حماسه سازان اولین روزهای جنگ – بخش اول
ارتش عراق آبادان را محاصره کرد، اما مثل خرمشهر توان تصرف آن را نداشت. ریشه یابی متوقف کردن ارتش مجهز و قدرتمند عراق در روزهای اول جنگ نیاز به تجزیه و تحلیل اساسی دارد که در این مقوله نمی گنجد. اما ضرورت این بررسی و تحلیل آن سبب خواهد شد دیدگاه افرادی که عقیده داشتند و دارند که ارتش در برابر هجوم نیروهای عراقی مقاومت نکرد تغییر کند. بدون تردید یکی از علل شکست های اولیه ارتش عراق و توقف یگانهای زرهی آن و عدم موفقیت در بسیاری از محورها وجود افسران و فرماندهانی بود که هرکدام به تنهایی نقش سرنوشتسازی در ناکامی های اولیه ارتش عراق داشتند.

احمد حسینیا

هنگامی که ارتش عراق با ۱۲ لشکر مکانیزه و آخرین تجهیزات و امکانات روز با پشتیبانی همه جانبه آمریکا و شوروی و کشورهای اروپایی به خاک کشورمان هجوم آورد، ارتش جمهوری اسلامی ایران دوران بلاتکلیفی و بی نظمی خود را طی می کرد. وضعیت ارتش و سازمان آن از نظر کمی و کیفی درایام پس از پیروزی انقلاب نکته جدیدی نیست که به آن اشاره کنیم. فقط در یک نگاه کلی همین اشاره اجمالی کافی است که گفته شود تنها لشکری که در منطقه خوزستان در برابر نیروهای متجاوز عراقی آن هم با ۴۰ درصد توان رزمی حضورداشت لشکر ۹۲ زرهی اهواز بود.

تیپ ۳۷ زرهی شیراز در جبهه شمالی خوزستان مستقر بود. چند روز پس از تهاجم ارتش عراق لشکر ۲۱ در منطقه میانی خوزستان استقرار یافت. البته هر دو یگان بر اساس مأموریت های واگذاری به مناطق مختلف اعزام می شدند. فرماندهان ارتش عراق و حتی کارشناسان سیاسی آنها با توجه به اوضاع اجتماعی و نظامی جمهوری اسلامی ایران پیش بینی کرده بودند که ارتش عراق سه روزه خوزستان را تصرف می کند. اما مقاومت های پراکنده لشکر ۹۲ و سایر یگان‌های نظامی مستقر در خطوط مرزی پیشروی و سرعت ارتش عراق را کند و در بسیاری از محورها متوقف کرد.

ارتش عراق آبادان را محاصره کرد، اما مثل خرمشهر توان تصرف آن را نداشت. ریشه یابی متوقف کردن ارتش مجهز و قدرتمند عراق در روزهای اول جنگ نیاز به تجزیه و تحلیل اساسی دارد که در این مقوله نمی گنجد. اما ضرورت این بررسی و تحلیل آن سبب خواهد شد دیدگاه افرادی که عقیده داشتند و دارند که ارتش در برابر هجوم نیروهای عراقی مقاومت نکرد تغییر کند. بدون تردید یکی از علل شکست های اولیه ارتش عراق و توقف یگان‌های زرهی آن و عدم موفقیت در بسیاری از محورها وجود افسران و فرماندهانی بود که هرکدام به تنهایی نقش سرنوشت‌سازی در ناکامی های اولیه ارتش عراق داشتند. فرماندهانی که تعدادی از آنان به شهادت رسیدند اما تعداد بیشماری از آنان در مدت هشت سال دفاع مقدس حضور مستمر و حساس در مناطق عملیاتی داشتند که اینک هر کدام بازنشسته شده و یاد و نامی از آن بزرگمردان دلاور نیست و شاید هم ناخواسته به فراموشی سپرده شده باشند. در این مقاله از میان همه این اشخاص تنها به ذکر نام ۳ تن و شرح مختصری از نقششان در دفاع مقدس اشاره می‌شود با این امید که نهادها و فرماندهان ذیربط تمهیداتی برای بزرگداشت همه رزمندگان و جانبازان هشت سال دفاع مقدس بیندیشند و به فرمایش امام راحل (ره) نگذارند نام و یاد پیشکسوتان عرصه جهاد و شهادت به فراموشی کشیده شود. این سه دلاور رزمنده که برای هیچ کدام از آنان متناسب با نقش مهمی که در دفاع مقدس داشته‌اند نام و یادی برده نشده عبارتند از: شهید امیر سرتیپ خلبان منصور وطن پور، شادروان امیر سرتیپ دوم امرالله شهبازی و امیر سرتیپ دوم بازنشسته عبدالله الماسی. از میان این جانبازان شهادت طلب سرتیپ دوم جانباز الماسی در قید حیات است که هم اکنون پس از گذشت دو دهه از پایان دفاع مقدس همانند بسیاری از همرزمان و پیشکسوتان عرصه جهاد در هیچ مجلس و همایشی از وی یاد و تقدیری نشده است.

  • شهید سرتیپ خلبان منصور وطن پور

شهید سرتیپ منصور وطن پور در سال ۱۳۱۷ در اراک متولد شد و پس از اتمام نیمه اول تحصیلات متوسطه وارد دبیرستان نظام شد. ۳ سال دبیرستان نظام را با دریافت دیپلم با موفقیت به اتمام رساند و سپس به جمع دانشجویان دانشکده افسری پیوست. در دوران تحصیل در دانشکده افسری علاوه بر ممتاز بودن در دروس علمی، به دروس نظامی نیز اهمیت خاصی می داد و سعی می کرد کلیه اطلاعات نظامی را که منطبق با مسئولیت‌های آینده اش است در سطح بالا و مطلوبی مطالعه کند. این علاقه و میل ذاتی به تحقیق و پژوهش سبب شد پس از اتمام دوره دانشکده افسری در دوره مقدماتی رسته پیاده در شیراز نیز به تحقیقات و مطالعات مختلف خود ادامه دهد و این انگیزه و اشتیاق وی را به دوره تکاوری و رنجری کشاند.

دوره تکمیلی رنجری و آموزش‌های ویژه را در آمریکا گذراند. پس از این دوره به کشور انگلستان اعزام شد تا دوره تکاوری را در آن کشور بگذراند. وقتی به ایران بازگشت به مقام استاد رنجری و استاد تکاوری رسید. بعد دوره سقوط آزاد را گذراند و در این رشته نیز به علت لیاقت و توانمندی و استعدادی که داشت استاد سقوط آزاد شد. دوره چتربازی را نیز گذراند و استاد چتر باز هم شد. پس از گذراندن دوره عالی رسته ای در آمریکا در مرکز پیاده شیراز به عنوان استاد رنجر مشغول به کار شد. او در مجموع در ۱۲ رشته استاد بود؛ استاد خلبان، استاد تکواندو، غواصی، جودو و حتی کشتی-

دو سال بعد فرماندهان ارتش تصمیم گرفتند هوانیروز را تاسیس کنند تا نیروی زمینی به انواع بالگردها و همچنین به ترابری هوایی نیز مجهز شود. برای این منظور به انتخاب زبده ترین و بهترین افسران نیروی زمینی اقدام کردند و در این گزینش شهید وطن پور نیز در اولویت قرار داشت. وی مامور شد مرکز آموزش اصفهان را راه اندازی و سپس به کرمانشاه منتقل شد تا پایگاه هوانیروز را در آن شهر تأسیس کند.او یک گروه رزمی را از خلبانان ورزیده تشکیل داد تا در مأموریت‌های نظامی حضور داشته باشند. پس از تأسیس و سازماندهی هوانیروز کرمانشاه، به سرهنگ وطن پور مأموریت داده شد که پایگاه مسجد سلیمان را نیز سازماندهی کند اما با پیروزی انقلاب ماموریت او به سرانجام نرسید. پس از آغاز جنگ تحمیلی بدون آنکه به وی دستور داده شود داوطلبانه به منطقه عملیاتی خوزستان رفت و پایگاه هوانیروز اهواز را با کمک چند تن از خلبانان جنگنده کبرا که به درخواست خود او آمده بودند فعال کرد. او چند تیم پشتیبانی از گروه پیشرو مسجد مسجد سلیمان، کرمانشاه و اصفهان به اهواز برد و یک واحد عملیاتی و رزمی را سازماندهی کرد و فرماندهی عملیات جنوب را به عهده گرفت.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص108

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده