نبردهای هوایی ایران (65)
11- عملیات عبور از خط سرخ (جابه‏جایی اجلاس سران غیرمتعهد) و بررسی وضعیت نهاجا پس از بروز ناکامی در عملیات بزرگ رمضان، رژیم عراق با هدف بی‏اثر ساختن سلسله عملیات‏های پیروز نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، به منظور پوشش شکست‏های پیاپی و تجاوز به ناحق خویش، درصدد بهره‏برداری سیاسی از موقعیت مقطعی ارتش بعثی پس از عملیات رمضان برآمد. در آن زمان، نوبت برگزاری اجلاس­ ادواری سران کشورهای عضو جنبش غیرمتعهدها شده بود، که این تشکیلات بعد از سازمان ملل­متحد، وسیع­ترین و بزرگترین سازمان جهانی محسوب می­شود. اجلاس سران باحمایت حامیان صدام، قرار بود در شهریورماه در بغداد برگزار شود تا رئیس جمهور عراق به عنوان رئیس اجلاس مسئولیت ادواری آن را به عهده گیرد.

وی به­منظور جلب­نظر اعضای شرکت­کننده دراجلاس سران غیرمتعهدها و نشان دادن وابستگی خود به جنبش عدم تعهد، در یک­ترفند هماهنگ با استکبار جهانی اعلام کرده­ بود که به­علت تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان، نیروهای خود را از باقیمانده سرزمین­های اشغالی در خاک ایران خارج می‏کند تا آنها به­منظور حمایت از نیروهای لبنانی به مصاف رژیم صهیونستی  گسیل شوند.

به هر تقدیر، این خبر به مسئولان کشور می­رسد و تلاش‏های دیپلماتیک و رایزنی‏های سیاسی به نتیجه نمی‏رسد. در نهایت، محمدجواد ظریف که به عنوان افسر وظیفه خدمت سربازی خود را در سازمان ملل سپری می‌کرده است، با پیگیرهای ممتد و نیز رایزنی‏های نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل، پیامی را تنظیم و به وزارت امورخارجه ایران ارسال می‏دارد و خواستار اقدام نظامی به منظور جابه‏جایی اجلاس می‏شود. درپی آن، وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی ایران مراتب را طی نامه شماره 918/34 مورخ 5/4/1361، به ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران (حضرت آیت‏اله خامنه‏ای رهبر معظم انقلاب اسلامی) بدین مضمون تسلیم می‏نماید:

به قرار اطلاع از نمایندگی دائم ایران در سازمان ملل نیویورک، نمایندگی عراق از تمام نمایندگی‏ها دعوت نموده تا یک مسئول امنیتی و یک مسئول تشریفات خود را جهت بازدید از امور مربوط به برگزاری کنفرانس سران به بغداد بفرستند، «اطلاع دارید کنفرانس سران برای بغداد از خرمشهر کمتر نیست!؟ محل برگزاری کنفرانس را یک حرکت نظامی می‏تواند روشن کند»!!؟

جمهوری اسلامی ایران در پی جابه‏جایی اجلاس بود و ارتش عراق هم در مقابل اعلامیه‌ای صادر کرد که فضای بغداد یکی از امن‏ترین شهرهای خاورمیانه است و دیواره دفاعی این شهر از مسکو و پاریس قوی‏تر است و به طورکلی در این زمینه هم حرف‏های فنی و حرفه‌ای زیادی زده شده است.[1] به این منظور، به نهاجا دستور داده می‏­شود تا با یک عملیات نظامی برای ناامن ساختن بغداد، اقدام کند.

به این ترتیب، نهاجا موظف به یک حمله ضربتی به تأسیسات نظامی یا اقتصادی در شهر بغداد می‏شود. برای انجام این مأموریت هدف پالایشگاه «الدوره» در بغداد انتخاب می‏شود. زیرا این پالایشگاه در نزدیکی پایگاه هوایی «الرشید» مهمترین پایگاه هوایی عراق بود که در مورد حضور و فعال بودن دفاع هوایی در آن منطقه هیچ تردیدی نبود و دود و آتش حاصله از سوختن مواد نفتی تا مدت‏ها غیرقابل کنترل می‌بود. دشمن هم پالایشگاه‏های ما را به دفعات مورد حملات هوایی قرار داده بود و این عملیات، تلافی‌جویانه تلقی می‌شد و از این حیث نیز هیچگونه ایرادی بر این مأموریت مترتب نبود. روز موعود، یعنی سی‌ام تیر 1361، خلبانان برگزیده با سه فروند هواپیمای شکاری- بمب‏افکن «اف4» با نام پروازی «منصور» به این شرح عازم انجام مأموریت شدند.

– سرهنگ2 عباس دوران/ستوانیکم منصور کاظمیان (لیدر دسته) – سرگرد اکبر توانگریان/ ستوانیکم خسروشاهی شماره2

– سرگرد محمود اسکندری/ ستوانیکم ناصر باقری (ذخیره)‏

پس از بلندشدن، شماره2 به دلیل نقص فنی مجبور به بازگشت شد و مأموریت به صورت دو فروندی ادامه یافت[2]. دقایقی پس از پرواز این دسته، از طریق منابع اطلاعاتی به هواپیمای اسکورت در آسمان اطلاع داده شد که دشمن توسط دید‌بان‏هایش از ورود این دسته پروازی به خاک خود مطلع شده است. متعاقب آن، اطلاع داده شد که فعالیت رادارهای موشک‏های زمین به هوای سامانه پدافند روسی بغداد اعم از «سام6»، «سام3»، «سام2» و رولند فرانسوی که بر بام ساختمان‏های بلند شهر بغداد مستقر شده بودند، در منطقه تشدید و سپس اعلام شد که شلیک موشک‏های «سام6 و 3» در اطراف بغداد تأئید شده است. چندی نگذشت که اعلام شد دسته پروازی «منصور» در مسیر مراجعت قرار گرفته‌اند؛ اما هردو هواپیما در روی هدف مورد اصابت پدافند زمین به هوای دشمن قرار گرفته و در مسیر بازگشت قرار دارند. هواپیمای شماره2 به‌رغم صدمات سنگین موفق به بازگشت به پایگاه شده است، اما هواپیمای لیدر دسته سقوط کرده و یکی از خلبانان آن (آزاده منصور کاظمیان) موفق به ترک هواپیما شده و از سرنوشت خلبان دیگر (شهید عباس دوران) اطلاعی در دست نیست.

طبق خاطرات آزاده امیر سرتیپ2 خلبان منصور کاظمیان، به محض رسیدن دسته پروازی «منصور» به هدف، شهید دوران به عنوان لیدر دسته و هواپیمای شمارۀیک شیرجه کرد و با رهاسازی بمب­های خود روی مخازن پالایشگاه و دیگر مناطق حساس آن، کوهی از آتش و دود پالایشگاه را در برگرفت. با شیرجه زدن هواپیمای شمارۀ 2 باقیمانده مخازن و مناطق، هدف بمباران واقع شد به نحوی که از فاصله بسیاردور، دود و آتش حاصل از بمباران کاملاً مشهود بود. خلبانان پس از بمباران موفق پالایشگاه به­سرعت از منطقه دور شده و به­سمت ایران پرواز کردند، ولی هنوز لحظاتی از بمباران هدف تعیین­شده نمی­گذشت که اصابت موشکی به بخشی از بال­راست هواپیمای لیدر، کنترل هواپیما را برای جناب دوران مشکل ساخت.

  این آزاده سرافراز در رابطه با بمباران پالایشگاه «الدوره» و مورد اصابت قرار گرفتن فانتوم بعد از بمباران، این گونه می‌گوید: شهید دوران با هر زحمتی هواپیما را کنترل کرد و از من خواست که کوچکترین تغییرات نشان­دهنده­های هواپیما را به او گزارش کنم. در حین گفتگو بودیم که موشک دیگری به دُم هواپیما اصابت و کنترل هواپیما را به مراتب مشکل­تر کرد.

جناب دوران وقتی وضع را این­گونه دید، به من دستورداد که سریعاً هواپیما را ترک اضطراری کنم. هرچند که من می­خواستم تا آخرین لحظه با ایشان باشم! ولی به­صورت تأکیدی و دستوری، من را وادار به ترک اضطراری «ایجکت» کرد و خود ضمن این که به سختی هواپیما را کنترل می‌کرد، به سمت ساختمانی که قرار بود اجلاس سران در آن برگزار گردد، پرواز کرد.

جناب اسکندری که پس از بمباران موفق، باسرعت به­سمت مرزهای ایران در حرکت بود، به­منظور اطلاع از موقعیت لیدرخود، ایشان را در رادیو صدا می‌زند و از وضعیت­ وی می­پرسد که جناب دوران می‌گوید: «من را زده­اند و دارم به­سمت هدف ثانویه می­روم». اسکندری در ابتدا منظور دوران از هدف ثانویه را متوجه نشد، زیرا در بریفینگ پروازی راجع به هدف ثانویه گفته ­نشده ­بود؛ بنابراین دوباره در رادیو گفت: عباس صدایت را خوب نمی­گیرم، هدف ثانویه کدام است؟ و این دقیقاً زمانی بود که دلاور قهرمان، شهید همیشه شاهد، عباس دوران هواپیمای آتش گرفتۀ خود را همچون پُتکی آتشین به یکی از تأسیسات نظامی نزدیک محل اجلاس کوبید. با این توصیف اسکندری بعد از خاتمه عملیات و بازتاب گستردۀ آن، هدف ثانویه را دریافت![3].

به هر روی، با اجرای این عملیات، قسمت بزرگی از پالایشگاه «الدوره» منهدم شد و دود و شعله‌های ناشی از این بمباران ساعت‏های متمادی آسمان بغداد را پوشانیده و رسانه‌های خبری جهان از طریق خبرنگاران خود در بغداد شرح حمله هوایی به پالایشگاه مذکور و شهر بغداد و نا امن بودن آنرا به تفصیل نوشتند.

 

شادروان سرگرد محمود اسكندري و ستوانيكم خلبان ناصر باقري از قهرمانان اين عمليات

سرهنگ خلبان شهید «عباس دوران»، لیدر دسته پروازی «منصور» در این مأموریت ترجیح می‏دهد در هواپیما بماند و هواپیمای صدمه دیده را به نزدیکی هتل الرشید در نزدیکی محل اجلاس به زمین کوبد و با شهادت خود تیر خلاص را برسَرِ دشمن شلیک کند. این خلبان قهرمان شجاع نهاجا تا زمان شهادت، بالاترین ثبت مأموریت‏های جنگی (رکورد پروازهای جنگی) در بین خلبانان شکاری را دارا بود و به‌رغم نظر فرماندهان و مسئولین نهاجا، داوطلبانه انجام این مأموریت را تقبل کرد[4].

 

هواپیمای دوم که توسط شادروان سرگرد محمود اسکندری که او نیز یکی قهرمانان دوران دفاع مقدس بود، به اتفاق ستوان‏یکم ناصر باقری که او هم از قهرمانان بنام نهاجا و هم اکنون کاپیتان هواپیمای «ایرباس» در هواپیمایی ماهان است، به‏رغم خسارات جدی به هواپیما به هر شکل ممکن به قلب میهن باز گشتند.

به این ترتیب، چندی بعد از طرف دبیر اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد، اعلام شد که کشور عراق و بغداد محل امنی برای برگزاری اجلاس سران غیرمتعهدها نبوده و شهر دهلی‏نو پایتخت کشور هند برای انجام این همایش برگزیده شد.

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران


[1] – ادعای رژیم عراق چندان دور از واقعیت نبوده و شهر بغداد به انواع سامانه‏های پدافند هوایی روسی (موشک‌های SAM-2،  SAM-3، SAM-6، 7SAM) و موشک‏های بسیار دقیق فرانسوی زمین‏پایه (Kerotal و  Roland) که حتی بر بام‏های ساختمان‏های بلند مرتبه مستقر شده بود و نیز انواع جنگنده‏های هواپایه که به صورت شبانه‏روزی در گشت، تجسس و کمین هواپیماهای ایرانی باشند، مجهز گشته بود و علاوه بر سامانه‏های پرتعداد دیده‏بانی در معابر ورودی احتمالی شهر بغداد نیز دکل‏های فشار قوی برق نصب گردیده بود تا هر جنبنده‏ای که به این دروازه‏ها نزدیک شود، یا با این موانع برخورد نماید و یا این که به ناچار اوج‏گیری کرده و در معرض دید رادارها و یا هواپیماهای در کمین عراقی قرار گیرد؟!

[2]– قاضی‏میرسعید سیدحکمت (1388) «بمبی در کابین» تهران: نشر صریر، چاپ سوم 1390، صص 89-79.

[3]– فرازی از مصاحبه سرتیپ خلبان آزاده منصور کاظمیان با دفتر پژوهش­های نظری و مطالعات راهبردی  نهاجا

[4]– یکی از خلبانان اسیر عراقی طی بازجویی‏های خود به عظمت این عملیات و رشادت‏های شهید دوران اشاره می‏کند و اظهار می‏دارد: با سرنگونی دوران، اگرچه خلبانان عراقی خوشحال شدند ولی وقتی تعدادی از آنها در صحنه سانحه حاضر شدند و دیدند که «دوران» خلبان ایرانی به جای زنده ماندن و استفاده از صندلی پران (EJECT)، برخورد با زمین (IMPACT) و متلاشی شدن را انتخاب کرده در کنار پیکر پاره پاره شده این مرد بزرگ زانو می‏زدند و به احترام او با این که دشمن تلقی می‏شد، یک دقیقه سکوت ‏کردند. «روانش شاد و تا باد چنین باد»a

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده