نبردهای هوایی ایران (34)
6ـ نتایج راهبردی نبردهای هوایی دوران نخست دفاع مقدس در مباحث پیشین به فرایند انجام نبردهای هوایی، انهدام زیرساخت‏ها و دیگر مأموریت‏های رزمی روزهای نخست جنگ که نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک نیروی واکنش سریع در برابر دشمنِ کاملاً آماده ایستاده بود، اشاره شد.

به منظور دستیابی به نتایج راهبردی و سرنوشت‏ساز، همزمان با وظایفِ نبرد علیه نیروی هوایی دشمن، مأموریت حمله به منابع و زیرساخت‌های عراق طراحی و آغاز شد. بمباران پالایشگاه‌ها و مراکز تولید نفت و فـرآورده‌های آن که با انهدام تلمبه‌خانه‌ها، بنادر، اسکله‌ها و پایانه‌های نفتی همراه بود، منجر به قطع صدور نفت به خارج از عراق شد. این عملیات راهبردی با انجام صدها نوبت پرواز و فرو ریختن بیش از 500 هزار پوند مهمات بر فراز اهداف دشمن و همچنین بیش از 136هزار پوند مهمات علیه زیرساخت‌های صنعتی کشورِ هدف، از ابتدای جنگ به‌مدّت 40 روز به‌شدّت ادامه یافت.

علاوه برآنها، در روزهای آغازین جنگ به دلایل گفته شده و وضعیت نیروهای زمینی از یک طرف و زمان زیادی که نیاز بود تا لشکرهای زمینی خود را به جبهه‏های نبرد برسانند، ناگزیر مجموعه عوامل و تنگناهای پیشِ رو موجب شده بود که نیروی هوایی به عنوان یکی نیروهای نسبتاً منسجم، حرفه‏ای، متخصص و دوره دیده و منظم، به مقابله با ارتش بعث عراق روی آورد و حتی به اهداف و تهدیدهایی که در برد سلاح‏های نیروی زمینی بود و از طریق جنگ‏افزارهایی چون توپخانه، خمپاره، تانک و غیره قابل پاسخگویی بود، می‏بایست مقابله نماید که این اقدامات نهاجا در آن مقطع به «جنگ با تانک‏ها» شهرت یافت که در واقع نبردهای هوایی علیه نیروی زمینی دشمن به صورت نانوشته ولی منظم از سوم مهرماه، توسط پایگاه‏های چهارم و ششم شکاری در اولویت قرار گرفت و از مورخ 6/7/1359 با عملیات «غرب کرخه» رسماً آغاز شد، اگرچه در عمل، شروع این نبرد را باید از ماه‏ها قبل از آغاز جنگ تحمیلی در نبردهای 17 شهریور 1359 به بعد، هنگامی‏که نیروهای ارتش عراق به دو پاسگاه «میمک و خان‏لیلی» حمله کردند، جستجو کرد. به هر روی نیروی هوایی در این مقطع موظف بود هم در راستای مأموریت‏های ذاتی خود و کسب و نگاه‏داری «برتری هوایی» کوشش ‌نماید و هم می‏بایست تا رسیدن نیروهای زمینی کافی و کار آمد از پیشرفت نیروهای زمینی ارتش عراق در مناطق مرزی جلوگیری کند.

نتایج مثبت این عملیات‏ها که به قیمت کاهش قابل ملاحظه‏ای از توان رزمی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران کسب شد، موجب اختلال در پیشروی، ناتوانی، توقف و در نهایت با ایستادگی دیگر نیروها و با هدایت خوب نیروی زمینی ارتش، دشمن تثبیت شد و نیروهای دشمن در شمال آبادان و دیگر مناطق خطه خوزستان وادار به فرو رفتن در لاک دفاعی شدند!

این نتایج، بی‏تردید مقدمه و پیش زمینه‏ای شد تا چندی بعد با کسب تجارب عملیات‏های سال اول جنگ، در سال دوم سلسله عملیات‏های پیروز طرح‏ریزی و با اجرای عملیات «ثامن‌الائمه» آغاز شود. درآن عملیات، همان گونه که بعداً تشریح می‏شود، تمام سرزمین‌های شرق کارون از چنگال دشمن خارج و قرارگاه‏های دشمن در شرق کارون به دست ارتش جمهوری اسلامی ایران گشوده شد و در عملیات‏های بعدی در برابر ارتش عراق به‌کار گرفته شد.

در مجموع، چنین باید استنباط کرد که بمباران‏های پی‏درپی جنگنده‏های نهاجا بویژه از پایگاه هوایی دزفول مانع عبور دشمن از کرخه شد و نیز مأموریت‏های رزمی پایگاه هوایی بوشهر مانع از این می‌شد که دشمن بتواند آبادان را به‏طور کامل محاصره نماید و یا برروی رود بهمنشیر پل نظامی بزند و…

در این پیوند، مجله واشنگتن‌پست در روز 27/9/1980 برابر با 5/7/59 نوشت:

«در مانوری که می‏تواند «جدی‏ترین ضربه را در جنگ شش‌روزۀ ایران با عراق بر آن کشور وارد کند.»

گفته می‏شود که نیروهای عراقی به دزفول نزدیک می‏شوند. مقامات برجسته حکومت آمریکا که تازه‏ترین گزارش‌های اطلاعاتی واصله را موردمطالعه قرار می‏دهند، ابراز داشتند که تهاجم به سمت دزفول می‏تواند راهبرد ارتش عراق باشد.

برآورد می‏شود که نیروهای عراقی هنوز در فاصله‏ای دوسه‌روزه از موقعیتی هستند که بتوانند با قطع راه‏آهن و جاده‏های ارتباطی که تنها راه رسیدن به جنوب از طریق مناطق کوهستانی است، استان خوزستان را محاصره کرده و از بقیه ایران جدا سازند.

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده