نبردهای هوایی ایران (56)
خاطره نبردهای هوایی سروان محمد عتیقه‏چی «در نهم فروردین 1361، ابلاغ شد تا طی یک پرواز دو فروندی پوشش منطقه را انجام دهیم. من باتفاق خلبان کابین عقبم، محمد جوانمردی مسئولیت لیدری پرواز را بر عهده داشتم. شمارۀ دو هم سروان خسرو غفاری بود. بعد از توجیه و مقدمات کار، در منطقۀ کبوتر واقع در شمال‏غرب اهواز حاضر و با حالت تاکتیکی مناسب به پرواز گشتزنی مشغول شدیم. دقایقی گذشت و افسر کنترل رادار وجود یک فروند «میگ23» عراقی را در فاصلۀ 35 مایلی خبر داد. شمارۀ دو هم آن را تأیید کرد.

بدین‌ترتیب به سمت آن گردش کردیم و غفاری در موقعیت حمایت از ما قرار گرفت. در 25 مایلی، قفل راداری و بعد شلیک یک تیر موشک اسپارو انجام شد. موشک خیلی زود به هدف رسید و آن را منهدم کرد. من و شمارۀ دو به علت استفاده از قدرت حداکثر موتورها دچار کمبود سوخت شدیم و پس از دریافت بنزین از هواپیمای تانکر به منطقه برگشتیم.

پس از چند دور، رادار دوباره خبرِ نزدیک شدن یک جنگندۀ ناشناس را داد. بار دیگر شروع به رهگیری کردیم. همان طور که افسر رادار موقعیت هواپیما را اعلام می‌کرد، ارتفاع را کاهش دادیم و با سرعت بیشتری به سوی او ‌رفتیم. کم کردن ارتفاع به این دلیل بود که مبادا مورد اصابت موشک‌های دوربردِ عراقی قرار بگیریم. جوانمردی، هدف را در رادار هواپیما پیدا کرده بود و داشت اطلاعات لازم را به من می‌داد. هنوز به محدودۀ قفل راداری نرسیده بودیم که متوجه شلیک صدها گلولۀ ضدهوایی شدم. از هواپیما سر و صداهای نامأنوسی به گوش رسید و شعله‌های آتش از سمت چپ در آینه معلوم شد. با سوختن سیم‌ها، ارتباط رادیویی با رادار قطع شد. فقط با کابین عقب تماس داشتم. جوانمردی ‌گفت: «پشتم می‌سوزد! چه کار کنم؟» گفتم: «کمی تأمل کن. الان روی سر عراقی‌ها هستیم.» آتش به انتهای بال سمت چپ رسیده بود و هر آن احتمال کنده شدن آن می‌رفت. لحظاتی بعد موتور چپ به علت ذوب شدن اتصالات از جایش کنده و از هواپیما جدا شد. تکه‌هایی هم از بال کنده می‌شد. دیگر درنگ جایز نبود. هواپیما کاملاً از کنترل خارج شده بود. حلقۀ پرتاب صندلی را کشیدم. انگار نه انگار! اتفاقی نیفتاد! عرق سردی بر بدنم نشست. ولی باز به خود مسلط شدم و بار دیگر با تمام توان آن را کشیدم. خوشبختانه صندلی‏ها پرتاب شدند و هواپیما با گردش شدید به سمت زمین رفت و مانند یک گلولۀ آتشین در میان گل و لای منطقه فرو‌رفت. در حالی که باد موافق به کمک ما آمد و ما را به سمت نیروهای خودی می‌برد، از همه طرف گلوله بود که به سمت ما شلیک می‌شد! حتی چند گلوله به هر دو چتر نجات خورد و آنها را پاره کرد. اوضاع خیلی بحرانی بود! با سوراخ شدن چتر، سرعت فرود هم افزایش یافت. در این موقعیت بحرانی، یک موتور‌سوار که از پایین نقطۀ فرود مرا رصد می‌کرد و منتظر زمین خوردن من بود که پس از فرود بلافاصله موتور‌سوار غضب‌آلود، با یک چوب بالای سرم رسید و پرسید: «ایرانی یا عراقی؟» گفتم: «ایرانی.» چهره‌اش باز شد و گفت: «بپر روی موتور از اینجا دورت کنم. خودم برمی‌گردم وسایلت را می‌آورم. چند کیلومتر جلوتر جوانمردی با پای شکسته و دستی که عصبش قطع شده بود، بر زمین دراز کشیده و یک روحانی جوان سرش را روی زانو گذاشته بود[1]. با بیسیمِ دستیِ خودم با شمارۀ دو که بالای سر ما می‌چرخید و مراقب بود تماس گرفتم و موقعیت را گفتم. او اطلاعات را به افسر رادار داد. موتور‌سوار ما را به «آهودشت» رساند و ظرف یک ساعت، بالگرد تجسس و نجات آمد و ما را به پایگاه دزفول رساند. بعدها از نوار ضبط‌شده شنیدم، غفاری چندین‏بار با اعلام وضعیت اضطراری ما به افسر رادار و این که قطعات هواپیما در حال جدا شدن است، با نگرانی تمام گفته بود: «محمد بپر! بپر! هواپیما الان منفجر می‌شود!» که البته ما هیچ صدایی نشنیده بودیم[2]

 

در این روز، مجموعاً 10 نوبت پرواز خلبانان هواپیمای «اف14» در منطقه شمال عملیات و 18 نوبت پرواز خلبانان «اف4» در منطقه شرقی عملیات و تعداد 16 نوبت پرواز خلبانان «اف5» در منطقه شرقی عملیات (پوشش ارتفاع پست) انجام شد که طی آن سه فروند از هواپیماهای دشمن ساقط شدند. یک نوبت پرواز عکسبرداری، شش نوبت پرواز سوخترسان و سه نوبت پرواز بوئینگ747 و 13 نوبت پرواز «سی130» برای پشتیبانی لجستیکی و دو نوبت پرواز بالگرد جستجو و نجات برای یافتن خلبانان هواپیمای از دست رفته «اف4» انجام شده بود.

در تاریخ 10/1/1361، نهاجا مأموریت‏های پوشش هوایی را تا 14 اردیبهشت، تمدید کرد و به این ترتیب انجام کلیه امور عملیاتی و پشتیبانی‌های جاری آماد و پشتیبانی از طرح «کربلای2» استمرار یافت.

درپی موفقیت‏های رزمندگان ایرانی، سرهنگ بهرام هوشیار، طی پیامی به قرارگاه کربلا، ستاد فرماندهی سپاه پاسداران و کلیه یگان‏های عملیاتی، ضمن تبریک پیروزی‏های عملیات فتح‏المبین، نتایج فعالیت‏های نهاجا را که از 15/12/1360 با عکسبرداری و بمباران ارتفاع بالا شروع شده بود، در مورخ 15/1/1361 به سماجا ارسال داشت که مراتب در جدول شماره 5-3 درج شده است. به علاوه، در طول عملیات شش هزار و 574 نفر مجروح از منطقه عملیاتی تخلیه، تعداد 10 هزار و 127 نفر مأمور به منطقه عملیاتی حمل و 763 تن مجروح (اسیر عراقی) از منطقه عملیاتی بر پشت جبهه انتقال داده شدند و مقدار 212 هزار و 200 پوند (106 تن) بار شامل (خون، دارو، غذا، برانکارد، پتو و غیره) و نیز یک دستگاه بالا بر 80 تنی و دو دستگاه خودرو و 18 پالت به منطقه عملیاتی بار ترابری شد.

 

جدول شماره 5-3

تعداد پرواز های انجام شده در عملیات فتح‏المبین

مأموریت

پشتیبانی نزدیک هوایی «کَس»

گشت رزمی «کَپ» و اسکرامبل

ترابری هوایی

سوخت‏رسانی هوایی

شناسایی و عکسبرداری

تعداد هواپیمای سرنگون شده

مهمات مصرفی

تعداد

202 نوبت

269 نوبت

160 نوبت

45 نوبت

17 نوبت

18 فروند

200 تن

 

 

در عملیات افتخارآفرین «فتح‏المبین»، تعداد زیادی از نیروهای دشمن از جمله بیش از 300 افسر به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند که در میان آنها چندین فرمانده تیپ و جانشینان آنها با درجات ژنرالی (یک نفر)، افسر ارشد (25 نفر) در درجه سرهنگی؛ تعداد شش نفر، درجه سرهنگ دومی؛ هشت نفر و درجه سرگردی 11 نفر مشاهده می‌شد. و بقیه درجات افسری از سروانی تا ستوانی داشتند. در این عملیات غرورآفرین، علاوه بر فتوحات بزرگ و آزادسازی سایت‏های 4 و 5 نهاجا، پایگاه هوایی دزفول که ماه‏ها در برد آتش توپخانه عراق قرار داشت، از زیر آتش دشمن رها شده و قدرت عملیاتی خود را بازیافت.

نخستین تلاش جهت استفاده از پهباد

نظر به این که در عملیات «فتح‏المبین» برای نخستین‏بار به ابتکار سرهنگ هوشیار از هواپیمای بدون سرنشین «پهباد» استفاده رزمی شده است؛ لذا جا دارد تا نمونه‏ای از این نوع عملیات به اختصار تشریح شود. گروه هواپیماهای «پهباد»، در پایگاه چهارم شکاری مستقر بودند و اقدام به انجام عملیات می‌کردند. این گروه طی پیامی به معاون عملیاتی نیرو (مدیریت جنگال) چنین گزارش می‌کند:

«در ساعت 1500 مورخ 8/1/1361، یک فروند از هواپیماها را به‌سوی فکه پرواز دادیم. در ساعت 1550 در رادیال 250 درجه از پایگاه دزفول و در فاصله 31 مایلی مورد اصابت موشک قرار گرفت و حدود 30 ثانیه بعد، یک فروند هواپیمای دشمن بر روی همان رادیال در فاصله 34 مایلی ظاهر شد که به طرف شرق پرواز می‌کرد. این هواپیما پس از گردش به چپ، چند لحظه بعد بر رادیال 255 درجه به فاصله 35 مایلی مورد اصابت موشک قرار گرفت و منهدم شد»[3].

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران


[1] – این دومین «اجکت» ستوان محمد جوانمردی با «اف4» از کابین عقب بود. این خلبان شجاع در سال 1365 در حالی که به یک مأموریت رزمی به اتفاق سروان ایرانلو اعزام شده بود، برای سومین‏بار از کابین جلو موفق به ترک هواپیما شد و یک رکورد تکرار نشدنی در تاریخ نبردهای هوایی برجای گذاشت.

[2] – مهرنیا، احمد (1393) «ستاره‌های نبردهای هوایی»، تهران: انتشارات سوره مهر، جلد دوم، چاپ اول، ص 230. 

[3]– ستاد عملیات ویژه هوایی جنوب نیز متعاقباً مراتب را چنین تحلیل کرد که تعدادی هواپیمای دشمن پس از پرواز «RPV» بر روی اسکوپ رادار ربکان با یک الگوی بیضی شکل ظاهر و تا 25 الی 30 مایلی پایگاه نیز نزدیک شدند و چندین مورد به‌سوی «RPV» پرواز می‌کردند. پس از چند دقیقه پرواز بر روی «چنانه»، هواپیمای «RPV» را به‌سمت فکه رادیال 240 درجه 40 مایل هدایت نمودند در فاصله 31 مایلی از پایگاه هوایی دزفول بر روی رادیال 250 درجه ناگهان اثر «RPV» بر روی اسکوپ رادار اثر درخشانی شد و از حرکت باز ایستاد که نشاندهنده اصابت آن بود. بلافاصله هواپیمای دشمن بر روی رادیال 250 درجه در سمت 70 درجه به‌سرعت به‌نقطه اثر باقیمانده از «RPV» نزدیک شده و در فاصله شش مایلی آن اقدام به گردش 90 درجه کرد و در موقعیت رادیال 255 درجه و فاصله 35 مایلی از پایگاه دزفول، ناگهان این هواپیمای دشمن به لکه سفید رنگ درخشان بر روی اسکوپ رادار تبدیل شد. احتمالاً این هواپیما «RPV» را شکار  و خود اشتباهاً توسط موشک «سام6» دشمن در منطقه چنانه مورد اصابت واقع شده است.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده