ترابری هوایی تاکتیکی؛ گره گشای جبهه ها – بخش (4)
اشاره: در بخش قبلی این مصاحبه، جناب سرهنگ جعفری مطالبی را در خصوص بخشی از کاربردهای هواپیمای هرکولس یا همان سی-130 در جنگ تحمیلی عنوان کرد که از آن جمله می توان به تخلیه منطقه از مجروح و حمل آن ها به سایر شهر های کشور اشاره کرد. و اینکه ادامه این گفت و گو :
  • یکی از کاربردهای سی-130،  وارد عمل شدن در مواقع اضطراری غیر جنگی است. از این مورد استفاده هرکولس خاطره ای دارید؟

اگر شما به تعریف  هواپیمای سی-130 و فلسفه طراحی آن مراجعه کنید، به این جمله برخورد می کنید، (( این یک هواپیمای تاکتیکی است.))  به این معنا که هواپیمای سی-130 یک هواپیمای جنگی است. پس در عین تمام محدودیت هایی که یک جنگ به دارنده آن وارد می کند، باید بتواند با قدرت وارد عمل شود و کار انجام دهد.  بنابراین در حال صحبت درباره یک هواپیمای جنگی هستیم. حال که لقب هواپیمای جنگی بر هرکولس اطلاق شد، باید قابلیت های مورد نیاز را نیز دربرداشته باشد.

 به این معنی که اگر هواپیمای متجاوزی شبانه به آسمان ما تجاوز کرد که در این حال،  هواپیماهای رهگیر ما در تاریکی مطلق شب به دفاع از آسمان وطن می پردازند، هواپیمای ترابری تاکتیکی هم باید در شب توانایی نشست و برخاست در باندهای ناآماده- چه از لحاظ سازه بلند فرود و چه از لحاظ سازه نشست و برخاست فرودگاهی- را داشته باشد. درباره شرایط غیر اضطراری جنگ فرمودید. من در این باره خاطره ای دارم که اگرچه مربوط به جنگ نبود اما در دوران جنگ تحمیلی اتفاق افتاد.

خاطرم هست در همان دوران، یک شب به ما اطلاع دادند در جزیره لاوان یکی خانمی در حال وضع حمل است و اگر به بیمارستان نرسد، هم خودش و هم بچه اش از بین خواهد رفت. بلافاصله با اعلام این خبر در طی چند دقیقه در دل آسمان جای گرفته و به آسمان لاوان رسیدیم. در آن سال ها، برخلاف امروز جزیره لاوان دارای فرودگاهی بود که از لحاظ تجهیزات ارتباط رادیویی که چه عرض کنم، چراغ دو طرف باند نیز نداشت.

 در این حالت بجای چراغ، در دو طرف باند، برای اینکه عرض و موقعیت باند برای خلبان مشخص شود، چراغ های نفتی فتیله ای موسوم به ((گردن غازی)) روشن می کردند.

 ناگفته نماند که خدمه پروازی که برای آلرت در پایگاه حضور دارند و در چنین مواقعی بلافاصله وارد عمل می شوند، باید ((تاکتیکال)) باشند، یعنی باید دوره های مورد نیاز که فرود در تاریکی شب بدون کمک تجهیزات فرود یکی از دهها مورد است را دیده باشند. در نهایت در لاوان به زمین نشستیم و به لطف خدا توانستیم آن بیمار را از مرگ نجات دهیم. از این گونه ماموریت ها زیاد داشتیم.

  • از دیگر ماموریت هایی که غیر از حمل نفر،  مجروح و بار در زمان جنگ انجام دادید، بفرمایید.

یکی دیگر از تعریف هواپیمای سی-130 Utility  به معنای ((کاربردی)) است. یعنی از این هواپیما می توانید در گستره وسیعی از نیازهای تاکتیکی و غیرتاکتیکی بهره ببرید. در زمان جنگ، به عللی، هواپیماهای F-P3 نیروی دریایی زمینگیر شده بودند و اگر چاره ای اندیشیده نمی شد، در عملیات های (( گشت هوایی- دریایی)) دچار خلاء می شدیم.

 به همین علت بلافاصله هواپیمای سی-130 بجای F-P3  وارد عمل شد و الحق که در نبود قابلیت های موجود مثل توانایی شیلک موشک ((هارپون)) و رادار دریایی از عهده این وظیفه سربلند بیرون آمد. در این برهه، نفرات گردان ترابری تاکتیکی، در ماموریت های یک هفته ای، به بندرعباس رفته و صبح و بعدازظهر، گشت دریایی بر فراز دریای عمان و خلیج فارس را به انجام می رساندیم. در این سری پروازها، کار ما این بود، که صبح بلند می شدیم و از دهانه شمالی خلیج فارس آغاز کرده و در غروب آفتاب تا ((گواتر)) را تحت پوشش شناسایی قرار می دادیم.

در این پرواز ها ما بوسیله شناسایی چشمی و راداری، آمار کشتی های ورودی و خروجی به خلیج فارس را با جزییات دقیق به ایستگاه زمینی مخابره می کردیم و آنها بسته به شرایط عملیاتی تصمیم مورد نیاز را اتخاذ می کردند. در این پروازها که به طور میانگین هشت ساعت طول می کشید ، برای شناسایی دقیق شناورهایی که برای عراق حامل تسلیحات بودند و می بایست بر روی آب توسط جنگنده های ما نابود می شدند، بارها شده بود که در مسیر پیش بینی شده از فراز آب های خودی و بین المللی خارج می شدیم که در نتیجه آن تمام شناورهای رزمی آمریکایی مکرراً به ما اخطار می دادند.

 

  • آخرین پرواز جنگی تان را به خاطر دارید!

برای من آخرین پروازی که در پایان جنگ تحمیلی انجام دادم ، آخرین پرواز جنگی محسوب نمی شود. آخرین پرواز جنگی برای من، پرواز برای انتقال آزادگان سرافراز، از مرز خسروی به شهرهای متبوع خود بود. از این پروازها، من خاطره ای شیرین دارم و به جابجایی آزادگان استان کرمان بر می گردد. زمانی که از مبدا کرمانشاه در فرودگاه کرمان به زمین نشستیم و هواپیما را متوقف کردیم ، در چشم هم زدنی هواپیمای هرکولس با ان عظمت، تا کمر غرق در گل های رنگارنگ شد. صحنه ای بود که هیچ وقت دیگر اتفاق نیفتاد و باعث شد که این صحنه برای همیشه در ذهن من حک شود.

در آنجا اتفاقی عجیب افتاد! در میان استقبال کنندگان که خانواده آزادگان بودند، مادری خطاب به بچه 8-7 ساله اش می گوید: ((برو پدرت را پیدا کن!)) این خانم در زمان اسارت همسرش، باردار بود، یعنی نه پدر فرزند را دید و نه فرزند پدر را! این بچه در میان سیل جمعیت می رود مستقیم در آغوش پدرش! صحنه ای عجیب که باعث شد لذت آزادی آزادگان در کام ما صد برابر شود. در میان حدود شش هزار ساعت پروازی که من با سی-130 انجام دادم، پرواز جابجایی آزادگان خیلی به من چسبید و از آن لذت بردم. در خاتمه بار دیگر گرامی داشت یاد و خاطره همه رزمندگان سال های دفاع مقدس از شما تشکر می کنیم.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص94

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده