ردای فتح-41
هواپیماها: 366 هواپیمای جنگنده، شامل: میگ 24،23،21و 25ساخت شوروی؛ میراژ فرانسوی F-1QES (45 فروند)؛ توپولف 16 و 22 و سوخوی 7 و 9، ساخت شوروی. هلیکوپترها: 400 فروند (جنگی و ترابری) شامل MI-24 ساخت شوروی و 3426A فرانسوی.

 همچنین تعدادی موشک‌های ماژیک و اگزوست فرانسوی، چند فروند ناوچه رزمی‌و موشک انداز؛ قایق‌های توپ دار و کششی؛ سلاح‌های سبک شامل تفنگ62/7 میلی متری؛ خمپاره‌انداز120 و 82 میلی متری و موشک‌انداز آرپی جی 7و… از دیگر تجهیزات نظامی‌عراق به شمار می‌روند.

تأمین کننده اصلی تسلیحات عراق پیش از جنگ، اتحاد جماهیر شوروی سابق بود که حدود 75 تا 80 درصد تجهیزات نظامی‌این کشور را تأمین می‌کرد. پس از شوروی، فرانسه، چکسلواکی سابق، سوئد، برزیل و در دوران اخیر، آمریکا و انگلیس از دیگر صادر کنندگان اسلحه به عراق به شمار می‌رفتند. در سال 1358 (1978) عراق یک میلیارد و 122 میلیون دلار و در سال 1359 (1979) بیش از یک میلیارد و 200 میلیون دلار برای خرید اسلحه پرداخت.

تا سال 1358 حدود 1200 مستشار روسی و اروپای شرقی و 150 مستشار کوبایی در ارتش عراق خدمت می‌کردند. و در حدود پنج هزار افسر عراقی در اتحاد [جماهیر] شوروی [سابق] آموزش می‌دیدند."[1]

شرکت‌های «مویدن شیمی» در هلند، «فورسیت و کمیرا» در فنلاند و «نوبل اکسپلوزیو» در اسکاتلند از تولید کنندگان بزرگ باروت جنگی و از اعضاء کارتل اروپایی بودند که در جنگ عراق علیه ایران به فروش باروت اقدام نمودند.

سوئدی‌ها که دروازه بازار فروش انواع تجهیزات جنگی را به روی عراقی‌ها گشوده بودند، از فروش مهمات و سلاح، به ایران صراحتاً ممانعت نمودند.

سازمان ملل طی گزارشی اعلام نمود: " عراق سلاح‌های خود را از 150 شرکت آلمانی، آمریکایی و انگلیسی تهیه کرده است. براساس این گزارش، دولت عراق از سال 1975 توسط 80 کمپانی آلمانی، 24 شرکت آمریکایی و حدود 12 شرکت انگلیسی و چند شرکت سوئیسی، ژاپنی، ایتالیایی، فرانسوی، سوئدی، برزیلی و آرژانتینی تجهیزات دریافت کرده است. آلمان بیشترین کمک را به برنامه اتمی عراق با 27 شرکت و آمریکا با 24 شرکت و انگلیس با 11 شرکت انجام داده‌اند."[2] کشور آرژانتین و گروه CONSEN در پروژه ارتقاء برد موشک‌های بالستیک عراقی800 تا 1000کیلومتر فعالیت داشته‌اند. به طوری که حملات موشکی از اسفند 1366 تا اوایل ماه دوم سال 1367 که حدود 51 روز به طول انجامید بیش از 170 فروند موشک به تهران و شهرهای بزرگ ایران شلیک نمودند که باعث ایجاد تلفات و ضایعات فراوانی گردید. کشورهای ایتالیا و اسپانیا در طول سال‌های جنگ با فروش تسلیحات به عراق، " بیشترین حجم فروش تسلیحات را در مقیاس ارزش دلاری کالاهای نظامی، بعد از جنگ دوم جهانی دارا بودند. "[3]

علل وسوسه‌های صدام برای حمله به ایران انقلابی

  1. فروپاشی رژیم مقتدر شاهنشاهی و خلاء وجود ژاندارم خلیج‌فارس.

  2. وضعیت نابسامان سیاسی ایران اعم از دولت موقت بازرگان و سپس ریاست جمهوری پرتنش بنی‌صدر.

  3. اختلاف نظر فاحش بین اعضای شورای عالی امنیت ملی که ثبات سیاسی کشور را به چالش کشانده بود.

  4. ترور مسئولین بلند پایه توسط عناصر گروهک‌های معارض انقلاب.

  5. خیزش ضدانقلابی برخی از گروهک‌های مسلح و درگیر شدن بسیاری از نیروهای نظامی‌ایران با آنان در مناطق تجزیه طلب، که باعث تفکیک و کاهش توان رزمی‌نیروهای نظامی‌گردیده بود. بطوری که " بروز درگیری‌ها در کردستان، باعث گردید تا در شروع تهاجم حکومت بعث عراق به ایران اسلامی در ‌31 شهریور 1359، از 8 لشکر و 3 تیپ مستقل نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی‌ایران که کمتر از 50 درصد استعداد سازمانی خود داشتند، حدود 4 لشکر در کردستان درگیر جنگ داخلی شده باشند."[4]

  6. ایجاد تنش سیاسی در روابط ایران و کشورهای غربی بویژه آمریکا در زمینه اشغال سفارت آن کشورکه به کانون ارتباط با مخالفین انقلاب تبدیل شده بود، که در نهایت منجر به گروگانگیری اعضاء آن سفارت شد.

  7. شکست آمریکا دراجرای طرح‌های «دلتا» مربوط به منطقه طبس و کودتای «نقاب» در پایگاه شهید نوژه.

  8. تحریم تسلیحاتی ارتش ایران و لغو قراردادهای نظامی‌ایران با آمریکا و انگلیس، با همکاری و موافقت بختیار و سپس توسط دولت موقت مهندس بازرگان که بیش از 5/13 میلیارد دلار تخمین زده می‌شد.

  9. در انزوای سیاسی و اقتصادی قرارگرفتن ایران توسط کشورهای هم پیمان آمریکا.

  10. عدم فروش نفت که تنها منبع درآمد کشور محسوب می‌شد.

  11. و…

" قرائن زیادی در دست است که نشان می‌دهد، هم آمریکا و هم اسرائیل به طور مستقیم و غیرمستقیم و همچنین با ارائه اطلاعاتی درباره وضع آشفته داخلی ایران و ناتوانی نیروهای مسلح آن، صدام حسین را به آغاز تجاوز مسلحانه به خاک ایران تشویق و ترغیب نموده‌اند."[5]

«طه یاسین رمضان» معاون اول نخست‌وزیر و فرمانده ارتش خلقی عراق با درک موقعیت انقلابی ایران ملهم از سیاست غیر متعهدانه منبعث از شعار نه شرقی – نه غربی، که فاقد هرگونه تلازم و همبستگی با قدرت‌های سلطه گر و دولت‌های مرتجع منطقه بود، در مصاحبه‌ای با روزنامه عراقی «الثوره» ارگان رسمی‌حزب بعث، در اوایل جنگ اظهار نمود: " هیچ کشوری در جهان قادر نیست بدون داشتن یک دولت قوی، متحدینی در محافل بین‌المللی، اقتصادی مطلوب، منابع مالی و تدارکات تسلیحاتی، اقدام به جنگ نماید. جمهوری اسلامی‌ایران، هیچک از این امتیازات را ندارد."[6]

 

 

منبع: ردای فتح؛ کاظمی، محمد، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1]. درویشی فرهاد/ پرسش‌ها و پاسخ‌ها (جنگ ایران و عراق)؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ؛ جاپ: قلم آذین، 1389 صص 53-51

[2]. درودیان محمد/ علل تداوم جنگ (نقد و بررسی جنگ ایران و عراق)؛ ناشر: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه، جلد3، چاپ: عقیلی1382 ص 123

[3]. متقی ابراهیم/ نظام دو قطبی و جنگ عراق و ایران؛ ناشر: مرکز مطالعات و تحقیقات دفاع مقدس (مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ)، چاپ: قلم آذین 1388ص 479

[4]. عسکری شاداب/ مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی (از مساعدت تا مشارکت آشکار)؛ ناشر: انتشارات ایران سبز، تهران 1393 ص 184

[5]. معین وزیری. نصرت اله/ تحلیلی بر وقایع صحنه عملیات خوزستان در سال اول جنگ؛ ناشر: سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی‌ایران، تهران 1385 صص 44-43

[6]. لطف الله زادگان- علی رضا/ آشنایی با جنگ، پاسخ به ابهامات؛ ناشر: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه، چاپ: پژمان، جلد2، 1380 ص 16

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده