درسهای هشت سال جنگ تحمیلی-42
مسئله 39: تحرک و سرعت جابهجائیهای یگانهای نظامی تعاریف: فرهنگ واژههای نظامی: تحرک: خصلت یا توانایی نیروهای نظامی است که به آنها امکان حرکت از مکانی به مکانی دیگر می دهد، درحالی که قابلیت و توانایی خود را به منظور اجرای مأموریت حفظ می نمایند. تحرک به منظور رسیدن به هدف و مانور درزمین، هواودریا است.

تحرک استراتژیکی: عبارت ازترابری هوایی با برد زیاد به یک نقطه تمرکز استراتژیکی. درتحرک استراتژیکی طرح ریزی مشترک قبلی از طرف یگان ترابری هوایی ویگانی که بایستی جابه جا گردد ضروری است. رک: تمرکز استراتژیکی.

تحرک تاکتیکی: تحرک نیروهای مسلح و تجهیزات آنها به داخل یا در خارج صحنه عملیات است. تحرک تاکتیکی در نزدیکی دشمن انجام شده در شرایطی که امکان حمله زمینی و هوایی از طرف دشمن زیاد است.

تحرک خارج از جاده: امکان انجام حرکات تاکتیکی به وسیله خودروهای چرخدار وشنی دار نظامی درزمینهایی که فاقد راههای قابل استفاده در شرایط جوی هستند. آن دسته از عوامل و خصوصیات زمین که در میزان تحرک خارج از جاده مؤثر می‌باشد، عبارتنداز: شیب زمین، جنس خاک، انواع خاکها، روییدنیها، عوارض مصنوعی وزه کشی.

تحرک عملیاتی: حمل و متمرکز کردن به موقع نیروها از محل تمرکز استراتژیکی به منطقه‌ای نزدیک به عملیات، به طوری که نیروها به سهولت بتوانند وارد عملیات رزمی‌شوند. در این تحرک احتمال تک هوایی دشمن وجود دارد. ولی احتمال تک نیروی زمینی بسیار کم است.

تحرک هوایی: ترابری هوایی یگان‌ها، تدارکات و تجهیزات به وسیله پرتاب یا نشستن هواپیما در روی زمین۔ تحرک هوایی با مشخص نمودن نیازمندیها شروع شده و شامل بررسی درخواست و تعیین محل تجمع هواپیماها و افراد بارگیری هواپیماها، بالاخره حمل افراد و وسایل ختم می‌شود. تحرک هوایی شامل سه نوع عملیات کاملا مشخص و مربوط به هم می‌شود که عبارتنداز: تحرک استراتژیکی، تحرک عملیاتی وتحرک تاکتیکی.

راه: راه شامل جاده‌ها، پل‌ها، تونل‌ها، گدارها و گذرگاه‌هایی است که از یک شبکه جاده در یک منطقه معینی برای حرکت عده ها، تجهیزات و تدارکات انتخاب می‌شود. گرچه یک راه ممکن است شامل استفاده از آبهای قابل کشتی رانی یا خط راه آهن و غیره باشد، ولی در این جا منحصر به تعریف بالا می‌باشد.

راه آهن نظامی: راه آهنی که تحت کنترل ارتش بوده و اداره عملیات آن به وسیله ارتش در صحنه عملیات انجام می گیرد.

راهپیمایی:

الف- حرکت به روش منظم و ثابت برابر یک دستور معین به طور پیاده.

ب – حرکت عده ها که در آن عناصر پیاده به صورت پیاده و عناصر موتوری به طور موتوری حرکت میکنند.

پ – مسافتی است که در یک پیشروی و یا یک زمان تعیین شده پیموده می‌شود.

راهپیمایی اداری: راهپیمایی که در آن عده ها و خودرو‌ها طوری سازماندهی شده اند که از زمان وانرژی صرفه جویی شود، هنگامی که هیچ گونه مداخله دشمن به جز مداخله هوایی پیش بینی نمی‌شود.

راهپیمایی تقربی: پیشروی یک یگان رزمی هنگامی که تماس مستقیم با دشمن قریب‌الوقوع است. در راهپیمایی تقربی، یگان یا بخشی از آن به طور کامل گسترش یافته اند. راهپیمایی تقربی هنگامی خاتمه می یابد که تماس زمینی با دشمن گرفته شده است، یا هنگامی که موضع تک اشغال شده است.

راهپیمایی متناوب: عبارت از حمل پرسنل و تجهیزات به وسیله یک یا چند خودرو در یک سلسله رفت و برگشت. در راهپیمایی متناوب خودروهای یگان چندین بار به منطقه جدید رفت و برگشت نموده و هردفعه قسمتی از یگان را حمل می کنند. این نوع حرکت وقتی به کار می‌رود که کلیه عناصر پیاده باید با خودرو حمل شوند، ولی تعداد کافی خودرو برای این منظور نیست و حمل کلیه آنها با خودرو در یک زمان ممکن نیست.

 

طول ستون

گذار ستون: عبارت است از زمان لازم برای عبور تمام ستون از یک نقطه و به وسیله فرمول زیر به دست می‌آید:

 

آهنگ حرکت

60×

= گذار ستون

 

در فرهنگ واژه‌های نظامی: اصطلاحات دیگری هم از جنس تحرک، معرفی و شرح داده شده‌اند. مانند: ترابری، ترابری دور، ترابری نزدیک، ترابری هوائی، ترابری هوائی استراتژیکی، ترابری هوائی تاکتیکی، تراکم ستون موتوری، گرافیک راه پیمائی، جدول بارگیری، جدول راه‌پیمائی، جدول حرکت، جدول حرکت هوائی و غیره، افسر کنترل حرکات، افسر ترابری، اقدامات کنترلی حرکت، برنامه راه‌پیمائی، زمان عبور ستون، زمان عبور (گذار)، طرح بارگیری، کروکی مسیر راه‌پیمائی، کنترل حرکات. با توجه به محدودیت ظرفیت کتاب، تعاریف اصطلاحات یاد شده بیان نگردید.

 

شرح و نکات مسئله 39:

در 8 سال جنگ، وقتی به شکل کلی به چگونگی تحرک و جابه جایی نیروهای خودی و دشمن نظاره می‌کنیم، نتیجه می‌گیریم که خودی در کلمه تحرک، ضعیف بود و دشمن در کلمه تحرک، قوی بود.

در 8 سال جنگ، ما در جابه جایی نیروها، نفرات، از تمام وسائل معمول بهره می‌بردیم. شامل: خودروهای سازمانی یگان‌ها + خودروهای عمومی + راه آهن + هواپیما + بالگرد و در آب‌ها از قایق‌ها، ناوها و کشتی‌ها.

در آغاز جنگ، شاهد بودیم که یگان‌های لشکر21 و لشکر 16 برای حرکت از تهران و قزوین به سمت اندیمشک، فقط متکی به راه آهن بودند. همین محدودیت سبب شد که ورود یگان‌های این دو لشکر به منطقه عملیاتی و اخذ تماس و درگیری با دشمن از یک هفته تا یک ماه طول بکشد. ما در تک ناموفق لشکر21 حمزه به تاریخ 23 مهر 59، شاهد بودیم که تعدادی از یگان‌های لشکر مانند: گردان مخابرات لشکر و غیره به ترتیب نوبت، تا آن زمان وارد منطقه نشده بودند. لشکر 16 هم ورود یگان‌های آن به منطقه، تا پایان مهرماه طول کشید.

نمونه گفته شده نشان از آن است که یگان‌های ما، قدرت تحرک خودرویی لازم را نداشتند. زیرا نسبت به صددرصد خودرو سازمانی، عدد موجودی هر گردان، کمتر از 50درصد بود و همان تعداد موجودی نیز، کلیه آن‌ها حاضر به کار و قابل حرکت در مسافت چند صد کیلومتر نبودند. آن نیز، دلایل مختلف داشت. نظیر معایب و نقص در: موتور خودرو، برق و باطری خودرو، لاستیک خودرو، کمبود راننده مناسب و غیره، شامل: توقف تعمیر و نگهداری به دلیل ماموریت فرمانداری نظامی از سال 56 و بعد وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی و ادامه این توقف و کاهش توانایی به دلیل تحریم ها تا سال 59 و آغاز جنگ و مزید بر آن، مشکلات نیروی انسانی که به آن در فصل یکم اشاره شد.

آن شکل جابه‌جائی یگان‌ها و منحصر به قطار و راه‌ آهن را در نظر بگیرید که اگر دشمن برتری مطلق هوائی داشت، آیا اصلاً به مقصد می‌رسیدند؟ شانس آوردیم که دشمن چنان توان برتری هوایی نداشت. این نیز نشانه‌ای از قدرت و فعالیت نیروی هوائی ما در آن زمان بود.

در 8 سال جنگ، شاهد بودیم که تعدادی از نیروهای پیاده ما با هواپیماهای نیروی هوائی ارتش جابه جا شدند. تعدادی از نفرات لشکر 77 پیاده مشهد از خوزستان تا مشهد و برعکس، در مرخصی‌ها از هواپیماهای نیروی هوائی با توجه به ظرفیت محدود آن و برابر سهمیه استفاده می کردند. رزمندگان منطقه خوزستان، اکثریت آنان در مرخصی‌ها با قطار رفت و آمد می‌کردند. در سایر مناطق عملیاتی که راه آهن وجود نداشت، رزمندگان، در رفت و برگشت مرخصی‌ها از وسایل عمومی بین شهری استفاده می کردند.

نکته مهم که در اینجا باید توجه شود، آن است که کلمه تحرک و خودرو، کاملاً به کلمه بنزین و گازوئیل وابسته است. مسلماً خودرو بدون سوخت، یعنی تحرک صفر. ما خوشبختانه در تمام مدت 8 سال جنگ، از کلمه سوخت خودرو محروم نبودیم. می دانیم هر ارتشی اگر سوخت خودروئی آن در هر زمان، صفر گردد، آن زمان روز سقوط آن ارتش خواهد بود. این نکته مثبتی است که ما در 8 سال جنگ داشتیم و نشان از کار فوق‌العاده وزارت نفت و پدافند هوایی مناسب بود. در کتاب‌ها و گفته ها کمتر از آن نام برده شده است.

ما در تمام 8 سال جنگ، فعالیت عادی و فوق‌العاده، راه آهن را داشتیم. این اثر نشان از کار فوق‌العاده مجموعه راه آهن بود و نشان دیگر این اثر آن است که قدرت هوائی و پدافند هوایی خودی و ضعف قدرت هوایی دشمن را معلوم می‌نماید.

ما در هشت سال جنگ، دیدیم که دشمن، برای مقابله با تک‌های عمده نیروهای خودی و اجرای پاتک قوی در مقابل نیروهای ما، چند گردان را از فاصله چند صد کیلو متری وارد منطقه عملیات مورد نظر می‌کرد. مدت زمان این جابجایی‌ها به مدت سه تا دوازده ساعت طول می‌کشید. این گردان‌ها بعضی گردان زرهی بودند و نیاز بود برای هر گردان زرهی تعداد پنجاه خوردو سنگین تانک‌بر وجود داشته باشد. عملاً می‌دیدیم که دشمن این توانایی را داشت و قادر بود همزمان بیش از سه گردان زرهی را جابجا کند. آن زمان گفته می‌شد که ارتش عراق از شرکت‌های حمل‌و نقل خارجی برای چنین جابجایی‌ها استفاده می کند‌.

نیروهای خودی در تمام مدت هشت سال جنگ، فقط تعداد کمی تانک بر در اختیار داشتند که می‌توان گفت، با تمام امکانات نزاجا، در هر زمان، فقط امکان جابجایی یک گردان زرهی میسر بود‌. آن هم نه با سرعت مورد انتظار و یا سرعتی شبیه تحرک زرهی دشمن.

بخش قابل توجهی از تحرک ما در داخل مناطق عملیاتی، صرف امور اداری و تدارکاتی می‌گردید. نظیر: خودروهای سبک و سنگین برای مرکز پیام، ماموریت‌ها و بازدیدهای ستادی و فرماندهی، امور آشپزخانه، غذارسانی و آب رسانی به یگان ها و نفرات، امور آمادی طبقات دهگانه آمادی نظیر: جیره/ سوخت/ مهمات/ وسایل سنگری/ بهداری/ اقلام تعمیراتی و یدکی و غیره، آمبولانس و حمل و نقل مجروح و بیمار، جابه‌جائی نفرات و غیره.

ما در 8 سال جنگ، کمبود محدودیت زیادی در مورد قطعات یدکی مورد نیاز خودروها، لاستیک، باطری و غیره داشتیم. کتاب «چگونه می‌جنگیدیم» به قلم نگارنده این کتاب، به نمونه‌های زیادی از این کمبودها و مشکلات مربوط به آن، اشاره نموده است.

ما در 8 سال جنگ، هر وقت خواستیم مثلاً: لشکری را از شمالغرب به جنوب برای عملیات بزرگ بعدی مانند عملیات خیبر در 3/12/62، باید زمانی حدود 20 تا 30 روز را برای چنین انتقالی در نظر می‌گرفتیم. این هم در صورتی میسر بود که از امکانات خارج از لشکر مانند: یگان ترابری نزاجا + اجاره خودرو و غیره استفاده می‌شد. چنین اعدادی در زمان جنگ برای نیروئی که با دشمن می جنگد، اصلاً قابل توجیه عملیاتی نمی‌باشد. ضمن آن که در جهت حفاظت اطلاعاتی نیز اشکال دارد.

در جدول سازمان کلیه گردان‌های رزمی و غیر رزمی نیروی زمینی، دیده می‌شود که در هر کدام، تحرک را از صددرصد تا صفردرصد تعریف نموده اند. برای گروهان‌های رزمی و پشتیبانی رزمی، تحرک را از 100تا کمتر از آن منظور نموده‌اند. به نسبت همان درصد تعریف شده، خودرو سبک و سنگین همراه با راننده هر کدام و نیز نفراتی برای تعمیرات و غیره مشخص شده اند. در مجموع نعداد خودرو یک گردان، یک تیپ و یک لشکر و در نهایت در رده نیروی زمینی و همطراز آن را اگر محاسبه کنیم، به ترتیب رده بالاتر به اعداد بزرگ و بزرگ‌تر می‌رسیم. وقتی بیرون از گود به این مجموعه نگاه می کنیم، این تصور پیش می‌آید که مثلاً وقتی از یک تیپ، یک گردان قرار است حرکت و به مقصدی دور برود، ظاهراً با نگاه به عدد خودروهای تیپ، نباید کمبودی داشته باشد و بلکه مازاد هم دارد. اما اگر به عدد خودرو گردان نگاه کنیم، متوجه می شویم کمبود داریم و گردان قادر نیست حرکت کند و به مقصد مورد نظر برود. به شکل دیگر برای مفهوم سازی بهتر: فرض کنیم، این سرمایه تحرکی تیپ، متعلق به یک مجموعه خصوصی بود، آن مجموعه خصوصی برای اجرای امور مربوطه، شبیه جابه‌جائی یک تا 3 گردان، چگونه رفتار می‌کرد؟

با توجه به مثال یادشده‌این سوال پیش می‌آید که آیا همین حالت که تحرک، تا رده گردان تقسیم شده است، مناسب می‌باشد و یا خوب است تغییر یابد و تحرک تا رده تیپ تقسیم شود. این حالت هم محاسن و معایب خود را دارد. و یا ترکیبی از حالت گردانی و تیپی باشد. یعنی خودرو در گردان باشد، اما تعدادی و یا تمام آن‌ها با تبصره‌ای توضیح داده شود که بنا به دستور زیر امر تیپ قرار خواهند گرفت. شبیه گروهان‌های گردان مهندسی لشکر که زیر امر تیپ قرار می‌گیرند و نمونه‌های دیگر. و یا درصدی از تحرک گردان جدا و به تحرک تیپ و یا لشکر واگذار شود. هر کدام از این حالت‌ها محاسن و معایب خود را دارد. کار بررسی و مقایسه آن‌ها از ظرفیت این کتاب خارج است و به دست اندرکاران نیروهای مسلح سپرده می‌شود. در هر حال به نظر می‌آید که عامل تحرک در نیروی زمینی و همطراز و یگان‌های زیرمجموعه، لازم است با توجه به تجربه زمان جنگ و صلح مورد بازنگری قرار گیرد. ساز و کاری مطلوب را می طلبد که از هر جهت قابلیت و رضایت خود را نشان دهد. قدر مسلم آن است که وضع موجود، از قابلیت و رضایت لازم برخوردار نمی‌باشد.

تجربه 8 سال جنگ بارها ثابت نمود که در زمان درگیری و عملیاتی فعال، هر کدام از طرفین که توانستند، سریع تر نیروهای تقویتی را وارد میدان نبرد کنند، نتیجه عملیات را هم به نفع خود تغییر دادند.

 

راه‌حل‌ها و پیشنهادهای مسئله 39:

1 ـ تحرک خودکفا: نیروی زمینی، ضمن آن‌که از امکانات هواپیمائی، راه آهن و ترابری کشوری و لشکری برای سرعت در جابه‌جائی باید استفاده کند و آن را قبلاً طراحی و تمرین کند، باید خود نیز از امکانات ترابری هوایی و زمینی حاضر به کار و مطمئن، آن قدر برخوردار باشد که بتواند رأسا نیروی مقدم شامل: یگان‌های پیاده، زرهی، توپخانه، مهندسی و مخابرات را با سرعت غافل‌گیر کننده و به مراتب بیش از سرعت دشمن، از محل استقرار پادگانی خود در فاصله چند صد کیلومتری جدا شده و خود را در همان ساعات اولیه بحران به دشمن نزدیک و پیشروی آن را سد و سرکوب نماید.

2 ـ تمرین و طراحی: نیروی زمینی باید در حالت بدبینانه هم باید تمرین و طرح داشته باشد، تا در صورت عدم امکانات استفاده از هواپیما و قطار و سایر امکانات کشوری، قادر باشد در همان ساعات اول خود را به دشمن نزدیک و وارد رزم گردد.

3 ـ فاجعه تاخیر: در شرایط آغاز جنگ، هر مقدار که در رساندن نیروهای خودی تاخیر پیش آید، به همان نسبت بخش وسیع‌تری از روستاها، شهرها و استان‌های مرزی و منابع ملی، تخریب و به تصرف دشمن در خواهد آمد. به تبع آن دهها و صد‌ها هزار نفر از هموطنان آسیب دیده و آواره می‌شوند.

4 ـ امکان سرعت در جابه‌جائی: ایجاد امکان جابه‌جائی سریع و مورد نیاز یگان‌های عملیاتی برای تقویت یگان‌های درگیر در عملیات‌های آفندی و پدافندی نیروهای خودی.

5 ـ بازنگری ساختار تحرک: تجدید نظر در چگونگی بهره‌برداری سازمانی بهتر، اقتصادی‌تر، مطمئن تر از توان موجود یا سرمایه تحرکی نیروی زمینی و نیروهای همطراز.

6 ـ جابه جایی یگان‌های زرهی: افزایش توان جابه‌جائی یگان‌های زرهی.

7 ـ پدافند هوائی: توجه جدی به تامین پدافند هوایی ستون‌های خودرویی یا ریلی  یگان‌ها.

 

 

منبع: درس‌های هشت سال جنگ تحمیلی ؛ صادقی‌گویا، نجاتعلی،1399 ، انتشارات سبز ایران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده