افسر توپخانه در مأموريت كردستان
معرفی نویسنده : سرهنگ ستاد علی­اکبراصلانی در سال 1335 در شهرستان اهواز در یک خانواده نظامی متولد و دوران ابتدایی را در تهران و اسلامآباد غرب و دوره تحصیلات متوسطه را در دبیرستان ذوقی در چهارراه عباسی تهران به اتمام رساند. درسال1354به دانشکده افسری وارد و در سال1357 با درجه ستواندومی از دانشکده افسری نیروی زمینی فارغ التحصیل گردیده است. نامبرده علاوه بر دوره مقدماتی و عالی توپخانه، دانشکده فرماندهی و ستاد، دورههای عرضی مانند ش.م.هـ در مرکز پیاده شیراز، دوره زبان انگلیسی را در مرکز زبان­های خارجی در طول خدمت طي نموده است.

سرهنگ علی اکبر اصلانی پس از فارغ التحصیلی و طی دوره مقدماتی توپخانه در مشاغل دیده‌بان توپخانه، معاون فرمانده آتشبار، فرمانده آتشبار، افسر رابط توپخانه، رئیس رکن3 گردان توپخانه، معاون فرمانده گردان توپخانه و فرمانده گردان توپخانه درگروه33 توپخانه خدمت نموده است. ضمناً خدمت وی در تمامی مشاغل فوق در مناطق عملیاتی در دوران جنگ تحمیلی بوده است. وی بیش از100 ماه در مناطق عملیاتی جنوب و غرب کشور حضور فعال داشته و آخرین شغل ایشان معاون طرح و عملیات پرسنلی در اداره یکم ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران بوده است. در سال1382به افتخار بازنشستگی نائل گردید.

 

مقدمه

بعد از انقلاب اسلامی گروه‌های مخالفی به بهانه‌های گوناگون هم‌چون خودمختاری و…. در اقصی نقاط کشور با ایجاد اغتشاش با هدف براندازی نظام نوپای جمهوری اسلامی، خصوصاً در تمام شهرهاي كردنشين استان‌هاي آذربايجان غربي و كردستان، خوزستان، سیستان و بلوچستان و منطقه ترکمن صحرا فعالیت می‌کردند که با افزون شدن فعالیت‌ها و شدت گرفتن درگیری‌ها و خرابکاری‌ها عده‌ای از هم‌وطنانمان همه روزه به شهادت می‌رسیدند.

در آن زمان وضعیت به‌گونه‌ای بود که تمام شهرهای استان کردستان به‌جز پادگان‌ها، در تسلط گروه‌های دموکرات، کومله و دیگر گروه‌های معارض بود. در بیشتر شهرهای کردنشین استان کردستان بازار خریدوفروش اسلحه رونق فراوان گرفته بود و در چنین اوضاع نابسامان و هرج ومرج، از نیروهای سیاسی گرفته تا بسیاری از مردم عادی، همه به فکر مسلح شدن بودند.

گروه‌های مختلف درگیر در کردستان جلوی نیروهای ارتش و دیگر نیروهای مسلح را می‌گرفتند و با این دیدگاه که نیروهای نظامی اجازه تردد در جاده‌های کردستان را ندارند، سبب درگیری می‌شدند. درصورتی‌که اواخر بهمن‌ماه سال1357 عناصر ضدانقلاب به پادگان مهاباد حمله کردند و قبل از عید سال 1358 به پادگان سنندج نیز حمله نمودند. ‌هم‌چنین عناصر ضدانقلاب در نقاط مختلف کردستان به مراکز دولتی حمله‌ور می‌شدند و سعی بر نا‌امن کردن شهرها، روستاها وجاده‌های ارتباطی شهرهای کردستان را داشتند که بیشترین آسیب‌ها و صدمات را مردم عزیز این استان متحمل شدند. آن‌ها منطقه را به‌گونه‌ای ناامن کرده بودند که برای تأمین امنیت مردم، مراکز دولتی، پادگان‌ها و راه‌های استان کردستان تعداد زیادی ازگردان‌های نیروی زمینی درکردستان مستقر و درگیر شده بود. اشرار و عناصر ضدانقلاب که حضور این نیروها را برای اهداف خود مضر می‌دانستند، به ستون‌ها و یگان‌های ارتش حمله‌ور می‌شدند و سعی در منهدم نمودن آن‌ها را داشتند که متأسفانه اکثر یگان‌های مستقر درکردستان به همین نحو توسط اشرار و گروه‌های ضدانقلاب آسیب جدی دیده و تعداد بسیاری از نظامیان به شهادت رسیده و یا مجروح شدند.

در همین رابطه معاون فرمانده لشکر21 حمزه (لشکر 1 پیاده مرکز در آن زمان) سرهنگ شریف اشراف درآبان‌ماه سال 1358 در راه سردشت به بانه درحین جابجایی یک گردان پیاده بر اثر حمله اشرار شهید و گردان مذکور صدمه بسیاری دید و تعداد زیادی از نفرات آن به شهادت رسیده یا مجروح شدند.

درچنین شرایطی گردان 388 توپخانه 175 میلی‌متری در اجرای فرمان امام خمینی(ره) در خصوص پاک‌سازی کردستان از عناصر خرابکار و ضدانقلاب در هشتم آبان‌ماه سال 1358 به کردستان اعزام گردید. در شرایطی بسیار دشوار و سخت که اتمام جریانات و حوادث کردستان در هاله‌ای از ابهام قرار داشت. استقرار نفرات گردان 388 توپخانه در پادگان سردشت در تاریخ 13/8/58 بود. روزی که سفارت آمریکا در تهران به اشغال دانشجویان پیرو خط امام درآمد.

روز 14/8/58 زمانی‌که نفرات گردان 388 توپخانه درسردشت مشغول تحکیم مواضع خود بودند، دولت موقت آقای مهندس بازرگان استعفا داد. روز 15/8/58 امام خمینی (ره) استعفای مهندس بازرگان را پذیرفت. آن روزها، من و همرزمانم در منطقه سردشت روزهای دشوار و پرالتهابی را­می‌گذراندیم. شرایط سیاسی کشور هم به‌گونه‌ای بود که قطعاً در روحیه و وضعیت نیروهای نظامی مستقر در کردستان تأثیرگذار بود. زیرا دولت استعفا کرده بود، کشور رئیس جمهور نداشت. درگیری‌ها در شهرهای قم–  تبریز و استانهای جنوبی کشور هم شروع شده بود، تمامی این حوادث شرایط ما را در سنگرهای دفاع از کشور دشوارتر می‌کرد.

محتوای نوشته‌های من، از آن دوران سخت است که نفرات گردان 388  توپخانه و دیگر یگان­ها در منطقه سردشت مصائب و مشکلاتی را متحمل شدند که به رشته تحریر درآمده است. مطمئناً با عنوان نمودن آن‌ها شرایط آن روزگار برای همگان بیشتر مفهوم می‌گردد.

 

منبع: افسر توپخانه در مأموريت كردستان ؛ علي‌اكبر اصلاني، علی اکبر،1393 ، ایران سبز، تهران

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده