با فرود آخرین هواپیمای خودی، ضدهواییها به کار میافتند و هواپیماهای عراقی اوج میگیرند. صدای رگبار ضدهواییها شنیده میشود و کمی بعد صدای چند انفجار پیاپی نیز به گوش میرسد. «ولی میرزا»، به سمت ساختمان نگاه میکند. پنجرهی چوبی ساختمان فرماندهی، بر اثر موج انفجار از جا درآمده و پیداست که این ساختمان قدیمی تاب مقاومت در برابر حملات سنگین دشمن را ندارد. افسران به هم مینگرند، اما در این­باره صحبتی نمیکنند. وضعیت سفید شده و همه به سمت ساختمان میروند.

در پست فرماندهی، صحبت از سقوط خرمشهر است. برای مدافعان خرمشهر، پس از ۳۴ روز مقاومت جانانه در برابر هجوم سنگین دشمن، چاره‌ای جز عقب‌نشینی باقی نمانده است. پذیرش این واقعیت برای همه مدافعان، به ویژه افسران گردان تکاور بسیار سخت است، اما همه‌ی آنها سربازند و چاره‌ای جز پذیرش فرمان ندارند. این عبارت نقطه‌ی پایانی است بر یک دوره‌ی کوتاه ۳۴ روزه که تاریخ آن را فراموش نخواهد کرد.

– دستور عقب‌نشینی بدین. همه‌ی نیروها خرمشهر رو تخلیه کنن.

سقوط خرمشهر، اندوه عمیقی است، اما هجوم دشمن به نقاط دیگر ادامه دارد و پیش از هر کاری باید فرماندهی نیروی رزمی ۴۲۱ به محل جدید منتقل شود.

محل جدید، در طبقات پایین ساختمان ۱۴ طبقه آماده شده و شانزدهم آبان، افسران در محل جدید مستقر می‌شوند. مکان تازه، از ایمنی قابل قبولی برخوردار است. دیوارهای محکم سیمانی در برابر هر حمله‌ای مقاوم‌اند، به ویژه زیرزمین ساختمان که برای «اتاق جنگ» آماده شده جای بسیار مناسبی برای هدایت عملیات است.

وسعت ساختمان به اندازه‌ای است که می‌توان امکانات رفاهی مناسب را در آن فراهم کرد. سرسرای طبقه‌ی همکف، برای غذاخوری کارکنان آماده می‌شود و دو واحد آن به «فرماندهی نیروی رزمی و محل اقامت کسانی اختصاص می‌یابد که از تهران به مأموریت اعزام می‌شوند.

استقرار پست فرماندهی در سه طبقه‌ی زیرین یک برج بلند، از جهت استحکام و ایمنی، خیال همه را راحت می‌کند. حالا «فرماندهی نیروی رزمی ۴۲۱ » مکان سازمانی مشخصی دارد که با امکانات مورد نیاز تجهیز شده است.

پایان فصل سوم

 

منبع : اسکورت؛ اخلاقی، علیرضا، 1393، سازمان حفظ آثار و نشر ارزش­های دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده