نبردهای هوایی ایران (30)
«در مورخ 09/07/1359، یک دسته پروازی به خلبانی شهید دوران/شهید خلعتبری در یک هواپیما و سروان کدیور/شهید رنجبر در هواپیمای دیگری برای بمباران پل‏هایی در العماره برابر فرگ پروازی ستاد نیرو عازم مأموریت محوله شدند و با هواپیماهای مسلح به بمب و... به آن سمت پرواز کردند. یک هواپیمای دیگر نیز به عنوان پوشش هوایی، این دسته پروازی را همراهی و با خود موشک هوا به سطح ماوریک حمل میکرد. برای انجام دقیق مأموریت و حصول اطمینان ازداشتن سوخت کافی، در منطقه‏ای در شرق مسجد سلیمان از هواپیمای تانکر سوخت مورد نیاز را دریافت کرده و در ارتفاع پست به سمت هدف اصلی ادامه مسیر میدهند. برابر اطلاعاتی که در بریفینگ به دسته پروازی داده شده بود، در مسیر پروازی آنها لشکرهای نیروی زمینی استقرار داشتند که تعداد زیادی سامانه موشک «سام6» نیز به عنوان تهدید پدافندی همراه آنان بود.

الف ـ فرایند عملیات‏های قطع خطوط مواصلاتی و انهدام عقبه دشمن (3)

حالا تصور کنید با دست شکسته، استخوان ترقوه دو تا شده و درد بسیار زیاد در سراسر بدن می‏بایست اهرم بازشدن چتر را بکشد که واقعاً بسیار کار مشکلی است. به هر تقدیر به لطف الهی این دلاور قهرمان در آخرین لحظات از عهده این کار هم بر می‌آید و درنتیجه چتر او آنقدر دیر باز می‌شود که در حقیقت به حالت نیمه باز پیکر سرگرد ارسلان مرادی به زمین اصابت می‌نماید و سرانجام با تنی مجروح به کمک افراد محلی به بیمارستان منتقل می‌شود و…[1] 

با این پیشینه به برخی دیگر مأموریت‏های «ممانعت هوایی» یا «جداکردن منطقه نبرد» به عنوان نمونه اشاره می‏شود:

پایگاه سوم شکاری (شهید نوژه)، در روز سوم مهرماه با شش دسته دو فروندی ضمن حمله به پایگاه‏های هوایی عراق به‌منظور کسب برتری هوایی و انهدام بخشی از تأسیسات اقتصادی در خانقین و بغداد، در جبهه‌های زمینی نیز در محورهای «بدوه» به «مهران» و «مندلی» به «سومار» اجرای مأموریت کرد تا در مأموریت پشتیبانی نزدیک هوایی و قطع خطوط مواصلاتی دشمن مشارکت داشته باشد.[2] در این مأموریت‏ها اهدافی همچون پادگان التاجی (مختصات 332740 شمالی و 441600 شرقی)، تأسیسات نظامی تحقیقاتی عراق در «سلمان پاک»، منهدم شد. همچنین به درخواست دَسک لشکر81 زرهی کرمانشاه، چهار فروند هواپیمای «اف4ئی» به‏منظور پشتیبانی نزدیک هوایی از یگان‌های خودی و انهدام نیروهای دشمن به منطقه غرب کشور اعزام شدند.

در روزهای چهارم، پنجم و هفتم مهرماه، فرماندهی پایگاه دوم شکاری تبریز به منظور قطع خطوط مواصلاتی[3] در چندین مأموریت متوالی با جنگنده «اف5»سه تقاطع جاده و راه آهن به مختصات 3642 شمالی و 4223 شرقی و پل روی رودخانه دجله بین موصل و اربیل به مختصات 3616 شمالی و 4338 شرقی به همراه آنتن مایکرویو کنار پل و نیز جاده مواصلاتی از موصل به مرکز ترکیه در مختصات 3703 شمالی و 4238 شرقی و نیز دو دهانه پل دیگر در «اربیل» و شمال «کرکوک» را بمباران و منهدم کرده است که میزان تخریب 80 درصد برآورد شده بود. 

در روزهای نهم، دهم و یازدهم مهر، مأموریت انهدام یکی از پل‏‌های راهبردی دشمن به پایگاه ششم شکاری محول می‏‌گردد که با توجه به اهمیت موضوع و نقش کلیدی این عوامل و به منظور اهمیت انهدام این پل‏‌ها به یکی از خاطرات دست‏نویس شهید بزرگوار «عباس دوران» اشاره می‌شود:

  • خاطره‏ای از شهید دوران درباره انهدام پل راهبردی

«در مورخ 09/07/1359، یک دسته پروازی به خلبانی شهید دوران/شهید خلعتبری در یک هواپیما و سروان کدیور/شهید رنجبر در هواپیمای دیگری برای بمباران پل‏‌هایی در العماره برابر فرگ پروازی ستاد نیرو عازم مأموریت محوله شدند و با هواپیماهای مسلح به بمب و… به آن سمت پرواز کردند. یک هواپیمای دیگر نیز به عنوان پوشش هوایی، این دسته پروازی را همراهی و با خود موشک هوا به سطح ماوریک حمل می‌کرد.

برای انجام دقیق مأموریت و حصول اطمینان ازداشتن سوخت کافی، در منطقه‏ای در شرق مسجد سلیمان از هواپیمای تانکر سوخت مورد نیاز را دریافت کرده و در ارتفاع پست به سمت هدف اصلی ادامه مسیر می‌دهند. برابر اطلاعاتی که در بریفینگ به دسته پروازی داده شده بود، در مسیر پروازی آنها لشکرهای نیروی زمینی استقرار داشتند که تعداد زیادی سامانه موشک «سام6» نیز به عنوان تهدید پدافندی همراه آنان بود.

خوشبختانه دسته پروازی به سلامت به هدف خود رسیده و از ارتفاع پست به منظور بمباران هدف اوج‏‌گیری می‌نماید که شهید دوران به ارتفاع 8500 پایی و شماره 3 یا همان هواپیمای پوششی در ارتفاع 12000 پایی بمب‌ها و موشک‌های خود را رها می‌کنند و با انجام مأموریت به سلامت به پایگاه ششم بر می‌گردند.

برابر اطلاع، پل‌‏ها کاملاً منهدم نمی‌شوند و روز بعد یک دسته سه فروندی دیگر مجدداً به خلبانی شهیدان دوران/خلعت‏بری در یک هواپیما و سروان کیان ساجدی/شهید رنجبر در هواپیمای دیگر و نیز سروان سفیدمویآذر[4] و شهید خسروی در هواپیمای سوم به پرواز درآمده و پس از سوخت‌گیری به ارتفاع پست، حدود 1000 الی 1500 پایی به سمت هدف می‌روند.

از نقطه‌‏ای که دو دریاچه کوچک وجود دارد، دید کم می‌شود و زمانی که خلبانان به منظور بمباران اوج گیری «PUP» می‌نمایند، کاملاً درون ابر می‌روند و همدیگر را گم می‌کنند، از طرفی به علت ابر بودن منطقه، پس از اوج گیری به هیچ وجه پایین را نمی‌بینند و محل بمباران اصلاً مشخص نبوده است که به همین دلیل برای بار دوم هم بمباران پل‏‌های العماره لغو می‌شود[5]

در روز سوم، خلبانانی دیگر این مأموریت را به صورت کامل انجام می‌دهند، ولی غرض از گفتن خاطرات دست‏نویس این شهید بزرگوار، اهمیت زمان مورد هدف قرار دادن این‏گونه پل‏های راهبردی را نشان می‏دهد که برای زدن آنها سه روز متوالی هر روز سه فروند هواپیما به سمت اهداف گسیل، تا موفق به انجام کار شدند.

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1] – ستوان‏یکم علیدادی به رده پروازی بازگشت و از آسمان کشور پاسداری نمود و پس از جنگ برای دوره معلمی به هواپیمای «میگ29» منتقل شد و در آخر با درجه سرتیپ دومی در سمت فرماندهی پایگاه چاه‌بهار در سال 1384 بازنشسته شد و سرگرد ارسلان مرادی پس از مدتی بازنشسته شد و در شرکت‌های خصوصی مشغول پرواز شد و در سال 1391 پس از بازنشستگی بر اثر عارضه قلبی جان به جان‏آفرین تسلیم کرد. «روانش شاد و تا باد چنین بادا»

[2]– پورداراب، سعید و دیگران، (1384) «تقویم تاریخ دفاع مقدس»، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلد دوم،  ص105.

[3] – پیام شماره 188-06-201 پایگاه دوم به ستاد نهاجا که میزان تخریب 80 درصد برآورد شده بود.

[4] – از خلبانان متدین، انقلابی- مومن، با دانش و قهرمانان مسلم دوران دفاع مقدس که پس از قبول مسئولیت‏های سنگین از جمله فرماندهی پایگاه ششم شکاری بوشهر در سامانه فرماندهی نهاجا از سال 1360 به بعد همراه با شهید بابایی و… وی سرانجام در سال 1372 در سمت جانشین فرماندهی نهاجا شهید منصور ستاری به درخواست شخصی بازنشسته گردید.

[5] – بنگرید به: قاضی ‏میرسعید، سیدحکمت (1388) «بمبی در کابین» تهران: نشر صریر، صص 200-181.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده