هوانیروز در اولین روزهای جنگ تحمیلی – بخش چهارم
اشاره: در بخش سوم این گفت و گو، امیر سرتیپ دوم خلبان رحمان قضات به تحرکات رژیم بعثی ارتش عراق قبل از شروع رسمی جنگ تحمیلی اشاره کرد و اینکه تمام این تحرکات، شناسایی و گزارش آن به مقامات بالا ارائه شد و اینکه با توجه به اوضاع کشور و شرایط ناشی از وقوع انقلاب اسلامی، متاسفانه اقدام خاصی در این زمینه صورت نگرفت. و اینکه ادامه این بحث؛

به‌هرحال در روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ که جنگ شروع شد من در پایگاه هوانیروز اصفهان بودم و از بعدازظهر همان روز بالگردهای هوانیروز راهی مناطق جنوب کشور شدند و در مسجدسلیمان، اهواز ،دزفول و ماهشهر و کنار رودخانه جراحی مستقر شدند. فرماندهان حاضر هوانیروز هم در آن لحظات شهید وطن پور در اهواز، سرهنگ دوم ژیان در دزفول، سرهنگ دوم رزم‌خواه در دزفول و سرهنگ جلالی در ماهشهر بودند. به یاد می‌آورم که در روز اول مهرماه که درواقع دومین روز جنگ بود بالگردهای کبرای عملیات به کاو و بکش خود را شروع کردند و باوجود همه مشکلات و کمبودها به جنگ با تانک‌ها و نفرات دشمن رفتند.

 الحمدالله در آن زمان یگان‌های هوانیروز به نظر من تنها یگان‌هایی از ارتش بودند که تحت تأثیر آشوب‌ها و تحولات پس‌ازآنقلاب قرار نگرفته بودند و همه نیروهای هوانیروز هنوز هم نظم و انضباط و فرمان‌بری از فرماندهان و مقامات بالاتر را رعایت می‌کردند. این موضوع هم دلایل بسیاری داشت که می‌توان گفت نیروهای هوانیروز بیشتر خلبان بودند. که خلبانان همیشه نظم خاصی دارند، بیشتر آنان نیروهای کادر بودند و سرباز وظیفه در هوانیروز کمتر بود.

 همچنین صداقت و دوستی خاصی در نیروهای هوانیروز وجود داشت که همین عامل باعث می‌شد از روی احترام و صمیمیت با یکدیگر همکاری کنند.  به نظر من شاید یکی از دلایل اصلی موفقیت یگان‌های هوانیروز در مقابله با نیروهای متجاوز عراقی این بود که ارتش عراق پیش‌بینی همه‌چیز را کرده بود و با توجه به اوضاع کشور در آن زمان به این نتیجه رسیده بود که یگان‌های ارتش ایران از انسجام و هماهنگی لازم برخوردار نیستند اما از یگان بسیار مجهز و آماده هوانیروز ایران خبر نداشت. الحق و الانصاف در آن زمان هوانیروز ایران چه ازنظر بالگرد و تجهیزات و چه ازنظر خلبان و نیروی انسانی، نظیر و همانندی در منطقه خاورمیانه نداشت.

به همین دلیل عراقی‌ها پس از ورود به خاک ایران و مواجه‌شدن با بالگردهای کشور شوکه شدند و دیدند که یک مانع بسیار مهم یعنی بالگردهای ایرانی در مقابلشان قرار دارند. درروزهای اول من و هم‌رزمانم با بالگردهای کبرا به شکار تانک‌ها و نفرات دشمن می‌رفتیم. با مشکلات زیادی مواجه بودیم ازجمله اینکه شناسایی نیروهای خودی از دشمن سخت بود و هرکدام از خلبانان با تیزهوشی و ابتکار خاص خودش می‌بایست ستون نفرات و تانک‌های عراقی را شناسایی کرده و با روش مناسبی به آن‌ها حمله می‌کرد.

این اقدامات خلبانان هوانیروز و سایر یگان‌های زمینی ارتش را باید در شرایطی در نظر گرفت که چهارده لشکر عراق به سوی کشورمان می‌آمدند و در وجب‌به‌وجب مناطق خوزستان نیروهای عراقی پراکنده‌ شده بودند. به‌راستی اگر دلاوری‌های هوانیروز و سایر نیروهای ارتش در آن لحظات حساس نبود و ماشین جنگی در همان نقاط آغازین ورودش به خاک ایران متوقف نمی‌شد آیا دیگر فرصتی و زمینه‌ای برای اقدامات بعدی و انجام عملیات‌های دیگر باقی می‌ماند؟ پس باید گفت که جنگ اصلی عراق علیه ایران در همان ماه‌های اولیه و بلکه روزهای اولیه شروع جنگ تحمیلی بود.

در همین اوضاع نیروهای هوانیروز مجبور بودند علاوه بر نبرد با تانک‌ها و نفرات عراقی توسط بالگردهای شنوک و ۲۱۴ به وضعیت جنگ‌زدگان و مردم عادی که خانه و کاشانه خود را ازدست‌داده بودند و چیزی برای خوردن نداشتند، رسیدگی کنند، به آن‌ها غذا و آب برسانند، مجروحانشان را جابجا نمایند و به مراکز پزشکی برسانند. به‌طورکلی تا حدود دو ماه بعد از شروع جنگ تحمیلی نیروهای هوانیروز به همراه نیروهای زمینی ارتش البته با حمایت دلاورمردان نیروی هوایی در مقابل نیروهای متجاوز عراقی مردانه ایستادند تا توانستند حرکت آنان را در ابتدا کند و سپس متوقف نمایند و پس‌ازآن بود که واحدهای دیگری از ارتش به همراه نیروهای سپاه پاسداران در جبهه‌ها حضور پیدا کردند. سپس با شروع عملیات‌های هماهنگ و منسجم توسط ارتش و سپاه ، هوانیروز نیز انسجام و آرایش خاصی پیدا کرد و وظیفه و مأموریتش مشخص شد.

مثلاً به هوانیروز مناطقی که باید شناسایی می‌شد یگان‌هایی که باید مورد پشتیبانی قرار می‌گرفت و نقاطی که باید مجروحان و شهدا را تخلیه می‌کرد اعلام شد. از آن زمان به بعد نیز، هوانیروز در همه عملیات ها شرکت داشت و همچنین هیچ عملیاتی را شما در دوران دفاع مقدس نمی‌توانید نام ببرید که هوانیروز در آن به پشتیبانی نیروهای مسلح، حمل مجروحین و شهدا، نبرد با بالگردها ، تانک‌ها ، هواپیماها و نفرات دشمن نپرداخته باشد. حتی می‌توان گفت در بعضی از عملیات اگر هوانیروز نبود اصلاً نمی‌شد آن عملیات را انجام داد. مثلاً در عملیات خیبر، هلی برن شبانه نیروها در جزایر مجنون توسط هوانیروز انجام شد. یا در عملیات بدر نیز بیشتر نیروها توسط هوانیروز جابه‌جا شدند که تعداد زیادی از شهدا و مجروحان و اسرای هوانیروز در همان عملیات بدر تقدیم جمهوری اسلامی ایران گردیدند. مثلاً در عملیات بدر فقط دریکی هلی برن پروازی سه فروند از بالگردهای هوانیروز به‌صورت همزمان مورد هدف دشمن قرارگرفته‌اند که تعدادی از نیروهای هوانیروز به شهادت رسیدند .

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص132

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده