نبردهای هوایی ایران (28)
4ـ عملیات جدا کردن منطقه نبرد و انهدام «عقبه دشمن» یکی از مأموریت‏های مهم نیروی هوایی در پشتیبانی از نیروهای سطحی، عملیات هوایی «مجزا سازی یا جداسازی منطقه نبرد»[1] و انهدام عقبه دشمن می‏باشد که تأثیر مستقیم بر توانایی ادامه عملیات توسط دشمن دارد. در این‏گونه مأموریت‏ها، اغلب خطوط ارتباطی و راه‏های مواصلاتی دشمن از قبیل پل‏ها و جاده‏های راهبردی، مراکز دپو یا آماد و پشتیبانی دشمن (لجستیک) و نیز عقبه و نیروهای احتیاط دشمن همچون پادگان‏ها و مراکز تجمع آمادی آنها مورد هدف قرار می‏گیرند[2].

اساساً امروزه در نبردهای کلاسیک، دو عملیات رزمی «مجزاسازی منطقه نبرد» و «آتش پشتیبانی»، نیروی هوایی با حمله به لجمن «لبه جلویی منطقه نبرد» دشمن آنها را متوقف ساخته و یا وادار به عقب‏نشینی کند؛ به‌این‌ترتیب، نیروهای خودی می‌توانند به‌آسانی پیشروی کرده و یا موجب توقف پیشروی نیروهای دشمن شوند و در نتیجه از یک طرف خودروها و ادوات زرهی بلااستفاده می‌شوند و از طرف دیگر مهمات و آذوقه کافی برای افراد دشمن وجود ندارد که این امر می‏تواند موجب از بین رفتن انگیزه و میل جنگجویی و حتی عصیان نیروهای دشمن در صحنه نبرد شود. به همین دلیل سامانه فرماندهی و عملیاتی نهاجا، به منظور استفاده بهینه از آتش پشتیبانی خود سعی داشت تا پس از بمباران پایگاه‏های هوایی، زیرساخت‏های حیاتی دشمن و کسب «برتری هوایی» با تهیه آتش پشتیبانی هوایی و یورش به لبه جلویی منطقه نبرد (لجمن) دشمن و متوقف ساختن آنها؛ یا در قالب مأموریت‏های «جداسازی منطقه نبرد» از پشت یا عقبه هم به نیروهای دشمن یورش برده و با قطع خطوط مواصلاتی و تدارکاتی آنها را مستأصل سازد. به این صورت که تلاش منسجم و دستور فراگیر آن از تاریخ 3/8/1359 از سوی فرماندهی نهاجا ابلاغ و در تاریخ 13/8/1359 در تقدم یکم واقع شد[3]. با این وجود، برابر شواهد و مدارک، این نوع مأموریت از دومین روز جنگ عملاً توسط پایگاه‏های هوایی تبریز، مهرآباد، شهید نوژه همدان، چهارم شکاری در دزفول و ششم شکاری بوشهر صورت پذیرفته است و روند آن با شیب بسیار ملایمی در ماه‏های بعد استمرار داشته و فرایند اجرای عملیات مدت‌ها به طول انجامیده است. به‏عنوان نمونه، می‏توان به انهدام پل‏های راهبردی دشمن از جمله «پل تنومه» که از شاهرگ‏های ارتباطی دشمن در جبهه میانی خوزستان بوده است؛ یاد کرد که به دست شادروان سرگرد خلبان ارسلان مرادی و ستوان‏یکم خلبان مجید علیدادی با راهورد (تاکتیک) بمباران لیزری مورد هدف قرار گرفت و منهدم شد که در شرح عملیات به آن و برخی از موارد شاخص دیگر اشاره شده است.

الف ـ فرایند عملیات‏های قطع خطوط مواصلاتی و انهدام عقبه دشمن

در عراق، پل‏های گوناگونی بر انشعـابات رودهای دجله و فرات بنا نهاده شده بود و نیز پل‏هایی که بر فراز دره‌ها به منظور عبور قطارها و وسایط نقلیه در داخل این کشور ساخته شده و مورد بهره‏برداری قرار گرفته بود، به طور قاطع تمامی آنها برای نهاجا در زمره اهداف راهبردی تلقی می‏شدند و انهدام آنها می‏توانست در سرنوشت جنگ تأثیر به سزایی داشته باشد.

به علاوه، نظربه این که بازسازی و نگهداری ادوات سنگین و سبک زرهی، تأمین شهرها و روستاهای نزدیک، آموزش و اعزام گروهی سربازان و داوطلبان مردمی یا «جیش‌الشعبی» به جبهه‌ها و سرویس‌های پشت جبهه از کارهای حرفه‌ای پادگان‏ها در عراق بوده است و این مأموریت‏ها علاوه بر اختلال در امور لجستیک موجب تخریب روحیه سربازان دشمن می‏شد و بمباران این پادگان‏ها دشواری‌ها و کاستی‌هایی را برای سامانه رزمی نیروی زمینی ارتش عراق فراهم می‌کرد؛ لذا در این مبحث به برخی مأموریت‏های شاخصی که به همین منظور توسط پایگاه‏های مقدم نهاجا به ویژه پایگاه دوم شکاری و سوم شکاری همدان و خلبانان اعزامی از دیگر پایگاه‏ها نظیر پایگاه یکم شکاری در مهرآباد در قالب «عملیات انهدام پل‏های راهبردی و خطوط مواصلاتی» و «عملیات انهدام عقبه دشمن و پادگان‏ها» صورت پذیرفته است، به عنوان نمونه اشاره می‏شود.  

در این راستا ابتدا به یکی از خطیرترین مأموریت قطع خطوط مواصلاتی دشمن در استان خوزستان در روز دوم مهر 1359 که برابر فرگ پروازی به پایگاه یکم شکاری (مهرآباد) مبنی بر انهدام دقیق «پل راهبردی تنومه» در استان بصره عراق به عنوان نخستین هدف راهبردی با بمب‌های لیزری محول شده بود، اشاره، آنگاه نگاهی به برخی مأموریت‏های شاخص دیگر می‏شود:

به منظور انهدام «پل تنومه»، سرگرد خلبان ارسلان مرادی و ستوانیکم خلبان مجید علیدادی در جایگاه فرمانده گروه پروازی در یک هواپیما، خلبانان فرمانده یا لیدر گروه پروازی «آرش»[4] با هواپیمای « اف4دی» دی و در بال ایشان، دو فروند جنگنده دیگر به پرواز درآمدند و پس از سوخت‏گیری هوایی درآسمان ایران که عملیاتی همراه با خطرپذیری یا «ریسک» فراوان بود، به‏سوی هدف خود که «پل تنومه دراستان بصره» بود، رهسپار شدند. سرگرد ارسلان مرادی در کابین جلو، دسته پروازی را هدایت و ستوانیکم مجید علیدادی هم در کابین عقب او، مسئول تاباندن انرژی لیزر بر هدف بود.

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران


[1] Air Interdiction

[2]– حبیبی، نیک‏بخش (1391) «ماهیت قدرت هوایی» تهران: مرکز انتشارات راهبردی نهاجا، ص253.

3- برابر راهنمای ابلاغی «قطع خطوط مواصلاتی دشمن چه در داخل خاک عراق و چه در مناطق اشغالی و تحت تصرف همچنان در اولویت یکم و بمباران مراکز نفتی و پالایشگاه‏ها و تلمبه‏خانه‌های نفتی در اولویت دوم و «پشتیبانی نزدیک هوایی» از تحرکات لشکرهای موجود در «ارومیه و کردستان، کرمانشاه و خوزستان» در اولویت سوم، صادر و مورد تأکید قرار گرفت.

[4] – این «شناسه پروازی» به دلیل این‏که «آرش» نام فرزند ارشد جلودار یا لیدر گروه پروازی شادروان سرگرد ارسلان مرادی بود، انتخاب شده بود.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده