مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی-77
از سوي ديگر، صدام، دست شرکتهاي نفتي را در قراردادها باز ميگذاشت تا در مقابل، به فناوريهاي پيشرفته نظامي دسترسي پيدا کند. در آن دوران، عراق در ازاي صادرات روزانه 500 هزار بشکه نفت، فناوري نظامي دريافت ميکرد. اين رقم در سال 1990 به 675 هزار بشکه در روز رسيد، در حالي که صادرات عراق در بين سالهاي 1987 ـ 1985 تنها 80 هزار بشکه در روز بود. نكته حائز اهميت آن­ که، همزمان با حمله عراق به کويت، اين کشور، روزانه يک ميليون و صد هزار بشکه نفت به آمريکا صادر ميکرد؛ يعني صادرات نفت عراق در سه سال، به چهارده برابر افزايش پيدا کرد.

در زمان حمله عراق به کويت، دولت­مردان جمهوري‌خواه ‌ايالات ‌متحده، صدام را شيطان معرفي مي‌کردند تا دهان منتقدان را ببندند، در حالي که چند روز پيش از حمله به عراق، 3 ميليون و 400 هزار بشکه نفت از اين کشور خريداري کرده بودند.»

شکي نيست که مقامات آمريكايي به دنبال نفت ارزان بودند و هدف صدام، تهيه پول و اعتبار و دريافت فناوري پيشرفته بود. نکته ‌اين است که در اين تعامل طبيعي، دولت چشم خود را بر بسياري از اقدامات صدام بست. سازمان «CIA» اطلاعاتي در دست داشت که ثابت مي‌کرد شرکت ماتريکس چرچيل که در «کليولند»[1] اوهايوست، به­ عنوان شبکه خريد نظامي عراق، عمل مي‌کرده است. حتي دو ماه پس از اشغال کويت توسط عراق نيز هنوز مشغول خريد فناوري نظامي آمريکايي براي عراق بوده­اند. همچنين، در اين مدت، بانک BNL دست‌كم يک ميليارد دلار خريد تسليحاتي براي عراق انجام داد؛ از تکنولوژي مرتبط با سلاح هسته‌اي گرفته تا توليد موشک کوتاه ‌برد «ابابيل»، اصلاح موشک «اسکاد بي» و موشک «بالستيک دوربرد کوندر2» و نيز «توپ‌هاي خودکششي 120 ميلي متري هويترز»، از جمله سلاح­هايي بودند كه خريداري شدند.

بانک BNL در اروپا و آمريکا با نام تجاري شرکت العربي فعاليت مي‌کرد و شرکت ماتريکس چرچيل که در بغداد مقر دائمي داشت، با عنوان مجتمع جنگ‌افزاري نصر، به توليد موشک و سلاح‌هاي شيميايي مشغول بود. در سال 1987 شرکت العربي، دفتري در لندن تأسيس کرد و شريک تجاري ماتريکس چرچيل شد. تأسيس ماتريکس چرچيل به­ عنوان اصلي‌ترين قطعه ‌ساز انگلستان، بر مي‌گردد به سال 1923 و در سال 1967 شعبه آمريکايي خود را تأسيس کرد. ماتريکس چرچيل در صنايع نظامي کشورهاي زيادي حضور داشته است كه از آن جمله مي­توان به كشورهاي آمريکا، انگلستان، رژيم صهيونيستي، مکزيک، پاکستان، تايوان، شوروي سابق، چين، آرژانتين، اتريش، نروژ، هند، بلژيک، هلند، استراليا، مصر، ايتاليا و آفريقاي جنوبي اشاره نمود.

محصولات انحصاري اين شرکت، گلوله توپ، فيوز انفجاري و موشک‌هاي ضد زره است و بنا بر آمارهاي رسمي، در سال‌هاي دفاع مقدس، نيمي از صادرات اين شرکت، به مقصد عراق بارگيري مي‌شده است. اين شرکت، همچنين وظيفه داشت فناوري پيشرفته آمريکا را با دلالي به عراق بفرستد. هنري گونزالس درباره با اين موضوعات عنوان مي­دارد: «من مدارکي دارم که ثابت مي‌کند «سام نامان»[2]، مدير خريد شرکت ماتريکس چرچيل و دکتر «الحبابي»، مالک بخشي از اين شرکت، هر دو از عوامل اطلاعاتي عراق بودند. دکتر الحبابي دستور داده بود مدارک مالي شرکت در دفتر بغداد نگهداري شود. اين مدارک دلالت مي‌کرد که شرکت انگليسي ـ آمريکايي ماتريکس چرچيل، مبالغ هنگفتي از سود خود را صرف سازمان‌هاي نظامي عراق مي‌کند. اما با اين همه اطلاعات، دولت بوش، ‌شش هفته پس از اشغال کويت به دست عراق، تأمل و سپس دفتر شرکت ماتريکس چرچيل در آمريکا را تعطيل كرد.»

گونزالس ادامه داده است: «ادعا مي‌شود مقامات دولتي، سام نامان را نمي­شناسند، اما منابع موثق، گواهي مي‌دهند وي پس از حمله به بانک BNL توسط «اف. بي. آي» در يازدهم و دوازدهم سپتامبر 1989 به ديدار مقامات دولتي رفته است. فعاليت وي به صنايع محدود نمي‌شد. او در معاملات نفتي کلان دست داشت و تلاش مي‌كرد کارخانه فولادي را در تگزاس خريداري کند که عملي نشد. وي با وام چهارده ميليون دلاري بانک BNL ، کارخانه فايبر گلاس را براي شرکت نصر عراق خريداري کرد.» اين يکي از خلاء‌هاي قانوني آمريکاست که يک خارجي با خريد 30 درصد از يک شرکت به پيشرفته‌ترين فناوري‌هاي فضايي، هسته‌اي و تسليحاتي دست پيدا کند. هنگامي که در سال 1987 عراق، شرکت ماتريکس چرچيل را خريد، بلافاصله پس از دستيابي به نقشه تجهيزات پيشرفته، با استفاده از تسهيلات ديپلماتيک، آن را به داخل خاک خود منتقل کرد.

بنا بر يک گزارش اطلاعاتي ـ امنيتي، در تابستان 1989، دولت مي‌دانست که ماتريکس چرچيل، يکي از شرکت‌هاي پوششي عراق براي دستيابي به فناوري‌هاي پيشرفته موشکي و هسته‌اي است، اما با اين حال، امنيت ملي را در خطر نديد و همچنان به حمايت و سکوت خود ادامه داد. اسناد بسياري در اين خصوص هست؛ از جمله نامه «پل جي هير»[3] معاون وزير امورخارجه آمريکا که در تاريخ 23، مارس 1989 درباره ملاقاتش با نزار حمدون، ديپلمات عراقي به وزير امور آمريکا نوشته است. در اين نامه آمده است: «هدف از ملاقات، اظهار علاقه براي گسترش همه جانبه روابط و بيان نگراني آمريکا از سلاح شيميايي عراق است.» هير همچنين مي‌گويد: «پس از آنکه نام عراق از فهرست کشورهاي‌ تروريست خارج شد، اين کشور روابط خود را با «ابونضال» قطع کرد، هر چند هنوز دخالت‌هايي در کويت و لبنان دارد و درصدد دستيابي به سلاح‌هاي بيولوژيک و شيميايي است.»

در اين نامه اعلام شده است: «صدام مسئوليت حمله به ناو «يو. اس. اس. اتارک» را به عهده گرفته و نيز در پي استفاده پياپي از سلاح‌هاي شيميايي در جنگ با ايران، در ماه اوت گذشته براي سرکوب گروه‌هاي شورشي کرد بوده است. اين اقدام با محکوميت کنگره و تصويب تحريم‌هايي براي عراق روبه‌رو شد.» در بند ديگري آمده است: «عراق با اعتبارات تضميني ضرر، يک ميليارد دلار محصولات کشاورزي از آمريکا وارد مي‌کند، اما مناسبات تجاري به دليل بدهي‌هاي سنگين عراق، رشد خوبي ندارد.» بوش در نامه‌اي به صدام، رابطه با عراق را بسيار مهم دانست و خواستار حل و فصل مواردي شد؛ از جمله بر استفاده از سلاح‌هاي شيميايي، تأکيد شده است. ايالات ‌متحده از حضور عراق در کنفرانس خلع سلاح ژنو استقبال مي‌کند و به دليل آنکه عراق به تازگي از سلاح‌هايي شيميايي استفاده کرده است، بايد با حضور فعال در کنفرانس‌هاي خلع سلاح و صلح، وجهه و اعتبار خود را بازسازي کند.

همچنين در نامه‌اي که گونزالس، به­ عنوان رئيس کميته بانکداري و اعتبارات مالي به وزير خزانه‌داري نوشته ‌است، اسناد وزارت خزانه‌داري از سرمايه‌گذاري عراق در شرکت‌هاي آمريکايي را خواستار شده است که در پاسخ آمده است: «اين وزارتخانه، هيچ سندي دال بر سرمايه‌ گذاري عراق و خريد شرکت در آمريکا ندارد.» همچنين نحوه نظارت خريد شرکت ماتريکس چرچيل توسط عراق را جويا مي­شود که مجددأ در پاسخ آمده است: «اين وزارتخانه هيچ‌گونه نظارتي بر نحوه تعاملات اين شرکت نداشته است.»

ب- يكي ديگر از اين اسناد، مصاحبه­اي است كه خبرنگاري به­ نام «کریستوفر بولین»[4] با دونالد رامسفلد انجام داده است. این مقاله که شاید بتوان گفت تنها نشریه نسبتأ حقیقت­گوی آمریکایی آن را منتشر کرده در ایامی که بازرسان سازمان ملل و در واقع، بخشی از نیروهای آمریکایی در حال بررسی سلاح­های کشتار جمعی عراق یا محو کردن آن مدارک بوده­اند، تهیه و منتشر شده است و خود سند متقن دیگری بر دخالت و كمك­هاي آمريكاييان در عملكرد صدام در طول هشت سال جنگ محسوب مي­گردد. در قسمتي از اين مصاحبه آمده است: «در طول هشت سال جنگ ایران و عراق در دهه 1980، ایالات متحده و انگلستان، به طور مخفیانه رژیم عراق را با امکانات و وسایلی تجهیز کردند که برای ساخت سلاح­های کشتار جمعی مورد نیاز بود. درست اندکی پس از آن که رئیس جمهور، رونالد ریگان، نماینده خود در خاورمیانه، دونالد رامسفلد را به بغداد فرستاد تا روابط عراق و آمریکا را بازگشایی کند، محموله­های میکروبی، سمی و تجهیزاتی که برای تولید سلاح­های شیمیایی و بیولوژیک مورد نیاز بودند به عراق سرازیر شدند؛ اگر چه در همان زمان، عراق به­ طور گسترده­ای از سلاح­های شیمیایی استفاده می­کرد.»

رامسفلد اولین بار در 19 و 20 دسامبر 1983 و اول ژانویه 1984 به بغداد رفت. روزنامه واشنگتن پست گزارش داد که سیاست ایالات متحده در حمایت از عراق تغییر کرده است. آمریکا، ملت­های دوست منطقه خلیج فارس را آگاه کرد که شکست عراق در جنگ سه ساله­اش با ایران می­تواند در مقابل منافع آمریکا باشد و حرکت­های زیادی را برای جلوگیری از این نتیجه انجام داده است. رامسفلد در مارس 1984 به بغداد بازگشت و با وزیر خارجه، طارق عزیز دیدار کرد. رامسفلد زمانی در عراق بود که گزارش سال 1984 سازمان ملل منتشر شده بود، ولی او هیچ کلامی درباره استفاده عراق از سلاح­های شیمیایی بر زبان نیاورد. در مقابل، روزنامه نیویورک تایمز  در 29 مارس 1984 از بغداد گزارش کرد: «دیپلمات­های آمریکایی اذعان دارند که از روابط میان آمریکا و عراق خشنودند و بازیابی سطح عادی روابط دیپلماتیک را پیشنهاد کردند.»

 

«UPI»[5] از سازمان ملل متحد در ملاقات با رامسفلد در 24 مارس، چنین گزارش مي­دهد: «گاز خردل که با یک عامل عصبی پیوند خورده بود، علیه سربازان ایرانی در طول 43 ماه از جنگ خلیج{فارس} میان ایران و عراق به­کار رفته است.» در ضمن در پایتخت عراق، بغداد، نماینده ریاست جمهوری آمریکا، دونالد رامسفلد، قبل از ترک کردن آن كشور به ­سوی هدفی نامشخص، گفت­وگوهایی را با وزیر خارجه، طارق عزیز درباره جنگ خلیج{فارس} داشته است؛ یکی ديگر از گزارشات سازمان ملل می­گوید: «سلاح­های شیمیایی در قالب بمب­های هوایی در مناطقی استفاده شده­اند که توسط بازرسان متخصص مورد شناسایی قرار گرفت.» انواع عامل­های شیمیایی به کار رفته عبارتند از: کلرواتیل، سولفید، گاز خردل، اتیلن، دی متیل فوسفورآمید سیانور و یک عامل عصبی که با نام تابون شناخته می­شود. رامسفلد که از 1977 تا 1985 در رأس شرکت داروسازی G.D. Searle Co بود در مصاحبه با شبکه خبری بی.بی.سی اذعان کرده است که او به این که عراق در زمان ملاقات او در لیست کشورهای تروریست قرار دارد، باور داشته و او به­طور قطعی می­دانسته که عراق از سلاح­های شیمیایی استفاده می­کند.[6]

در 1986 ذخایر سیاه زخم و مواد سمی (بولیتینیوم) آمریکا با تأیید دپارتمان تجاری ایالات متحده به دانشگاه بغداد منتقل شد. محققان آمریکایی ثابت کردند که محموله­های متعددی از مواد بیولوژیک شامل 21 نوع از سیاه زخم، ثبت شده که در طول سال­های 1985 تا 1988 به عراق منتقل شده­اند. میکروب­های آزمایشگاهی برای پرورش سیاه زخم، به­ طور آزاد از مراکز نظامی آمریکا برای تحقیقات شیمیایی و بیولوژیک در مرکز «فورت دتریک»[7] مرکز جمع­ آوری گونه­های آزمایشگاهی آمریکا (ATCC)[8] به مخزن نمونه­های بیولوژیک وارد شده­اند. ATCC در دهه 1980 دو محموله سیاه زخم را به عراق فرستاد. دو نژاد سیاه زخم و شش نژاد از «کلاستریدیوم بولیتینیوم» در می 1986 به دانشگاه بغداد رژیم عراق فرستاده شدند که بعداً بازرسان سازمان ملل آنجا را در رابطه با برنامه سلاح­های بیولوژیک عراق تشخیص دادند. محموله 1988 ارسالی از ATCC نیز چهار نژاد از سیاه زخم را شامل می­شد.(بولين، 2002: 23)

نادیده انگاشتن اقدامات جنایتکارانه صدام و صادرات محموله­های ویروسی و اقدامات غیرانسانی دیگر از سوی آمریکایی­ها به عراق جهت برخورد با ایران گوشه­ای دیگر از مداخلات جنایتکارانه آمریکا در جنگ تحمیلی علیه دولت ایران بود: هنگامی که «پل فریندنبرگ»[9] رئیس قسمت صدور پروانه صادرات در وزارت بازرگانی آمریکا درخواست صدور رهنمود رسمی برای روشن ساختن سیاست صدور پروانه صادرات به عراق، آن هم هنگامی که روشن بود که صدام در حال بکار بردن سلاح­های شیمیایی در نبرد با ایران و علیه اکراد است، نمود شورای امنیت ملی آمریکا به نامبرده ابلاغ کرد تا صادرات به آن کشور را به عنوان «بازرگانی معمولی» و عادی تلقی نماید. بسیاری از صادرات ایالات متحده به عراق حتی منحوس­تر و وحشت انگیزتر بودند. در فاصله سال­های 1987 تا 1990 ایالات متحده پروانه صدور 771 عناصر مربوط به زیست شناسی و بیولوژیکی (ویروس­ها و باکتری) و تعداد زیادی ابزار و ادوات با فناوری پیشرفته و مواد قابل بهره برداری نظامی نیز به آن کشور صادر نمود.

در آمریکا «مرکز شناسایی و کنترل و جلوگیری از بیماری­ها»[10] واقع در شهر آتلانتا در سال 1985 برای انجام «پژوهش­های پزشکی» سه محموله ویروس موسوم به «West Nile Virus» را به عراق فرستاد و در فاصله زمانی 1985 تا 1989 نیز محموله دیگری از نوع (ATCC) که بطور معمولی انواع باکتری­ها و ویروس­ها را در اختیار شرکت­ها و مؤسسات آکادمیک و دولت­ها در سراسر جهان قرار می­دهد. با صدور اجازه رسمی برای انواع باکتری­های سیاه زخم و سایر باکتری­هایی که بیماری مننژیت[11]، آنفولانزا و کزاز، به کشور عراق صادر نمود. وزارت خانه­های دفاع، نیرو، بازرگانی و کشاورزی ایالات متحده نیز در تجهیز و بسیج عراق دخالت داشتند. همین طور آزمایشگاه­های جنگ افزارهای هسته­ای Sandia و  Lawrence Livermore در ترتیب صدور روادید ورود برای سه تن از دانشمندان هسته­ای عراقی، به برنامه تسلیحات هسته­ای عراقی کمک نموده و مواد «انفجاری یا غیرگذاری»[12] در اختیار آن کشور قرار دادند.

براساس گزارشی که از سوی «دنیس کوکنیک»[13] تهیه گردید، شرکت­های آمریکایی براساس اجازه نامه صادره از سوی دولت بوش (پدر)، برخی از قسمت­های یک نیروگاه جدید هسته­ای را به عراق صادر نمودند. تا سال­های آخر 1989 تا 1990 باکتری­های کشت شده زنده هنوز از آمریکا به عراق جهت انجام     پژوهش­های مبارزه با میکروب فرستاده می­شد. در حالی­که شرکت­های آمریکایی از جمله شرکت بکتل در ساختمان و تأسیس یک کارخانه تسلیحات شیمیایی در آن کشور کمک نموده و محصول موسوم Hydrogen Cyanide Precursors را به کشور عراق صادر می­نمودند.

 

منبع: مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی، عسگری، شاداب، 1393، ایران سبز، تهران


Cleveland.1

Sam Naman.2

Paul. J. Hair.3

4 – Christopher Bollyn.

5- United Press Internationalیا اتحادیه خبرگزاری بین­المللی.

6- رامسفلد در 1984 از سِمَت نماینده ویژه در مسائل عراق استعفا کرد. در نوامبر همان سال، روابط دیپلماتیک ایالات متحده و عراق به­طور کامل بازیابی شده بود. دو سال بعد، در مقاله­ای پیرامون اشتیاق رامسفلد برای ورود به عرصه نامزدی ریاست جمهوری سال 1988 جمهوری خواهان، تریبون شیکاگو، کمک به بازگشایی روابط میان آمریکا و عراق به رامسفلد نسبت داده شد؛ هرچند یادآوری این نکته که رامسفلد زمانی این کار را انجام داد که طبق اعلام وزارت خارجه، عراق به­طور فعالانه­ای سلاح­های شیمیایی را به­کار می­برد، فراموش شد.

7 – Fort Dtryk.

American Type Culture Collection 8-

9– Paul Freedenberg.

CDC.10- The U.S.Center For Disease Control

 11- Meningitis.

Non-Fissle Explosive. 12-

 13- Dennis Kucinik.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده