مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی-67
جنگ نفتكش­ها اگر چه جنگ در سال 1980 آغاز گرديد ولي حمله به كشتي­هاي تجاري از سال 1984 شروع گرديد. در اين سال، عراق راهبرد انهدام اهداف صنعتی و اقتصادی (غیر نظامی) را به سطحی بالاتر ارتقاء داد و حملاتی را که "جنگ نفتکش­ها" نامیده شد، آغاز کرد.[1]

آنها بر اين باور قرار داشتند «تا زماني كه نفت ایران صادر می‌شود، جنگ ادامه خواهد یافت.» بنابراین، باید جریان صدور نفت ایران را قطع كرد. «ویلیام فایر»[2]  نظریه‌پرداز غربی در همین ارتباط گفته است: «ما با ایران چه كنیم؟ هر چه پول در رگ‌های عراق تزریق شد، نتیجه نداده است. اگر عراق از دست برود، فردا كویت و پس فردا هم سعودی نیز خواهد رفت. تنها یك روزنة امید هست. با سقوط قیمت نفت، ماشین جنگی آن از كار ‌افتاده و به سراشیبی شکست می­افتد. شاید این درمان كارگر شد، این آخرین شانس ماست.»

از مراحل اولیه این جنگ، طرفين به ناوگان تجاری یکدیگر و کشتی­های تجاری حامل بار که به بندرهای یکدیگر تردد داشتند، حمله می­کردند. اولین حمله به کشتی­های عراقی در 7 اکتبر 1980 انجام شده و عراق نيز در 21 می 1981 مقابله به مثل کرده است. حملات طرفين تا سال 1984 محدود بود. برای مثال، عراق حملات خود را به کشتی­های ایرانی در منطقه شمالی خلیج فارس که به بندرهاي امام­ خمینی(ره) و ماهشهر تردد می­نمودند، محدود کرد. تنها 23 مورد حمله به کشتی­های غیر نظامی از سوی ایران و عراق از زمان شروع این جنگ تا فوریه 1984 ثبت شده است. جنگ نفتکش­ها از نظر میزان (37 حمله از سوی عراق و 17 حمله از سوی ایران  فقط در سال 1984) و از نظر منطق راهبردی آن با حملات قبلی تفاوت داشت. بر خلاف حملات قبلی عراق به کشتی­های غیرنظامی حمله می­کرد و هدف آنها از انجام این کار متقاعد سازی ایران به بی ­فایده بودن ادامه جنگ بود، هدف از جنگ نفتکش­ها، کشاندن سایر کشورها و به ویژه قدرت­های غربی به عرصه مستقيم جنگ بود، به این  امید که آنها از عراق حمایت نموده و به پیدا کردن  یک راه حل صلح­ آمیز، کمک کنند.

باور عراقي­ها بر اين اعتقاد قرار داشت که تشدید حملات علیه کشتی­های ایران چاره­ای برای مصرف کنندگان غربی نفت (به ­ویژه آمریکا) جز مداخله مسالمت ­آمیز باقی نمی­گذارد. واکنش ایران به تهدیدات عراق مبنی بر تشدید درگیری­ها در اواخر سال 1983 و به ویژه پس از تحویل پنج جنگنده بمب­افکن سوپراتاندارد فرانسوی، شدید و در عين حال، انعطاف پذیر مي­نمود. آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس ایران در 12 اکتبر 1983 اظهار داشت: «چنانچه جریان حمل و نقل ایران متوقف گردد، در آن صورت هیچ کشوری در جهان  قادر به استفاده از نفت خلیج فارس نخواهد بود.» چندي بعد، آمریکا به ایران هشدار داد که از انجام چنین کاری اجتناب کند و مقامات آنها اعلام کردند که خلیج فارس را به­ روی تمام کشتی­های بین­المللی باز نگاه خواهند داشت و حتی در اين مسير، عزم خود را با اعزام یک نیروی ویژه (متشکل از سه ناو با حدود 2000 تفنگدار دریایی) به اقیانوس هند در 13 اکتبر 1983 نشان دادند.(كينگ و كارش، 1387: 182)

عراق در اواخر نوامبر 1983 هشدار داد هیچ کشتی تجاری نباید به منطقه جنگی در شمال خلیج فارس نزدیک شود. در 29 ژانویه 1984 نیز تهدید خود را به تمامی کشتی­های اطراف جزیره خارک تعمیم داد. اين تهديدات، منطبق با شرایط فرضیاتی بود که درباره واکنش­های ایران مطرح شده بود. در اوایل فوریه 1984 حملات عراق به نفتکش­هایی که به جزیره خارک تردد داشتند، افزایش یافت. تا آنجا که این حملات به­ طور متوسط به چهار بار در ماه رسید. در 27 مارس عراق اعلام کرد که برای اولین بار از جنگنده­های سوپراتاندارد استفاده کرده است. واکنش ایران در برابر این اقدامات تشدید کننده غیر منتظره بود. دولت مردان جمهوري اسلامي ايران با خويشتن داري، نه فقط تلاش نکردند تا تنگه هرمز را ببندد، بلکه تقریباً دو ماه  طول کشید تا مقابله به مثل خود را آغاز نمودند. اولین اقدام تلافی جویانه ایران، حمله به یک نفتکش کویتی در 13 می 1984 بود. ضمن آنكه، ایران عمدتاً کشتی­هایی را هدف حملات خود قرار می­داد که با عربستان سعودی و کویت روابط تجاری داشتند، به این امید که این کشورها که وفادارترین حامیان عراق بودند، از نفوذ اقتصادی خود علیه عراق استفاده نموده و آن کشور را مجبور کنند تا حملات خود را پایان دهد.

كارش معتقد است كه عكس­العمل­هاي ایران، واکنشی دقیق و حساب شده بود، چرا كه موجب شد تا آمریکا طرح­های احتمالی خلیج فارس را مورد بازنگری قرار دهد، اما هیچ اقدام خاصی انجام ندهد. چندي بعد، ریگان رئیس جمهور آمریکا در کنفرانس سران در لندن كه در ژوئن 1984 برگزار شد، تأکید کرد که آمریکا بدون دعوت رسمی دولت­های خلیج فارس و مشاوره گسترده قبلی با متحدین خود مداخله نخواهد کرد. تنها واکنش محسوس آمریکا در جنگ نفت­کش­ها این بود که با تأمین موشک­های سطح به هوای استینگر و یک هواپیمای سوخت رسان به­ منظور تسهیل فعالیت مستمر جنگنده­ها برای بعضی از دولت­های خلیج فارس به ویژه عربستان سعودی، دفاع هوایی آنها را تقویت کرد. همچنین، آمریکا اطلاعات سری که از طریق   هواپیما­های آواکس و دیگر منابع در خصوص روند فعالیت­ها در خلیج فارس بدست می­آورد را در اختیار آنها قرار داد.(همان:183)

اين طرز تفكر و اقدام آمريكايي­ها، مغاير با اظهارات و اسناد منتشره از سوي آمريكاييان در سال 1380 و شروع جنگ عراق عليه ايران مي­باشد. مقامات آمريكايي، پيش از شروع جنگ اعلام نموده بودند: «هر تهديدي نسبت به دريانوردي، با استفاده از هر وسيله لازم، از جمله نيروي نظامي دفع خواهد شد.»(گاتري و رونزيتي، 139:1374) اگر چه اقدامات عراق نتایج مورد نظر را محقق نکرد اما اقتصاد ایران (بر اثر جنگ نفتکش­ها) تا اواخر سال 1984 ضعیف شد. بر خلاف حملات قبلی عراق به اهداف نفتی، جنگ نفتکش­ها تأثیری خاص بر توان ایران در صدور نفت داشت و باعث شد تا بعضی از خریداران، انتقال نفت از جزیزه خارک را به­ طور موقت متوقف کنند و در نتیجه موقعیت مالی ایران بیش از پیش ضعیف شد و مجبور گردید از نفتکش­های ساحلی کوچک برای حمل نفت از خارک به نقاط ویژه انتقال بار به وسایل نقلیه مستقر در پایین خلیج فارس که دور از تیررس هواپیماهای عراقی بود، استفاده کند.

گاتري[3] و رونزيتي[4] نويسندگان كتاب «جنگ ايران و عراق و حقوق جنگ دريايي» معتقد هستند: «آنگونه كه ارقام نشان مي­دهند، ايران حملات خود را تقريبأ معادل حملات عراق كه اول دفعه جنگ را به پهنه خليج(فارس) گسترش داد، نگه داشته است. فعاليت­هاي تجاوزگرايانه ايران جنبه «تلافي جويي» داشته است.» آنها، ادامه داده­اند: «حملات هوايي عراق به تأسيسات و كشتيراني در خدمت صدور نفت ايران از خليج(فارس)، مكرر، مهلك و بسيار مؤثر بود. تشديد حملات از اواخر 1986، نگراني ويژه جامعه بين­الملل را برانگيخت. در نتيجه، سيستمي براي حفاظت در مقابل حملات ايران شروع به پديداري نمود و مداخله نيروي دريايي خارجي از اهميت بيشتري برخوردار گرديد. در اواخر سال 1987، آمريكاييان با نيروي عظيمي شامل يك ناو هواپيمابر، دو رزمناو و يازده ناوشكن در منطقه خليج(فارس) حضور داشتند.»(گاتري و رونزيتي، 359:1374) 

جنگ براي عراق به كلاف سردرگمي تبديل شده بود كه يا بايد مقاومت مي‌كرد و يا از بين مي‌رفت. عراق با آگاهي كامل از هدف­هاي ايران، راه مقاومت و كشاندن جنگ از خطوط مقدم به پشت جبهه‌ها يعني مراكز اقتصادي – شهري – نفتي و دريايي را انتخاب كرد. جنگ شهرها و جنگ نفتكش‌ها هر دو ره­آورد استيصال عراق در رويارويي با رزمندگان ايراني در جبهه‌ها بود.

 

منبع: مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی، عسگری، شاداب، 1393، ایران سبز، تهران


[1]– گرچه حملات به کشتی­های غیرنظامی در سرتاسر سال 1985 و 1986 ادامه داشت لیکن براساس راهبرد آنها، با جنگ نفتکش­ها که در سال 1984 رخ داد تفاوت داشت. جنگ نفتکش­ها با هدف کشاندن پای دولت­های خارجی به جنگ انجام می­شد در حالی که حملات اخیر به کشتی­ها تنها ناشی از هدف برای مختل ساختن وضیعت اقتصادی ایران بوده است.

[2] Wiliam Fair.

[3] Andrea  De Guttry.

[4]- Natalino Rronzitti.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده