ترابری هوایی تاکتیکی؛ گره گشای جبهه ها (3)
اشاره: در قسمت قبلی همانطور که جناب سرهنگ جعفری بیان کرد یکی ار کارهای بسیار مهم گردان ترابری نیروی هوایی انتقال لشکر های 77 پیاده خراسان و 81 زرهی زاهدان به جنوب غربی در خوزستان، در کمترین زمان ممکن بود؛ چه بسا که اگر این لشکرها در زمان مناسب به جبهه های جنوب غربی منتقل داده نمی شدند، بخش های وسیعتری از خاک کشور در تصرف عراق قرار می گرفت، که خوشبختانه این امر به واسطه ی همت بالای گردان ترابری نیروی هوایی در انتقال این دو لشکر و البته اراده بالای کارکنان این دو لشکر محقق نشد. و اینک ادامه مصاحبه :
  • یکی از مهم ترین وظایف تیپ ترابری در زمان جنگ، حمل مجروح است. لطفا در این باره توضیح بفرمایید.

بله! همانطور که می دانید، در زمان جنگ، تخلیه منطقه عملیاتی از مجروح چه به صورت زمینی و چه به صورت هوایی، کار بسیار مهم و حیاتی است. اول به خاطر نجات جان رزمندگان و دوم اینکه به خاطر تجمع مجروحان در منطقه جنگی، توان لجستیکی زیادی را به خود مشغول کرده و در مجموع عملیات های زمینی را در سطح جبهه تحت الشعاع قرار می دهد، پس هر چه سریعتر مجروحان باید از پشت جبهه به بیمارستان ها منتقل شوند.

تخلیه مجروحان در زمان جنگ، یکی از کارهای عادی گردان ترابری و بخصوص سی-130ها بود.شیوه ای که ما برای هر چه بهتر شدن شیوه جابجایی مجروح اتخاذ می کردیم، حمل و نقل شبانه این عزیزان از مناطق جنگی به اقصی نقاط کشور بود. ویژگی حمل و نقل شبانه این بود که اگر قرار بود تخلیه مجروح از فرودگاه های نزدیک به خط مقدم انجام گیرد، فرود هواپیما توسط ستون پنجم به دشمن اعلام می شد. بنابراین ما سعی می کردیم در این ماموریت ها، شبانه آن هم بیشتر در باندهای ناآماده که باندهای اضطراری برای فرود هواپیماهای شکاری بود، نشست و برخاست انجام دهیم.

هیچ وقت فراموش نمی کنم، زمانی که با هرکولس برای انتقال این عزیزان می رفتیم، همین که فرود می آمدیم، برای اینکه صدای زیاد موتورهای سی-130 توجه ستون پنجم دشمن را به خود جلب نکند، موتورها را در بیشتر مواقع خاموش می کردیم و یا یکی از موتورها را روشن نگه می داشتیم تا پس از انتقال کامل مجروحان به درون هواپیما، بدون معطلی، دیگر موتور را استارت زده و حرکت کنیم.  در این مواقع، مجروحان در آن تاریکی همین که ما را با لباس پرواز می دیدند و متوجه می شدند که خلبانیم،سلام می کردندو خسته نباشید می گفتند. ماهم بدون اینکه استراحتی بکنیم و یا چیزی بخوریم، بلافاصله حرکت کرده و به سمت شهرهایی که در پرواز به ما اعلام می شد، حرکت می کردیم.

خاطره ای از مجروحان دارم که جالب و خنده دار است و ذکر آن خالی از لطف نیست. یک شب ماموریت پیدا کردیم، که مقداری تجهیزات و آذوقه برای برادران سپاه که همان شب گویا قرار بود عملیاتی انجام دهند، به گیلان غرب ببریم. ساعت 12 شب از اصفهان بلند شدیم به مقصد گیلان غرب!. همانطور که عرض کردم، برای جلوگیری از لو رفتن پروازها، محل فرود بیشتر مواقع باندهای فرود اضطراری یا اتوبان های تعویض شده بود.

خلاصه سر موقع هواپیما را فرود آورده و بچه های سپاه مشغول تخلیه بار شدند. در همین زمان که ما منتظر تخلیه بارها و پرواز به سمت اصفهان بودیم، فرمانده سپاه مستقر در منطقه، داخل هواپیما آمد و گفت که عملیات آغاز شده و در صورت امکان ما صبح با مجروحان این عملیات به اصفهان برگردیم.  ما که دیدیم بهتر است خالی نرویم و چه بهتر که جان چند هموطن را نجات دهیم، موافقت کردیم  که شب را آنجا مانده و صبح به همراه مجروحان پرواز کنیم.

بلافاصله تدارکات پذیرایی از ما به عنوان مهمانان ویژه آغاز شد و الحق بچه های سپاه پذیرایی مخصوصی از ما کردند. موقع خواب که شد، ما را به همراه تعدادی دیگر از مهمانان خود به خوابگاه ویژه که بهترین محل خواب قرارگاه بود، راهنمایی کردند. صبح که از خواب برای نماز صبح بیدار شدیم، دیدیم که درون حوض خوابیده بودیم. من و دیگر بچه ها با دیدن این صحنه از شدت خنده روده بر شده بودیم و خوابیدن در حوض هم شد برای ما خاطره! با انتقال مجروحان به هواپیما به اصفهان بازگشتیم.

  • این پروازهای شبانه که در برخی موارد با ماموریت های روز بعد ادامه پیدا میکرد، باعث خستگی بیش از حد خلبان نمی شد؟

باید بگویم خلبانان گردان ترابری نه تنها پرواز های 24 ساعته به وفور انجام می دادند، بارها و بارها پیش می آمد که 48 ساعت بی وقفه و با استراحت های کوتاه مدت پرواز می کردند. در این سری پرواز ها خلبانان در همان استراحت های کوتاه غذا می خوردند تا وقت تلف نشود. نکته جالب در این قضیه که لازم است ابتدا برایتان بگویم، مربوط به خود هواپیمای سی-130 است. هواپیمای سی-130 در حالت پرواز عادی اصولا عیب های کوچک و بزرگ زیادی پیدا می شود، یعنی از هر 10 پرواز اصولاً در پنج یا شش پرواز، هواپیمای هرکولس سالم از زمین بلند می شودو در مقصد با عیب به زمین می نشیند.

از طرفی دیگر، هرکولس هواپیمایی به شدت قطعه خور است. یعنی تعویض قطعه در زمان کوتاه با توجه به فشار بیش از حدی که در حین پروازهای ترابری سنگین به هواپیما وارد می شود در سی-130امری عادی است.در پروازهایی که عرض کردم، خدمه پرواز در حدود 48 ساعت نمی خوابیدند و به چرت های کوتاه مدت و غذا خوردن سرپایی اکتفا می کردند.

هواپیمای سی-130 که در حالت عادی مکرراً از خود نقص فنی نشان می دهد، بدون عیب و به قولی یک نفس- یک هفته الی 10 روز- پا به پای ما می آمدو از پای نمی ایستاد. البته هم همواپیما همکاری می کرد و هم خلبان! در برخی موراد هم که هواپیما عیب می آورد و در مواقع صلح هواپیما برای تعمیر باید زمینگیر شود، خلبان با رعایت حاشیه های امنیت، هواپیما را به پرواز در می آورد و در لحضه های حساس که در زمان جنگ از این مواقع کم نداشتیم، گره بزرگی از جنگ را باز می کرد.

مثلا از ملخ هواپیما روغن نشت می کرد، خلبان در مواقع عادی برای سلامت پرواز می تواند هواپیما را بخواباند، با کمک نفرات فنی و سرویس مکرر روغن ملخ در مراحلی از جنگ که نیاز شدید به سی-130 وجود داشت، خود و هواپیما را در خدمت جنگ قرار می داد که از این موارد هم کم نداشتیم و باید بگویم یگان ترابری نیروی هوایی در جنگ به مانند دیگر یگان های این نیرو کارنامه ای بس درخشان و زرین به ملت عزیز ارائه داد.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص94

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده