مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی-55
سومين دوره همكاري دوره سوم؛ همكاري اطلاعاتي عراق و آمريكا متعاقب تحول سياسي و نظامي در دو صحنة جنگ ايران و عراق با عمليات خيبر و شكست آمريكا و رژيم صهيونيستي در لبنان آغاز شد. سفر رامسفلد، نمايندة ويژه ريگان رئيس جمهور وقت آمريكا، به عراق و مذاكراتي كه صورت گرفت زمينة تجديد روابط آمريكا و عراق و گسترش و تعميق روابط اطلاعاتي دو كشور را ايجاد كرد. چنانكه براي نخستين بار افسران رابط در سفارت آمريكا در بغداد مستقر شدند و فعاليت خود را آغاز كردند. علاوه بر تصاوير ماهوارهاي كه همچنان در اختيار عراق بود، گزارشهاي هفتگي و گاه دو گزارش در هفته و گاهي حتي گزارشهاي تقريباً روزانه دربارة تحركات نيروهاي ايران با استفاده از ماهواره و دستگاههاي بي­سيم جاسوسي راهبردي و ساير وسايل فني و منابع انساني در اختيار عراق قرار ميگرفت.(السامرايي، 1377: 88)

  يكي از افسران عراقي در اين خصوص عنوان مي­دارد: «با تسخير فاو توسط ايراني­ها، به واسطه قرارداد سري ميان ما (عراق) و نيروهاي آمريكايي واكنش سريع در خليج فارس، اطلاعات دقيقي دربارة فاو كه از طريق هواپيماهاي آواكس به دست آمده بود، به صورت دقيقه­اي و از طريق فاكس داده مي­شد. من اين عكس­ها را ديدم و از ميزان دقت و وضوح آنها شگفت زده شدم.»(اللامي، 1386: صص142 و 143) در اين مرحله، عراق به شدت به كمك‌هاي اطلاعاتي آمريكا نيازمند بود و براي كسب آن مي‌كوشيد. چنان كه شاهزاده بندر، سفير عربستان سعودي در آمريكا، مي‌گويد: «صدام در جنگ خود با ايران به ­ويژه در سال‌هاي آخر مرتباً از ما مي­خواست كه واسطه بشويم و از‌ آمريكايي‌ها بخواهيم به اتفاق ديگر قدرت­هاي غربي، عراق را در عملياتش ياري دهند. عراق از ما مي‌خواست كه از نيروهاي نظامي آمريكا بخواهيم در زمينة اطلاعات جاسوسي، مشاورت، ارائه طرح يا هر وسيلة ممكن ديگر آنها را در جنگ با ايراني‌ها ياري دهند.»(السامرايي، 1377: 88)

هوارد تيچر، مقام اسبق شوراي امنيت ملي، كه در مورد سياست عراق در دوران دولت ريگان كار كرده است، گفت: «شما بايد شرايط جغرافيايي زمين را كه در آن زمان بسيار متفاوت از شرايط كنوني ما بود، را درك كنيد. سياست واقع­گرا حكم مي‌كرد كه ما براي پيشگيري از بدتر شدن اوضاع وارد عمل شويم.» دولت ريگان براي جلوگيري از شكست عراق، اطلاعات ميدان جنگ در مورد تشكيلات و تراكم رزمندگان ايراني را در اختيار عراقي‌ها قرارداد (گاهي اوقات از طريق كشور ثالث، مانند عربستان سعودي)، گرايش آمريكا به عراق در دستورالعمل شماره 114 تصميم‌گيري امنيت ملي در 26 نوامبر 1983 (يكي از چند تصميم‌گيري‌هاي حياتي سياست خارجي ريگان كه هنوز هم محرمانه باقي مانده است) ثبت شده بود. به عقيده مقامات اسبق ايالات متحده، دستورالعمل مذكور بيان مي‌داشت كه آمريكا براي حفاظت از عراق در جنگ با ايران «هر كاري را كه لازم و مجاز بود، انجام دهد.»(مؤسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين‌المللي ابرار معاصر،1383: 544) 

 

همكاري ساير سازمان­هاي اطلاعاتي آمريكا با عراق

سرويس‌هاي اطلاعاتي آمريكا همچون DIA كه سال‌ها چگونگي استخدام، آموزش، رشد و بكارگيري نظاميان خصوصاً در نيروهاي هوايي و دريايي را تحت نظر خويش داشته و شناخت بسيار مطلوبي از اين­ عده به­دست آورده بودند، همچنين از ميزان سلاح‌ها، توانايي­هاي آنها، محدوديت‌هاي مهماتي و …، اطلاع داشتند، تمامي اطلاعات خويش را در اختيار عراقي‌ها قرار داده تا از شكست آنها جلوگيري نمايند. از نشانه‌هاي اين دوره، فاصله زماني زياد بين اجراي عمليات‌ها، سنگين بودن تمام وجوه اين درگيري‌ها و محدود شدن نتايج حاصله از اجراي آنها مي‌باشد. [1] ابعاد همكاري سازمان­هاي اطلاعاتي آمريكا به عراق هم­چنان پنهان است و تنها بعضي مواقع به پاره‌اي از موارد آن به صورت محدود اشاره مي‌شود. عراقي‌ها برخي از اقدامات نظامي خود را در جنگ، با هدايت اطلاعاتي و به درخواست آمريكا انجام مي‌دادند. «ميدل ايست اينترنشنال»[2] بعدها نوشت: «يك افسر عالي‌ رتبة آمريكا در بغداد، به طراحان در انتخابات اهدافي كه هواپيماهاي عراقي بايد در ايران بمباران كنند، كمك مي‌كند.»

عراق پس از گرفتن اطلاعات و نقشة آن از آمريكا با بمب‌هاي ليزري هدايت شوندة فرانسه، به نيروگاه نكا حمله كرد. پس از تجاوز عراق به كويت و تشديد مناقشات عراق و آمريكا، راديو عراق اعلام كرد: «بمباران شهرهاي ايران در عمق خاك اين كشور با تحريك مستقيم آمريكا انجام مي‌گرفت.» براساس يك اظهار نامه قضايي كه در سال 1995 توسط تيچر تهيه شده است: «ايالات متحده، جنگ عراق را از طريق تدارك ميلياردها دلار اعتبار تأمين مشاوره و اطلاعات نظامي براي عراقي‌ها و همچنين از طريق كنترل نزديك كشور ثالث فروشنده سلاح به عراق، به ­منظور اطمينان از اينكه عراق تسليحات مورد نياز خود را دارا باشد، حمايت كرد.» تيچر در اظهارنامه مزبور بيان كرده است كه ويليام كيسي از يك شركت شيميايي به ­نام كاردون استفاده كرد تا با تدارك بمب‌هاي خوشه‌اي براي عراق و استفاده آن كشور از آنها، در حملات موج انساني ايرانيان وقفه ايجاد نمايد. اما، تيچر حاضر به صحبت در مورد اين اظهارنامه نيست.

در اين دوره، علي ‌رغم واگذاري انبوهي از سلاح و تجهيزات، حجم غيرقابل باوري از اطلاعات، پشتيباني‌هاي همه جانبه اكثر كشورها از عراق، باز آنها قادر به دفاع از خود در مقابل تهاجمات نيروهاي مسلح ايران نبودند. بنابراين، آمريكاييان راساً وارد جنگ شده تا به اين ترتيب يكي از طولاني‌ترين جنگ‌هاي قرن بيستم پايان پذيرد. عملكرد ارتش عراق در اين دوره، ضمن مقايسه با دوره‌هاي گذشته و همچنين ملحوظ نظر داشتن دستاوردهاي نيروهاي مسلح ايران در دوره دوم و تقليل آن در سال‌هاي آخر جنگ، نقش و تأثير اطلاعات در عمليات رزمي را بيش از پيش نمايان مي‌سازد. آنچه كه عراق در زمينه‌هاي آفند و پدافند از سال 1361 به بعد انجام مي‌داد عمليات نظامي مبتني بر طرح­ريزي‌هاي اطلاعاتي بود كه محدود به جدار مرز نگرديده و عمق كشور ايران را هم در بر مي‌گرفت.

ارسال اطلاعات از سوي جاسوسان به عناصر سازمان CIA كه 100 درصد آنها تاكتيكي بوده و كاربرد منطقه‌اي داشته است، تحت شرايطي كه آمريكا قصد تعرض به جمهوري اسلامي ايران را – به ­جز در سال آخر جنگ– نداشته، اين واقعيت را كه تمام اين تلاش جمع­آوري اطلاعات در جهت رفع نياز عراق انجام گرديده را تأييد مي­نمايد. يكي از جاسوسان بنام «محمدرضا – ب» اطلاعات مرتبط با نواقص موجود در پدافند تبريز را به رابط خود در CIA واگذار مي‌نمايد. كمتر از ده روز بعد نيروي هوايي عراق به ­شدت محل استقرار يگان‌هاي نظامي در اين شهر را بمباران مي‌نمايند. درسال 1986 دولت ريگان ارسال تسليحات و قطعات نظامي براي بغداد را تسهيل كرده بود و تلاش مي‌كرد تا تحت عنوان «عمليات استوار»[3] رسيدن تداركات نظامي به ايران را قطع كنند.(همان:547)

 

منبع: مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی، عسگری، شاداب، 1393، ایران سبز، تهران

 


1- شناختی که سرویس­های نظامی و اطلاعاتی آمریکا از کارکنان نیروهای مسلح ایران در دوران آموزشی پیرامون آنان کسب می­نمودند، بسیار وسیع و جالب توجه بود لیکن، آنها از میزان اعتقادات مذهبی و عمق ایمان کارکنان نیروهای مسلح ایران خبر نداشتند. همین عامل بود که باعث می­گردید تا مجموعه ارتش در تبعیت از ولایت فقیه در صحنه­های مختلف همچون پیروزی انقلاب اسلامی، نبرد 34 روزه در خرمشهر و سایر صحنه­های نبرد در هشت سال دفاع مقدس مردانه بجنگند.  

2- Middle East International.

3- Based Operations.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده