نبردهای هوایی ایران (26)
3ـ نقش نبردهای هوایی پایگاه بوشهر در توقف دشمن از نخستین روزهای جنگ، کلیه کارکنان و خلبانان پایگاه ششم شکاری بوشهر با بکار گرفتن جنگنده-بمبافکن «اف4» موسوم به «فانتوم»، نبرد علیه نیروهای متخاصم را در پیش گرفتند و علاوه بر انهدام پایگاه هوایی شعبیه، تأسیسات نفتی، زیرساخت‏ها و یگان‏های نیروی دریایی عراق در شمال‏غرب خلیج فارس، همچنین پل تنومه، نهرعرایض، شلمچه، شمال خرمشهر و جاده آبادان به ماهشهر، را اغلب بدون آنکه درخواست کتبی یا تقاضای سازمانی از سوی یگانی داشته باشند، بمباران میکردند.

این عملیات‏ها بیشتر برپایه دیده‌های خود و گزارش‌های پس از پرواز خلبانان و نیروهای خودی صورت می‏گرفت و تانک‏ها، نفربرها، پل‏های شناور و نفرات یگان‏های دشمن در غرب اهواز و شرق بصره، شمال خرمشهر و غرب کارون مورد هدف قرار می‌گرفتند و بمباران شده و یا به رگبار مسلسل بسته می‌شدند[1].

در این راستا، بررسی‌های اطلاعاتی نشان می‌داد که در نبردهای چند روز آغازین جنگ به یگان‏های زرهی ارتش عراق در شمال خرمشهر آسیب‌های سختی رسیده و به همین دلیل فرماندهان یگان‏های ارتش عراق در این منطقه از رده‌های بالای فرماندهی درخواست کرده بودند که نیرو‏های لشکر پنجم پیاده- مکانیزه وارد کارزار شوند تا از هدف گرفته شدن تانک‌ها و نفربرهای زرهی کاسته و یا جلوگیری شود و یگان‏های پیاده ارتش عراق در شب پیشروی کنند و در روز در پناه سنگرها باشند تا از گزند هواپیماهای نیروی هوایی ایران در امان بمانند. به عنوان مثال، درپی بمباران‌های پی‌درپی و سنگین هوایی ساعت 13:40 روز چهارم مهرماه در شمال خرمشهر، 30 دستگاه تانک و نفربر زرهی از تیپ 33 نیروی مخصوص و تیپ 6 زرهی ارتش بعثی رها شده در بیابان کنار تانک‌های سوخته آنان به‌دست نیروهای گردان165 پیاده ارتش افتاد، همان گردانی که از آبادان دفاع می‌کرد. این گردان به همراه دانشجویان دانشکده افسری (اعزامی درسوم مهر با «سی130» به اهواز) که در خرمشهر و برای پدافند از آن فراهم شده بودند و همچنین تکاوران دریایی که در پدافند از خرمشهر شرکت داشتند، در مقابل نیروهای کثیر دشمن ایستاده بودند.

به‌رغم نبردهای هوایی سنگین، به سبب کاستی بیش از اندازه در نیروی انسانی و پدافند سرزمینی، با اندوه فراوان برای ارتش ایران، روز نوزدهم مهرماه تیپ‌26 پیاده و تیپ43 زرهی لشکر3 زرهی ارتش عراق با احداث پلی در «مارد» از کارون گذشتند و در کرانه شرقی این رود بزرگ سرپلی را گرفتند و پس از عبور از جاده آبادن-اهواز، جاده آبادان ماه‏شهر را نیز بریدند و بامداد روز بیستم مهرماه برخی اهالی دهکده سلمانیه و شماری از مردم غیرنظامی که از آبادان به ماه‏شهر می‌رفتند را به اسیری بردند و به نوعی آبادان را محاصره کردند! در چنین شرایطی، انهدام پلی که نیروهای دشمن بر کارون زده بودند، به پایگاه ششم محول شد و چندین بار توسط خلبانان نهاجا مورد هدف قرار گرفت و آسیب دید، البته فرماندهان عراقی با آگاهی از این امر، هنگام روشنایی روز این پل را بر‏چیده و در راستای کرانه غربی رود کارون استتار می‏کردند و یا آن را ترمیم می‌کردند.

حال برای ارائه تصویری از وخامت اوضاع، به فرازی از مکاتبات سماجا با لشکر92 زرهی اشاره می‏شود:

ستاد ارتش نیز به‌رغم توان جهنمی نیروهای زرهی و پیاده مکانیزه ارتش عراق درشمال خرمشهر‌، آبادان و شرق کارون و آن سرپلی که به‌تازگی گرفته بودند، به لشکر92 زرهی و هریکان دیگری که در دسترسش بود، دستور می‌داد که سرپل را ویران کنند. فرمانده لشکر92 زرهی نیز طی نامه‌ای به ستاد ارتش گزارش داد که به علت کمبود نیرو و تجهیزات براثر فشار دشمن در محور اصلی «خرمشهر-اهواز» و «خرمشهر-شلمچه» همراه با افراد «گردان دژ» مجبور به عقب‌نشینی در شهر شده‌اند. گمرگ خرمشهر زیر آتش شدید دشمن قرار دارد، عده‌ای زیادی از افراد شهید شده‏اند و هواپیماهای دشمن بیش از ده بار به آبادان حمله کرده‌اند.[2] 

این نامه به نوعی گویای مظلومیت نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و شرایط سخت صحنه نبرد در پدافند از منطقه بود که تنها چشم‌های امیدوار همه به نوعی به «آتش پشتیبانی جنگنده‏های نهاجا» دوخته شده بود. حال به منظور تکمیل بحث به فرازهایی از دیدگاه ژنرال حمدانی یکی فرماندهان دشمن و توقف آنها در «مواضع غیرقابل دفاع اولیه» به این شرح اکتفا می‏شود: «به هنگام پیشروی‏های اوایل جنگ، تنها بخشی از نیروی زرهی عراق به اهداف تعیین شده دست یافت؛ نیروی زرهی‏مان صرفاً در مناطق بیابانی و خالی از سکنه پیشروی کرد ولی نتوانست وارد شهری چون اهواز شود[3]

یکی از عوامل متوقف‏کننده دشمن، قطعاً پشتیبانی آتش هوایی جنگنده‏های نهاجا بوده است که فرماندهان و دیگر عناصر دشمن به انحای گوناگون به آن اشاره کرده‏اند. در این راستا براساس درخواست‏های اضطراری، پایگاه ششم شکاری پی‌درپی و هر روز سرپل نیروهای عراقی را در شرق کارون هدف بمباران جنگنده‏های خود قرار می‏داد و همین چابکی، چالاکی و کوبندگی یگان‏های پروازی همراه با گزینش مهمات مناسب، موجب شده بود تا دشمن درکنار رود بهمنشیر از پیشروی باز مانَد و در گشودن دروازه‌های جزیره آبادان ناکام باشد. در این رابطه نباید تلاش‏های خلبانان گشت‏ رزمی «اف14» مستقر در منطقه را در بازداشتن جنگنده‏های عراقی از بمباران آبادان از نظر دور داشت.

 

تصویر شماره 9-2

قسمتی از یک تصویر هوایی منطقه نبرد زمینی که در سمت چپ آن یک موضع ضدهوایی خالی دشمن دیده می‏شود و توپچی آن به‏گمان این‏که هواپیماهای بمب‏افکن نهاجا حمله‏ور شده‌اند، موضع را رها و سمت راست برروی زمین دراز کشیده است.

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران


[1] – یاحسینی، سیدقاسم، (1393) «پرواز روی خاک: خاطرات سرهنگ  منوچهر شیرآقایی»، تهران: دفتر مطالعات و ادبیات پایداری، چاپ دوم، ص 208.

[2]– حسینی، سیدیعقوب و دیگران (1373) «ارتش ج.ا.ایران در هشت سال دفاع مقدس»، تهران: انتشارات ساعس آجا، جلد 3، صص 130 تا 150.

[3] – ام‏وودز و دیگران (1393) «جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام» ترجمه عبدالحمید حیدری، تهران: نشر مرزوبوم، ص 114.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده