیم رزمجو مجروح شده‌اند که به بیمارستان انتقال یافته و متأسفانه حال سرباز خیرروز وخیم گزارش شد.

 

منبع: توپخانه دوربرد  در سال 1360 ؛ اصلاني، علی اکبر،1398 ، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده