نخستین خاستگاه جنگ (1)
امیر ذاکری!با سپاس از حضورتان برای انجام این گفت و گو، بعنوان نخستین پرسش می خواهیم به بازخوانی اصولیِ آنچه که از آن با عنوان (نخستین خاستگاه جنگ) یاد می شود، بپردازید. شما در طول دوران دفاع مقدس در نقش یک افسر اطلاعاتی، گفتنی های زیادی در سینه دارید؛ چه بسا بسیاری از این گفتنی ها هنوز در پرده سکوت جا خوش کرده اند. از شما می خواهم که بر این ناگفته ها تلنگری بزنید و ما و مخاطبان را در این باره مطلع کنید!

من این افتخار را دارم که تمام دوران جنگ را در خدمت جنگ بوده ام و باید اشاره کنم که از همرزمان سپهبد شهید علی صیاد شیرازی- از لحظه انتصابشان به فرماندهی نیروی زمینی تا پایان جنگ- به عنوان یک مشاور اطلاعاتی بودم. شهید صیاد از همان بدو انتصابشان مرا احضار کرده و پیمان گرفتند که تا پایان جنگ و تحصیل پیروزی در کنار ایشان باشم و چنان هم شد. اما به پرسش شما باز می گردم که درباره علل حدوث جنگ بود.

عراق برای انکه جنگ را تحمیل کند، به بهانه ای نیاز داشت و پیروزی انقلاب اسلامی این بهانه را تامین کرده و به عبارت دیگر این فرصت را در اختیارش گذاشت. اما واقعیت آن است که اگر انقلاب اسلامی هم به وقوع نمی پیوست، عراق سرانجام حمله خود را صورت می داد؛ منتهی با فاصله ای بیشتر؛ زیرا عراق مقدمات آغاز جنگ را از پیش صورت داده بود. به صورت خلاصه عرض می کنم که عراق حتی به صورت رسمی و در انظار، موضوع احتمال حمله به ایران را رد نمی کرد و بلکه درباره اش صراحت گفتار نیز داشت؛ بنابراین موضوع مخفی نبود.

بعدها و در زمان آغاز حمله هم که به تشریح راهبرد جنگی اش پرداخت، گفت که مدعی مالکیت سرزمین خوزستان است و بنا دارد پس از فتح سه روزه این استان، در ظرف مدت کوتاهی تهران را هم فتح کند!

در نقشه هایی که به همین منظور ترسیم کرده بودند، تصویر خوزستان طرح شده بود که از صالح آباد مهران تا بوشهر را در بر می گرفت و در این نقشه جعلی، نام ( عربستان) به خود گرفته بود! اسم شهر های این استان هم مشخص شده بود: ((خفافیه)) برای سوسنگرد، ((کوت الهواشم)) برای حمیدیه، ((محمره)) برای خرمشهر، ((عبادان)) برای آبادان، ((الحواز)) برای اهواز و شماری دیگر از اسم هایی که موجبات خنده و تمسخر بود.

قصدم این است که بگویم این طرح ریزی ها و این عناوین محصول یک زمان کوتاه نبود و مدت های مدیدی برایش زمان صرف شده بود که تحصیلش برای عراق تنها از طرق جنگ با ایران مقدور بود. اگر بخواهم به صورت خلاصه عرض کنم باید بگویم شکست نظامی-سیاسی عراق از ایران در اردیبهشت سال 1348 اتفاق افتاد که به موضوع اختلاف دو کشور در مورد آبراه (اروند) پایان داده شد. ماجرا از این قرار بود:

ریئس جمهور وقت عراق-حسن البکر-طی یک سخنرانی، موضعی ناکارآمد و غیر اصولی درباره ابراه اروند گرفت و مدعی شد که ((این یک هدیه و بخشش از طرف کشور عراق است که به ایران اجازه می دهد تا 5 کیلومتر از سواحل آبادان در آبراه اروند استفاده کند وگرنه اصل این آبراه در شمار آب های سرزمینی کشور عراق بحساب می آید!))

مدارکی که از گذشته در مورد این آبراه وجود دارد، نشان می دهد که دامنه اختلافات ما- نه با عراق که با کشوری که پیش از شکل گیری عراق آنجا را در اختیار داشته و به بین النهرین موسوم بوده- باعث شده تا بیش از 25 درگیری با این کشور داشته باشیم. ما با دولت عثمانی 24 جنگ بر سر همین آبراه کردیم و یک جنگ هم که با دولت عراق در جریان نبرد هشت ساله اتفاق افتاد.

جالب آن است که در پایان هر جنگی یک عهدنامه هم به امضاء می رسیده و با این حال، محصول این 25 جنگ، 22 عهدنامه مرزی است؛ هر چند به هیچ یک از این عهدنامه ها عمل نشد. مطالعه این اسناد نشان میدهد که اهمیت این آبراه برای کشوری چون عراق که به آب های آزاد راه ندارد، تا چه اندازه است.

من، کتابی تالیف کرده ام که به واکاوی همین موضوع می پردازد که در آن عنوان ((اروندرود یا شاهرگ حیاتی عراق)) به چشم می خورد.بندر بصره بدون اروند، در واقع از حیز انتفاع خارج خواهد بود. جالب است که عمده اختلافات ایران و عراق، بر سر همین آبراه است. عراق استدلالش این است که چرا ایران باید از طریق آبراه اروند، قابلیت رصد فعالیت های ما را داشته باشد.

در سال 1348- چنانکه گفتم- ریئس جمهور عراق با ایراد شخنرانیش، با ایران اتمام حجت کرد. در مقابل ایران هم کوتاه نیامد و گفت که اصولا از نظر ایران قرارداد 1913 ملغی و بدون اثر است. در این قرارداد، مرز میان ایران و عثمانی تحدید حدود شد که مرز مشخص شده در قرارداد 1975 هم بر این مبنا تعریف شده است. عراق با استناد به همین قرارداد 1913 مدعی بود که پنج کیلومتر از سواحل شرقی را سخاوتمندانه به ایران بخشیده و الباقی آبراه در شمار آب های سرزمینی عراق است.

ایران، معتقد به حاکمیت خط تالوگ بر این آبراه بود. عراق منطق ایران را نپذیرفت و گفت که اجازه استفاده هیچ کشوری از این آبراه نخواهد داد، مگر اینکه کشتی ها در وقت ورود به اروند، پرچم عراق را به اهتزاز درآورند که نشان دهنده مالکیت عراق بر آبراه موصوف باشد.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص46

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده