مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی -70
سال آخر جنگ اقدامات خصمانه آمریکا در جنگ تحمیلی صرفأ در حمایت­های همه جانبه این ابر قدرت از عراق و یک سری تحریم­های اقتصادی و تسلیحاتی خلاصه نگردید. بلکه این قدرت سلطه­گر جهانی نیات درونی خود را نهایتأ آشکار ساخت و وارد جنگ و درگیری نظامی با ایران گردید.

«ویلیام کلبی»[1] یکی از مدیران سابق سازمان سیا، پیروزی انقلاب اسلامی ایران را به مثابه تهدید منافع اقتصادی و سیاسی دولت آمریکا ارزیابی نمود. (شیخ الاسلامی، 1368: 248) رئیس جمهور وقت یعنی ریگان نیز به صراحت عنوان داشت که «پیروزی ایران با منافع آمریکا مغایر است» (نشریه ویژه خبرگزاری جمهوری اسلامی، 29/9/1362) سياست جانب­دارانه آمريكا از عراق نيز با آغاز سال 1366 و براساس ارزيابي جديد، شكل جديدتري به ­خود گرفت. به­ گونه­اي كه «ريچارد آرميتاژ»[2] معاون وزير جنگ آمريكا، در كنگره اظهار كرد: «پيروزي ايران در جنگ با عراق استقلال كشورهاي عربي و اسلامي را متزلزل خواهد کرد.»(خبرگزاری جمهوری اسلامی، گزارش­های ویژه، نشریۀ شماره 73، 11/3/1366، خبرگزاری جمهوری اسلامی 10/3/1366 به نقل از روزنامۀ القبس چاپ کویت)

به ­همين دليل مورفي، وزير خارجه آمريكا اعلام كرد: «هدف نهايي آمريكا مقابله با انقلاب اسلامي مي­باشد.»(صفري،1370: 137؛ خبرگزاری جمهوری اسلامی 11/3/1366 به نقل از روزنامه الانباء چاپ کویت) اين اظهار نظر، در واقع نشان دهندۀ سیاست مقابلۀ آمریکا با تهدیداتی بود که ایران پس از انقلاب اسلامی از طریق پیگیری اهداف انقلابی و تداوم جنگ با عراق، تعقیب می­کرد. به همین خاطر بود که کمیتۀ روابط خارجی سنای آمریکا در گزارش پنجم آبان ماه 1366 (27 اکتبر 1987)، پیروزی ایران در جنگ را با گسترش انقلاب اسلام در منطق توأم دانسته، نوشت: «شکست عراق برای منافع غرب فاجعه ­آمیز است. پیروزی ایران بر عراق به ­عنوان یک پیروزی برای بنیادگرایی اسلامی به شمار می­رود. این تصور که ایران آمریکا را در جریان معامله جزیی در مقابل گروگان­ها تحقیر کرده است، بر جذبۀ بنیادگرایی می­افزاید. پیروزی ایران بر عراق، این جذبه را با عواقب بی­ثبات کننده و مخربی برای رژیم عرب محافظه­ کار از تونس و مصر گرفته تا عمان افزایش می­دهد.»(روزنامه اطلاعات 6/8/1366)

تحت تأثیر این نگرانی­ها و اعمال فشار افکار عمومی، جرج شولتز، وزیر امور خارجه آمریکا، طرح جدیدی تهیه و به تأیید ریگان رساند که سرلوحۀ اقدام بعدی این کشور برای مقابله با ایران شد. طرح شولتز که به نام «راهبرد شولتز»[3] مشهور شده در بخش­هایی از کلیات خود چنین توصیه می­کرد: بایستی برای به زانو در آوردن ایران به نقطۀ بسیار حساس آنکه که فعالیت­های جنگ علیه عراق است، فشار آورد. این کوشش­ها می­تواند غیر مستقیم و از طریق تحریم اقتصادی مثلاً بایکوت نمودن صادرات نفت ایران و یا مستقیم و از طریق تحریم تسلیحاتی علیه ایران باشد. [4] برای مقابله با ایران، همکاری بین­المللی ضروری است… باید سعی کرد کشورهای غربی را علیه ایران متحّد کند… اگر تحریم بین­المللی نتواند برای ایران مسأله را روشن کند که ضررهای پیگیری اندیشه­های انقلابی بیش از منافع آن است، آن­گاه ایالات متحده به ناچار ممکن است خود به مقابلۀ نظامی با ایرانیان برخیزد.

ایران بایستی تهدید شود که ایالات متحده نه تنها علیه پایگاه­های نظامی بلکه علیه اهداف اقتصادی و حیاتی، حملۀ نظامی خواهد کرد. ایالات متحده باید به تعهدهای خود در اسکورت تانکرهای نفتی کویت(اگر انتظار که به­وسیلۀ ایران و روسیه و دیگر کشورهای خلیج فارس جدّی گرفته شود) جامه عمل بپوشاند. لغو تعهد ایالات متحده ضمن تشویق روحیه تهاجمی ایرانیان، آنان را قادر خواهد کرد با عنوان قدرت برتر منطقه­ای هر چه سریع­تر جنگ را علیه رژیم عراق و به نفع خود پایان ببرند. چنین پیروزی حیات رژیم­های خلیج فارس را به مخاطره خواهد انداخت و ایالات متحده را با مشکلات بیشتری در محاصره و جلوگیری از تهدیدهای زمینی ایرانیان علیه کویت و عربستان سعودی (حجاز) مواجه خواهد کرد.

واشنگتن باید روشن کند که حضور نیروهای نظامی بر خلیج فارس به­منظور حفاظت از منافع ایالات متحده است نه عراق. ایالات متحده باید بی­طرفی مطلق در جنگ عراق و ایران را تا زمانی که ایران از درگیری مستقیم با ناوگان­های ایالات متحده و تانکرهای کویتی اجتناب می­کند، حفظ کند. اگر ایران بخواهد به روش­های ضد آمریکایی ادامه دهد، آن­گاه آمریکا باید واکنش نظامی نشان دهد و حتی در آب­های خلیج  فارس مین­ گذاری کند. قبل از این که جنگ به کشورهای عربی خلیج ­فارس کشیده شود و بازار نفت دنیا را فلج کند، واشنگتن باید در جهت خاتمۀ این جنگ کار کند. همچنین، برای جلوگیری از سقوط رژیم عراق، واشنگتن باید در مسیر محدود کردن توان رزمی ایران در جنگ حرکت کند و آن را بخشکاند. این به آن معناست که برنامۀ به تعویق افتاده سازمان ملل در انجام تحریم تسلیحاتی را به پیش ببرد و به عملیات رخنه ­ناپذیر جان دوباره بخشد که در جریان محاصره، دسترسی ایرانیان را به سلاح­های خارجی کم می­کند.

انقلاب ایران خود را مستحکم کرد و مخالفان خود را در هم کوبید تا حدّی که انقلاب یا کودتای در آیندۀ نزدیک غیرممکن شده است. … مخالفان ایران ضعیف و به­ وسیلۀ درگیری­های درون گروهی طلسم شده­اند و تنها مشکل­های اقتصادی ایران می­تواند به جان آنها روح بدهد… در حالی که آمریکا در کوتاه مدت دارای  اهرم­های منفی است، در دراز مدّت باید ایالات متحده اهرم­های مثبت شایان ذکری به ایران برای تعدیل سیاست خارجی انقلابی­اش پیشنهاد کند. آمریکا باید بکوشد با برقراری رابطۀ سازنده با ایران، این کشور را از اهداف انقلابی­اش دور و انقلاب ایران را در همان کشور محصور کند.»(نشریۀ مسلم میدیا یا نقل در کیهان هوایی12/12/1366)  

به این ترتیب به ­منظور مقابله با پیروزی ایران بر عراق، ایالات متحده روابط خود با عراق را قبلاً بهبود بخشیده بود، به تدریج به حدّی تحکیم و تقویت بخشید که «جامعۀ تجاری و صنعتی آمریکا با عنوان  بزرگ­ترین پشتیبان عراق از روابط تجاری با این کشور» تبدیل و عراق را «به یک متحد با آمریکا در منطقه» تبدیل کرد.(درودیان، پیشین: 26) از این پس با پشتیبانی ایالات متحده و زیر «چتر حمایت راهبردي» آن، هواپیماهای عراقی فرصت و امکان مناسب را برای حمله­های ویران کنندۀ خود به پایانه­های نفت و مراکز صنعتی و اقتصادی ایران پیدا کردند و با دقّت بیشتر در بمباران، خسارت­های سنگینی وارد کردند.(ولایتی، 214:1376)

 

 منبع: مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی، عسگری، شاداب، 1393، ایران سبز، تهران


1 – Richard Armitage.

2 –William Colby.

  3- Schultz.s  Strategy. 

4- جمهوري اسلامي ايران، در تحريم كامل تسليحاتي قرار داشت و جهانيان حتي از فروش سيم خاردار به ايران نيز خودداري مي­نمودند.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده