هوانیروز در اولین روزهای جنگ تحمیلی – بخش اول
علی حسین احمدی | یکی از نیروهای دلیر و کارآمد ارتش جمهوری اسلامی ایران که از همان ساعات اولیه تهاجم رژیم بعثی عراق به کشورمان در مقابل دشمن متجاوز، قد برافراشت و حماسه های ماندگار آفرید، هوانیروز بود. این نیرو با اقدامی سریع و بسیج نیروهای خود و اعزام بالگرد ها در انواع مختلف کبرا، ۲۱۴، شنوک ۲۰۵، ۲۰۶ به مناطق عملیاتی غرب و جنوب و استقرار در مناطق مختلف دفاع هشت ساله در برابر متجاوزان را همانند سایر نیروهای دلیر ارتش آغاز کرد و با توجه به شرایط نیروهای خودی و برای ممانعت از پیشروی ارتش بعثی از همان ابتدا به صورت گسترده در پشتیبانی از یگانهای زمینی وارد عمل شد و با رشادت و شجاعت تمام و داشتن تحرک صد در صد، علاوه بر کند کردن پیشروی دشمن و متوقف ساختن آن در مواضع دفاعی نقش انکارناپذیری در انهدام نیروهای دشمن ایفا کرد، به طوری که کارشناسان نظامی غرب و شرق و به خصوص نیروهای عراقی را که تا آن زمان هوانیروز کارآمدی نداشتند به بهت و حیرت فرو بردند.

تیزپروازان هوانیروز در عملیات های آفندی و پدافندی یگان های ارتش و سپاه پاسداران همواره در راستای پشتیبانی آتش، تخلیه مجروحان، هلی‌برن، حمل تدارکات از راه هوا و شناسایی هوایی وارد عمل می شدند به طوری که نام هوانیروز با اکثر عملیات های ارتش و سپاه پاسداران عجین گشته و افتخاری جاودانه را برای این یگان قهرمان  به ارمغان آورده است.

در همین خصوص و جهت آشنایی بیشتر خوانندگان عزیز با دلاوری‌های خلبانان و سایر کارکنان دلیر هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران در دوران دفاع مقدس و به خصوص ماه های اولیه شروع جنگ با فرماندهی محترم هوانیروز و تعدادی از خلبانان حاضر در جبهه‌های جنگ که از نزدیک شاهد حوادث و فعالیت‌های هوانیروز بوده‌اند گفتگویی انجام داده‌ایم. امید است که توانسته باشیم گوشه ای ناچیز از زحمات این عزیزان را بیان کرده باشیم.

در ابتدای این گفت وگو، سرتیپ دوم ستاد خلبان کیومرث احدی که هم اکنون مسئولیت فرماندهی هوانیروز را برعهده دارد مطالب و خاطراتی را که با گذاشتن نزدیک به ۳۰ سال از شروع جنگ تحمیلی در گوشه ذهنش مانده است برایمان بیان کرد. ایشان می‌گوید: ((در سی و یکم شهریور ماه که رژیم بعثی عراق حمله همه جانبه خود به مناطق مرزی و تاسیسات نظامی، اقتصادی، شهرهای بزرگ ایران را شروع کرد، من در دانشکده افسری دانشجو بودم. فردای آن روز شهید نامجو که فرماندهی دانشکده را بر عهده داشت همه دانشجویان را در آمفی تئاتر دانشکده جمع کرد و طی یک سخنرانی مفصل به ما اطلاع داد که ارتش عراق دیروز تعدادی از پایگاه ها، فرودگاه ها و مراکز اقتصادی ما را بمباران و عملاً جنگ تمام عیاری را علیه نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران شروع کرده است.

در همین راستا قرار شده همه دانشجویان دانشکده افسری به مناطق مرزی جنوب اعزام شوند. در فردای آن روز با حضور تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، ما طی یک مراسم خاصی پس از انتقال به فرودگاه نظامی مهرآباد توسط هواپیماهای سی-130 ارتش به سمت اهواز پرواز کردیم. ناگفته نماند که در همان دانشکده هر ۳۵ نفر از دانشجویان را تحت فرماندهی یک افسر قرار دادند که به آن گروه ۳۵ نفری، یک ((دانش)) گفته می‌شد و دانش ما دانش ۳۱ نام داشت. من و سایر دانشجویان به همراه خود یک اسلحه سبک و مقداری مهمات و لوازم شخصی داشتیم.

وقتی وارد فرودگاه اهواز شدیم در هر لحظه وضعیت شهر قرمز اعلام می شد و ما با داشتن آن وسایل به زحمت پناه می گرفتیم و سرانجام با تعدادی مینی‌بوس به محل استقرار لشکر ۹۲ زرهی منتقل شدیم. وقتی وارد لشکر شدیم در نزدیکی محل استقرار توپخانه لشکری، من تعدادی از بالگردهای هوانیروز را مشاهده کردم که تقریبا می‌توان گفت که به ۲۰ فروند می‌رسید و فرماندهی آنان بر عهده سرتیپ خلبان شهید وطن پور بود. از آنجایی که چند روز طول کشید تا ما را سازماندهی کنند، بعضی اوقات ما را به همان بخش هوانیروز می بردند و ما مهمات هوانیزو مانند موشک های تاو، راکت توپ 20 میلی متری را جابجا می کردیم.

افسر عملیات هوانیروز در آنجا سرهنگ احمد ضرابی بود که هر وقت بالگردها از انجام ماموریت باز می‌گشتند، خلبانان نزد او می رفتند و به بررسی نقاط مورد هدف می پرداختند. مجدداً با مهمات گذاری بالگرد به سوی دشمن پرواز می کردند. در یکی از همان روزها یعنی با گذشت فقط چهار روز از شروع جنگ تحمیلی شهید وطن پور در مسیر عملیات به شهادت رسیدو یکی از اولین خلبانان شهید هوانیروز، تقدیم جمهوری اسلامی ایران گردید. البته در همان روزها یکی از خلبانان عراقی هم مورد هدف موشک قرار گرفت که بالگردهای هوانیروز، جسد او را به لشکر 92 زرهی آوردند و سپس از آنجا به نقطه دیگری بردند.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص132

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده