ردای فتح-42
صدام که از زمان امضاء قرارداد 1975 الجزایر، که خط «تالوگ» را در اروندرود به رسمیت شناخته بود، پیوسته خود را مغبون و بازنده میخواند، وی بعدها گفت: " ما این ابتکار را با توجه به اینکه فرصتی برای نجات امنیت عراق و وحدت و نجات ارتش از گزند خطرات بوده است، پذیرفتیم.

… این قرارداد در زمان خود واقعه بسیار مهمی تلقی میشد، زیرا پس از اعلام آن، دار و دسته شورشیان (کردها) از هم پاشیدند. و تسلیم شدند."[1] طی سال‌های متمادی ضمن ارتقاء کمیت و کیفیت ارتش، دراندیشه کسب فرصتی مناسب به منظوراعاده «به زعم خود حیثیت از دست رفته» اوضاع داخلی و بین‌المللی ایران را مورد استقراء و تفحص مستمر قرارداد.

بررسی علل سیاسی تهاجم رژیم بعث عراق به ایران

الف واهمه سرایت فرهنگ انقلابی اسلامی‌ایران به عراق

قبل از این که امام خمینی(ره) در ایام آغازین پیروزی انقلاب اسلامی، عنوان نمایدکه: «ما انقلابمان را به جهان صادر می‌کنیم». مهندس مهدی بازرگان " پیش بینی کرده بود که این انقلاب، از مرزهای کشور فراتر خواهد رفت."[2] تأثیر فرهنگ، تمدن و آداب و رسوم دو گروه مجاور هم، بدون نیاز به تحریک، تشویق و فشار، اجتناب ناپذیر است. بدیهی است طبیعت صدور هر انقلابی جهان شمولی است، انقلاب کبیر فرانسه الهام بخش انقلاب صنعتی در سایر کشورهای اروپایی گردید، چین از انقلاب بلشویکی روسیه سرمشق گرفت و کشورهای آمریکای لاتین نیز متأثر از انقلاب کوبا شدند.

یکی از کارشناسان عرب زبان مسائل مربوط به منطقه خلیج‌فارس گفت: " اخطارهای مکرر آیت‌الله خمینی مبنی بر صدور انقلاب اسلامی، اساساً مایه نگرانی رهبران عربستان سعودی را فراهم آورد. الگوی ایران نشان داد که میان روال پادشاهی موروثی و اسلام ناسازگاری وجود داشته و این امر پیامی‌تهدیدآمیز برای پادشاهی سعودی بود…درخواست آشکار رهبر انقلاب اسلامی‌از مردمان کشورهای خلیج‌فارس، برای بپا خواستن علیه حکام ستمگر، بنیاد امنیتی و ثبات کشورهای مزبور را به لرزه درآورد. این فرمانروایان، دیدند که چگونه یک پادشاه که از سوی یک ابرقدرت نیز پشتیبانی می‌شد، با انقلاب اسلامی‌سرنگون شد."[3]

توصیه‌های رهبر انقلاب، باعث تجلی و رشد جنبش‌های اسلام خواهانه و ترویج روحیه ضد استعماری در برخی از کشورهای منطقه از جمله: عراق، لبنان، بحرین، عربستان سعودی، تونس، پاکستان، کویت، الجزایر، نیجریه، افغانستان، بنگلادش، هند، کشمیر، مالزی، فیلیپین، اندونزی، مصر، فلسطین، سوریه و ترکیه گردید. " ملت‌های به ستوه آمده از رفتار استبدادی، سرسپردگی سران غیرمردمی، آنان را واداشته [بود] تا خواسته‌های عمومی خود را در یک خیزش عمومی پرخطر به نمایش درآورند."[4]

" پیروزی انقلاب اسلامی در ‌ایران، موجب ایجاد موج اسلام خواهی در کشورهای منطقه گردید. و گروه‌های شیعه عراق را در مخالفت با حکومت جدی‌تر ساخت. مهمترین گروه شیعه مخالف «حزب الدعوه اسلامی‌» بود. شیعیان عراق با برگزاری تظاهراتی در مراسم محرم سال 1979[1358] در این کشور، خواهان اصلاحات اجتماعی و استقرار حکومت اسلامی‌شدند. آقای «هرایر دکمچیان»، استاد دانشگاه نیویورک در کتاب خود به نام «جنبش‌های اسلامی در ‌جهان عرب» که در سال 1985 در نیویورک به چاپ رسید، می‌نویسد: دولت عراق با الهاماتی که مبارزان شیعه از جانب آیت‌الله خمینی می‌گیرند. حزب الدعوه را همچون ستون پنجمی‌می‌داند که هدفش ادغام ایران و عراق است. دولت عراق در پاسخ، [آیت‌الله] محمدباقر صدر را در ژوئن 1979 دستگیر کرد. و تظاهرات وسیع ناشی از آن در محله شیعی الثوره بغداد را به شدت درهم کوبید."[5]

مخالفین رژیم پادشاهی موروثی آل سعود به رهبری «جهیمان العتیبی» نیز، در 29 آبان ماه 1358، کعبه معظمه را " به مدت دو هفته تصرف کردند و خواستار برقراری حکومت اسلامی در عربستان و بیرون کردن آمریکا از عربستان و سرزمین‌های اسلامی شدند و در این راه بسیاری از مردم نیز با آن‌ها همراه شدند."[6] آخرالامر 3 هزار نظامی‌سعودی به فرماندهی نیروهای ضدشورش فرانسه به این غائله خاتمه دادند. که در جریان آن 63 نفر از اشغالگران به حکم دادگاه عربستان گردن زده شدند.

دولت ایران، اشغال مسجدالحرام توسط عده‌ای مسلمان متعصب را به شدت محکوم نمود. اشغال کعبه باعث پیوستن تعدادی از افسران ناراضی سعودی به مخالفان شد. مردم در شهرهای دیگر آن کشور نیز، علیه نظام پادشاهی «ملک خالد» قیام نمودند. که با عکس العمل خشونت بار نیروهای منطقه مواجه گردیدند. به طوری که " نظامیان «ملک خالد» قیام شیعیان رادر منطقه طائف درهم کوبیدند. که نتیجه آن 500 کشته بود."[7] دولت عربستان سعودی در همان زمان درباره محاصره مسجد الحرام صراحتاً گفت: " افرادی که به خانه خدا حمله کردند و آن را به تصرف درآوردند، از انقلاب اسلامی الهام گرفتند. دولت کویت نیز، بمب گذاری‌های این کشور را به شیعیان طرفدار انقلاب اسلامی نسبت داد."[8]

 در صورتی که در فاصله یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی‌ایران، امام خمینی(ره)، در هیچک از مواضع آشکار و رسمی‌خود، حمایت از نهضت‌های آزادی بخش مشخصی را اعلام نکردند.

 

 

منبع: ردای فتح؛ کاظمی، محمد، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1]. اردستانی حسین/ رویارویی استراتژی ها: جنگ عراق و ایران؛ ناشر: دوره عالی جنگ سپاه، چاپ: پژمان، تهران 1378 صص 72-71

[2]. هایزر رابرت/ مأموریت به تهران؛ مترجم: نعمت الله عاملی، ناشر: انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ: چاپخاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران 1390 ص 359

[3]. غضنفری کامران/ آمریکا و براندازی جمهوری اسلامی‌ایران؛ ناشر: سازمان عقیدتی سیاسی ارتش ج.ا.ا (دفترسیاسی)، چاپخانه: شادرنگ، تهران، 1384 ص 63

[4]. فرزندی اردکانی عباسعلی/ واکاوی خیزش‌های اسلامی؛ ناشر: انتشارات روایت فتح، چاپ اول، تهران 1391 ص 375

[5]. درویشی فرهاد/ پرسش‌ها و پاسخ‌ها (جنگ ایران و عراق)؛ ناشر: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، چاپ: قلم آذین، 1389 ص 119

[6]. صفاتاج مجید/ موج اول بیداری اسلامی پس از انقلاب اسلامی؛ ناشر: آفاق روشن بیداری، چاپ: عترت، 1394 ص129

[7]. روزشمارجنگ- کتاب پنجم (هویزه، آخرین گام‌های اشغالگر)/ ناشر: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ؛ چاپ: قدیر 1373 ص 135

[8]. درودیان محمد/ سیری در جنگ ایران و عراق، آغاز تا پایان؛ ناشر: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه، چاپ: عقیلی، 1384 ص 204

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده