نظرات کارشناسان برجسته ارتش در باره موضوع غافلگیری در جنگ تحمیلی
اجازه بدهید درباره جنگ بیشتر صحبت کنیم. همانگونه که می دانیم عراق در سال 59 بر اساس یک برنامه ریزی منسجم به خاک ایران یورش برد و در یک مقطع، پیشروی قابل توجهی در خاک ایران کرد، اما این پیشروی ها در یک نقطه ثابت ماند و عراق دیگر نتوانست به پیشروی خود ادامه دهد. ما می خواهیم از شما درباره علل زمینگیر شدن عراق در این مقطع بپرسیم. چه عواملی سبب شد تا عراق دیگر نتواند به پیشروی خود ادامه دهد؟

امیر معین وزیری :   

                                                                                                                                                                                                        

 

 

 

 

تهاجم سراسری عراق در شهریورماه آغاز شد و پیشروی های عراق تا آبان ماه همان سال ادامه یافت. از این مقطع به بعد عراق نتوانست به پیشروی های خود ادامه دهد که ما از آن به عنوان مرحله (تثبت) و یا همان زمینگیر شدن عراق یاد می کنیم. زمانی که عراق، سوسنگرد را بعد از یک مدت کوتاه اشغال از دست داد، به این موضوع پی برد که از این به بعد، همین مقدار از تصرف شده ها را به غنیمت شمارد و از همین رو دست به پدافند زد.

لشکر 92 زرهی در زمان آغاز جنگ مطابق اسناد موجود بالغ بر ده هزار نفر کمبود نیرو داشته که این رقم برای لشگر رقم قابل توجهی است. این موضوع را خود لشگر در همان روزگار به نیروی زمینی گزارش می کند و جالب اینجاست که به لشکر 92 با استعدادی نصف نیمه، بیش از چهارصد کیلومتر منطقه مسئولیت واگذار می کنند و پوشش این رقم بزرگ از منطقه را به عهده این لشکر می گذارند.

در این مقطع که (مقاومت با همه توان) نام دارد، ما توانستیم دشمن را آزار دهیم و حتی زمانی که هیچ چیز در اختیار نداشتیم، کوشیدیم دشمن را آزار دهیم تا از ما حساب ببرد. اجازه دهید موضوعی که بی ارتباط با بحث ما نیست، پیش بکشم. در آن زمان یکی از برادران سپاهی- که اتفاق هم اکنون جز صاحب منصبان است- در لشکر 92- در گردان تانک- خدمت می کرده است. به نوشته های همین برادر سپاهی استناد می کنم که آورده است همین گردان تانک از لشکر 92 در آن شرایط بحرانی و با آن استعداد ناچیز در مقابل لشکرهای جرار عراقی، شش روز مقاومت کرده است. او می نویسد که حتی ما چند مرحله به سمت نیروهای عراق یورش بردیم، ولی واقعیتی است که در برابر ما- که گردان تانکی بودیم- یک گردان تانک قرار نداشت؛ بلکه چند لشکر مجهز و جرار عراقی ایستاده بود. آیا این مفهوم را به جز در قالب ایثار و فداکاری می توان مطرح کرد؟منظورم این است که در مرحله مقاومت هر چه در توان بوده، انجام شده است.

اما به مرحله دوم جنگ می رسیم که عبارت است از (تثبت دشمن). این مقطع، همان گونه اشاره کرده از 26 آبان ماه سال 59  شروع می شود. در این مرحله، علاوه بر آنکه نیروهای مردمی در قالب های مختلف به کمک ارتش آمدند، رفته رفته سایر یگان های نیروی زمینی هم از اقصی نقاط کشور  فرا رسیده و به کمک ارتش شتافتند. در اواخر مهرماه، کم کم پیش قراول های لشکر 16 به منطقه آمدند، در حالی که نزدیک به یک ماه از جنگ می گذشت و عمده لشکرهای ما هنوز در منطقه حاضر نشده اند.

 

امیر بختیاری :                                                                                                                                                                                                                            

 

 

 

 

 

اجازه می خواهم تا سخنان امیر معین وزیری را کامل کنم. شخصا راجع به این که عراق چه زمانی حالت پدافندی می گیرد، باید بگویم آنچه که استاد معین وزیری فرمودند، کاملا درست است، اما اعتقاد من این است که عراق در هفت روز اول جنگ، حالت پدافندی گرفت! اگرچه عراق درباره اشغال خرمشهر، فشاری سی و چهار روزه را وارد آورد، اما باید گفت که این مربوط به یک منطقه محدود است. در واقع، ماشین جنگی عراق همان هفته اول حرکت کرد؛ زیرا عراق اصولا در محاسبات خود درباره دفاع ارتش ایران دچار اشتباه شده بود و مثلا- اصلا فکر نمی کرد، تنها به فاصله یک روز از آغاز جنگ یکصدو چهل فروند هواپیما برای بمباران مواضع دشمن گسیل شوند. عراق، در جبهه ها با مشاهده حضور اقشار مردم، متوجه حالتی جدید و غیر عادی می شود که مورد محاسبه او قرار نگرفته بود.

این موضوع باعث می شود که عراق تصمیم به پدافند بگیرد؛ زیرا در همان هفته اول پی برد که بیشتر از آن نمی تواند پیشروی کند. البته در همان یک هفته هم، پانزده هزار کیلومتر مربع از خاک ایران را اشغال کرده بود، که از نظر نظامی مساحت کمی نیست. این کشور فکر می کرد همین مقدار از خاک ایران، به خواسته های خود خواهد رسید.

دو نکته اساسی  در این موضوع (زمین گیر شدن عراق) نقش اساسی داشت؛ یکی عزم آهنین مردم ایران برای دفاع از خاک خودو دیگری قدرت بالای آتش ارتش ایران بود که این موضوع مورد توجه عراق قرار نگرفته بود. حتی توپخانه 175 میلی متری ارتش ما، بصره را زیر آتش می گیرد و عراق متوجه می شود که ایران، آن(لقمه راحت الحلقوم) که فکر می کرد نیست. البته اقدام به پدافند و نگهداری از مناطق تصرف شده از اصول درست جنگ بود که ارتش عراق- به مجرد آنکه پی برد نمی تواند پیشروی بیتشری کند- به کار گرفته شد.

امیر معین وزیری:

من البته سخنان امیر بختیاری را قبول دارم، اما باید به این نکته هم اشاره کنم که اگر من تاریخ تثبت ارتش عراق را 26 آبان ماه ذکر کردم، از آن جهت بود که عراق در شب 18 و 19 مهرماه از رودخانه کارون به منظور محاصره آبادان، عبور کرد و این حرکت عراق به دنبال اهمیت اروند صورت گرفت، زیرا عراق اعتقاد داشت اگر بتواند خرمشهر و آبادان را در اختیار بگیرد، به هدف و منظور اصلی خود دست یافته است. اگر عراق حاشیه شمالی این رودخانه را تصرف می کرد، طبیعتا خود اروند نیز در اختیار او قرار می گرفت. از این نظر لشکر سوم زرهی عراق در شب 18 و 19 مهرماه از رودخانه کارون گذشت و آبادان را محاصر کرد و در خرمشهر هم فشار خود را تشدید کرد و تلاش داشت تا این منطقه را در اختیار بگیرد. من به این دلیل معتقدم تثبت دشمن بعد از این وقایع صورت می گیرد.

امیر بختیاری :

من درباره ای اشاره ای که امیر معین وزیری راجه به غافلگیری ارتش ایران داشت، می خواهم به نکته ای اشاره کنم. از نظر من، اینکه ما از واژه (غافلگیری) برای آغاز جنگ استفاده کنیم، چندان صحیح نیست. آیا ما واقعا غافلگیر شدیم؟

من اعتقاد دارم در آن روزگار، نشانه های جنگ و احتمال آن به درستی مخابره می شد و اگر کمی اهمال صورت نمی گرفت، طبعا ما در آغاز جنگ پیش بینی های لازم را به عمل می آوردیم. برآوردها و خاطرات افسران اطلاعاتی ما همگی روی این موضوع که شواهد و قراین جنگ کاملا هویدا بود، مهر تایید می زند.

این شواهد و قراین، همگی حکایت از آغاز جنگی قریب الوقوع می کند و با این وجود، هنگامی که این نشانه ها توسط افسران اطلاعاتی ما گزارش می شود، با بی مهری با آن برخورد می شود. واقعیت آن است که ما به هیچ وجه غافلگیر نشدیم، تنها موضوعی که به نظر من این اشتباه را در محاسبات ما ایجاد می کند که غافلگیر شدیم، آن است که ما در آغاز انقلاب به هیچ وجه نمی خواستیم بپذیریم که ممکن است هر آینه مورد تجاوز دشمن قرار بگیریم. دشمن در اثر همان اهمال مسئولان اجرایی، در کمال جسارت و با اشراف بر این موضوع، به ایران حمله کرد.

امیر معین وزیری:

از نظر من، غافلگیری در نتیجه اهمال بوجود می آید. می خواهم بگویم این دو بهم مرتبط هستند، اما آنچه در این باره محل تردید نیست، آن است که عراق محاسبات درستی درباره زمان حمله به ایران انجام داده بود، اما روی دیگر سکه را غیرت، شجاعت و تعصب بالای یک ایرانی است، نادیده گرفته بود. به هر حال،  من از عبارت غافلگیری استفاده کردم و هدفم آن بود که بگویم ارتش در عین این غافلگیری- که به تعبیر شما نتیجه اهمال می تواند باشد- کم نگذاشت و جانانه در برابر دشمن جنگید. این جنگ باعث شد که در نخستین ماه نبرد، عراق راهبرد نبرد خود را از (تهاجمی) به دفاعی تغییر دهد.

امیر پورداراب:                                                                                                                                                                                                       

ما در ارتش برآوردهای اطلاعاتی و عملیاتی داریم. کارکرد این براوردها دقیقا در همین مواقع است. در کنار این برآوردها، بررسی مناطق عملیاتی داریم و یک سری حرکت هایی که به پیشرفت و موفقیت در جنگ کمک می کند. ما برای اطلاع از این موضوع که اصولا هنگام حمله آیا غافلگیری صورت گرفته یا نه، می توانیم به این برآوردها مراجعه کنیم. آنگاه به پاسخ این سوال خواهیم رسید. اجمالا عرض کنم که این بررسی ها و برآوردها درباره آغاز جنگ ایران و عراق نیز توسط افسران اطلاعاتی ما صورت گرفته و گزارش شده است.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص 112

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده