نبردهای هوایی ایران (36)
نیروی دریایی، به منظور اجرای عملیات «مروارید» نیازمند پشتیبانی هوایی بود. از این رو به استناد طرح «ذوالفقار»، اقدام به تدوینِ دستور رزمی ِدرفش در قالبِ عملیات مشترک دفاعی و مراقبت هوایی و دریایی کرد[2], و در بخش مأموریتِ آتش پشتیبانی، وظایفِ دفاع هوایی، دریافت اطلاعات و هشدار اوّلیه را برعهده نیروی هوایی گذاشت که مراتب به پایگاه‏های یکم، ششم، هفتم، هشتم و نهم شکاری واگذار شد.

7 ـ عملیات مشترک مروارید و نابودی نیروی دریایی عراق

نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، ماه‏ها قبل از شروع جنگ تحمیلی چتر حمایتی خویش را بر روی دلاورمردان نداجا در سراسر مرزهای آبی کشور بویژه منطقه خلیج فارس گسترده بود و با شروع جنگ، این پشتیبانی در ابعاد ترابری هوایی تکاوران، شناسایی و عکسبرداری هوایی، پوشش و آتش پشتیبانی هوایی تبلور عینی پیدا کرد و این حمایت‏ها در «عملیات مشترک دریایی- هوایی مروارید» به اوج خود رسید و موجب نابودی نیروی دریایی دشمن شد. از آنجا که «عملیات مشترک مروارید» از نظر راهبردی و راهوردی (تاکتیکی) از اهمیت بالایی برخوردار است، در این مبحث تلاش شده است تا فرایند عملیات با رویکرد نبردهای هوایی به اختصار تشریح ‏شود:

الف ـ سابقه و زمینه عملیات

برابر طرح «ذوالفقار»، وظیفه پشتیبانی از یگان‏های دریایی به پایگاه ششم شکاری بوشهر محول شده بود. به همین منظور، این پایگاه بخشی از توان رزمی خود را به این امر اختصاص داد و نهاجا در همان روزهای اول جنگ، علاوه بر هواپیماهای گشت شناسایی «پی3ا.ِف»، گردان11 شناسایی موظف به انجام درخواست عکس هوایی نداجا بود که در این رابطه در روز دوم مهر 1359، بلافاصله پس بمباران بندر ام‌القصر به درخواست نداجا در روز بعد یک فروند «آر.اف4» از منطقه عکس‌برداری کرد. در تفسیر اولیه عکس‌ها، مشخص شد که تعداد محدودی ناوچه در اسکله نظامی وجود دارند که قابلیت رزمی ندارند و به ‌احتمال‌زیاد برای پدافند هوایی مورداستفاده قرار می‌گیرند و مابقی ناوچه‌ها درجایی پنهان ‌شده‌اند. به دنبال نتایج این عکس‌برداری و پنهان شدن ناوچه‌های دشمن، شایعاتی مبنی بر مشاهده ناوچه‌های اوزای عراقی در آب‌های جنوبی خلیج ‌فارس، نیروی دریایی صبح 10 مهر درخواست عکس‌برداری از منطقه را می‏دهد. در این روز، هواپیماهای شکاری فانتوم نیز در پایگاه بندر‌عباس مجهز به موشک ماوریک منتظر نتیجه عکس‌برداری بودند تا با مشاهده ناوچه‌های عراقی، آنها را از بین ببرند[1]. البته بعد مشخص شد که نیروی دریایی عراق در این منطقه حضور ندارد. تا این که در روز 29 آبان، نیروی دریایی درخواست عکسبرداری هوایی مجدد از اسکله‌های «اَلبَکْر، الاُمّیه» و بنادر ام‌القصر را داد. عکس‌های گرفته‌شده در این پرواز، به طرح‌ریزی عملیات اشکان و شهید صفری کمک شایانی کرد. در این دو عملیات اسکله‌های «اَلبَکْر و الاُمّیه» تصرف و سپس به آتش کشیده شدند و همین عکس‌ها دوباره در عملیات مروارید مورد استفاده قرار گرفتند.

نیروی دریایی، به منظور اجرای عملیات «مروارید» نیازمند پشتیبانی هوایی بود. از این رو به استناد طرح «ذوالفقار»، اقدام به تدوینِ دستور رزمی ِدرفش در قالبِ عملیات مشترک دفاعی و مراقبت هوایی و دریایی کرد[2], و در بخش مأموریتِ آتش پشتیبانی، وظایفِ دفاع هوایی، دریافت اطلاعات و هشدار اوّلیه را برعهده نیروی هوایی گذاشت که مراتب به پایگاه‏های یکم، ششم، هفتم، هشتم و نهم شکاری واگذار شد. به همین منظور، اوّلین گام، تشکیل «گروه رزمی‏421» بود که به‌نام «قرارگاه عملیاتی نیروی دریایی» (مستقر در بوشهر) برداشته شد. این یگان که چندی بعد به «نیروی رزمی 421» تغیییر نام داد، مأموریت یافت تا در یک عملیات سرّی، شنـاورهـای تنـدروی خود را به اسکله اَلبَکْر(اسکله شمالی) و اسکله الاُمّیه(اسکله جنوبی) رسانده و ضمن به اسارت درآوردنِ نظامیانِ مستقر بر روی این دو سکوی عظیم، پایه‌های اسکله‌ها را منفجر سازد. ظاهراً به‌دلیلِ سهولت در انجام مأموریت، درخواستی از نیروی هوایی برای پشتیبانی و پوشش‏ هوایی نشده بود. چراکه فرماندهی و عوامل «نیروی رزمی 421» به‌خوبی آگاه بودند که شبانه روز، یک فروند هواپیمای «اف14» برفراز بنادر امام خمینی(ره)، ماهشهر وجزیره خارک در پرواز است و یک فروند دیگر هم در کنار هواپیمای سوخت‌رسان، آمادگیِ پرواز را دارد. درپی آن، فرماندهی مزبور با هماهنگیِ نهاجا (طبق دستور عملیاتی درفش) روزانه دو فروند هواپیمای «اف4» مجهز به موشک‌های هوا به هوا را نیز برای مقابله با جنگنده- بمب‌افکن‌های دشمن که قصد نفوذ به فضای شمال غـرب خلیج فارس را داشتند، از پایگاه هوایی بوشهر درخواست کرد. در ضمن، روزانه دو فروند هواپیمای «اف4ئی» مجهز به موشک‌های هوا به سطحِ «ماوریک» نیز به‌صورت آماده در پایگاه هوایی بندرعباس قرار داشتند تا بنا به‌ضرورت و درخواستِ «نیروی رزمی ‏421» برای مقابله با شناورهای دشمن در منطقه حضور یابند.

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران


[1]– سیاری، حبیب‌ا… و دیگران، (1389) «تقویم تاریخ دفاع مقدس نداجا»، تهران: مرکز انتشارات راهبردی نداجا، جلد2، ص 97، ص 124، 392 و 377

[2]– دستور عملیاتی «ذوالفقار» که به «درفش» نیز موسوم است، شاملِ تأمینِ آتش پشتیبانی، پدافند هوایی، ارائه اطلاعات و هشدارهای اوّلیه و خدمات پشتیبانی رزمی به یگان‌های شناور نداجا می­شد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده