بال در بال تیزپروازان – بخش دهم
اشاره: در بخش نهم این مقاله امیر پوردان در مواردی را در خصوص حمله به پایگاه هوایی الولید و رهبری جناب برات پور عنوان کرد. بعلاوه ایشان جزییاتی را در خصوص مورد اصابت قرار گرفتن جنگنده خود در عملیات والفجر 8 عنوان کرد. واینک ادامه مصاحبه :
  • اشاره به شهادت همرزم صمیمی خود کردید! شرح این واقعه را نیز بفرمایید!

در همین عملیات والفجر ۸ ، چند دقیقه قبل از آنکه ما پرواز کنیم، جناب بزرگی به سمت فاو پرواز کرده بود و قرار بود هدفی را بمباران کند. در هواپیما که قرار گرفتم به مکالمه افسر رادار و جناب بزرگی گوش می کردم. سرانجام از زمین کنده شده و مسیر پروازی فاو را به خود گرفت.  مدت کوتاهی از برخاست ما نگذشته بود که افسر رادار با توجه به محو شدن فانتوم آقای بزرگی، از صفحه رادار، مدام با حالت گریه فریاد می‌زد(( زدنش زدنش!))

 شهید بزرگی پس از مورد اصابت قرار گرفتن از جنگنده خروج اضطراری انجام می‌دهد و گویا پدافند زمینی نیز به سمت وی شلیک می‌کند که متاسفانه پیکر پاکش در میان زمین و آسمان تکه تکه می شود و به شهادت می‌رسد. گوش کردن به فریادهای افسر رادار و اینکه شهید بزرگی یکی از بهترین هم دوره ای ها و همرزمان من بود، باعث شد، حزن و اندوه شدید در آن لحظه بر من غالب شود و یکی از بدترین خاطرات جنگی مرا را رقم بزند.

  • به سانحه در عملیات والفجر ۸ اشاره کردید! آیا قبل یا بعد از آن دچار سانحه نشدید؟

بله! یک بار در ۱۶ دی ماه سال ۱۳۵۹ و یک بار بعد از جنگ زمانی که در پایگاه ((چابهار)) خدمت می‌کردم نیز دچار سانحه شدم. در اوایل جنگ با توجه به اینکه سامانه INS  هواپیمای اف۴دی ، دقت خوبی نداشت در برخی موارد ماموریت ها را به خاطر دقت بهتر INS هشت رقمی جنگنده اف-اس به همراه این هواپیما انجام می دادیم. در ماموریتی که روز ۱۶ دی ماه به ما محول شده بود، قرار بود در یک فانتوم به همراه جناب فیروزی در معیت یک فروند اف-۵ به هدایت سرگرد هاشمی به عنوان رهبر دسته به شناسایی چشمی هویزه و بمباران یگان‌های زرهی دشمن پشت کرخه کور که دشمن پیشروی کرده بود بپردازیم.

جناب هاشمی خلبان پایگاه هوایی دزفول بود و وجب به وجب آن منطقه را عین کف دست بلد بود. خلاصه ما از پایگاه دزفول بلند شدیم و به منطقه تحت تسلط دشمن رسیدیم. در این منطقه آقای هاشمی با اف ۵ ارتفاع خود را به زیر ۵۰ پا رساند. جناب فیروزی هم که مثل آقای هاشمی جزء قدیمی ها بود به قول خودمانی نخواست کم بیاورد و تا جایی که امکان داشت اف-۴ را کف زمین خواباند. در حال شناسایی مناطق قرار گیری یگان‌های زرهی دشمن که الحق از استتار بسیار حرفه‌ای و موثری استفاده کرده بودند، بودیم که ناگهان جناب هاشمی در رادیو گفت: ((سمت چپ!)) و جنگنده اش را در گردش شدیدی قرار داد.

همین که من سرم را به سمت چپ چرخاندم به یکباره احساسی شبیه به رهاسازی تمام  بمب ها  که سبکی جنگنده و پرتاب شدن مقطعی آن به سمت بالا را در پی دارد، به من دست داد و فکر کردم این فشار جی مثبتی که به ما وارد شده به خاطر رها شدن بمب هاست. اما قضیه کاملاً غیر از این احساس کاذب بود!

در لحظه ای که جناب هاشمی گردش تند خود را آغاز کرد، یک تیر موشک "سام اس-آ-۶ " از پشت به بال راست جنگنده اصابت می‌کند و هواپیما را به شدت به جلو پرتاب می‌کند. بلافاصله جناب فیروزی گفت: (( ببین وضعیت هواپیما چطور است؟!)) من سرم را برگرداندم و دیدم گویا اثری از بال راست نیست. گفتم جناب سرگرد من از اینجا بالی نمی بینم . این وضعیت بال بود و دماغه هواپیما تا جایی که چشم می‌دید مثل آبکش سوراخ شده بود. برای تعیین وضعیت کامل هواپیما کمی ارتفاع گرفته و از جناب هاشمی درخواست کردیم نزدیک‌تر و پشت سر ما قرار گیرد و تخمین خسارت کند.

آقای هاشمی نیز با دیدن ظاهر هواپیما گفت: ((فکر نمی‌کنم بتوانید به پایگاه برسید! در صورت صلاحدید می توانید خروج اضطراری کنید!)) هواپیماها اگرچه حرکات شدید و غیر عادی از خود نشان نمی داد با این حال به سمت بال راست غلت نمی زد و اگر سرعت به زیر ۲۵۰ نات می‌رسید هواپیما به شدت تمایل به غلت زدن پیدا می کرد. در این شرایط خلبانان باید آزمایش هدایت پذیری را روی هواپیما انجام دهند و با نتایج به دست آمده از آن تصمیم‌گیری کنند که آیا می‌توان هواپیما را به پایگاه برگرداند یا باید از صندلی پرتاب استفاده کرد. نخستین  گام برای این آزمایش رساندن هواپیما به ارتفاع حداقل 5000 پاست.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص80

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده