نبردهای هوایی ایران (31)
شناسایی و عکسبرداری شبانه در مورخ 10/7/1359، فرماندهی نهاجا (دفتر ویژه) طی پیامی به پایگاه ششم، مأموریت انهدام پل‏های مسیر بصره به جنوب خرمشهر در سه نقطه را ابلاغ و تأکید می‏کند که هر نقطه توسط یک دسته دو فروندی منهدم و ترتیبی داده شود که از هواپیمای «آر.اف4» نیز برای عکس‏برداری استفاده شود که به نمونه‏هایی از مأموریت‏های خطیر «آر.اف4» در تاریکی شب اشاره می‏گردد.

 اکثر عملیات‌های عکس‌برداری هوایی در روز انجام شد و فقط در چند مورد محدود به‌صورت شبانه، صورت گرفت. مورد اول مربوط به نصب پل از سوی دشمن، برای عبور از کارون بود. نیروهای عراقی در تاریکی بامداد 19 مهرماه، در محلی به نام مارَد که در حدود 20 کیلومتری شمال آبادان قرار دارد، موفق به احداث پل بر روی رودخانه کارون شدند[1]. در سپیده‌دم همان روز، عراق با استفاده از این پل، یگان‌های رزمی خود را به شرق این رودخانه منتقل کرد و آنها را در منطقه گسترش داد[2]. پایگاه دریایی خرمشهر اولین یگانی بود که پس از دریافت اطلاعات و گزارش‌های اولیه، درخواست عکس‌برداری از منطقه بین شادگان تا سلمانیه را به منطقه دوم دریایی بوشهر اعلام کرد. این درخواست از طریق سلسله‌مراتب به نیروی هوایی منتقل گردید[3]. درحالی‌که دشمن مشغول نصب پل بر روی کارون بود، با توجه به شرایط پیش‌آمده و اخبار جسته‌وگریخته در این مورد، برای تعیین محل دقیق پل، در اواخر شب 18 مهرماه، دستور عکس‌برداری شبانه از محدوده تقریبی در حوالی دارخوین به گردان شناسایی ابلاغ شد و این مأموریت با یک طرح‏ریزی دقیق و با سرعت مافوق صوت در دل تاریکی شب، در ارتفاع پست (حدود 500 پا) بازدن پنج فِلَش (جهت روشن کردن آسمان) توسط خلبانان «آر.اف4» صورت گرفت و پس از فرود هواپیما در مهرآباد، عکس‌ها همان موقع ظاهر و همراه با تفاسیر به‌سرعت برای نهادهای ذی‌ربط فرستاده شد[4].

موردی دیگر، همان ماه‌های اول جنگ، نیروهای عراقی پلی را روی رودخانه کرخه در غرب اهواز نصب‌کرده و مشغول انتقال نفرات و تجهیزات خود بودند. خبر نصب پل به گردان‌های شکاری داده و دستور انهدام آن صادر شد. چند بار پرواز برای یافتن محل پل ناموفق بود چون دشمن با یک مهندسی حساب شده، پل را در زیر آب پنهان کرده بود و همین عامل، مانع دیده شدن آن از هوا می‌شد که ناگزیر مأموریت شناسایی پل به شب موکول شد. به ابتکار افسر عملیات گردان، به منظور مصونیت از گلوله‏های ضدهوایی دشمن، زره‏ای فولادی به وزن دو تن زیر هواپیمای «آر.اف4» بسته شد و هواپیما به سوی هدف پرواز کرد.

با رسیدن به فاصله مناسب روی هدف، دوربین‌های مادون قرمز آغاز به کارکردند و به‌رغم شدت آتش پدافند هوایی محافظ پل که آسمان را در دل شب فروزان کرده بود و به نوعی در آن لحظه شاید نقطه‌ای به‌اندازه سرسوزن در آسمان منطقه نبود که آماج گلوله‌های پدافندی قرار نگرفته باشد، با عبور مستقیم از روی پل عکس‌های بسیار جالبی از هدف گرفته شد. البته پس از فرود و وارسی هواپیما مشخص شد که گلوله‌های بی‌شماری به هواپیما و مخصوصاً زرهی که به زیر آن بسته شده، برخورد کرده بود که به‌جز یک گلوله 57 میلی‌متری که در بال حفره عمیقی ایجاد کرده بود، بقیه توسط زره دفع ‌شده بودند.

ادامه مأموریت‏های قطع خطوط مواصلاتی و انهدام عقبه دشمن (ممانعت هوایی)

پس از بررسی عکس‌های گرفته شده، به دلیل اختلاف دمای پل با محیط اطراف، محل دقیق پل موردنظر کشف و موقعیت آن برای بمباران به ستاد گزارش شد[5].

در تاریخ 18/7/1359، یک مأموریت مهم و خطرناک دیگر به پایگاه ششم جهت قطع خطوط مواصلاتی دشمن محول می‏شود که این عملیات به‏جلوداری یا لیدری سروان علیرضا یاسینی و هواپیمای شماره دو آن به خلبانی سرگرد محمد حاجی به همراه سرگرد قدرت‌اله کیانجو که هردو از هنرآموزگاران متعهد و صاحب نام نهاجا بودند، محول می‏شود که متاسفانه حین اجرای مأموریت در خاک دشمن، هواپیمای شماره دو مورد هدف پدافند قرار گرفته و ساقط گردید و خلبانان آن شهید شدند[6].

در عصر روز 25 مهر 1359، هنگامی که یک دسته پروازی در عمق خاک دشمن مأموریت برونمرزی انجام می‏داد، درگیری سرگرد ید­اله جوادپور[7] لیدر این دسته در آسمان عراق و برفـراز منطقه کرکوک با دو فروند جنگنده (سوخو20) رخ می‏دهد که سرنگونی دو فروند از پرنده‌های دشمن را در عمق خاک عراق دربر داشت. این موفقیت، نمونه‌ای از اعتمادبه‌نفس خلبانان نهاجا را به نمایش گذاشت تا انگیزه‌های آنها را درنبرد هوایی هرچه بیشتر افزایش دهد.

در آغازین روز آبان‏ 1359، پایگاه چهارم شکاری دزفول «پل سابله» در جنوب بستان بر رودخانه کرخه را منهدم کرد. این پل، کار گردان‌های زرهی لشکر9 زرهی ارتش عراق را بسیار آسان کرده بود و آنها به آسانی ادوات زرهی و خودروهای پشتیبانی خود را از این پل عبور داده و به غرب اهواز می‌رساندند.

در روز اول آبان، برابرگزارش اداره دوم سماجا، درجنگ‏های خیابانی خرمشهر، هواپیماهای پایگاه هوایی بوشهر با 24 تیر بمب و850 تیر فشنگ 20 م.‌م در محور شلمچه بر یک گروه نظامی عراقی که قصد ورود به خرمشهر را داشتند، یورش برده و گمرک خرمشهر که چندصد خودرو و هزاران کانتینر مملو از کالا درآن به تاراج می‌رفت را، چندین‏بار بمباران کــردند[8].

از روز سوم آبان، پایگاه هوایی همدان مسئولیت پوشش هوایی «قرارگاه مقدم نزاجا درغرب و لشکر81 زرهی کرمانشاه» را در برابر تک‏های دشمن تقبل کرد و در روز 29/8/1359 همراه با عملیات «عاشورا» با 36 تیر بمب‌های خوشه‌ای و «بی.اِل-755» و «جی.پی.بی» به 29 هزار و 160 پوند و سه هزار و 840 تیر فشنگ بیست میلی‌متری ثاقب به وزن دو هزار و 300 پوند به نیروهای دشمن در غرب سومار حمله‌ور شد وآتش توپخانه آنان را خاموش و برخی از ادوات جنگی را منهدم کرد.

انجام عملیات‏های فوق چنان مؤثر بود که بازتاب آن در اطلاعیه‏های سماجا درج ‏گردید. به عنوان نمونه در اطلاعیه 268 به برخی از این فعالیت‌های نهاجا از ساعت 7 صبح «پانزدهم آبان‏ماه» تا 7 صبح روز بعد به شرح زیر اشاره شده است.

الف- انهدام پست دیده بانی و استراق سمع دشمن در شمال عراق (پنجوین) با میزان 80 درصد برآورد خسارت.

ب- در منطقه جنوب‏غربی در شمال بستان، هشت دستگاه خودروی نظامی دشمن منهدم شد.

پ- نیروهای دشمن مستقر در اطراف آبادان و خرمشهر مورد حمله جنگنده‌های نهاجا قرار گرفتند و حدود 15 دستگاه کامیون منهدم و تعدادی از افراد دشمن کشته و زخمی شدند.

ت- پاسگاهی در اطراف حلفائیه عراق و 18 دستگاه تانک و کامیون دشمن در همین ناحیه به کلی نابود شد.

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران


[1] – پورداراب، سعید و دیگران (1384)، «تقویم تاریخ دفاع مقدس، حوادث مهر 1359»، جلد2، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 431.

[2]– سیدعلی بنی‌لوحی و دیگران (1379)، نبردهای شرق کارون به روایت فرماندهان، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه، ص53.

[3] – سیاری، حبیب‌اله و دیگران (1389)، «حماسه مقاومت، تقویم تاریخ دفاع مقدس نداجا» مرکز مطالعات راهبردی نداجا، جلد3، ص 103.

[4] – خاطرات امیر سرتیپ دوم خلبان فرج‌الله فرسیابی از خلبانان جانباز هواپیمای «آر.اف4»

[5] – خاطرات امیر سرتیپ دوم خلبان ناصر رضوانی (افسر عملیات و فرمانده گردان شناسایی در دوران دفاع مقدس)

[6] – پیکر مطهر این دو شهید به همراه 5 تن دیگر از شهدای خلبان از جمله سروان محمد صالحی و ستوانیکم خالد حیدری در مهر 1391 به وطن باز گشتند و طی تشریفات خاصی به خاک سپرده شدند.

[7] – سرگرد یدالله جوادپور از خلبانان شجاع و فرماندهان کم‏نظیر نهاجا بود، در مرحله آغارین دفاع مقدس حماسه‏ها آفرید و در اواسط جنگ به سمت فرماندهی پایگاه دوم شکاری از سوی سرهنگ صدیق منصوب گشت و مدیریت آمرانه‏ای از خود به نمایش گذاشت. پس از جنگ تحمیلی به درخواست شخصی بازنشسته شد و بعداً به کشور کانادا مهاجرت نمود.

[8] – پورداراب، سعید و دیگران (1390) «تقویم تاریخ دفاع مقدس» تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ج3، ص 863.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده