نبردهای هوایی ایران (42)
ب ـ شرح و اجرای نبردهای هوایی عملیات نصر (2) اوج عملیات‏های هوایی در روزهای 18 و 19 دی‏ماه به وقوع پیوست. در این روزها رزمندگان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و گروه جنگ های نامنظم شهید چمران تا اندازه‏ای توانستند با پشتیبانی هوایی نهاجا، به بخشی از اهداف تعیین شده خود دست یابند و دشمن را به عقب برانند که در طی آن شادروان امیر سرلشکر سلیمی به عنوان رئیس ستاد جنگ‏های نامنظم مجروح شد و پس از انتقال به تهران در بیمارستان خانواده تحت عمل جراحی قرار گرفت[1]. در این روز، نهاجا با 38 فروند «اف4» و «اف5» با بمباران گسترده نیروهای دشمن، تلفات و خسارات سنگین به ارتش متجاوز عراق وارد ساخت.

مأموریت بمباران هوایی بر اساس درخواست‌های مرکز دسک[2] اهواز و زیر امر فرمانده هوایی در عملیات مشترک انجام و روی دو منطقه یعنی دهکده‏هایی به نام «ام‌الغفار» و «ام‌الفصیح» که دشمن از این نقاط با آتش توپخانه بیشترین فشار را بر تیپ یکم و سوم زرهی لشکر16 وارد می‌کرد، متمرکز بود. از این رو، تیپ‌های خودی تحت فشار بی‌امان دشمن تصمیم گرفتند به شمال کرخه‌کور یعنی همان مواضع قبلی خود بازگردند. دلایل بیشتر پروازها در این روز، عقب‌نشینی این تیپ‌ها بود تا بتوانند با کمترین خسارات به آن‏سوی شمالی کرخه‌کور از پل‌هایی که دشمن قبلاً بر این رود احداث کرده بود، بگذرند. در این نبردها به علت پوشش مناسب دفاع موشکی صحنه نبرد توسط عراق، شش فروند از هواپیماهای «اف4» خودی مورد هدف قرار گرفتند که یک فروند آن توسط سرگرد فرج‏اله براتپور با تحمل صدمات فراوان بر روی باند پایگاه دزفول سالم فرود آمد و پنج فروند دیگر سرنگون شدند که شرح آن در ادامه آمده است. به هر روی، در روز 18 دی، دو نوبت پرواز شناسایی بوسیله هواپیماهای «آر.اف5» از مبدأ پایگاه هوایی دزفول انجام شد. نتایج عکسبرداری حاکی از احاطه نیروهای خودی توسط یگان‏های دشمن بود.

با این توصیف، عملیات نصر در مورخ 23/10/1359 پس از 25 روز نبرد هوایی و هشت روز نبرد زمینی، با همه سختی‏ها و تلفات آن، بدون دستاورد مهمی پایان پذیرفت[3]. در این عملیات بود که شهید حسین علم‏الهدی و یارانش بدون توجه به هشدارهای سرهنگ جمشیدی فرمانده تیپ عمل کننده در منطقه «هویزه» با سلاح‏های ابتدایی به مصاف دشمن رفتند و همگی به شهادت رسیدند.

سرهنگ محمدرحیم پورفرزانه، یکی از خلبانان شرکت‏کننده در عملیات نصر چنین می‏گوید: «با شروع عملیات، رزمندگان ایرانی به خوبی توانستند دشمن را عقب برانند. اما در ادامۀ عملیات در دام پاتک گازانبری نیروهای عراق افتاده و تحت شرایط سختی قرار گرفتند. نیروی هوایی برابر برنامه‌ریزی قبلی، عملیات پشتیبانی نزدیک هوایی از نیروهای سطحی را انجام می‌داد. شب هفدهم که اهواز در خطر سقوط قرار گرفته بود و عراقی‌ها به نزدیکی آن رسیده بودند، سرهنگ جواد فکوری فرماندهی نهاجا با سرگرد پورگلچین فرمانده پایگاه همدان تماس گرفته و تأکید کرده بود…، همۀ خلبان‌ها بسیج شوند تا جلوی دشمن گرفته شود. به نقل از امیر فرج‌اله براتپور، فکوری گفته بود، حتی اگر خلبانی پایش شکسته، بگذارید پرواز کند!

صبح روز هیجدهم دی، یک پرواز دو فروندی با لیدری براتپور و کابین عقب‌اش حسینی برنامه شد که من همراه با سیدجعفر طالبیان شماره دوی آن بودیم. هدف، نیروهای تقویتی عراق بود که از شهر العماره برای کمک به نیروهای پیشرو در حرکت بودند. خوشبختانه با توجه به بارش باران و باتلاقی شدن منطقه، آنها فقط به جاده متکی بودند و این کار ما را راحت‌تر کرده بود. وقتی به منطقه رسیدیم، علاوه بر بمباران ادوات دشمن، دور زده و یک بار دیگر ستون را روی جاده به مسلسل بستیم. خودرو بود که از جاده منحرف و چپ می‌شد. لحظاتی بعد روی هور رسیدیم. از لابه لای نیزارها موشک سام بود که به طرف ما می‌آمد. جهنمی از آتش پدافند شکل گرفته بود. یک موشک به بال چپ هواپیمای لیدر (امیر براتپور) اصابت کرد و او مجبور شد در پایگاه هوایی دزفول بنشیند. من به پایگاه خودمان برگشتم. ساعاتی بعد، به اتفاق ستوان کورش روندی در کابین عقب، همراه با یکی از خلبان‌ها به عنوان شماره دو قرار شد؛ موقعیت دشمن را بمباران کنیم. از آنجا که فکر می‌کردم با آن حجم آتش و تجربه کم شماره دو، او کار دست خودش می‏دهد، نپذیرفتم. البته پس از بگو مگوهای طولانی قرار شد، تک فروندی مأموریت را انجام دهیم.

نزدیک غروب، روی هدف بودیم. تشعشع خورشید دید را خیلی کم کرده بود. افسر ناظر مقدم اطلاع داد، وضعیت خیلی بد است و شما می‌توانید برگردید. اما دلم راضی نشد! به اجبار گردشی 30 درجه انجام دادم تا هدف را بهتر ببینم. به نقطه‌ای رسیدیم که مهمات را در یک منطقه دایره‌ای چیده بودند. از همه طرف این نقطه به سمت ما تیراندازی می‌شد. به خودم گفتم، محال است از میان این گلوله‌ها جان سالم به‌در ببریم. اما به لطف خدا رد شدیم. یک آن دیدم انگار مسلسل هواپیما خود به خود تیراندازی می‌کند. فکر کردم سامانه آن خراب شده. ولی خیلی زود متوجه شدم این گلوله دشمن است که به محل مسلسل اصابت کرده و از کنار هواپیما می‌گذرد! بعد از گردش کامل به سمت مرز خودی، دید بهتر شد و توانستم تا حد امکان نزدیک زمین پرواز کنم. مدتی بود از روندی خبر نداشتم. از آینه نگاه کردم او را ندیدم. با نگرانی صدایش زدم. جواب داد. گفتم، کجایی؟ جواب داد، آنقدر گلوله زیاد بود که صندلی را به پایین‌ترین حالت برده و سرش را نیز همین‌طور! به هر حال آن روز خدا عمری دوباره به ما داد. در این روز پایگاه هوایی شهید نوژه، یکی از پر حجم‌ترین پروازهای عملیاتی را علیه نیروهای عراق انجام داد و توانست مانع از سقوط احتمالی اهواز شود[4]». این مطالب از آن روی در این نوشتار آمده است تا خوانندگان گرامی بدانند که ارتش جمهوری اسلامی ایران در این عملیات با چه مشکلاتی روبرو بود و چه تلفات سنگینی را متحمل شد. امیر سرتیپ2 فرج‏اله براتپور از پایگاه سوم و امیر سرتیپ2 اکبر توانگریان از پایگاه ششم، هردو نقل می‏کنند که حین اجرای عملیات، پس از پاتک دشمن در روزهای هیجدهم و نوزدهم دی‏ماه، درخواست پشتیبانی آتش هوایی شد و شهید فکوری با مرکز فرماندهی پایگاه تماس گرفت و هشدار داد که اهواز در آستانه سقوط است. لذا با وجود حجم آتش سنگین دشمن، خلبانان نهاجا از پایگاه‏های یادشده با آرایش کامل بمب‏های 250 پوندی بپاخاستند و بخشی از نیروهای دشمن را منهدم کردند. البته علت ناکامی در عملیات «نصر» را که نخستین تجربه عملیات بزرگ ایران بود، باید از یکسو به علت ناهماهنگی و اختلاف نظر بین مسئولین عالی رتبه کشوری و لشکری و برخی عوامل داخلی و از سوی دیگر، آگاهی زودهنگام دشمن از طرح عملیات و اجرای «پاتک» سنگین و غافل‏گیرانه جستجو نمود. با این وجود انجام نخستین عملیات آفندی کلاسیک ارتش، باهمه کاستی‏ها، تجربه بسیار مفیدی در زمینه لزوم انسجام نیروهای خودی و بیرون راندن دشمن، فراروی تصمیم‏سازان و مراجع اتخاذ تصمیم قرار داد که پرداختن به آن از موضوع بحث خارج است.

 

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران


[1] – گلفام، ابراهیم و قاسم اکبری‌مقدم (1395) «یارِ دوست: خاطرات امیر سرلشکر سلیمی» تهران: انتشارات آتشبار، سحآدم ارتش ج.ا.ایران، ص 116.

[2]– دسک که اختصار واژگان «DIRECT AIR SUPPORT CENTER :DASC» یگان هوایی است که به‌صورت موقت و تا خاتمه عملیات لشکرهای زمینی در جوار قرارگاه اصلی تشکیل می‌شود و آتش پشتیبانی هوایی عملیات را هدایت می‌نماید.

[3] – حسینی، سیدیعقوب (1393) «عملیات نصر»، تهران: انتشارات ایران سبز به سفارش هیئت معارف جنگ شهید صیادشیرازی، ص 241

[4] – مهرنیا، احمد (1393) «ستاره‌های نبردهای هوایی»، تهران: انتشارات سوره مهر، جلد دوم، چاپ اول، ص 110. 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده