حماسه سازان اولین روزهای جنگ – بخش چهارم
احمد حسینیا| هنگامی که ارتش عراق با ۱۲ لشکر مکانیزه و آخرین تجهیزات و امکانات روز با پشتیبانی همه جانبه آمریکا و شوروی و کشورهای اروپایی به خاک کشورمان هجوم آورد، ارتش جمهوری اسلامی ایران دوران بلاتکلیفی و بی نظمی خود را طی می کرد. وضعیت ارتش و سازمان آن از نظر کمی و کیفی در ایام پس از پیروزی انقلاب نکته جدیدی نیست که به آن اشاره کنیم. فقط در یک نگاه کلی همین اشاره اجمالی کافی است که گفته شود تنها لشکری که در منطقه خوزستان در برابر نیروهای متجاوز عراقی آن هم با ۴۰ درصد توان رزمی حضورداشت لشکر ۹۲ زرهی اهواز بود.

تیپ ۳۷ زرهی شیراز در جبهه شمالی خوزستان مستقر بود. چند روز پس از تهاجم ارتش عراق لشکر ۲۱ در منطقه میانی خوزستان استقرار یافت. البته هر دو یگان بر اساس مأموریت های واگذاری به مناطق مختلف اعزام می شدند. فرماندهان ارتش عراق و حتی کارشناسان سیاسی آنها با توجه به اوضاع اجتماعی و نظامی جمهوری اسلامی ایران پیش بینی کرده بودند که ارتش عراق سه روزه خوزستان را تصرف می کند. اما مقاومت های پراکنده لشکر ۹۲ و سایر یگان‌های نظامی مستقر در خطوط مرزی پیشروی و سرعت ارتش عراق را کند و در بسیاری از محورها متوقف کرد.

ارتش عراق آبادان را محاصره کرد، اما مثل خرمشهر توان تصرف آن را نداشت. ریشه یابی متوقف کردن ارتش مجهز و قدرتمند عراق در روزهای اول جنگ نیاز به تجزیه و تحلیل اساسی دارد که در این مقوله نمی گنجد. اما ضرورت این بررسی و تحلیل آن سبب خواهد شد دیدگاه افرادی که عقیده داشتند و دارند که ارتش در برابر هجوم نیروهای عراقی مقاومت نکرد تغییر کند. بدون تردید یکی از علل شکست های اولیه ارتش عراق و توقف یگان‌های زرهی آن و عدم موفقیت در بسیاری از محورها وجود افسران و فرماندهانی بود که هرکدام به تنهایی نقش سرنوشت‌سازی در ناکامی های اولیه ارتش عراق داشتند. فرماندهانی که تعدادی از آنان به شهادت رسیدند اما تعداد بیشماری از آنان در مدت هشت سال دفاع مقدس حضور مستمر و حساس در مناطق عملیاتی داشتند که اینک هر کدام بازنشسته شده و یاد و نامی از آن بزرگمردان دلاور نیست و شاید هم ناخواسته به فراموشی سپرده شده باشند. در این مقاله از میان همه این اشخاص تنها به ذکر نام ۳ تن و شرح مختصری از نقششان در دفاع مقدس اشاره می‌شود با این امید که نهادها و فرماندهان ذیربط تمهیداتی برای بزرگداشت همه رزمندگان و جانبازان هشت سال دفاع مقدس بیندیشند و به فرمایش امام راحل (ره) نگذارند نام و یاد پیشکسوتان عرصه جهاد و شهادت به فراموشی کشیده شود. این سه دلاور رزمنده که برای هیچ کدام از آنان متناسب با نقش مهمی که در دفاع مقدس داشته‌اند نام و یادی برده نشده عبارتند از: شهید امیر سرتیپ خلبان منصور وطن پور، شادروان امیر سرتیپ دوم امرالله شهبازی و امیر سرتیپ دوم بازنشسته عبدالله الماسی. از میان این جانبازان شهادت طلب سرتیپ دوم جانباز الماسی در قید حیات است که هم اکنون پس از گذشت دو دهه از پایان دفاع مقدس همانند بسیاری از همرزمان و پیشکسوتان عرصه جهاد در هیچ مجلس و همایشی از وی یاد و تقدیری نشده است.

  • امیر سرتیپ دوم بازنشسته عبدالله الماسی

امیر سرتیپ دوم الماسی در سال ۱۳۳۷ وارد دانشکده افسری شد و در سال ۱۳۵۴ دوره فرماندهی و ستاد را طی کرد و تا سال ۱۳۵۷ فرمانده گردان تانک تیپ دوم زنجان از لشکر ۱۶ زرهی قزوین بود. مشاغل وی پس از انقلاب عبارتند از: فرمانده تیپ ابوذر (سال ۱۳۵۸ ) فرمانده تیپ ۲ لشکر ۹۲ زرهی اهواز (از مهرماه ۱۳۵۹ ) معاون لشکر ۹۲ زرهی اهواز و سپس معاون عملیاتی لشکر ۱۶ زرهی قزوین (تا سال ۱۳۶۵ ). آخرین شغل وی فرماندهی لشکر ۱۶بود.  نامبرده در سال ۱۳۶۷ بازنشسته شد. او در تمام مدت حضورش در مناطق عملیاتی با شجاعت و از خودگذشتگی فراوان انجام کرد. در روزهای اول جنگ تحمیلی فقط با سه تانک در برابر یک تیپ عراقی مقاومت کرد و حاضر به عقب نشینی نشد. در این مقاله فقط به دو عملیاتی که وی در آنها حضور داشته اشاره می شود:

  1. نبرد تانک ها در عملیات نصر

در ساعت ۱۰ پانزدهم دی ماه سال ۱۳۵۹ عملیات نصر با طرح عملیاتی لشکر ۱۶ زرهی قزوین آغاز شد. تصرف پادگان حمیدیه و کرانه شمالی رودخانه کرخه از اهداف این عملیات بود. پس از شروع عملیات و پیشروی لشکر ۱۶ و گردان‌های  ۱۴۸ و ۲۹۱ از لشکر ۷۷ و گروه جنگ های نامنظم شهید چمران،  نیروهای عراقی در محورهای عملیاتی مورد نظر کاملاً غافلگیر شدند به طوری که بعد از انهدام تجهیزات و یا به اسارت درآمدن نیروهای دشمن توپ‌های تیپ ۴۳ عراقی منهدم شدند و یا به غنیمت نیروهای خودی درآمدند. در ساعت ۱۴ همان روز عناصر خط مقدم دشمن که شامل یگان‌های تیپ ۴۳ لشکر 9 زرهی عراق بود به وسیله تیپ 3 زرهی لشکر ۱۶ به فرماندهی سرهنگ الماسی تارمار شدند و حدود ۷۰۰ نفر از نیروهای عراقی به اسارت درآمدند و مقدار زیادی تجهیزات دشمن شامل تانک و نفربر و خودرو چرخ داد و تعدادی توپ به دست سربازان ایرانی افتاد. اما تیپ یکم لشکر ۱۶ مورد حمله یک واحد زرهی دشمن قرار گرفت و در خطر محاصره افتاد. در ساعت ۱۴ روز ۱۶ دی‌ماه در اثر پیشروی تانک‌های عراقی شدیدترین جنگ تانک ها بین لشکر ۱۶ و لشکر9 زرهی دشمن در گرفت. تیپ 1 لشکر 16 به شدت مورد تهاجم دشمن قرار گرفت. فرمانده تیپ با کمک فرماندهان گردان ها افراد پراکنده را جمع‌آوری و همزمان با تاریکی شب در حوالی کرخه کور مستقر کرد. دشمن واحدهای عمده خود را از جبهه  های اهواز، سوسنگرد و خرمشهر فراخوانده بود تا لشکر ۱۶ را به کلی منهدم و تمام توان خود را نیز به کار برد تا نیروهای ایرانی را از جنوب کرخه کور به شمال آن عقب براند. فشار نیروهای عراقی به تیپ 3 زرهی نیز ادامه داشت. پوشش پلوی شرقی این تیپ به گروهان سوارزرهی و رزمندگانی از سپاه واگذار شده بود، ولی آنها نتوانستند این جناح را حفظ کند. فرمانده لشکر ۱۶ زرهی به تیپ ۳ دستورداد پل های موجود روی کرخه کور در منطقه را حفظ کند و مانع عبور دشمن به شمال شود. سرهنگ عبدالله الماسی پاسخ داد:" تا آخرین قطره خون مقاومت خواهیم کرد."

 

سرانجام در پایان روز ۱۹ دی، لشکر ۱۶ زرهی،  مواضع پدافندی جنوب جاده حمیدیه-سوسنگرد را تحکیم کرد، اما جاده هویزه-سوسنگرد همچنان در تصرف نیروهای عراقی باقی ماند. گرچه عملیات نصر از نظر بیرون راندن نیروهای متجاوز از مواضعی که اشغال کرده بودند نتیجه نداشت اما سبب شد تا دشمن به علت مقاومت و ایستادگی رزمندگان اسلام چهار روز از ۱۵ تا ۱۹ دی ماه  طی بزرگترین نبرد تانک در مدت هشت سال دفاع مقدس  طرح ریزی و پیشروی مجدد برای اشغال سوسنگرد را به فراموشی بسپارند.

  1. فاتح ارتفاعات الله اکبر

تیپ ۳ لشکر ۹۲ به فرماندهی سرهنگ عبدالله الماسی برای تک به ارتفاعات الله اکبر انتخاب شد. این تیپ در روزهای اول جنگ که سازمان و نیرویی نداشت در برابر یورش یگان‌های مجهز و قدرتمند ارتش عراق، نتوانست در ارتفاعات الله اکبر پدافند کند و این نقاط حساس را ارتش عراق اشغال کرد و اینک برای بازپس‌گیری آن از نظر روحی در شرایط خوبی بودند. گرچه همچنان نیروهای دشمن از نظر امکانات و تجهیزات و نیروی انسانی در شرایط بهتری قرار داشتند و در ارتفاعات الله اکبر موانع و سنگرهای مستحکمی ساخته بودند اما رزمندگان تیپ سوم به اتفاق فرمانده خود که در چندین تک از جمله در عملیات آزادسازی سوسنگرد شرکت کرده و در عین حال در صدد جبران شکست‌های روزهای اول خود بودند، مناسب ترین یگان برای بازپس گیری ارتفاعات الله اکبر به شمار می آمدند. ساعت ۴ صبح ۳۱ اردیبهشت، نیروهای ایرانی متشکل از تیپ ۳ لشکر ۹۲ با زیر امرگرفتن یک گردان از گروه جنگ های نامنظم، پیش روی خود را به سمت مواضع دشمن آغاز کردند. در محور شمالی، گروهی از نیروهای جنگ‌های نامنظم در مواجهه با میدان مین، داوطلبانه خود را به میدان مین دشمن زدند، اما به علت گستردگی میدان، راهی گشوده نشد. تیپ ۳ از محور دیگری تپه الله اکبر را به تصرف درآورد و افراد دشمن در محور الله اکبر-بوستان به سمت غرب عقب‌نشینی کردند، اما در زمین های غرب الله اکبر، آماده پاتک شدند . سرهنگ الماسی فرمانده تیپ 3 داوطلب شد که منطقه را از وجود دشمن پاک کند. تیپ یکم لشکر 92 به فرماندهی سرهنگ ایرج جمشیدی با همراهی تیپ ۵۵ هوابرد شیراز در جنوب کرخه، پس از حفر کانال و عبور از آن دشمن را غافلگیر کردند و خاکریز های آنان را به تصرف درآوردند. گردان ۲۹۳ تانک به فرماندهی سرگرد علی صفوی (امیر سرتیپ شهید صفوی سهی) خود را به دامنه غربی ارتفاعات الله اکبر رساند و سر انجام عملیات نفوذی تیپ ۳ در شمال سوسنگرد، پس از ۶ روز نبرد به پایان رسید تا با آزادسازی بخش‌هایی از اهداف مورد نظر زمینه مناسبی برای عملیات طریق القدس( آزادسازی بستان) فراهم شود. ضمن آنکه شهر سوسنگرد هم از برد سلاح های دوربرد دشمن در امان ماند. از ابتدای جنگ تحمیلی عملیات الله اکبر اولین عملیات کاملاً موفق رزمندگان ایرانی بود که  در واقع سد دفاعی دشمن را درهم شکست. دو گردان عراقی کاملا منهدم شدند و همان گونه که گفتیم شهر سوسنگرد به علت عقب نشینی یگان های توپخانه دشمن از برد این توپخانه خارج شد.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص108

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده