بال در بال تیزپروازان – بخش دوم
اشاره: در بخش نخست این مطلب عنوان شد که نیرو هوایی ارتش و کارکنان خدوم این نیرو جزء نخستین رزمندگانی هستند که از نخستین لحظات به مصاف دشمن متجاوز رفتند. در این باره گفت و گویی با دو تن از خلبانان این نیرو، امیر سرتیپ دوم افغان طلوعی و امیرسرتیپ دوم ابراهیم پوردان انجام شده است؛ که در بخش نخست صحبت های امیرسرتیپ دوم افغان طلوعی درباره نحوه ورود به نیروی هوایی و وضعیت این نیرو در زمان آغاز جنگ ، بیان شد. و اینک ادامه مصاحبه :
  • از حال و هوای پایگاه هشتم شکاری در دوران پس از پیروزی انقلاب تا جنگ برایمان بگویید.

پس از پیروزی انقلاب با تحولاتی که در سطح فرماندهان به وجود آمد، من به فرماندهی گردان ۸۲ تاکتیکی منصوب شدم. درآن زمان دو گردان ۸۱ و ۸۲ در پایگاه هشتم مستقر بودند؛ که ۸۱ گردان آموزشی و ۸۲ گردان تاکتیکی بود. این رویه پس از آغاز جنگ عوض شد؛ و گردان ۸۱ نیز تاکتیکی شد؛ نه به این معنی که آموزش تعطیل شود، بلکه آموزش تاکتیکی، یعنی آموزش در صحنه واقعی جنگ انجام می‌شد؛ تا هم پرواز جنگی بین هواپیماها تقسیم شود و هم خلبانان تازه وارد در میدان کارزار واقعی آبدیده تر شوند.

 به عقب‌تر برمی گردیم! همانطور که می‌دانید عراق با این تفکر که سلسله مراتب فرماندهی در ارتش از بین رفته و از همه مهم تر کودتا نیز آخرین ضربه خود را به ارتش، به خصوص نیروی هوایی وارد نموده؛ تصور این را داشت که در صورت تجاوز نیرویی در مقابل وی توان ایستادگی ندارد و بدون دردسر اهداف راهبردی خود را تصرف خواهد کرد.

 

برای زمینه‌سازی یک چنین تصمیمی، عراق به تدریج تجاوزات کوچک و بزرگ خود را در طول نوار مرزی مشترک و طولانی بین دو کشور آغاز کرد و همانطور که در آمار و ارقامی که مکرر منتشر شده خوانده‌اید بیش از ۶۰۰ مورد تجاوز زمینی هوایی و دریایی از طرف عراق به ایران صورت گرفت.

این تجاوزات درست مدت کمی پس از پیروزی انقلاب با شدت و ضعف تا اواخر بهار ۱۳۵۹ ادامه داشت؛ اما جدی نبود تا اینکه تابستان ۵۹ فرا رسید. در این دوره عراقی ها دیگر بی‌پروا به خاک ما در مقیاس تقریباً وسیع حمله می کردند و دوباره به خاک خود باز می گشتند. شدیدترین درگیری‌ها بین ارتش عراق و پاسگاه‌های مرزی ما که الحق دلاورانه و جانانه در آن برهه از سرحدات ما دفاع می‌کردند، به وقوع پیوست. با بالا گرفتن درگیری ها در مرز، سر و کله هواپیماهای عراقی نیز در پشتیبانی هوایی از یگان‌های زمینی شان پیدا شد. اینجا بود که تامکت‌های پایگاه هشتم شکاری می بایست وارد عمل شده و رسالت خود را به انجام برسانند.بلافاصله پس از دریافت خبر آغاز تجاوزات هوایی به کشور در نوار مرزی، گشت‌های مرزی ما با هدف ایجاد برتری هوایی در منطقه و انهدام پرنده‌های متجاوز آغاز شد.

 

تمام هواپیما ها و خلبانان به صورت منظم در پروازهای گشتی شرکت کردند، تا مناطق مرزی از تجاوز دشمن به حریم ما در ایمنی کامل باشد. در طی همین پروازها بود که ما به تدریج با هدف حصول آمادگی کامل در صورت وقوع جنگ آمدیم و نواقص تاکتیکی خود را مرتفع کردیم.  

نخستین گام، ایجاد پوشش هوایی شبانه بر روی مناطق حساس بود. انجام پرواز شبانه که می‌بایست هواپیما یا هواپیماهای گشتی اف-۱۴ از هنگام تاریکی هوا تا روشنایی صبح به مراقبت از آسمان هدف بپردازند، لزوم ایجاد قابلیت های سوخت گیری شبانه را می‌طلبد. هم هواپیمای سوخت رسان سبد سوخت رسانی به اف-14 را داشت و هم اف-۱۴ به بوم سوختگیری هوایی مجهز بود، ولی هیچ یکی از خلبانان ما سوختگیری هوایی شبانه انجام نداده بودند. قبل از انقلاب در ماه‌های پایانی بحث ایجاد قابلیت سوختگیری شبانه برای اف-۱۴ درسطح نیرو مطرح و بر اساس طرحی که آمریکایی‌ها ریخته بودند، قرار شد تعدادی از معلم خلبانان اف-۱۴ برای یادگیری سوختگیری شبانه به آمریکا اعزام شوند؛ که با با پیروزی انقلاب این طرح عقیم ماند.

 دقیقاً خاطرم هست که روز ۱۵ شهریور بود و درگیری‌های مرزی در اوج خود. من به همراه شهید والا مقام هاشم آل آقا برای انجام گشت رزمی در برنامه قرار گرفته بودیم. بر اساس برنامه ریزی که از قبل انجام داده بودیم، قرار بود که در آن پرواز که حوالی غروب آغاز می شد، با تاریکی هوا اولین سوختگیری شبانه را از سوخت رسان 707-KC   انجام دهیم و ببینیم آیا اصلاً این کار شدنی هست یا خیر! پرواز با جناب آل‌آقا در کابین عقب من در حالی که این بزرگمرد یکی از برجسته ترین خلبانان کابین جلو بود، نیز به همین علت بود. با آغاز زمان سوختگیری طی هماهنگی قبلی، سوخت رسان در ارتفاع، محل و زمان از پیش تعیین شده ملاقات کردیم و من و آل آقا، برای نخستین بار سوختگیری شبانه اف-۱۴ را در ایران انجام دادیم.

 در آن پرواز هاشم آل آقا صحت پروازم را بررسی کرد و فردای آن روز من در کابین عقب و این شهید بزرگوار در کابین جلو برای سوختگیری شبانه هوایی رفتیم که در این پرواز من به عنوان معلم، شهید آل آقا را به اصطلاح چک کردم؛ و به این ترتیب هم ترس خود ما و هم ترس بقیه خلبانان از غولی که آمریکایی‌ها برای سوختگیری هوایی در ذهن ما درست کرده بودند؛ ریخت و یکی دیگر از وجه های برتری نیروی هوایی ارتش به طور شاخص درخشید و توانایی سوختگیری شبانه الحق چه کمک بزرگی در طول جنگ به ما کرد و پس از آن دو پرواز من و شهید آل آقا آموزش دیگر خلبانان را به عهده گرفتیم و به لطف خدا تمامی خلبانان را در سوخت گیری هوایی شبانه چک کردیم. بحث، بحث داغ شدن تنور درگیری های رزمی در هفته‌های پایانی تابستانی بود.

 حمله و تجاوز عراقی‌ها به پاسگاه‌های مرزی ما ادامه پیدا کرد و ما هم با قدرت پروازهای گشت رزمی را در دستور کار داشتیم تا اینکه نخستین پیروزی هوا به هوا برای اف-14 به وقوع پیوست. این درگیری سندی شد بر آمادگی و هوشیاری نیروی هوایی به طور اعم و گردان ۸۱ و ۸۲ به طور اخص! همانطور که به تاریخ این پیروزی می‌نگریم متوجه می‌شویم که این درگیری چند روز قبل از آغاز رسمی جنگ به وقوع پیوسته و این بیانگر این قضیه است که ما مدتها قبل از ۳۱ شهریور درگیر جنگ با عراق شده بودیم.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص80

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده