نبردهای هوایی ایران (45)
الف ـ فرایند طراحی و اجرای عملیات (2) در نخستین تلاش یا مرحله اول، برابر هماهنگی، روز ششم آبان 1359، یک فروند هواپیمای بوئینگ747 (تانکرسوخت) به عنوان یک پرواز عادی از کریدورهای بینالمللی به سوریه رفت تا آماده انجام مأموریت­ شود. کلیه موارد دقیقاً برابر طرح پیشبینی­شده انجام گرفت. هواپیمایی که قراربود قطعات و نفرات فنی بیاورد، سرهنگ خلبان فریدون ایزدستا نیز به­عنوان افسرهماهنگ­کننده و هدایت‏گر عملیات در هوا، جزو لیست نفرات فنی، در این پرواز قرار داده شد و همراه با تکنیسینهای هواپیمای «اف4» با دومین تانکر سوخترسان به سوریه اعزام شدند.

برابر هماهنگی، دهم آبان‌ماه روز عملیات تعیین شده بود؛ بنابر طرح اولیه، 14 فروند هواپیمای «اف4» (12 فروند اصلی و دو فروند رزرو) از پایگاه سوم شکاری بلند شدند و به­سمت دریاچه ارومیه رفتند تا بنزین‌گیری اولیه خود را قبل از وارد شدن به آسمان عراق انجام دهند.

در حالی که جنگنده‌های «اف4ئی» در حال نخستین مرحله سوخت‌گیری برای انجام عملیات بودند، در سوریه هواپیماهای «بوئینگ747» بلند شده بودند و به ­ظاهر به قصد برگشتن به ایران برنامه‌ریزی کرده ­بودند تا به ­نحوی پرواز خود را انجام دهند که وقتی دسته‌های پروازی از کشور سوریه عبور می‌کنند، در ارتفاع پایین، اولین سوخت آنها را تأمین کنند. زمانی ­که تانکرهای سوخت به منطقه ایستائی هماهنگ­شده می‌رسند، سرهنگ ایزدستا، در ابتدا متوجه می‌شود که منطقه سوخت‌گیری بسیار غبارآلود بوده و دید خیلی­ کم می‏باشد و ­دوم این­که بنابر شواهدی که بعدها به طورکامل تأیید­گردید، احساس می­کند که طرح لو رفته است؛ بنابراین با اعلام رمز «شمشیر» به معنای لغو شدن عملیات، سایرین را آگاه می‌سازد و در مرحله اول عملیات لغو و هواپیماهای تانکر برابر طرح پروازی خود به ایران بر می‌گردند و دسته‌های پروازی نیز به پایگاه همدان مراجعت می­کنند.

در رابطه با لو رفتن عملیات، نبوغ و هوشیاری سرهنگ­خلبان فریدون ایزدستا که با دانش و تخصص حرفه‏ای موضوع را دریافته بود، به این نکته مهم اشاره شود که سرتیپ خلبان‏، فرج‌الله براتپور که بعداً لیدر دسته‌های­پروازی حمله کننده اچ3، بود، در مصاحبه خود اظهار کرد که در مرحله اول، پس از لغو عملیات، در رادیوهای عراقی اعلام شد: «ما از مأموریت شما با­خبر بودیم و با آمادگی کامل انتظار شما را می‌کشیدیم»، علاوه بر آن، سرتیپ خلبان آزاده خسرو غفاری که در یک عملیات هواپیمایش در خاک عراق سرنگون شده و در18/3/1364 به اسارت در آمده بود، پس از بازگشت به وطن، در مصاحبه خود در خصوص این عملیات چنین عنوان داشت: «در یکی از بازپرسی‌های معمول، مأمور و مسئول­عراقی درحین بازجوئی به این­نکته اشاره­کرد که ما در دهم ­آبانما­ه (اول نوامبر1981) از قصد نیروی ­هوایی ایران به منظور حمله به پایگاه‌های اچ-3 و حتی مسیر پروازی به طورکامل آگاه بودیم و آماده پذیرائی از آنها بودیم که شانس آوردید مأموریت انجام ­نشد! البته بازجوی عراقی در رابطه ­با عملیات­اصلی نیز اشاره­ کرده­ بود که ما در آن عملیات به طورکامل غافلگیرشدیم؛ زیرا فکر کردیم که نیروی هوایی ایران به این نتیجه رسیده که اجرای این عملیات به­هیچ­عنوان    امکان­پذیر نمی‏باشد و کلاً از آن صرف‌نظر کرده­است[1].

در اقدام ­دوم، مقرر شد؛ عملیات با استعداد 10 فروند فانتوم؛ (دودستۀ­پروازی چهارفروندی اصلی و دو­فروند روزو) به لیدری سرهنگ قاسم پورگلچین (فرمانده پایگاه سوم شکاری)، اجرا شود که این بار نیز به دلیل اوضاع نامساعد جوی، عملیات لغو شد و هواپیماها به پایگاه‌های خود مراجعت کردند. در اقدام سوم، به دلیل اهمیت عملیات، شهید فکوری فرمانده ­وقت نهاجا، فرمانده­ پایگاه­همدان و معاون عملیات پایگاه را به تهران فراخواند و طی جلسه‏ای در مورخ 15 بهمن 1359، با تأکید بر رعایت کامل اصل حیطه‏بندی[2] مقرر شد تا ­عملیات برای بارسوم به لیدری سرگرد فرج‌الله براتپور انجام شود و ایشان کلیه هماهنگی‌ها را به شکلی انجام دهند که هیچ­کس از انجام چنین عملیاتی باخبر نشود. در این خصوص، عصر روز 28 اسفند 1359، سرگرد براتپور همراه با ستوانیکم مصطفی اردستانی (اعزامی از پایگاه تبریز) از (ر+س) یعنی روز و ساعت این مأموریت آگاه شدند. سرگرد براتپور پس از مراجعه به پایگاه، چندین­بار به بهانه‌های مختلف و انجام عملیات‌های گوناگون دستور بارگیری هواپیماهای «اف4» را صادر می‏کند، امّا برای کاستن از حساسیت کارکنان، مجدداَ دستور می‏دهد، هواپیماهای بارگیری شده در مکان خود باقی ­بمانند. با این اقدامات تاکتیکی که به عمل آمد، موجب­شد که هیچ­یک از کارکنان نسبت به زمان ومکان عملیات آگاه نشوند.

در ادامه این ماجرا، در پنجم فروردین 1360، گروهی از مسئولین ستادی و یگان‌های اجرائی به­منظور شور ستادی نهائی، در سالن بریفینگ ساختمان فرماندهی ستاد نیروی هوایی دورهم گرد­آمدند. در این گردهمائی، معاون عملیات ستاد نهاجا ضمن خوش‏آمدگوئی به حاضرین، کلیات مأموریت را بازگوکرده و وظایف هر یگان را به­تفکیک به شرح زیر بیان می­کنند:

تک اصلی، با استعداد 10 فروند جنگنده «اف4» از پایگاه سوم شکاری با چهار مرحله سوختگیری هوایی در طی مسیر با عبور از نوار مرزی ترکیه و عراق صورت پذیرد، ضمن آن‏که دو فروند تانکر سوخت‏رسان «ب-747» می‌بایست طبق نقشه از خاک سوریه  به پرواز درآمده و در منطقه ایستایی واقع در نوار مرزی سوریه-عراق، در ارتفاع حداکثر هزار پا اقدام به سوخت‌دهی طبق نقشه شماره 2-3 نمایند و همزمان با اجرای آن، خلبانان پایگاه‌یکم شکاری مهرآباد با چهار فروند هواپیمای فانتوم شنـاسـایی «آر.اف4ئی از مناطق جنوب عکسبرداری کنند. البته نیت اصلی آنها افزایش ترافیک هوایی بر فراز جبهه‏های جنوب بود تا دشمن تمام توجهش به جبهه جنوب معطوف شود و از آسمان شمال کشورش تا حدودی غفلت کند و نیز در یک عملیات فریب، چهار فروند جنگنده «اف5ئی» (سه فروند اصلی و یک فروند «رزرو») به لیدری ستوان‏یکم مصطفی اردستانی از پایگاه دوم شکاری برخاسته و پالایشگاه کرکوک در شمال‏شرق عراق را آشکارا مورد هدف قرار دهند.

فرایند مأموریت و وظایف دیگر هواپیماهای شرکت‏کننده در عملیات به این ترتیب بوده است:

  1. دو فروند هواپیمای سوخت‏رسان از نوع «بوئینگ747» اصلی در دمشق و یک فروند به صورت «رزرو» در ایران که دو فروند اوّل موظف بودند یک روز قبل از اجرای مأموریت به کشور سوریه پرواز و در حین انجام مأموریت، به جنگنده‏های تک‏ور قبل و بعد از بمباران هدف در نقطه‏ای حوالی مرز سوریه-عراق سوخت‏رسانی کنند. البته فرماندهی این مأموریت بر عهده سرهنگ فریدون ایزدستا خلبان با تجربه «اف4» و از طراحان اصلی عملیات بود که در یکی از این هـواپیماهـا استقرار داشت.
  2. دو فروند هواپیمای سوخت‏رسان از نوع «بوئینگ707» اصلی و یک فروند «رزرو» بنا به دستور فرماندهی مأموریت روی دریاچه «ارومیه» در «دوره ایستـایــی» منتظر مـی‌مـاندند تا سوخت لازم را برای اجرای مأموریت جنگنده‏ها فراهم سازند.
  3. دو فروند هواپیمای «اف14» از پایگاه هشتم شکاری اصفهان می‏بایست همزمان به سمت «دوره ایستایی» روی دریاچه ارومیه پرواز نموده و مأموریت مراقبت مسلحانه هوایی از هواپیماهای سوخت‏رسان و بمب افکن‏ها در هنگام سوختگیری و سوخت‏رسانی را در ارتفاع متوسط و بالا به عهده گیرند. (طبق نقشه هوایی شماره 2-3)
  4. هواپیماهای جنگنده رهگیر «اف5» که می‏بایست به صورت دو فروندی و متوالی از پایگاه دوم شکاری تبریز پرواز و مأموریت مراقبت مسلحانه هوایی را در ارتفاع پایین در منطقه سوخت‏گیری در ارومیه را زیر نظر رادار تبریز تأمین کنند.
  5. یک فروند هواپیمای شناسایی خفاش «سی130» در منطقه غرب کشور همزمان با عملیات، می‏بایست پرواز کرده و فعـالیت‏های هوایی دشمن را گزارش کند. ضمن این که از یک ماه قبل از انجام عملیات، تعدادی هواپیمای «اف5» به همراه کارکنان پروازی و فنی به ظاهر برای گشت رزمی، ولی در عمل به منظور انجام عملیات فریب، به پایگاه سوم شکاری همدان گسترش یافتند و همه روزه پروازهای گشت رزمی خود را در منطقه «سنقر» انجام می‏دادند[3].

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران


[1]– اشاره بازجوی عراقی به این عملیات بعد از گذشت بیش از چهارسال که آزاده خسرو غفاری به اسارت عراقی‌ها درآمده بود، حکایت از آن دارد که عظمت و تأثیر این عملیات آن­قدر با اهمیت بوده، که پس­ازاین مدت طولانی هنوز از ذهن مسئولان عراقی پاک نگردیده بود.

[2]– ولی به هیچ­عنوان، فردی از این­عملیات و زمان آن با خبر نشود، حتی خلبانان شرکت کننده و کارکنان فنی نگهداری و اسلحه هواپیمای «اف4» تا لحظه آخر از آن بی‏خبر باشند.

[3] – نگارنده که خود از پایگاه دوم تبریز در نوروز 1360 به همدان مأمور شده بود، به اتفاق دیگر خلبانان، هیچ اطلاعی از عملیات اصلی نداشتند.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده