نبردهای هوایی ایران (32)
ادامه مأموریت‏های قطع خطوط مواصلاتی و انهدام عقبه دشمن (ممانعت هوایی) (2) در آخرین روز آبان، پایگاه شکاری تبریز با 12 فروند هواپیمای «اف5ئی» دو بار به پادگان «چومان» و پادگان «مرگه سور» حملهور شد و شماری از خودروهای نظامی و ماشینآلات راهسازی و ساختمان‏ها و تأسیسات پادگانی را منهدم کرد. پایگاه سوم همدان نیز با چهار فروند هواپیمای فانتوم، پادگان «پنجوین» را مورد حمله هوایی قرار دادند و علاوه بر انهدام مخازن و تأسیسات پادگانی، دو دستگاه تانک و یک عراده توپ ضد هوایی را منهدم کرد.

عملیات جدا کردن منطقه نبرد و انهدام عقبه نیروهای دشمن در طول دوران دفاع مقدس همچنان ادامه داشت که در پایان این مبحث به ذکر خاطره دیگری از یادداشت‏های روزانه شهید اردستانی در مورخ 4/10/1359 استناد می‏شود:

چهل و دومین پرواز بمباران در «رانیه» (شرق عراق) انهدام یک تیپ گسترش یافته به همراه سروان حبیب بقایی

در چند روز گذشته قرار بود برویم، نزدیک رانیه و تیپ گسترش یافته‌ای را که دیده بودم، (حین شناسایی مسلح در پرواز) بمباران کنیم. ولی هوا خراب می‌شد! یعنی عمر دوستان پایان نیافته بود و یا خدا نمی‌خواست که در آن روزها به جهنم بروند تا اینکه روز چهارم دی‌ماه 1359 فرا رسید و ما طرح‌ریزی کردیم که طوری به آنها حمله کنیم که هنوز از خواب بیدار نشده باشند. خلاصه قرار شد که دو فروند هواپیما با مهماتی برابر چهار فروند به آنها حمله کنیم. یعنی اولین‏بار بود که از جنگ تا حال به هواپیمای «اف5» اینقدر مهمات زده بود، البته گفتند: آزمایشی هم هست. به هرحال رفتیم و کارهای قبل از پرواز را انجام دادیم و آماده شدیم برای بلند شدن، هنوز آفتاب بیرون نیامده بود کـه ما بلند شدیم و به سوی هدف پرواز کردیم، هوا کمی‌خراب بود و قرار هم بر این بود که من با ارتفاع کم بمب‏ها را بزنم و شماره دو اوج‌گیری کرده و از ارتفاع بالا بمب‏هایش را بزند یعنی نوع بمب‏هایمان همینطور هم بود.

به هرحال رفتیم و همین‏که مرز را قطع کردیم و وارد خاک عراق شدیم، یکی از عوامل عراقی در رادیو صدا می‌زد که برگردید، میگ‏ها آمدند! زود باشید به سمت چپ گردش شدید گذاشته و برگردید؟ البته ناگفته نماند که روی مرز مقداری ابر بود که من از داخل آنها رد شدم و شماره دو یک لحظه مرا گم کرد ولی من او را می‌دیدم، به هرحال ما اول فکر کردیم رادار خودمان هست که داره میگه برگردید! دودل شدیم که برویم یا برگردیم؟! رفتیم ولی خیلی نگران بودیم! قرار شد و من به شماره دو گفتم چهار بمب را در یک بار بزنیم ولی یه مقدار ناجور بود هدف را پیدا کردیم و به طرف آن رفتیم وقتی من بمب‏هایم را زدم. هواپیما بحالت بدی افتاد و نزدیک بود من بخورم زمین!! دیگه خدا خواست و زنده ماندم یعنی وقتی من بمب‏ها را رها کردم. هواپیما سریع به طرف زمین رفت و من چشمم را بستم و مرگ را دیدم و فکر کردم دیگر تمام است، وقتی چشمم را باز کردم، هواپیما هفت جی مثبت و یک جی منفی کشیده بود. البته تمام این‏ها در یک لحظه گذشت، ولی از این لحظه خطرناک بگذریم. پرواز پرثمری بود، چون شب رادیو عراق اعلام کرد که 18 نفر کشته و مجروح شده‌اند، ولی بعد که خبر آوردند از آن تیپ تعداد 204 نفر کشته و مجروح شده بودند، البته اعلامیه رادیو عراق این طور بود که دو فروند از هواپیماهای مزدور ایران به یکی از دهکده‌های مدرن ما در نزدیکی رانیه حمله کردند کـه بر اثر آن 18 نفر کشته و مجروح بجای گذاشت و آنها توسط پدافند زمین به هوا هدف قرار داده شده و مجبور به فرار شدند.

ب ـ زیان‌های وارده به دشمن

اگرچه این عملیات برای کند کردن روند یورش ارتش عراق برای گرفتن سرزمین‌های استان‏های غربی و جنوب غربی کشور ایران از اهمیت فراوانی برخوردار بود اما به پیروی از تاکتیکی بودن این عملیات از یک سو و این که در چارچوب عملیات مشترک نبود و دیگر نیرویی نبود تا بگوید که چه سودی از بمباران هوایی فلان پادگان برای او بوده است و عملیات ارزیابی زمینی نمی‌شد و سود و زیان آن روشن نبود، بنابراین آنچه در این نبردها بر دشمن رفت، هرگز ارزیابی نشد و آماری از آن گردآوری و گزارش نگردید تا با برآوردهای اطلاعاتی نیروی زمینی ارتش و یا با اطلاعات اداره دوم ستاد مشترک ارتش تطبیق داده شود و سود و زیان آن سنجیده شود. خودروهای نظامی، سازه‌های پادگانی مانند انبارهای سوخت و مهمات و ساختمان‌های کارگاهی و ستادی در این پادگان‏ها برابر گزارشات بعد از پرواز، میان ده تا80 درصد آسیب دیدند و برخی از پادگان‏ها طی سه ماه چندین بار با یورش‌های پی‌درپی بمباران شدند. البته ارزیابی نهاجا از زیان‌های وارد شده به دشمن در هر پرواز اغلب در این عملیات بر گزارش‌های بعد از پرواز خلبانان متکی بود.

پ ـ خسارات خودی

در این عملیات نیز تعداد دیگری از هواپیماهای نهاجا آسیب دیده یا سرنگون شدند که در به برخی از سوانح نهاجا همراه با اسرا، شهدا یا مفقودین عملیات در سطور زیر اشاره می‏شود.

در روز 23 مهرماه، از پایگاه دوم شکاری تبریز دو دسته پروازی به منظور حمله هوایی به «پادگان حاج ‏عمران» یورش بردند که هواپیمای سروان خلبان سیداسماعیل موسوی مورد هدف موشک دوش‏پرتاب «سام7» قرار گرفت و به‌رغم آسیب‏های جدی، خلبان با مهارت هوانوردی جنگنده «اف5» را در پایگاه تبریز به زمین نشاند.

روز یکم آبان ‌‌1359، پایگاه هوایی تبریز، چند دسته پروازی به منظور انهدام انبار مهمات پادگانی نظامی در جنوب‏شرق شهر سلیمانیه، پادگان «عربت» در همان منطقه و نیز پادگان «زاخو» یا «ذهابه» در شمال غرب عراق اعزام داشت. در این مأموریت‏ها یک فروند هواپیمای «اف5» پایگاه سرنگون شد و خلبان دلاور آن سرگرد علی اقبالی پس از ترک هواپیما به اسارت دشمن درآمد و به طرز فجیعی به شهادت رسید. در این رابطه ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران طی اطلاعیه شماره 223 اعلام کرد:

«خلبانان دلیر و شجاع نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در روز اوّل آبان 1359، سلسله عملیاتی را به‌منظور انهدام نیروهای مزدور بعثی عراق انجام دادند که در این عملیات، یک انبار مهمات در جنوب شرقی (سلیمانیه) به میزان 80 درصد، پادگان (رابط) به میزان 15 درصد، یک رادار متحرک در حوالی شهر (اربیل) به‏صورت کامل، پادگان (ذهابه) به زاخو در شمال غربی عراق به میزان 20 درصد و بخشی از پادگان (عقره) منهدم گردید».

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده