ردای فتح-36
در واقع بنیصدر برای ارتقاء موقعیت لیبرالی خود، و از میدان مبارزه سیاسی خارج نمودن مخالفین خود و طرفداران آنان، در مقابله با تهاجم ارتش عراق و تصرف بخش عظیمی از اراضی ایران، هیچ اقدام مؤثری به عمل نیاورد. گفته میشد که او " خوب میداند که اگرارتش عراق بخواهد وارد ایران بشود، برای وی فرصتی خواهد بود تا نیروهای ملی و ارتش را به شکل مناسبتری به دور خود گرد آورد."1

بدست آوردن فرصت مناسب برای این دست پرورده استکبار، بعدها بیرون راندن بعثیون متجاوز ازخاک میهن اسلامی‌با هزینه خون " 230 هزار "[1] شهید بیگناه خاتمه یافت.

در زمانی که ارتش عراق با پیشروی‌های خود در خاک ایران جولان می‌داد و در مقابل آن نیروهایی اندک به مقابله برخواسته بودند، در پاسخ به این که " چرا از اشغال سرزمین‌های ایران توسط ارتش عراق جلوگیری نمی‌شود؟ می‌گفت: باید فعلاً زمین داد تا زمان را به دست آورد."[2] شیوه عمل این فرمانده کل قوا! به تقلید از شیوه نبرد اشکانیان در نبردها که معتقد بودند: " جلو دشمن را باز گذاریم، پس از آنکه وارد سرزمین ما شدند، آنان را دوره کرده از بین ببریم."[3] باتأسی از واگذاری زمین و اخذ زمان مناسب جهت حداکثر استفاده از زمان برای احاطه و نابودی دشمن، ناکار آمد گردید. زیرا وی (اگر با دید مثبت به مسئله نگریسته شود) با تساهل، نه تنها زمین را واگذار نمود بلکه زمان را هم از دست داد!

وی به عنوان رئیس قوه مجریه، حتی تا نوزدهمین روز تهاجم عراق به ایران مجوز حضور نماینده ایران در جلسات شورای امنیت سازمان ملل متحد را صادر نکرد. روزنامه اطلاعات در 19/7/59 به نقل از خبرگزاری فرانسه نوشت: " منابع سازمان ملل گفتند: شورای امنیت هنوز رسماً از تصمیم ایران مبنی بر حضور در مباحثات احتمالی این شورا مطلع نشده است."[4]

در روز بعد (بیستمین روز آغاز جنگ)، برای اولین بار " رئیس هیئت نمایندگی ایران در سازمان ملل، اعلام کرد، طی دستوری که از تهران دریافت داشته، خواستار تشکیل جلسه شورای امنیت است."[5]

بطور خلاصه، اعمال ضدانقلابی بنی‌صدر اعم از همکاری بی‌شائبه با برخی از گروهک‌های تجزیه طلب، قرارگرفتن در خط خلاف مشی رهبر انقلاب و ایجاد جو تفرقه بین مردم و مسئولین من جمله بین ارتش و سپاه پاسداران، باعث گردید که مجلس شورای اسلامی‌به عدم کفایت سیاسی وی رأی دهد. لذا در 31 خرداد ماه 1360، در زمانی که ایران در اوج دفاع از تمامیت ارضی خود بود، از ریاست جمهوری عزل گردید. چند روز بعد همراه با مسعود رجوی سرکرده منافقین از کشور گریخت. مصادف با فرار اینان و همزمان با هجوم آحاد مردم ایران به سوی جبهه‌های جنگ تحمیلی، «گروهک اتحادیه کمونیست‌های ایران» با ایدئولوژی مائوئیستی به شهر آمل حمله نمود. بنی‌صدر در مصاحبه‌ای در پاریس اظهار نمود: " این‌ها که میخواهند انقلابشان را به سراسر جهان صادر کنند، در شمالی‌ترین مرز کشورشان بحران امنیتی دارند و این بحران توسط ما هدایت می‌شود. … سازمان‌ها و گروهک‌های شورشی که در جنگل‌های شمال فعالیت داشتند، عبارت بودند از: گروهک رنجبران و سازمان اتحادیه کمونیست‌های ایران، هر دو با ایدئولوژی مائوئیستی، گروه منشعب اشرف افغان، دارای ایدئولوژی مارکسیستی و معروف به «ارتش رهایی بخش خلق‌های ایران» و سازمان منافقین دارای ایدئولوژی التقاطی."[6]

اما تجزیه و تحلیل نقل قول‌های مختلف از: همکاری وی با ضدانقلابیون، دستور بمباران مدارک آمریکایی‌ها در طبس، بی‌دفاع گذاشتن مرزها در مقابل تهاجم ارتش بعث عراق، عدم توجه به گزارش‌های وزیر خارجه سوریه و فرستاده ویژه یاسر عرفات مبنی بر احتمال حمله ارتش عراق به خاک ایران، گزارش سفر برژینسکی به اردن و تماس وی با صدام به منظور نشان دادن چراغ سبز آمریکا به حمله عراق به ایران که توسط شوروی‌ها به بنی‌صدر اطلاع داده شده بود و … این سؤال مطرح می‌شود:چگونه دیگر مسئولین نظام رفتارهای مشکوک وی را رصد نکردند و از اعمال ضدانقلابی و ضدوطنی وی ممانعت جدّی به عمل نیاوردند؟!

از نظر اقتصادی

  1. آمریکا بعد از بحران گروگانگیری کارکنان سفارت در تهران، تحریم اقتصادی ایران را در سال 1358 در دستور کار خود قرار داد. نه تنها رابطه اقتصادی خود را با ایران بطور کلی قطع نمود، بلکه در مورد 9کشور بازار مشترک متحد خود نیز " طبق مقررات منع روبط اقتصادی، علیه اشخاص و شرکت‌هایی که سالانه بیش از 40 میلیون دلار در زمینه نفت و گاز ایران و لیبی، سرمایه گذاری کنند، تحریم‌های اقتصادی فراوانی در قالب مجازات‌های بازرگانی پیش بینی کرد."[7]
  2. کاهش تولید و فروش نفت (تنها منبع درآمد کشور).
  3. بلوکه نمودن دارائی‌های ایران در بانک‌های آمریکا به خاطرایجاد بحران گروگانگیری که بهانه مناسبی برای تصرف تمام دارائی‌های ایران به دست کارتر داد.
  4. همزمان خروج سرمایه هنگفتی از کشور توسط کلان سرمایه داران داخلی و وابستگان رژیم شاه.
  5. نیاز شدید کارخانجات داخلی به مواد اولیه تحریم شده. که نتیجه آن رکود تولیدات داخلی و کمبود محسوس مواد مورد لزوم مردم را به بار آورده بود.
  6. ایجاد تورم در بازار سیاه و فشار اقتصادی شدید به مردم.

 

 

منبع: ردای فتح؛ کاظمی، محمد، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1]. قاسم پور محمدمهدی/ مباحثی درباره پایان جنگ عراق و ایران (مجموعه مقالات)؛ ناشر: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، چاپ: آرین، تهران 1388 پاورقی ص 56

[2]. درویشی فرهاد/ پرسش‌ها و پاسخ‌ها (جنگ ایران و عراق)؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، چاپ: قلم آذین، 1389 ص 97

[3]. حیدری کاشانی حسین/ جنگ یا فرمان‌های نظامی در اسلام؛ ناشر: دفتر انتشارات اسلامی (وابسته به جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم)، چاپ: چاپخانه دفتر انتشارات اسلامی، 1367 ص 4

[4]. روزشمار جنگ (کتاب چهارم: هجوم سراسری)؛ ناشر: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، چاپ: صادق، 1372 ص 381

[5]. همان مدرک – همان صفحه

[6]. جزایری سیدمسعود/ غلبه بر دشمن (درآمدی بر هشت سال جنگ تحمیلی)؛ ناشر: اداره روابط عمومی و انتشارات سپاه، چاپ: مرکز چاپ نمایندگی ولایت فقیه سپاه 1383 ص 193

[7]. کرونبرگر‌هانس/ خون در راه نفت؛ ترجمه: محمد اشعری، ناشر: نشر ثالث – روایت، چاپ: احمدی، 1381 ص 235

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده