مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی-66
آغاز عمليات­­ والفجر آمادگي ايران براي اجراي سلسله عمليات­ بزرگ «والفجر» به برقراري ارتباط بين عراق و آمريكا، شتاب بيشتري داد. به­طور مثال، موفقيت ايران در منطقه حاج عمران واقع در شمال جبهههاي نبرد جاي پاي مناسبي براي انجام فعاليتهاي مشترك احزاب معارض كرد و رزمندگان اسلام بوجود آورد. كمي ديرتر از آن، يعني در هفتم مرداد ماه 1362، ايران عمليات «والفجر 3» را در جبهه مياني جنگ و تقريباً نزديكترين نقطه مرزي به بغداد، آغاز كرد.

ارتفاع مهم «كله ‌قندي» در مهران آزاد شد و ايران ارتفاعات راهبردي ديگري را در آن سوي شهر مرزي مهران بدست آورد. تأثير عمليات «والفجر 2و3» بر روابط عراق با آمريكا بسيار زياد بود. بايد توجه داشت اين عمليات­ها در شرايطي به اجراء در آمد كه عراق از حمايت اطلاعاتي آمريكا، بهره‌مند بود.

به گفته مورفي دولت ريگان با تلاش چندين سازمان و مشاركت وزارت دفاع، وزارت امور خارجه و CIA به حمايت از عراق برخاست. يكي از عناصر مهم اين سياست ويليام كيسي بود.(تيمرمن، 1373: 267) در اول آبان ماه 1362، قرارگاه مركزي نيروي دريايي آمريكا در لبنان به ­وسيله جهاد اسلامي منفجر شد و هم­ زمان با آن 297 تفنگدار دريايي آمريكايي و فرانسوي كشته شدند. انفجار در قرارگاه مركزي نيروي دريايي آمريكا در بيروت، ريگان را متوجه عراق كرد و اثر خود را گذاشت. ريگان، «دونالد رامسفلد»[1] را به­ عنوان نماينده ويژه خود به خاورميانه روانه كرد. وي پس از سفر به مصر و ملاقات با مبارك و سفر به عربستان و ديدار با فهد، در يك مأموريت ويژه و ناگهاني وارد بغداد شد. عراق از فرصت بدست آمده و افزايش تشنج در روابط ايران و آمريكا و شكست آمريكا در لبنان بهترين استفاده را كرد.

در 28 آذر ماه 1362، رامسفلد فرستاده ويژه ريگان وارد بغداد شد و پس از ورودش به بغداد با «ميخائيل يوحنا طارق عزيز» معاون صدام و وزير خارجه وقت ملاقات كرد. به گزارش خبرگزاري فرانسه، به احتمال قوي مناسبات ميان آمريكا و عراق، جنگ عراق با ايران و اوضاع جهان عرب در رأس گفتگوها بوده است. در همان زمان سخنگوي وزارت خارجه آمريكا «جان هيوز»[2] با اشاره به سفر رامسفلد به بغداد گفت: «ما آماده‌ايم روابط ديپلماتيك خود را با عراق تا بالاترين سطح ارتقاء دهيم.»(كريمي، 1380: 134) در اسفند ماه 1362 اوضاع در جبهه‌هاي جنگ كاملاً دگرگون شد. عمليات «والفجر 5» در 27 بهمن 1362 در ارتفاعات «چنگوله» در جبهه مياني جنگ آغاز شد و رزمندگان ايراني‌ به جاده «بدره» مسلط شدند. عمليات «والفجر 6» نيز در 2 اسفند 1362 در جنوب دهلران به اجراء در آمد. اما مهم­ترين عمليات ايران در 3 اسفند 1362 انجام گرفت كه شگفتي كارشناسان نظامي جهان را به ­همراه داشت. عمليات مهم «خيبر» بود که با هدف تصرف هورالهويزه و جزاير مجنون اجرائی شد.

ايران در اين عمليات بزرگ در منطقه‌اي كاملاً آبي همراه با نيزار و باتلاق ، 160 كيلومتر مربع از اين منطقه را در جبهه جنوبي آزاد كرد.(همان: 139) اين مناطق داراي 50 حلقه چاه نفت بود و ميلياردها دلار ارزش ارزي نفت موجود در اين چاه‌ها بود. ضمن آنكه با تصرف اين جزاير، راه تصرف بصره نيز هموارتر مي‌شد. شكست سنگين عراق، با يك فاجعه ضد انساني در جزاير همراه بود. عراق در پي ناتواني خود، در سطح گسترده‌اي كه تاكنون در جنگ استفاده نشده بود، از گاز شيميايي استفاده كرد. در 30 دي ماه 1362، شولتز اعلام مي­نمايد: «ايران حامي تروريسم بين­الملل است. ايشان، مدتي بعد نيز اضافه نمود كه ايالات متحده، ايران را يك كشور دوست به شمار نمي­آورد.»(طيراني، 311:1379)

در پي اين رويدادها و با توجه به مطالب مطروحه توسط شولتز، طارق عزيز، وزير امورخارجه دولت بعث عراق در مصاحبه با هفته نامه نيوزويك اعلام كرد: «روابط آمريكا و عراق به نحو بارزي بهبود يافته است.» اين مصاحبه در بخش عربي راديو رژيم صهيونيستي، ساعت 8 صبح روز هشتم اسفند ماه 1362 پخش گرديد. عراق بلافاصله خواهان تسليحات بيشتر از آمريكا شد. طارق عزيز مجدداً درخواست كمك كرد و چنين گفت: «عراق مجبور نيست كه موافقت كنگره آمريكا را در اين زمينه كسب كند، زيرا كه چنين كاري را در مسكو و پاريس، هنگام خريد اسلحه انجام نمي‌دهد.» به گفته تيمرمن، خلبانان عراقي با بالگردهاي ساخت شوروي، فرانسه، بمب­هاي گازدار ساخت آلمان، بر روي نيروهاي ايراني فرو باريدند. در حملات ديگر، بالگردهاي عراقي، مايع زرد غليظي را بر روي صحنة جنگ مي‌پاشيدند كه فضا را از بوي سير آكنده مي‌كرد… ايرانيان كه آماده چنين عملياتي نبودند و لباس مخصوص نداشتند، بلافاصله دستخوش بيماري شدند. به گفته وابسته‌هاي نظامي سفارتخانه‌هاي خارجي بغداد، حملات شيميايي عراق مكرر، گسترده و به شكل وقيحانه‌اي آشكار بود.»

در نوامبر 1983، دولت آمريكا در بيانيه‌اي اعلام كرد: «دولت آمريكا هر آنچه لازم و از نظر قانون موجه است را انجام مي‌دهد تا عراق در جنگ با ايران مغلوب نشود.» طارق عزيز پس از پيروزي­هاي درخشان ايران در عمليات خيبر، طی گفتگويي با «هفته نامه نيوزويك»[3] آمريكا گفت: «عراق مايل است از آمريكا سلاح ساخت اين كشور را بخرد.» وي افزود: «روابط آمريكا و عراق اكنون رو به بهبودي مي‌رود، آنهم به­دليل اينكه آمريكا درك كرده است كه اوضاع جاري بسيار وخيم است.» (همان:141) اين اظهارات زماني انجام شد كه آمريكا از پيروزي­هاي ايران در جزاير مجنون ابراز نگراني شديد كرده بود. آمريكايي‌ها منتظر بودند كه سروصداي بمباران شيميايي عراق در محافل عمومي بخوابد و حركت رو به توسعه روابط را ادامه دهند، بنابراين منتظر مساعد شدن شرايط بودند. عراقي­ها به ­طور علني خواهان كمك آمريكا بودند، گويي كه هيچ نقشي در جنايات جنگي و شيميايي نداشتند و مرتباً پيام­هاي سياسي غير مستقيم، تحت عناوين مصاحبه و سخنراني به آمريكا مي‌فرستادند.

صدام بعد از عمليات خيبر، به سراغ مصالحه با كردهاي معارض رفت تا بلكه فشار ايران را در جبهه‌هاي جنوب كمتر كند، اما با شكست مواجه شد. كردها در جبهه شمال فعال شده بودند. هم ­زمان با شدت يافتن فعاليت سياسي عراق در واشنگتن و سرازير شدن سيل كمك‌هاي نظامي به عراق كه تحت نام «فروش همه چيز» انجام شد، ايران عمليات مهمي را در جبهه جنوب و در شرق رودخانه دجله آغاز كرد. اين عمليات در 19 اسفند 1363 شروع شد. وسعت منطقه عملياتي «بدر» 800 كيلومتر مربع بود. هدف ايران از اين عمليات پيشروي به آنسوي رود دجله و فشار بيشتر بر روي شمال بصره بود. البته ايران قبلاً به برخي از خطوط عراق در غرب دجله نفوذ كرده و مناطق بسيار ارزشمند نفت خيز هورالهويزه را فتح كرده بود. آقاي «علي‌اكبر ولايتي» نيز چندي قبل از عمليات بدر در كنفرانس وزراي خارجه اسلامي، در زمينة حقوق حقة جمهوري اسلامي ايران، به تشريح مواضع پرداخت.(مركز فرهنگي سپاه پاسداران، 1365: 52)

 

منبع: مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی، عسگری، شاداب، 1393، ایران سبز، تهران


[1] – Donald Ramsfeld.

2- John Hiuose.

3- News Week،  Weekly Magazine.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده