نخستین گروه اسیران عراقی
خاطره یکی از رزمندگان مدافع خرمشهر 2 نیروهای بعثی، تو گویی به حضور ما تردید کرده بودند، که مثل صاعقه بر آنها هجوم بردیم. آنها کاملاً درمانده و مستاصل شده بودند. از این رو دست هایشان را به نشانه تسلیم بالا بردند و دخیل دخیل گویان از ما امان خواستند. فرمانده دستور توقف شلیک را داد. مشتی عراقی بدبخت بودند که با زور سرنیزه صدام جرات چنین جسارتی را به خود داده بودند.

در چنان فضایی که عراق، خود را قدرت برتر منطقه می دید و گمان می کرد، جنگ ظرف هفته آینده و یا هفته های آینده به سود او پایان خواهد گرفت، به اسارت درآوردن عراقی ها، برای نیروهای ما در حکم یک تجدید روحیه عالی بود.

به هر حال جانب احتیاط را رها نکردیم و به رغم زنهار خواهی نیروهای عراقی- مسلح و آماده- به آنها نزدیک شدیم. ناگهان چنان که گمان کرده بودیم، دو نفر از نیروهای عراقی، حرکتی احمقانه کردند؛ آنها در یک لحظه به سمت سلاح های خود رفته، آن را برداشته که به سمت ما شلیک کنند. اما کور خوانده بودند!

برای آنکه درسی به بقیه داده باشیم، آن دو نفر را از پا درآوردیم. با دیدن این صحنه، بقیه نیروهای عراقی رامِ رام شدند و دیگر چیزی جز تبعبت از خود نشان ندادند. همه عراقی ها که حالا به اسارت نیروهای غیور ارتش ایران در آمده بودند، خلع سلاح شدند. ما فاصله خود را با آنان به حداقل رسانده بودیم. مهمات و اسلحه آنها به رغم تعداد کم شان، قابل توجه و زیاد بود. با تدبیر فرمانده، اسرای عراقی را به دژبانی خرمشهر- که محل اصلی استقرار ما بود- انتقال دادیم. غنایمی را هم که از این درگیری پیروزمندانه به دست آورده بودیم، جمع آوری و به سمت قرارگاه به حرکت درآوردیم.

در بازجویی های اولیه ای که از اسیران صورت گرفت، معلوم شد که به آنها از طرف سلسله مراتبشان ابلاغ شده که شهر خرمشهر ((کاملاً تحت تصرف ماست؛ از این رو شما می توانید به راحتی وارد شهر شده و گزارش حضور خود را به ما اعلام کنید!))

مطابق گفته این اسیران، آنها سرگرم احداث سنگر برای خود بودند که غیور مردان ارتش چون عقابی آهنین بر آنها فرود آمدند و گمانشان را باطل کردند. این رویداد، ضربه سنگینی را به روحیه نیروهای عراقی وارد کرد و برعکس، نشاطی وصف ناپذیر را به اردوگاه رزمندگان ایرانی منتقل کرد.

اسراء پس از مدتی به اهواز انتقال یافتند و غنایم به دست آمده هم به سپاه تحویل شد؛ چون در آن زمان سپا هنوز سازمان نگرفته بود و از نظر امکانات در شرایط نامطلوبی قرار داشت.

اهمیت این خاطره بیشتر از آن جهت است که نیروهای دریا دل و رزمندگان غیور نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران- که ما تکاوران نیروی دریایی اش بودیم- اولین کسانی بودند که نخستین اسیران عراقی را در شرایطی که عراق ادعای برتری جویی داشت، تحویل اردوگاه اسیران دادند و از این رو باید بگویم اولین گروه اسیرانی که در فاصله روزهای هشتم مهرماه سال 1359، تا چهاردهم همان تاریخ به اسارت رزمندگان ارتش اسلام درآمد، به عنوان نخستین گروه اسیران عراقی به شمار می آید.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص130

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده