نبردهای هوایی ایران (27)
3ـ نقش نبردهای هوایی پایگاه بوشهر در توقف دشمن (2) درچنین وضعیت غیرمنتظره‏ای، فرماندهی پایگاه هوایی بوشهر دریافته بود که پدافند از «خرمشهر- آبادان» بر دوش این پایگاه نهفته است، به همین دلیل، بخشی از مأموریت‏های پشتیبانی آتش و قطع خطوط مواصلاتی به این امر اختصاص یافت:

به عنوان نمونه در روز یکم مهر 1359، از 30 نوبت پرواز بمباران توسط هواپیماهای جنگنده-بمب‌افکن «اف4» (فانتوم) این پایگاه، 9 نوبت آنها به مأموریت‏های مورد اشاره اختصاص یافته است و طی آن با فروریختن 29 هزار و 300 پوند بمب و گلوله‏های 20 م.م، بر فراز نیروهای دشمن، بخش بزرگی از لشکر سوم زرهی «تیپ‌های 43 و 33 زرهی» دشمن درهم کوبیده شده‏اند. در روز دوم مهرماه، با 18 نوبت پرواز فانتوم، عقبه یگان‏های دشمن درغرب اروند و کارون با 59 هزار و 300 پوند مهمات جنگی اعم از بمب و فشنگ‏های 20 م.م مورد هدف قرار می‏گیرند. در روز سوم مهرماه، پایگاه هوایی بوشهر با استعداد 15 فروند جنگنده «اف4»، گردان‌های تکاور نیروهای لشکر سوم زرهی دشمن که به قصد محاصره آبادان و تسخیر خرمشهر در حرکت بودند را زیر آتش و بمباران هوایی خود قرار ‏داد و 49 هزار و 500 پوند مهمات جنگی برسر آنها فروریخته شد. در روز چهارم مهر، نبرد علیه نیروهای زمینی دشمن با 10 فروند هواپیمای فانتوم و 30 هزار و 500 پوند مهمات جنگی هوایی و 5 هزار و 120 تیر گلوله توسط پایگاه ششم پی گرفته شد و در مجموع نهاجا در این روز با اعزام 30 فروند جنگنده به منظور انهدام ستون‏های زرهی در حال حمله به خوزستان ضربه مهلکی به دشمن وارد کرد و پس از بمباران و انهدام پل بستان، تانک‏های دشمن با آرایش ستون در شش کیلومتری بستان متوقف و بر اثر بمباران، تعدادی از آنها نابود شدند[1].

نظر به این که دشمن جنگ را به داخل سرزمین‏های ایران کشیده بود، لذا در این مقطع برای در امان ماندن از بمباران‏های نهاجا، خود را در پناه ساختمان‏های مسکونی و ادارات دولتی قرار می­داد و اغلب در ساختمان‏های مسکونی و راه ­آهن و تأسیسات مدنی پناه می‏گرفت. این‏گونه حرکات دشمن، خلبانان را بسیار آزرده خاطر ساخته بود. حمله هوایی هواپیماهای خودی به ایستگاه حسینیه یا انهدام پل­هایی که کشور هزینه سنگینی را برای ساخت آنها متحمل شده بود و بمباران گمرک بندر خرمشهر با آن همه کالا و کانتینر و خودروها که در آن وجود داشت، بسیار دردناک می­نمود. چراکه آنها توسط دشمن اشغال شده و به صورت پناهگاهی مورد استفاده قرار می­گرفتند.

درمجموع، برابر اوامر فرماندهی نهاجا از اواخر مهر 1359، تعدادی از هواپیماهای «اف4دی» به منظور پشتیبانی آتش هوایی از پایگاه یکم به پایگاه‏های بوشهر و دزفول گسترش یافتند و مأموریت‏های خطیری انجام دادند. ضمن این که از هفته دوم جنگ، شماری از خلبانان پایگاه نهم در بندرعباس به یاری همرزمان خویش در پایگاه بوشهر شتافتند.

نبردهای هوایی یادشده تا روزهای آخر مهر 1359 با همین استعداد کم و بیش پیگیری می‏شد تا این که از روز سوم آبان به بعد، با سقوط خرمشهر از شدت آن کاسته شد. برای مثال در روز هفدهم آبان‏ماه، پایگاه ششم شکاری در بوشهر با انجام هفت نوبت بمباران هوایی و دو نوبت پرواز برون‏مرزی به منظور انهدام عقبه‏ نیروها بر دشمن تاخت و محل قرارگاه درحال احداث دشمن در شمال آبادان و شرق کارون و ادوات رزهی، کامیون‏های حامل تجهیزات لجستیکی، مهمات و تاسیسات آنها را مورد هدف قرار داد. خسارات گزارش شده شامل انهدام 30 دستگاه خودرو، تانک و زرهپوش بود و مهمات حمل شده 46 هزار و 800 پوند بمب و هفت هزار و 680 تیر فشنگ 20 م‌م به وزن چهار هزار و 808 پوند بوده است[2]. بدین گونه، نبردهای هوایی علیه نفرات و ادوات زمینی دشمن تا توقف کامل آنان در سرزمین خوزستان به صورت روزانه استمرار داشت. البته در این عملیات‏ها چند فروند دیگر از هواپیماهای فانتوم این پایگاه از دست رفتند که شرحی کوتاهی از برخی از آنها در سطور زیر آمده است.

در مأموریت‏های روز دوم مهرماه، سروان خلبان اکبر توانگریان و ستوان‏یکم خلبان محمد کاشف با هـواپیمای «اف4»، پس از بمباران نیروها و ادوات جنگی دشمن در محور «شلمچه پل‌نو» دچار کمبود سوخت شده و در حوالی بندر بحرگان، ناگزیر به ترک هواپیما و فرود با چتر نجات شدند.

هواپیمای بدون خلبان، آرام بر روی شن‏های بیابان به صورت سینه‏مال فـرود آمد که گویی خلبان آن را برزمین نشانده و در زمین

خاکی فـرود آمده است. هواییمای مزبور را متخصصین گردان61 نگه‏داری به پایگاه بوشهر انتقال دادند و در جمع هواپیماهای تعمیرات سنگین قرار گرفت و به‌رغم تلاش فراوان کارکنان فنی این هواپیما به خط عملیاتی بازنگشت، اما بسیاری از قطعات آن پیاده‏سازی شد و پس تعمیر و آزمایش، برای دیگر هواپیماهای پایگاه استفاده شد.

در مأموریت‏های روز سوم مهرماه، یک فروند جنگنده پایگاه ششم ساقط و هر دو خلبان آن به نام‏های سروان ناصر دژپسند/ ستوانیکم علی‏یار محمدی شهید شدند. یک فروند فانتوم دیگر بر اثر اصابت گلوله و نقص فنّی مجبور به فرود اضطراری در پایگاه امیدیه شد. به این هواپیما خسارات کلّی وارد آمد که با اعزام کارکنان فنی، هواپیما پس از تعمیرات سنگین به رده عملیاتی بازگشت[3]. از دیگر سوانح تلخ پایگاه ششم، می‏توان به شهادت سرگرد غفور جدّی اردبیلی در روز هفدهم آبان 1359، اشاره کرد. وی پس از بمباران اهداف پیش‏بینی شده در شمال آبادان و شرق رود کارون، هدف سامانه ضد هوایی دشمن در جنوب دارخوین قرار گرفت و در نزدیکی ماهشهر ناگزیر به ترک هواپیما همراه با کابین عقب خود شد که خلبان کابین عقب به نام ستوان‏یکم حسین خلجی با چتر نجات سالم فرود آمد، اما متأسفانه خلبان کابین جلو پس از ترک هواپیما به دلیل آسیب دیدن و ایجاد نقص فنی در سامانهَ پرتاب از صندلی‏ جدا نشد و با هواپیما سقوط کرد و به شهادت رسید[4].   

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران


[1] – گزارش پایگاه ششم به معاونت عملیاتی نهاجا (عملیات کلاسه 5) وگزارش نوبه‏ای سماجا شماره 189ص5.

[2] – پرونده کلاسه عملیات 16 ردیف 17

[3] – این‏گونه فعالیت‏های فنی، کار‏های سنگین تعمیر و نگهداری و بازساسی و تعمیرات اساسی در سامانه لجستیک نهاجا در سطوح کلیه پایگاه‏ها و یگان‏های عملیاتی نهاجا در طول دفاع مقدس استمرار داشت و هواپیمایی که می‏بایست با تعویض قطعات به سرعت به رده عملیاتی و پروازهای رزمی برگردد، به دلیل تحریم‏های ظالمانه اغلب قطعات بحرانی کانابلایز می‏شد. یعنی یک قطعه سالم از هواپیمای دیگری باز می‏شد و بر روی هواپیمای در دست تعمیر سوار می‏گشت؛ یا قطعاتی که تاریخ مصرف داشتند و باید در هر شرایطی کنار گذاشته می‏شدند، کارکنان فنی اعم از افسر، همافر و درجه‏دار نهایت تلاش خود را به‏کار می‏بستند تا با بازبینی و نوسازی این نوع قطعات را به حد استاندارد کارخانه سازنده بهینه نمایند و مجدداً بر روی هواپیماها سوار کنند و… .

[4] – پرونده کلاسه عملیات 6 ردیف 43 و اسناد بازرسی نهاجا

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده