حمایت قدرت های جهانی از رژیم بعث عراق در جنگ تحمیلی علیه ایران – بخش اول
سرتیپ دوم اردشیر فاضلی | پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، ساختار امنیتی منطقه را برهم زد و راهبرد آمریکا که با محوریت ایران و عربستان بنا شده بود، فرو ریخت و خلاء قدرتی که در منطقه به وجود آمد، فرصت مناسبی را برای تحرکات بازیگرانی نظیر عراق فراهم آورد. رهبران عراق با استفاده از فرصت به دست آمده و اتخاذ سیاستهای همسو با غرب در تلاش بودند تا از خلاء امنیتی منطقه بهره جسته و خود را به عنوان بازیگر اصلی در میان کشورهای منطقه مطرح سازند.

اوضاع بین المللی و محیط منطقه و درکی که عراقی‌ها از وضعیت سیاسی، نظامی و اجتماعی ایران داشتند؛ همراه با اعتقاد به توانمندی نظامی خود در برابر ایران سبب شد تا رهبران عراق با هدف تبدیل شدن به قدرت اول منطقه و به دست گرفتن رهبری جهان عرب و دستیابی به ذخایر نفتی منطقه، حمله به ایران را طراحی کنند.

انقلاب اسلامی نیز با توجه به ویژگی هایی که در سیاست‌های اعلامی خود داشت، تهدید اصلی برای آمریکا محسوب می‌شد، که این مسئله با توجه به تمایل مسئولان عراقی برای عادی سازی روابط خود با غرب نقطه امیدوارکننده‌ای برای آنها به حساب می آمد. از سوی دیگر استکبارجهانی با دادن چراغ سبز به رژیم عراق، آن کشور را برای حمله همه جانبه به ایران اسلامی ترغیب کرد. وضعیت نامساعد داخلی و روابط تیره ایران در سطح خارجی نیز فرصت مناسبی برای رهبران عراق به وجود آورد تا با لغو یکجانبه قرارداد الجزایر به منظور تسلط بر ذخایر نفتی منطقه و دستیابی به موقعیت برتر در منطقه و رهبری جهان عرب تجاوز گسترده نظامی را در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ علیه ایران آغاز کند.

 دشمن بازی خورده پس از یک ارزیابی غلط از اوضاع ایران اسلامی و با دلگرمی حمایت آمریکا و کشورهای منطقه حمله سراسری خود را در طول نوار مرزی آبادان تا قصرشیرین گسترش داده و همزمان با این حمله، هواپیماهای عراقی بسیاری از مراکز نظامی، نقاط حساس، فرودگاه ها و شهرها را بمباران کردند. نیروهای متجاوز هرچند در اولین اقدام نظامی گام‌های مهمی برداشتند، اما در حقیقت به هیچ یک از اهداف خود در تحمیل جنگ به ایران از جمله قطع راه های استان خوزستان با سایر نقاط کشور، تصرف شهرهای دزفول، اندیمشک، اهواز و آبادان که به مفهوم اشغال کامل خوزستان بود؛ دست نیافتند.

 فرمان تاریخی امام (ره) در شکستن حصر آبادان و به دنبال آن پیروزی رزمندگان اسلام در عملیات ثامن‌الائمه، اجرای عملیات طریق القدس در آذرماه ۱۳۶0 که به آزادسازی بستان انجامید و پس از آن عملیات بزرگ فتح المبین در فروردین و عملیات غرورآفرین بیت المقدس در خرداد ماه ۱۳۶۱ و آزادسازی خرمشهر شکست سهمگینی را به دشمن زبون بعثی تحمیل نمود که منجر به پاکسازی کامل مناطق جنوبی از لوث وجود نیروهای عراقی شد و دشمن شکست خورده به رغم حمایت های همه جانبه آمریکا و متحدانش به پشت خطوط و استحکامات خود عقب رانده شد و با ایجاد دریاچه های وسیع و میدان های مین و سیم‌های خاردار در موضع تدافعی قرار گرفت و معادلات متجاوزان و اربابانشان در منطقه برهم خورد و ایران اسلامی بار دیگر به عنوان قدرت برتر در منطقه درخشید و حماسه فتوحات پی‌درپی رزمندگان اسلام، طلیعه پیروزی مطلق حق بر باطل را متبلور ساخت. در این مقاله تلاش می شود تا کمک ها و حمایت های همه جانبه ای را که مجامع بین المللی و قدرت های جهانی از رژیم بعث عراق در طول جنگ تحمیلی علیه ایران اسلامی به عمل آوردند مورد بررسی قرار دهیم.

  • اقدامات سازمان ملل

پس از آزادسازی خرمشهر، آمریکا، اروپا و برخی از کشورهای منطقه خلیج فارس کوشیدند از طریق مجامع بین المللی به جنگ خاتمه داده و از سقوط صدام و حکومت بعثی عراق جلوگیری کنند. در این میان شورای امنیت سازمان ملل در ۲۱ تیر ۱۳۶۱ به درخواست اردن، قطعنامه ۵۰۴ را به تصویب رساند و در آن با اظهار نگرانی عمیق از ادامه برخورد دو کشور خواستار آتش بس و عقب نشینی نیروها به مرزهای بین المللی و تلاش در جهت دستیابی به راه حلی جامع و عادلانه و شرافتمندانه بر اساس اصول منشور ملل متحد شد. دولت ایران این قطعنامه را که جنبه توصیه‌ای داشت نپذیرفت و وزارت امور خارجه آن را تلاشی هماهنگ و سازمان یافته از سوی قدرت‌های جهانی در جهت ممانعت از دستیابی ایران به خواست های قانونی خود و جلوگیری از سقوط رژیم بعثی عراق تلقی و اعلام داشت جمهوری اسلامی ایران تا تحقق خواست های خود و دفع کامل قوای متجاوز عراق، به دفاع مشروط ادامه خواهد داد

در پی انجام دو عملیات از سوی ایران یکی در ۲۳ تیر ۱۳۶۱ در محور جنوب و دیگری ۹ مهر در ۱۳۶۱ در منطقه سومار که منجر به آزادسازی بخش‌های مهمی از خاک ایران و تسلط نیروهای ایران بر شهر مندلی عراق شد، شورای امنیت به درخواست عراق در ۱۲ مهر ۱۳۶۱ قطعنامه ۵۲۲ را به تصویب رساند و خواستار آتش بس فوری و عقب‌نشینی نیروها به مرزهای بین‌المللی شد و از دولت عراق به سبب آمادگی اش برای همکاری در اجرای قطعنامه ۵۱۴ استقبال کرد.

در ۹ آبان ۱۳۶۲، به دنبال گسترش دامنه جنگ به خلیج فارس و حملات عراق به نفتکش ها و انتشار گزارش نمایندگان ویژه دبیرکل سازمان ملل پس از بازدید از مناطق اشغالی توسط عراق و شهرهای بمباران شده در ایران و عراق، چهارمین قطعنامه شورای امنیت به شماره ۵۴۰ صادر شد و در آن به گزارش واقع بینانه نمایندگان دبیرکل در بررسی مناطق مسکونی و تایید لزوم بررسی دقیق علل جنگ اشاره گردید.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص102

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده