ردای فتح-33
در زمانی دیگر رهبرفقید امت در مورد آشکار شدن چهره واقعی منافقان گفتند: " ثابت شد صحبتهای اشخاصی که ادعا میکردند طرفدار مظلومین و مجاهد خلق و فدایی مردمند، خلاف بوده است. الآن که کشور در جنگ است، باز به فساد ادامه میدهند."1

آیت‌الله خامنه‌ای، در تعقیب گفتار رهبر انقلاب(ره) گفتند: "معلوم بود که فریادهایی که برای تضعیف ارتش آن روز بلند می‌شد، فریادهای صادقانه و مخلصانه‌ای نبود. بلکه مغرضانه بود. و امام، چه خوب شناختند و چه زود شناختند و علاج کردند."[1]

شهید چمران وزیر دفاع وقت، در مورد کودتای نقاب و شعار انحلال ارتش، درجمع نمایندگان مجلس شورای اسلامی‌دردفاع از ارتش اظهار داشت: " همان کسانی که این توطئه را کشف کردند درداخل ارتش بودند. بنابراین کوبیدن ارتش بطور کلی عمل صحیحی نیست. عملی است که استعمار می‌خواهد. شعار انحلال ارتش از شعارهایی است که ضدانقلاب از روزهای اول مطرح کرده و هنوز هم به دنبال آن است. … این ارتش با تمام هجوم و حمله‌ای که به آن می‌شود؛ ارتشی نبود که با ملت ما بجنگد. پیروزی انقلاب ما در سایه این حقیقت بود که ارتش به ملت پیوست، نجنگید. به خدای بزرگ سوگند می‌خورم، افسرانی هستند در این ارتش که من با کمال جرئت و جسارت در پشت [سر] آنها نماز خوانده‌ام و نماز می‌خوانم. بدنیست از یکی از افسران پاک اسم ببرم. به نام «سرگرد صیادشیرازی» که هم اکنون به فرماندهی عملیات غرب منصوب شده است. این افسری است که در روزگار گذشته، سال گذشته در سردشت همراه من بود. و پاکی و تقوی و ایمان و شجاعت، هرچه بخواهید در این افسر بی‌نظیر است. افسری است که در تفسیر قرآن شاید بگویم از اکثریت کسانی که در اینجا نشسته‌اند، تبحر زیادتری داشته باشد. چنین کسانی به فرماندهی گماشته شده‌اند. بنابراین به صرف شعارهای تند و احساسات کور، افراد را کوبیدن، [عمل صحیحی نیست]. در حالیکه گفتم، چنین فرماندهانی [نظیر] «سرهنگ فکوری» که فرماندهی نیروی هوایی شماست، کسی است که بیشتر مؤمنین شما در پشت [سر] او نماز می‌خوانند."

بعد از شکست توطئه خطرناک کودتای نقاب، امپریالیست به سرکردگی آمریکا و سران رژیم نژادپرست صهیونیست که در واقع پایگاه دائمی استکبار در منطقه قلمداد می‌شود، آخرین حربه نظامی‌خود را علیه نظام جمهوری اسلامی‌ایران رغم زد. این بار صدام حسین تکریتی کاندیدای اجرای دستورات آنان گردید. " این فرصت تاریخی برای صدام، قدم برداشتن در راهی بود که او را به رهبری کامل منطقه سوق می‌داد."[2]

«عمر علی» سفیر اسبق عراق در سازمان ملل و یکی از اعضاء برجسته شورای حزب بعث گفت: " صدام یک سال قبل از تاریخی که به ایران حمله کرد، تصمیم خود را گرفته بود. به او گفتم: به ایران حمله نکن؛ گفت: فرصتی به دست آمده که شاید تا 100 سال دیگر به دست نیاید."[3]

وضعیت ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی

از لحاظ سیاسی

  1. دولت موقت مهندس مهدی بازرگان

مهندس بازرگان «دبیرکل نهضت آزادی» که گفته می‌شد متخصص آبیاری و لوله کشی آب آشامیدنی و فارغ التحصیل کشور فرانسه بود، در تاریخ 15 بهمن 1357 بنا به پیشنهاد برخی از نزدیکان امام خمینی(ره)، مأمور تشکیل کابینه گردید.

ترکیب دولت موقت:

نویسنده کتاب «آمریکا و براندازی جمهوری اسلامی ایران» معتقد است که: دولت موقت از همان اوان، ترکیبی از: اعضاء نهضت آزادی، اعضای جبهه ملی که اکثراً دارای گرایش‌های غربی بودند، و تعدادی از طرفداران و مریدان آقای شریعتمداری تشکیل شد.

این ترکیب ناهمگون، " علیرغم اختلافات ظاهری در درون خودشان، در مقابله با خط امام و حمایت آمریکا در ابعاد نظامی، فرهنگی و اقتصادی دارای وجه اشتراک فراوان بودند."[4]

رهبر انقلاب از آن جهت که نهضت آزادی یکی از پرادعاترین سازمان سیاسی بعد از پیروزی انقلاب قلمداد می‌شد، و ازخود تندیس آزادی خواهی و استقلال طلبی ساخته بود، برای اینکه این سازمان پرطمطراق، میزان توانایی و شایستگی و انقلابی بودن خود را در امور اداره مملکت به اثبات برساند. با پیشنهاد واگذاری اداره کشور، بطور موقت به این سازمان موافقت نمود.

قبل از پیروزی انقلاب، ژنرال ‌هایزر که مأمور اجرای طرح کودتای نظامی‌ارتش علیه انقلاب بود، با وجود مهیا نمودن این طرح، انتخاب اعضاء کابینه دولت موقت که اکثراً از طرفداران آمریکا بودند، بر این باور قرار گرفت که دیگر نیازی به انجام کودتا نیست در واقع خود باعث عدم تشویق اجراء طرح کودتا شد، گرچه به این امر واقف بود که با پیوستن بدنه اصلی ارتش به انقلاب، احتمالاًکودتایی نیز به وقوع نمی‌پیوندد.

مردم به زودی به نامتجانسی دولت موقت که ترکیبی از افرادی با طرز تفکرات ضدانقلابی به هم پیوند داده شده بود، و ارتباطات نهان و آشکار با منافقین و دیگر گروهک‌های ضد انقلاب، پی بردند.

دولت موقت در اعتراض به اشغال لانه جاسوسی آمریکا که توسط دانشجویان پیروخط امام انجام گرفته بود، در پائیز 1358 بعد از 9 ماه زمامداری استعفاءکرد.

در واقع نتیجه تسخیرلانه جاسوسی آمریکا، سقوط دولت موقت مهندس بازرگان بود. در نتیجه قدرت سیاسی از جانب لیبرال‌ها و میانه رو‌ها به سوی تمرکز مبارزه عمومی علیه عناصر ضدانقلاب معطوف گردید. بطوری که در جراید مختلف منتشرشدکه، " آشکارشدن ناهمسانی تفکر و مشی لیبرال‌ها و دولت موقت با تفکر و مشی رهبری انقلاب، موجب سقوط فوری دولت موقت گردید."[5]

 

 

منبع: ردای فتح؛ کاظمی، محمد، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1]. ارتش در نگاه رهبر/ چاپ: ارتش جمهوری اسلامی‌ایران؛ ص 102

[2]. السامرایی وفیق/ ویرانی دروازه شرقی؛ مترجم: عدنان قارونی، ناشر: مرکز اسناد و تحقیقات جنگ (مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ)، چاپ: قلم آذین، تهران 1391 ص 57

[3]. درودیان محمد/ علل تداوم جنگ (نقد و بررسی جنگ ایران و عراق)؛ ناشر: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه، جلد3، چاپ: عقیلی1382 ص 44

[4] غضنفری کامران/ آمریکا و براندازی جمهوری اسلامی‌ایران؛ ناشر: سازمان عقیدتی ارتش ج.ا.ا (دفتر سیاسی)، چاپخانه: شادرنگ، تهران 1384 ص 74

[5]. روزها و رویدادها/ تهیه و تنظیم: دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی کل قوا، ناشر: مؤسسه فرهنگی نشر رامین، جلد2، چاپ: دهکده، 1381 ص 1284

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده