به بهانه سالروز شهادت سرلشکر خلبان عباس بابایی (انتشار مجدد)
مایۀ فخر مردم ایران علی حسیناحمدی در میان مردم ایران، همواره بزرگ مردانی چهره نمایانده اند که تابندگی وجود درخشان آنان، سراسر تاریخ پر فراز و نشیب این سرزمین کهن را روشن کرده و نام و یاد آنان، برای همیشه باعث شادی روح و انبساط خاطر و غرور ملی ایرانیان وطنپرست و عاشقان واقعی این ملت و مملکت شده است. این مفاخر ایران، با کمال رشادت و شهامت و از خودگذشتگی ، همواره در مقابله با بیگانگان بیدادگر و متجاوزان ایستادگی کرده و سرانجام آگاهانه و با سربلندی و افتخار، جان خود را در راه استقلال و آزادی ایران و مردم دلیرش فدا کردهاند.

سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی، از جمله این مفاخر است که به‌عنوان افسری لایق و فرماندهی مؤمن و شجاع، نقش برجسته و بی‌نظیری در دوران دفاع مقدس و به‌خصوص در عملیات‌ها و آمادگی عملیاتی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی داشت.

آن بزرگوار در سال 1329 در شهرستان قزوین متولد شد و پس از گذراندن دوره ابتدایی در دبستان دهخدا و دوره متوسطه در دبیرستان نظام قزوین، در سال 1348 با تلاش بسیار در رشتۀ پزشکی  پذیرفته شد. اما چون از ابتدا هدف دیگری داشت و آسمان را جست‌وجو می‌کرد، در همان سال وارد دانشکدۀ خلبانی نیروی هوایی شد و بعد از گذراندن دورۀ آموزش مقدماتی خلبانی، برای کسب مهارت و تکمیل آموزش به کشور آمریکا اعزام شد. او با موفقیت دورۀ آموزش خلبانی هواپیمای شکاری را طی کرد و در سال 1351 به میهن بازگشت و با درجۀ ستوان دومی، در پایگاه هوایی دزفول به‌عنوان خلبان اف-5 مشغول خدمت شد.

با ورود هواپیماهای پیشرفته اف-14 به نیروی هوایی ایران، تصمیم بر این شد که خلبانان این هواپیما از میان برترین خلبانان اف-4 و اف-5 انتخاب شوند و شهید بابایی هم که از استعداد زیادی برخوردار و در دوران آموزشی نمره‌های خوبی کسب کرده بود، در دهم آبان 1355 برای پرواز با این هواپیمای پیشرفته برگزیده و به پایگاه هوایی اصفهان منتقل و با تلاش و پشتکار بسیار، به یکی از بهترین خلبانان‌های اف-14 تبدیل شد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شهید بابایی علاوه بر انجام وظایف روزانه، به‌عنوان سرپرست انجمن اسلامی پایگاه هوایی اصفهان، به پاسداری از دستاوردهای انقلاب پرداخت و به همراه شهید اردستانی هسته اولیه تشکل خلبان‌های انقلابی را پایه‌گذاری کرد.

با آغاز تجاوز دشمن بعثی به خاک ایران در 31 شهریور 1359 شهید بابایی به خیل عظیم سربازان و مدافعان میهن شتافت و حضور چشمگیر و گسترده‌ای در جبهه‌های جنگ داشت. او در هفتم مرداد 1360 از درجه سروانی به سرهنگ دومی ارتقا پیدا کرد و به فرماندهی پایگاه هوایی هشتم در اصفهان منصوب شد. بابائی همچنان جهت خدمت به کشور و در مسیر انقلاب تلاش کرد، تا اینکه در نهم آذر 1362 به درجه سرهنگی نائل و به سمت معاون عملیات فرماندهی نیروی هوایی برگزیده شد و برای انجام وظیفه به ستاد فرماندهی آن نیرو در تهران منتقل گردید.

شهید بابایی بی‌آنکه در پی مقام و عنوان باشد، با تخصص و تعهد و مجاهدت مداوم، قله‌های ترقی و پیشرفت را یکی پس از دیگری طی کرد و در سال 1366 به درجه سرتیپی رسید، اما همچنان به انجام پروازهای عملیاتی ادامه می‌داد.در دورۀ خدمت شهید بابایی بیشتر از 3000 ساعت پرواز جنگی ثبت شده است. او با اینکه مناصب مهمی در اختیار داشت، بیش از همه پرواز می کرد و با اینکه درجه‌نظامی‌اش بالا بود، از مصاحبت با زیردستان ابایی نداشت و این ویژگی‌ها، از او انسانی بزرگ و درخور توجه ساخته بود.

در طول این سال‌ها دوستان و نزدیکان عباس بابایی بارها از او خواسته بودند که در سفر حج همراهشان باشد، اما او که هیچ‌گاه از وظایف خود غافل نبود و خدمت به مردم و دفاع از کشورش را در آن شرایط واجب تر از حج می‌دانست. در سال 1366 سرانجام راضی شده بود که به مکه مشرف شود و حتی همسرش را فرستاده بود تا خودش چند روز بعد به او وکاروانیان ملحق شود، اما به دلیل شرایط خاص آن روز جبهه های نبرد و احتمال درگیری ایران با نیروهای فرا منطقه ای، از رفتن به  حج منصرف شده  و  در پانزدهم مرداد 1366 مصادف با روز عید قربان، عازم انجام یک عملیات برون‌مرزی با هواپیمای اف-5 شد. همرزم شهید بابایی در این عملیات، امیر‌ سرتیپ دوم نادری بود، آنها به سمت مواضع دشمن حمله کرده و پس از انهدام استحکامات و نیروهای دشمن، با موفقیت و شادمانی، به سمت میهن باز‌گشتند. اما متاسفانه هواپیمای آنان، بعد از ورود به مرز ایران و پرواز بر فراز این خاک مقدس، در عین ناباوری مورد اصابت گلوله قرار ‌گرفت و در آن لحظات آخرین قله افتخار را نیز فتح کرده و به درجه رفیع شهادت نائل گردید. خلبان نادری با تلاش بسیار، هواپیمای آسیب‌دیده را هدایت کرد و همان‌طور که خود شهید بابایی می‌خواست و هیچگاه راضی نبود که با شهادت او، هواپیمایی از بین برود، هواپیما سالم در خاک وطن بر زمین نشست.

شهید سرلشکر خلبان عباس بابایی در طول 37 سال عمر پر برکت خود کوشید تا جز در جهت خشنودی حق گام برندارد. او خدمات برجسته‌ای به کشور کرد و شاگردان و خلبانان زیادی را تربیت کرد. شهید بابایی الگو و اسوه‌ای ماندگار برای افسران جوان ارتش جمهوری اسلامی ایران است، چرا که خصوصیاتی چون دین‌باوری، انقلابی بودن، تخصص و فداکاری در راه استقلال و عظمت و تمامیت ارضی ایران در او وجود داشت و چنین ویژگی‌هایی بسیار ارزشمند و سازنده هستند و قادرند افسرانی لایق و از هر نظر شایسته برای ارتش جمهوری اسلامی ایران تربیت کنند. عملیات‌های بزرگ دفاع مقدس همچون فتح‌المبین و بیت‌المقدس یادآور حماسه‌آفرینی‌های  شهید بابایی  و همرزمان او است.

اکنون در سالروز شهادت آن چهرۀ ماندگار و قهرمان ملی تاریخ ایران، بخشی از خصوصیات و وی‍ژگی‌های اخلاقی، انسانی ، مدیریتی و نظامی‌گری آن بزرگوار را با استناد به گفت‌وگویی که با یکی از همرزمان نزدیکش، امیر سرتیپ دوم خلیلی انجام داده‌ایم، بیان می‌کنیم.

تخصص و مدیریت نظامی‌ شهید بابایی

 در دوران دفاع مقدس، ایران از کشورهای دیگر کمکی دریافت نمی‌کرد و بنابراین تجهیز و آماده نگه‌داشتن نیروی هوایی، امری سخت و دشوار بود. در این شرایط، شهید بابایی به همراه دیگر بزرگان و فرماندهان نیروی هوایی همواره تلاش می‌کرد تا این نیرو،آماده خدمت و دفاع از مرزهای میهن و انقلاب باشد. از جمله اینکه، از نظر نیروی انسانی، در آن زمان نیروی هوایی با کمبود خلبان اف-14 رو‌به‌رو بود؛ شهید بابایی با درایت خود طرحی را ارائه کرد که به‌موجب آن جمعی از خلبان‌های با تجربه اف-5 بعد از آموزش برای پرواز با هواپیماهای اف-14 انتخاب شدند.

همچنین بعد از مدتی، به‌واسطه مأموریت‌های هواپیمای اف-14 که گاهی تا 12 ساعت طول می کشید و پرواز در شب امری اجتناب‌ناپذیر بود، سوخت‌گیری در شب لازم  می شد، اما شرکت «گرومن» – سازنده هواپیما- برای ایجاد تغییرها و نصب نورافکن‌های مخصوص، مبلغ گزافی را از ایران درخواست کرد. شهید بابایی که نبوغ فنی و پروازی فوق‌العاده‌ای داشت، این مهم (سوخت گیری شبانه) را انجام و این کار را به دیگر خلبانان نیز آموزش داد.

امیر سرتیپ دوم خلیلی، درباره ویژگی‌های تخصصی و نظامی‌گری شهید بابایی می‌گوید: «شهید بابایی در سال 1360 و در سن 31 سالگی به فرماندهی پایگاه هشتم هوایی در اصفهان، یعنی بزرگترین پایگاه‌ هوایی منطقه خاورمیانه، منصوب و در سن 33 سالگی، معاونت عملیات نیروی هوایی به او واگذار شد. درواقع دقیقاً‌ در برهه‌ای از زمان که اوج انتظارات از نیروی هوایی وجود داشت و مقطعی که نیروی هوایی باید بیشترین حضور را در جنگ داشته باشد، به‌رغم تحریم‌ها و باتوجه به فرمایش حضرت امام خمینی (ره) که فرمودند: «اگر جنگ 20 سال هم طول بکشد ما ایستاده‌ایم»، شهید بابایی با سن‌وسال کم اما توان و تخصص نظامی و مدیریتی بالا، معاونت عملیات نیروی هوایی را بر عهده گرفت. او توانست نیروی هوایی را آماده به رزم نگه ‌داشته و پوشش هوایی، پشتیبانی نزدیک هوایی از رزمندگان و عکس‌برداری‌های هوایی را انجام دهد. این موفقیت فقط در سایه این دیدگاه بود که کلمه به کلمه از بیانات امام(ره) را به‌عنوان دکترین نظامی نصب‌العین خود قرار می‌داد. من که تمام دوره‌های طولی از عالی‌رسته‌ای تا دوره فرماندهی و ستاد و دوره علوم استراتژیک را گذرانده‌ام، متوجه هستم که تمام اقدامات این شهید بزرگوار با سه اصل اساسی منطبق بود:1- آموزه‌های دینی، قرآنی، نهج‌البلاغه و احادیث 2- آموزه‌های علمی که بسیاری از تئوری‌های علمی شهید بابایی در زمینه‌های فرماندهی، پس از شهادت آن بزرگوار، در سال‌ 1990 وارد سامانه‌های آموزشی دنیا شده است. این خصوصیات، همه ناشی از نبوغ نظامی آن بزرگوار بود. 3- اصول و سجایای اخلاقی خاص ایشان که همیشه در کنار دو اصل قبل رخ می‌نمایاندند.»

خلبان خلیلی همچنین درباره تامین قطعات هواپیما در دوران دفاع مقدس به‌رغم تحریم‌ها، می‌گوید: «یکی دیگر از توانمندی‌های شهید بابایی در امور تخصصی که می‌توان به آن اشاره کرد، این بود که باتوجه به مشکلات زیادی که جهت تأمین قطعه هواپیما وجود داشت، حدود 16 فروند هواپیمای اف14 فقط به‌دلیل نبود لنت ترمز، غیرعملیاتی شده بودند. برای حل این موضوع دو راهکار وجود داشت، یکی طولانی‌مدت که تهیه قطعه بود و دیگری، راهکار عملیاتی و کوتاه‌مدت بود. همچنین بر اساس بررسی‌های انجام‌شده، بیشترین مصرف ترمز در دو بخش بود، یکی، به‌هنگام بلند شدن هواپیما که بر اساس چک‌لیستی که کارخانه تنظیم کرده، خلبان باید موتورها را بر روی حالت 100 درصد گذاشته و ترمز را نگه دارد و قدرت موتورها را به حداکثر میزان برساند و این ترمزها باید جواب بدهند، در غیر این صورت ترمز معیوب بوده و هواپیما غیرعملیاتی است. بخش دوم نیز، زمان نشستن هواپیما است که هواپیما باید در جهت باد بنشیند و بلند شود و با استفاده از ترمز هواپیما را هرچه زودتر متوقف کند. اما شهید بابایی برای رفع این مشکل، دو راهکار پیشنهاد داد و مسئولیت آن را کتباً پذیرفت؛ یکی اینکه خلبان، به‌هنگام بلند شدن، قدرت موتور هواپیما را به حداکثر نرساند، اگرچه در کتاب‌های راهنما، این مطلب (رساندن قدرت موتور به حداکثر) نوشته شده است. وی می‌گفت، چون باند پایگاه 5 کیلومتر است و هواپیمای اف14 باتوجه به طراحی برای پرواز بر روی ناو در کمتر از یک کیلومتر از زمین بلند می‌شود، خلبانان می‌توانند با افزایش تدریجی قدرت موتور، از مسافت بیشتری از طول باند استفاده کنند و از این طریق قدرت موتور را کنترل کرده و به ترمزها هم فشاری نیاورند. البته این مسئله ساده‌ای نیست، چون زمانی‌که شهید بابایی فرمانده پایگاه شد، حداقل 10 نفر از استادان خودش در آن پایگاه در حال تدریس و تعلیم بودند و این پیشنهاد شهید بابایی با مخالفت بعضی از آنها نیز روبه‌رو شد. راهکار دوم نیز این بود که برای نشستن هواپیما با برج مراقبت هماهنگ شود که اگر میزان باد تا حدی نباشد که برای هواپیما خطرناک باشد، در جهت خلاف جهت وزش باد هواپیماها را هدایت کند تا به این طریق سریع‌تر و با زدن ترمز کمتر، هواپیما متوقف شود. به این ترتیب،گاهی حتی نیاز به ترمز گرفتن هم نبود و این "تدبیر فرماندهی" بود.

 از طرفی با مدیریت شهید بابایی، با اعزام تعدادی از همافرها به دانشگاه صنعتی اصفهان، امکان ساخت لنت ترمز این هواپیما در داخل کشور فراهم شد و در حالی‌که ایشان هیچ مسئولیتی در امور جهاد خودکفایی نداشتند، پیگیری‌های بسیاری در این زمینه انجام دادند.»

خصوصیات اخلاقی شهید بابایی

بررسی‌های اجتماعی و روان‌شناسی نشان می‌دهند که معمولا انسان‌های مشهور و ماندگار تاریخ، علاوه بر آنکه در زمینه تخصصی خودشان سرآمد هستند، از نظر اخلاقی نیز، حال خوب یا بد، خاص‌اند و با دیگران فرق دارند. حال اگر دارای اخلاق  حسنه باشند، همیشه به نیکی از آنان یاد می‌شود. شهید بابایی ازجمله ماندگارانی است که علاوه بر تخصص و مدیریت نظامی، به‌دلیل داشتن اخلاق خوب و صفات انسانی ارزشمند، در میان همه افراد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، زبانزد است. امیر خلیلی، درباره خصوصیات اخلاقی شهید بابایی می‌گوید: «به نظر من، از نظر اخلاقی شهید بابایی یک فرد کاملاً ویژه بود و در حالی که در هیچ‌یک از کلاس‌های دروس اخلاق کلاسیک شرکت نکرده بود و تحصیلات دانشگاهی او صرفاً در زمینه خلبانی، آن هم در کشورهای غربی بود، جای تأمل دارد که چطور می‌شود فردی دارای چنین ویژگی‌های خاص و بارز اخلاقی شود و نسبت به بسیاری از استادان اخلاق که من شناخت دارم، بسیار با فضیلت تر  باشد!. گاهی در جایگاه معاونت عملیات نیروی هوایی، اهانت‌ها و توهین‌های عامدانه یا غیرعامدانه‌ بسیاری به ایشان صورت می‌گرفت، اما شهید بابایی حتی خم به ابرو نمی‌آورد و من به‌عنوان اولین شاگرد پروازی ایشان، بسیاری از این موارد را شاهد بودم و به‌عبارتی باید گفت که شهید بابایی، نمونه بارز «مؤتوا  قبل انْ تَموتوُا» بود.»

روحیه ظلم ستیزی و جوانمردی حتی از دورۀ نوجوانی در عباس دیده می شد. پرویز سعیدی یکی از دوستان شهید بابایی با نقل خاطره ای در این مورد می گوید: «یک روز که در کلاس هشتم درس می خواندیم،  هنگام عبور از محله "چگینی" که از توابع شهرستان قزوین است، یکی از نوجوانان آنجا بی جهت به ما ناسزا گفت و این باعث شد تا با او گلاویز شویم. ما با عباس سه نفر بودیم و در برابرمان یک نفر. عباس پیش آمد و برخلاف انتظار ما، که توقع داشتیم او به یاریمان بیاید، سعی کرد تا ما را از یکدیگر جدا کند و به درگیری پایان دهد. وقتی تلاش خود را بی نتیجه دید، ناگهان قیافه ای بسیار جدی گرفت و در جانبداری از طرف مقابل، با ما درگیر شد.
من و دوستم که از حرکت عباس به خشم آمده بودیم، به درگیری خاتمه دادیم و به نشانه اعتراض، از او قهر کردیم. سپس بی آنکه به او اعتنا کنیم، راهمان را در پیش گرفتیم؛ اما او در طول راه به دنبال ما می دوید و فریاد می زد:
"مرا ببخشید؛ آخر شما دو نفر بودید و این انصاف نبود که یک نفر را کتک بزنید".
از دیگر ویژگی های شهید بابایی پایبندی شدید او به عبادات و احکام شرعی بود. در این خصوص، خانم اقدس بابایی (خواهر شهید) می گوید:
"عباس به احکام شرع بسیار پایبند بود. وقتی به منزل ما می آمد، می پرسید:
خمس مالتان را داده اید یا نه؟
و می گفت:
 گرچه من می دانم به شما خمس تعلق نمی گیرد؛ چرا که یک فرش دارید و آن هم مورد استفاده است. برنج و روغن هم از مصرف سالتان کم می آید؛ ولی با تمام این وجود باید از یک روحانی آگاه بخواهید تا خمس مالتان را حساب کند. ممکن است هیچ چیز هم به شما تعلق نگیرد؛ ولی این وظیفه همه ماست.
او می گفت:
چنانچه خمس مالتان را نپردازید مالتان پاک نیست و از نظر شرع هم اشکال دارد و از این گذشته مالتان برکت ندارد."
تواضع و فروتنی از دیگر خصوصیات اخلاقی شهید بابایی بود. سرگرد رضا نیکخواهی در این باره با ذکر خاطره ای از شهید بابایی نقل می کند:
"پروازهای وضعیت اضطراری تمام شده بود. به همراه شهید بابایی جهت استراحتی کوتاه در زیر سایه هواپیما، روی زمین نشسته بودیم. عباس که از پروازهای پی در پی خستگی در چهره اش آشکار بود رو به من کرد و در حالی که به کارگری که در محل استقرار هواپیماهای آماده مشغول نظافت بود، اشاره کرد و گفت:
"آقا رضا! آن کارگر را می بینی. از خدا می خواستم که به جای آن کارگر بودم و آنجا را جاروب می کردم".
من از این گفته او کمی دلگیر شدم و گفتم:
"چرا چنین آرزویی می کنی؟ شما که الان فرماندهی پایگاه را به عهده داری و این مسئولیت سنگینی است. در ثانی شما شایستگی ارتقا به پستهای بالاتر در نیروی هوایی را نیز دارید".
شهید بابایی در حالی که چهره از من برگرفته بود و با نگاه نافذش به آسمان می نگریست، گفت:
"نه اینکه از شغلم ناراحتم؛ ولی اگر کارگر ساده بودم، مسئولیتم در نزد خداوند کمتر بود. حالا که فرمانده پایگاه هستم، هرکجا حادثه ای رخ دهد فکر می کنم، شاید کوتاهی من باعث به وجود آمدن آن بوده است؛ به همین خاطر است که آرزو می کنم، کاش به جای آن کارگر ساده بودم".

منابع:

1- پایگاه اطلاع‌رسانی شهدای استان قزوین-عباس بابایی

2- پرواز تا بی‌نهایت، سید‌حکمت قاضی میرسعید، محمد طاهری آذر، رحمت‌الله سلمان ماهینی، انتشارات سازمان عقیدتی سیاسی ارتش1389

3- گفت‌و گو با امیر سرتیپ دوم خلیلی توسط نگارنده، 2/5/1393

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده