نبردهای هوایی ایران (66)
الف ـ بررسی وضعیت نهاجا در آستانه سال سوم دفاع مقدس بعد از سلسله عملیات‏های یادشده بالا، توان رزمی نیروی هوایی به علت ادامه تحریم‏ها و از دست دادن تعداد قابل ملاحظه‏ای هواپیما و خلبان به شدّت کاهش پیدا کرد. به همین دلایل شادروان سرهنگ بهرام هوشیار معاونت عملیاتی وقت نهاجا، توان رزمی و اشکالات کلی عملیاتی نیرو را در تاریخ 30/3/1361، به فرماندهی وقت تقدیم و درخواست کرد تا مراتب به‏عرض مسئولین برای ادامه نبردها برسد که نظر به اهمیت موضوع، اهم آن در سطور زیر ارائه می‏شود:

الف ـ بررسی وضعیت نهاجا در آستانه سال سوم دفاع مقدس

بعد از سلسله عملیات‏های یادشده بالا، توان رزمی نیروی هوایی به علت ادامه تحریم‏ها و از دست دادن تعداد قابل ملاحظه‏ای هواپیما و خلبان به شدّت کاهش پیدا کرد. به همین دلایل شادروان سرهنگ بهرام هوشیار معاونت عملیاتی وقت نهاجا، توان رزمی و اشکالات کلی عملیاتی نیرو را در تاریخ 30/3/1361، به فرماندهی وقت تقدیم و درخواست کرد تا مراتب به‏عرض مسئولین برای ادامه نبردها برسد که نظر به اهمیت موضوع، اهم آن در سطور زیر ارائه می‏شود:

الف- هواپیمای شکاری «اف14» از نظر قطعات یدکی باقی مانده و هواپیماهای موجود تا شش‏ماهه آینده پروازهای آن انگشت شمار خواهد بود. ذخیر موشک فونیکس این هواپیما در پایگاه هفتم صفر و باید این پایگاه از نظر عملیاتی بسته اعلام گردد.

ب- هواپیمای «اف4»، تولید پرواز عملیاتی و اسکرامبل این هواپیما روز به روز کاهش می‌یابند و تعداد موشک های تعمیری هوا به هوای AIM-7 روبه افزایش می‏باشد.

پ- هواپیمای «اف5» وضعیت سامانه INS و سامانه کارتریج صندلی این هواپیما روز به روز جدی تر شده است.

ت- هواپیمای سی130 از هر ده پرواز یک فروند در پایگاه مقصد با مشکل روبروست و از زمان اورهال آنها شش ماه گذشته است که به علت ماموریت‏های ضروری قادر به انجام اورهال آنها نیستیم. هواپیمای P3F منتظر اورهال است که قادر به انجام آن نیستیم و این هواپیما برای انجام مأموریت گشت دریایی نیاز به موشک هوا به سطح هارپون دارد که نیروی دریایی فاقد آن است.

ث- اشکالات وسایل ارتباطی: اکثر پادهای ECM و ECCM هواپیماها به علت کمبود قطعات غیرقابل استفاده هستند.

ج- اشکالات پرسنل: موجودی خلبانان یک سال قبل از انقلاب 1030 نفر بود در بدو  انقلاب به 954 نفر رسید و در آغاز جنگ تحمیلی به 707 نفر به علت (تصفیه، بازخریدی، بازنشتسگی، فراری، اعدام، اشکالات پزشکی، ضعف پرواز، شهید، مجروح و نامعلوم) رسید و در حال حاضر، 21 ماه بعد از جنگ، به 389 نفر رسیده که اکثراً جوان و کم تجربه هستند.

پس از ارائه این نامه، به دلایل وجود مشکلات پیشِ رو مشخص بود که اقدام شایسته‏ای برای رفع نگرانی‏های عملیاتی نهاجا در آینده نزدیک ممکن نیست؛ اگرچه تلاش برای تربیت خلبانان و نیروی انسانی متعهد و متخصص پی گرفته شد.

در رابطه با محدودیت‏های تجهیز و نوسازی نهاجا بی‏فایده نیست تا خاطره‏ای از شادروان سرهنگ ماشالله عمرانی، جانشین وقت فرماندهی نهاجا در این مقطع نقل شود: «حدود دو یا سه ماه بعد از شروع جنگ، فرماندهیِ نهاجا، (جواد فکوری)، برای بازدید از مناطق عملیاتی راهیِ جبهه‌های نبرد شده بود. به همین دلیل در جلسه‌ای که در ستاد مشترک ارتش برگزار شد، من به ‌عنوان جانشین وی شرکت کردم. در این جلسه بحث از نیازمندی‌های تسلیحاتی نیروها بود. با توجه به این‏که عراقی‌ها به هواپیماهای جدید میراژ مجهز می‌شدند و بُرد موشک این هواپیما نسبت به فانتوم‌های ما اندکی بیشتر بود، در‌خواست من تأمین نوعی از موشک بود که بتواند با بُرد بیشتری نسبت به هواپیمای حریف امکان مقابله و پیشدستی گسترده‌تری به ما بدهد. اما در آن زمان، این امکان به‌سادگی فراهم نبود و مسئولان مربوطه پاسخ مثبت ندادند. با این حال، من به عنوان نمایندۀ نیروی هوایی و یگان اجرایی بر خواستۀ خود پافشاری کردم. آخر سر یکی از بزرگواران تصمیم‌گیرنده گفت: «جناب سرهنگ، هر وقت فرمانده نیرو نبودند، لطف کنید شما تشریف نیاورید!» من هم با ادای احترام خداحافظی کردم[1]

در این مقطع و پایان مبحث فوق، جا دارد تا خاطره مستندی از امیر سرتیپ2 آزاده سرشاد حیدری[2] که در یکی از نبردها موشک «سام6» دشمن منفجر نشده اما به زیر بال هواپیما اصابت کرده و قبل از عمل کردن به صورت معجزه ‏وار بال را سوراخ و عبور کرده است، نقل شود:

«در صبح یکی از روزهای نخستین سال جنگ، وقتی در گردان حاضر شدم، دیدم برای بمباران پایگاه هوایی کرکوک عراق که به لانه زنبور مشهور شده بود، با سرگرد ناصر کاظمی برنامه شده‌ام. او خلبان جسور و ماهری بود. راحت تا روی هدف رفتیم و وقتی بمب‌ها را رها کردیم، یک تیر موشک «سام6» به بال هواپیمای فانتوم اصابت کرد. از آنجا که خداوند عمر ما را مقدر کرده بود، موشک، بی­آنکه به هیچ‌یک از سامانه‌های مهم صدمه بزند، به طور معجزه‌آسایی فرصت انفجار پیدا نکرد و از میان بال رد شد و سوراخی به قطر یک متر در آن ایجاد کرد. به هر صورت خود را به پایگاه شهید نوژه رساندیم و به‌سلامت در باند پروازی فرود آمدیم. هنوز هرگاه یاد این حادثۀ باور‌نکردنی می‌افتم، آن را جز معجزۀ الهی چیزی نمی‌بینم.»

البته چنین صحنه‏های در دوران نبردهای هوایی بارها تکرار شده و این خاطره به عنوان نمونه ارائه شده است.

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران


[1] – مهرنیا، احمد (1393) «ستاره‌های نبردهای هوایی»، تهران: انتشارات سوره مهر، جلد دوم، چاپ اول، ص 365. 

[2] – این خلبان آزاده در مورخ 25/7/59 در حالی که در کابین عقب یک فروند «اف4» به خلبانی سرگرد محمود محمدی (ارشدترین خلبان آزاده) هدفی را در بغداد بمباران می‏کردند. هواپیمایشان ساقط و هردو به اسارت دشمن درآمدند.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده