مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی-52
آمريكا و عراق در تعامل اطلاعاتي عراق از ابتداي جنگ مورد حمايت اطلاعاتي بسياري از كشورها بود. هفته نامه نيوزويك نيز طي گزارشي مفصل از همكاري­هاي آمريكا با عراق در جنگ عليه ايران نوشته است: «رامسفلد همانند بسياري از كاركنان وزارت خارجه، آگاه بود كه صدام يك قاتل آدمكش است كه از تروريستها حمايت ميكند و سعي دارد تا به سلاحهاي هستهاي دست يابد. (هنوز مدت زيادي از زماني كه صهيونيستها رآكتور هستهاي عراق را بمباران كردند، نگذشته بود)؛ اما درآن زمان نگراني عمدة آمريكا، ايران بود نه عراق؛

دولت ريگان از اين ترس داشت كه انقلابيون ايران كه شاه را از اريكة قدرت پايين كشيده بودند و ديپلمات‌هاي آمريكايي را به­مدت 444 روز در فاصلة سال‌هاي 1979 تا 1981 در بازداشت خود داشتند، باعث آشوب در خاورميانه شوند و مراكز نفتي حياتي اين منطقه را با تهديد مواجه سازند. لذا كارگزاران دولت ريگان برآن بودند تا از عراق در جنگ خونباري كه عليه ايران به راه انداخته‌ بود، حمايت كنند. در چنين شرايطي ديدار رامسفلد و صدام بسيار با اهميت بود. تا پنج سال بعد كه جنگ ادامه داشت، ايالات متحده تا آنجا كه قادر بود، صدام را مورد حمايت‌هاي مالي، اطلاعاتي، اقتصادي، نظامي و تجهيزاتي خود قرار داد.»(مؤسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين‌المللي ابرار معاصر،1383: 492)

 

شروع همكاري اطلاعاتي

از ابتداي ژوئن 1980، ايالات متحده ضمن اعزام يك مأمور اطلاعاتي ويژه به بغداد، همكاري‌هاي اطلاعاتي خود با عراق را به­طور تنگاتنگي آغاز كرد. يكي از مأموران اطلاعاتي آمريكا در اين خصوص اظهار مي‌دارد: «ما به آنها(عراقي‌ها) كمك‌هاي اطلاعاتي بسياري در زمينه هدايت عمليات نظامي از طريق نشان دادن نحوه جابه‌جايي نيروهاي ايراني، نقاط ضعف آنها و مشورت جهت نحوه استفاده بهينه ازاين اطلاعات را مي‌كرديم.»

در همين ارتباط، «كنت آر تيمرمن» نويسنده مشهور آمريكايي مي­نويسد: «تحویل اطلاعات نظامی و سرّی ایران و همچنين، اطلاعات مربوط به نقل و انتقال نیروهای ایران و موقعیت کشتی­ها در خلیج فارس که ایالات متحده از آغاز جنگ به ویژه از سال 1361 (1982) از طریق ماهواره­ها و آواکس­های مستقر در عربستان و بعد از آن در عراق و هم­چنین ستون پنجم در ایران به دست می­آورد، برای مقابله با ایران در اختیار عراق قرار می­داد. این کمک­های اطلاعاتي تا پایان جنگ هم ادامه یافت.»[1](تيمرمن،267:1373) چگونگي و نحوه اقدام واگذاري اطلاعات ماهواره­اي به اين صورت بوده است: «بعد از قبول واشنگتن مبني بر واگذاري اطلاعات ماهواره­اي به عراق با هدف جلوگيري از پيروزي ايران در جنگ، آمريكايي­ها، عكس­هاي ماهواره­اي را با اخذ تضميني مبني بر جلوگيري از مفقود يا سرقت شدن آنها در اختيار ملك حسين، پادشاه اردن قرار مي­دادند. علاء كامل، برادر حسين كامل(داماد صدام)، از راه زميني به اردن رفته و اين عكس­ها را كه داراي طبقه­ بندي سري بودند اخذ و به بغداد منتقل مي­نمودند.»

کمک اطلاعاتی آمریکا به عراق در درجه نخست نتیجه این ارزیابی بود که سازمان جاسوسی آمریکا اخطار داد که عراق در آستانه سقوط است. سیاستمداران آمريكا، گاهي اوقات كارمندان سازمان جاسوسي CIA را براي كمك به تفسير اطلاعات به عراق مي­فرستاد و هم زمان، اداره ويژه­اي را در بغداد تأسيس كردند كه مجهز به پيشرفته­ترين تكنولوژي براي بررسي اطلاعات ماهواره­اي بود.(القيسي،1386: 28) اين همكاري‌ها پيش مقدمه صدور دستورالعمل شوراي امنيت آمريكا، مصوب 1984 و امضاي آن توسط ريگان بود. به­ موجب اين دستورالعمل، سرويس‌هاي اطلاعاتي اجازه يافتند تا همكاري‌هاي مشترك منسجمي را بيش از پيش دنبال كنند. اطلاعات ارزشمند نظامي در ارتباط با شناسايي موقعيت قواي نظامي ايران، محل استقرار واحدهاي نيروي هوايي ايران و بالاخره محل تمركز قوا و جابه‌جايي آنها از طريق «آواكس» كه با همكاري عربستان در آن كشور مستقر شده بود، به ستاد نظامي عراق داده مي‌شد.

ایالات متحده علاوه بر آواکس‌ها، با جمع‌آوری اطلاعات از ماهواره‌ها آنها را در اختیار عراق قرار می‌داد که در پیروزی‌های عراق و ناکامی بعضی از عملیات ایران بسیار مؤثر بودند. خبرگزاری یونایتدپرس در گزارشی از واشنگتن می‌نویسد: «مقامات رسمی آمریکا می‌گویند جریان ارائه اطلاعات به عراق که توسط روزنامه واشنگتن پست فاش شد، طی دو سال گذشته تائید و شرکت «ویلیام کيسی» رئیس سازمان CIA در این جریان ادامه داشته است. آنها اظهار داشتند، در ماه اوت 1984 که میان بغداد- واشنگتن روابط دیپلماتیک مجدد برقرار شد، ارتباط بسیار محرمانه‌ای به ­منظور ارائه سریع اطلاعات مورد نیاز بغداد برای ارزیابی خسارات ایجاد شده در نتیجه بمباران‌های آنها و طرح‌ریزی حملات هوایی جدید برقرار شد… آنها می‌گویند پیروزی ایران می‌تواند اثرات زیادی در ایجاد بی‌ثباتی در منطقه داشته باشد.»(خبرنامه ویژه خبرگزاری جمهوری اسلامی، شماره 272: 38-37) واگذاری اطلاعات از سوی آمریکا به عراق اولین بار در سال 1984 آشکار شد و صدام خود صریحاً در ماه مه 1984 (اردیبهشت 1363) اظهار داشت: «عراق از اطلاعات هواپیماهای آواکس که توسط خلبانان آمریکایی به پرواز در می‌آمد و در عربستان سعودی مستقر بود، استفاده کرده است.»(بيل، 1368: 419)

 آزادسازي «فاو» نيز با همكاري اطلاعاتي مأموران آمريكا با عراق تحقق يافت. طبق بولتن وزارت امورخارجه آمريكا «عربستان سعودي به­طور فعال از عمليات دريايي آمريكا در خليج‌فارس حمايت مي‌كند و آواكس‌ها، پوشش هوايي خوبي به نيروهاي ما در منطقه مي‌دهند. آنها با گسترش قلمرو پرواز اين هواپیماها، منطقه وسیعی از جبهه‌های جنوب و خلیج فارس را تحت پوشش خود قرار مي­دادند.»(الهي، 1365: 52) كيسي، رئيس وقت سازمان CIA نيز تلاش كرد تا مطمئن شود كه عراق به اندازه كافي اسلحه، مهمات و ديگر تجهيزات نظامي دريافت كرده است. هوارد تيچر، ادعا مي‌كند كه آمريكا به ­طور فعال از جنگ عراق با اعطاي ميليون‌ها دلار وام و ارائه اطلاعات جاسوسي و فروش اسلحه از طريق كشورهاي ثالث به عراق حمايت مي‌كند. باتوجه به اينكه تسليحات عراقي عمدتاً روسي بودند، آمريكا به پيشنهاد كيسي، تحويل بمب‌هاي خوشه‌اي به عراق را در اولويت قرار داد، زيرا اين سلاح را مناسب‌ترين و كارآمدترين سلاح براي در هم شكستن امواج انساني مدافعان ايراني مي‌دانست. به اعتقاد ويليام كيسي، بمب‌هاي خوشه‌اي مي‌توانست يك قدرت تصاعدي واقعي و مؤثر عليه قواي ايران شد.

كيسي، با همكاري «رابرت گيتس»[2] ترتيبي را اتخاذ كرده بودند كه تكنولوژي آمريكايي بمب­هاي خوشه­اي به شيلي منتقل شده بود. اين بمب­ها، از كارخانه­اي در يك شهر بندري به­ نام «ايكيكي»[3] در شمال­غربي شيلي، به بغداد منتقل گردد. «كارلوس كارودين»[4] صاحب كارخانه با همكاري يك تاجر لبناني به­ نام «ناصر بدوان» اولين محموله، مشتمل بر 3000 بمب را در سال 1984 به بغداد منتقل كردند.[5] كارخانة ايكيكي، زير ساية حمايت آمريكايي­ها و در رأس آنها، ريگان قرار داشت كه براي به چنگ آوردن ثروت بيشتر، پشتيباني لازم را براي استمرار كارش به عمل مي­آوردند.(القيسي، 1386:صص47- 49)

 

 منبع: مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی، عسگری، شاداب، 1393، ایران سبز، تهران

 


[1]– همچنين رجوع شود به: علي­اكبر خاني«مواضع و عملكرد نظام بين­الملل در قبال جنگ عراق عليه ايران» و روزنامه­هاي «نيويورك تايمز 19 مارس 1985» و «تايمز لندن 16 دسامبر 1986».

2- Robert  Gaits.

3- Aykyky.

3- Carlos Karvdyn– کارخانه کارلوس کاردون از جمله شرکت­های شیلیایی بود که برای ساختن بمب خوشه­ای با آمریکا همکاری می­کرد و این علی­رغم تحریم آمریکا علیه شیلی صورت می­گرفت. همچنین هزاران بمب با نازل­ترین قیمت و بدون پرداخت حقوق گمرکی و سایر تعرفه­های بازرگانی، در شهر بندری ایکوئیکا شیلی که منطقه آزاد تجاری محسوب می­شد، برای عراق تولید و ارسال شد. تولید هر بمب خوشه­ای در کارخانه مذکور هفت هزار دلار به عبارت دیگر نوزده هزار دلار ارزان­تر از کارخانه­های رقیب در اروپا بود. در این بین جیمز گورین در انتقال گلوله­های توپ از طریق آفریقای جنوبی به عراق فعال بود. انتقال تجهیزات فوق توسط شرکت آی اس سی با همکاری کارلوس کاردون و نظارت دقیق سازمان CIA صورت می­گرفت و آفریقای جنوبی به منظور تأمین نیازهای نظامی عراق، همکاری وسیعی را با کاردون آغاز نمود.

5- براساس قوانين آمريكا، هر نوع ارتباط نظامي با كشور شيلي ممنوع بود؛ اما درباره كاردوين، اين قانون برعكس عمل شد. كاردوين، در واشنگتن به «كارلوس ريكرستون» معروف بود. وي افسر بازنشستة آمريكايي در امور سلاح­هاي پروازي بود كه بر توصيه­هاي علمي در ساخت بمب­هاي خوشه­اي تأكيد داشت.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده