حمایت قدرت های جهانی از رژیم بعث عراق در جنگ تحمیلی علیه ایران – بخش دوم
اشاره: در بخش نخست مقاله عنوان شد که پس از آزاد سازی خرمشهر، دولت های غربی و منطقه خلیج فارس در تلاشی مشترک کوشیدند از طریق مجامع بین المللی به جنگ خاتمه داده تا بدین وسیله از سقوط صدام جلوگیری کنند. این تلاش ها منجر به قطعنامه 514 شد که در آن با اظهار نگرانی از ادامه برخورد دو کشور، خواستار آتش بس و عقب نشینی نیروها به مرزهای بین المللی شد؛ که ایران به دلیل اینکه قطعنامه حالت توصیه ای داشته و در آن صحبتی از متجاوز نشده نپذیرفت. پس از آن و با انجام موفقیت آمیز دو عملیات، یکی در محور سومار و دیگری در محور جنوب در سال 1361، که منجر به آزاد سازی بخش های مهمی از خاک ایران و تسلط بر شهر مندلی، قطعنامه 522 به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسید، که در آن نیز خواستار آتش بس سریع و عقب نشینی نیروها به مرزهای بین المللی شد. و اینک ادامه مقاله :

در ۱۶ دی ۱۳۶۵ ، نیروهای ایرانی طبق یک برنامه‌ریزی دقیق نظامی به اطراف بصره رسیدند. احتمال سقوط بصره و پیروزی ایران تقویت شد و این باور پدید آمد که موازنه نظامی در صحنه های نبرد به نفع ایران تغییر کرده است. نگرانی قدرتهای بزرگ و کشورهای عربی، آنها را به این نتیجه رساند که تنها راه پایان دادن به جنگ، تلاش مشترک آمریکا و شوروی در چهارچوب همکاری بین المللی است.

به همین دلیل خاویر پرز دکوئیار، دبیر کل سازمان ملل، در ۲۲ دی ۱۳۶۵ اعلام کرد که اعضای شورای امنیت برای پایان دادن به جنگ مصمم اند و نظریات و دیدگاه ها باید برای تحقق این هدف به یکدیگر نزدیک شوند و شکل اجرایی به خود گیرند. از این رو در ۲۹ تیر سال ۱۳۶۶ قطعنامه ۵۹۸ برای خاتمه جنگ ایران و عراق توسط شورای امنیت صادر شد.

از امتیازات قطعنامه ۵۹۸ بر قطعنامه های پیشین این بود که جنبه توصیه ای نداشت و تصمیمی بر اساس اعتقاد شورای امنیت بود. به اعتقاد ایران، از نقاط ضعف قطعنامه ۵۹۸ ، بند سوم قسمت مقدماتی آن بود که از شروع و ادامه طولانی منازعه توأماً ابراز تاسف شده بود. دبیرکل سازمان ملل به استناد قطعنامه ۵۹۸، از طرفین درگیر خواست تا با قطع جنگ وارد روند مذاکره و عمل شوند.

 وی همچنین بر ضرورت همکاری کامل ایران و عراق، برای دستیابی به راه حل جامع و عادلانه و شرافتمند، تاکید کرد و از اعضای شورا خواست که از تلاش‌های وی حمایت کنند. پس از تصویب قطعنامه ۵۹۸ به دنبال درخواست دولت کویت از آمریکا و شوروی برای حفاظت از نفتکش های این کشور که در معرض بیشترین مخاطرات قرار داشت، اولین کاروان از نفتکش های کویت در ۳۰ تیر ۱۳۶۶ وارد خلیج فارس شد.

 در همین حال تشنج در منطقه افزایش یافت و در اوایل شهریور 1366 نیروی دریایی آمریکا ۴۶ فروند کشتی در منطقه مستقر کرد و فرانسه و انگلیس اعلام کردند که آنها نیز نیروهای دریایی بیشتری به منطقه اعزام خواهند کرد. به دنبال آن در ۳۰ شهریور ۱۳۶۶ با حمله یک بالگرد جنگی آمریکایی به کشتی کوچک ایرانی به نام ((ایران اٍجر)) در ۸۰ کیلومتری شمال شرقی بحرین، آمریکا رسماً وارد جنگ با ایران شد.

عراق با روحیه تازه ای که از حمایت موثر آمریکا و نیز پیروزی فاف به دست آورده بود؛ حمله با سلاح‌های شیمیایی را ادامه داد و توانست اراضی تصرف شده فاو را پس بگیرد. در ۲۵ اسفند ۱۳۶۶ صدام و رهبران بعثی عراق، شهر کردنشین حلبچه و روستاهای اطراف آن را به دلیل همکاری نیروهای کرد با قوای ایرانی، بمباران شیمیایی کردند. در این فاجعه ۵ هزار غیرنظامی قربانی شدند.

عراق با وجود شواهد مسلم انکارناپذیر، به کار بردن مواد شیمیایی را انکار کرد. اما در پی ارائه مدارک موثق از سوی ایران و بررسی کارشناسان اعزامی از سوی سازمان ملل شورای امنیت برای اولین بار در نهم اردیبهشت ۱۳۶۷ قطعنامه ۶۱۲ را به اتفاق آرا تصویب کرد. این قطعنامه ضمن محکوم کردن شدید به کار بردن سلاح های شیمیایی، هر دو طرف را از استفاده این سلاح ها منع کرد.

پذیرش قطعنامه ۵۹۸ طی نامه‌ای با امضای رئیس جمهوری ایران در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ به دبیرکل سازمان ملل تسلیم شد. در این نام تصریح شده است که تجاوز به ایران ابعاد بی‌سابقه‌ای یافته و باعث کشیده شدن سایر کشورها و حتی غیرنظامیان بیگناه به جنگ شده است و جمهوری اسلامی با توجه به اهمیتی که برای جان انسان ها و اجرای عدالت و برقراری صلح و امنیت منطقه ای و بین المللی قائل است، قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت را می پذیرد.

وزیر خارجه ایران نیز با تاکید بر اینکه مذاکرات مستقیم پس از اعلام آتش‌بس آغاز شود، با پیشنهاد عراق موافقت کرد و مقرر شد دبیرکل سازمان ملل در گزارشی به اعضای شورای امنیت زمان برقراری آتش بس را اعلام کند. سرانجام در نشست غیر رسمی با اعضای شورای امنیت تاریخ برقراری آتش بس ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ اعلام شد.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص102

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده