- مورد حملهی موشکی واقع شدیم. به ما حمله شده. پست فرماندهی در بهت فرو میرود. هنوز به طور کامل در محل خود مستقر نشدهاند که پیام دیگری از پیکان دریافت میشود. - حمله موشکی. سرعت موتور صفر. ما تحرک نداریم. وضعیت حیرتآور است. با آنکه ارتباط قطع نشده، اما برای چند لحظه پیامی دریافت نمیشود، تا آنکه صدای «ناخدا همتی» طنین میاندازد. - به ما کمک کنین. زخمی و کشته داریم. موشکها پشت سر هم به طرف ما میان. کمک کنین.

تماس به طور کامل قطع می‌شود. برای چند لحظه همه در بهت فرو می‌روند، اما فرصت درنگ نیست و قرارگاه فرماندهی باید عملیات تازه‌ای را سازمان دهد.

– باید مرکز «دیتوم» (مبدأ تجسس) تشکیل بشه. عملیات تجسس و نجات ناوچه پیکان رو شروع می‌کنیم. دستورات به ناوچه‌های «جوشن» و «فلاحن» ابلاغ بشه.

همه‌ی افسران، به سرعت دست‌به‌کار می‌شوند. برابر طرح‌های عملیاتی شناورها و بالگردها باید وارد عمل شوند. از پایگاه هوایی درخواست پوشش هوایی می‌شود. «هوا دریا» و «ناوتیپ» دستورهای تازه را دریافت می‌کنند.

– از این لحظه، ساعت 12:54، فرماندهی عملیات صحنه به عهده‌ی ناوچه‌ی «جوشن» قرار میگیره. ناوچه‌های «فلاحن» و «جوشن» با تمام سرعت به نقطه‌ی انهدام پیکان نزدیک بشه و عملیات تجسس و نجات رو شروع کنین.

تمام یگان‌ها پاسخ می‌دهند. جوشن و فلاحن به دریا می‌روند. دو فروند بالگرد به پرواز درمی‌آید و یک فروند «اف ۱۴ » برای پوشش هوایی پرواز می‌کند و در پوشش آن، هواپیمای «اف ۴» مجهز به موشک به طرف منطقه‌ی عملیات پرواز می‌کند.

در محل سانحه، عملیات نجات آغاز می‌شود و ارتباط با پست فرماندهی همچنان ادامه دارد با رسیدن شناورها و هواپیماهای دشمن به منطقه، دو طرف به شدت درگیر می‌شوند و هم‌زمان از آب گرفتن نفرات زخمی ایرانی و عراقی شناور بر سطح آب، ادامه دارد. بالگرد اول با سرنشینان نجات‌یافته عازم بوشهر است.

– استحضار داشته باشین که مجروح بدحال داریم و امکانات برای حمل و مجروحان به بیمارستان آماده بشه.

در پست فرماندهی غوغاست. همه تلاش می‌کنند و تعداد افسران حاضر در محل، بیشتر از گذشته است. چند نفر با آن‌که مسئولیتی در نیروی رزمی ندارند، از سر کنجکاوی و گفتگو با هم‌زمان، به محل آمده‌اند. ناو سروان کارن اولادی، (افسر عملیات ناوتیپ هفتم) جلوی در ورودی با «مسعود پارسائیان» گفتگو می‌کند.

– چی شد، یه هو!؟

– ختم عمليات اعلام شده بود. یه هو ورق برگشت.

– چطور تونستین پیکان و بزنن؟

– تو اینجا چیکار میکنی؟

– اومدم سر بزنم. خبرها نگرانم کرده بود. اومدم ببینم چی شده؟

پارسائیان آه می‌کشد. چشم‌های خود را می‌مالد و با اندوه سر تکان می‌دهد.

– به تعدادی رو از آب گرفتن، زخمی، داغون.

– تلفات؟

– آمار ندارم، ولی زیاده.

– هوا داره تاریک میشه. خدا کنه زودتر بتونن همه رو نجات بدن.

– بارون، هواپیمای دشمن، درگیری. خیلی سخته.

هم‌زمان، اعلام می‌شود که هوا کاملاً تاریک شده و عملیات تا صبح فردا، متوقف می‌شود. سی ساعت از شروع عملیات گذشته و خستگی و بی‌خوابی و اندوه، همه را آزار می‌دهد. باید چندساعتی پلک بر هم بگذارند، تا فردا با نیروی بیشتری کار را پی بگیرند.

*****

 

منبع : اسکورت؛ اخلاقی، علیرضا، 1393، سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده