نبردهای هوایی ایران (15)
ت ـ اقدامات نهاجا و عملیات نخستین پاسخ (انتقام) اندکی پس از بمباران هوایی دشمن، سرتیپ ولی‏اله فلاحی که به‏تازگی به جانشینی ستاد ارتش برگزیده شده بود[1]؛ طی پیامی به همه نیروها (نهاجا) دستور داد تا حمله «انتقامی» را آغاز و کلیه هدف‏های پیش‏بینی شده، مورد حمله قرار گیرند. همین پیام را سرهنگ ماشاالله عمرانی جانشین فرماندهی نهاجا بلافاصله به کلیه پایگاه‏های هوایی ابلاغ کرد و با گفتن رمز «کمان-99» مجوز تهاجم هوایی علیه نیروی هوایی دشمن صادر شد.

شادروان سرهنگ عمرانی در این‏باره می‏گوید:

«تلخ‌ترین خاطرۀ زندگی‌ام مربوط به زمانی است که عراق حملۀ هواییِ گستردۀ خود را به کشور شروع کرد. در آن لحظه من در دفتر کارم بودم. تلفن‌ها یکی پس از دیگری زنگ می‌خورد. فرماندهان پایگاه‌های هوایی دزفول، تبریز، همدان، مهرآباد و… یک‌به‌یک این خبر تلخ را اطلاع می‌دادند. کارکنان ستاد مشغول سوار شدن به سرویس‌ها بودند که بلافاصله وضعیت دفاعی اعلام شد و پست‌های فرماندهی در وضعیت جنگی فعال شده و همۀ کارکنان نیرو به خدمت فراخوانده شدند. طرح‌های از قبل پیش‌بینی‌شده به سرعت بازبینی و اصلاح شد و فرماندهان برای موارد دفاعیِ لازم، توجیه شدند. زمان، برای پاسخگویی به این اقدام ناجوانمردانۀ دشمن، کُند می‌گذشت. هرگز فشارهای شدید روانیِ آن چند روز اولِ جنگ را فراموش نمی‌کنم».

پس از ابلاغ دستور عملیاتی البرز و عملیات «انتقام»، سماجا با اعلام مجدد وضعیت آماده‌باش «3- پ» (آخرین درجه از آماده‏باش یا وضعیت جنگی) به این شرح فرمان داد: «برای یورش‌های هوایی پس از نخستین یورش ساعت اوّلیه، همه آماده و منتظر دستورات بعدی باشند که آن را سریعاً به آگاهی خواهم رساند». متعاقب آن، معاونت عملیاتی فرماندهی نهاجا (مرکز فرماندهی) بلافاصله مراتب وضعیت (3-پ: جنگی) و زمان «ر- 1700» با رمز «کمان-99» به پایگاه‏های مربوطه ابلاغ نمود[1].

به‌این‌ترتیب با رویدادی که پیش‌آمده بود، نگاه‌ها به نهاجا و یگان‏های تحت امر این نیروی الهی دوخته شده بود که اقدامات عملیاتی نهاجا و متعاقب آن فرایند عملیات «انتقام» به شرح زیر اجرا شد:

  1. دستور تخلیه پایگاه‏های یکم و هفتم ترابری و گسترش هواپیماهای ترابری به نقاط دور از دسترس هواپیماهای دشمن (ازجمله فرودگاه‏های مشهد، کرمان، یزد و…) صادر شد. چون امکان این بود که هواپیماهای دشمن دوباره مهرآباد را مورد حمله قرار دهند.
  2. مرکز فرماندهی نهاجا دستور پرواز به هواپیماهای تندخیز (اسکرامبل) به پایگاه‏های مقدم و مهرآباد را صادر کرد.
  3. هواپیماهای «اف14» مسلح به موشک‌های هوا به هوای «فونیکس» یا «پرنده جادویی» که در مأموریت‌های گشت رزمی هوایی «کَپ[2]»، پوشش یا پدافندهوایی و جنگ‌های هوا به هوا پیشینه درخشان و نامی عالم‏گیر داشتند، از پایگاه‏های اصفهان و شیراز جهت مقابله با دشمن برخاستند و برابر «طرح البرز» در مناطق ایستایی مطابق نقشه شماره 3-1 به پاسداری از آسمان کشور پرداختند.
  4. جهت سوخت‏رسانی هوایی، هواپیماهای پهن‌پیکر «بوئینگ747» و یا «بوئینگ707» از مهرآباد بپاخاستند و در مناطق تعیین شده مستقر و بدین سان آن شب تا بامداد، آسمان ایران در زیر بال‌های آهنین مردان هوایی امنیتی درخور توجه یافت. اگرچه روی زمین خواب از چشمان همه کارکنان نهاجا ربوده شده بود و جهت آماده سازی جنگ‌افزارها تا برآمدن آفتاب درتلاش بودند.
  5. کارگروه یا تیم‏های ترمیم باندهای پروازی، اطفای حریق، خنثی‏سازی مهمات عمل نکرده و دیگر طرح‏های عملیاتی در یکان‏های درگیر نهاجا، سریعاً کار خود را با دقت و تعهد آغاز کردند.
  6. کلیه کارکنان زحمت‏کش فنی اعم از افسران، همافران و درجه‏داران و حتی کارمندان کار آماده‏سازی، بارگیری مهمات و سایر امور مربوطه را برای عملیات انتقام و دستور عملیاتی نبرد البرز برای واکنش به دشمن متجاوز و نیز انجام پروازهای شناسایی و ترابری هوایی، ایثارگرانه و با وجود همه کاستی‏ها در اولویت یکم به سرعت انجام دادند. 
  7. تعدادی از خلبانان ورزیده و باتجربه نهاجا همچون: شادروان سرگرد محمد دانشپور، سرگرد هوشنگ آغاسی‏بیگ، سرگرد شهید علی اقبالی، سرگرد آزاده نصرت‏اله دهخوارقانی و… که در ستاد نیروی هوایی انجام وظیفه می‌کردند و منتظر دستور گسترش بودند، شبانه به وسیله هواپیماهای جت فالکون به پایگاه‏های تبریز، همدان، دزفول و بوشهر اعزام شدند.

 

نقشه شماره 3-1

مناطق شش‏گانه استحفاظی و دوره ایستایی (قرمز یا روشن) و سوخت‏رسانی (مشکی یا تیره) برابر «طرح البرز»، مناطق تیره برای هواپیماهای سوخت‏رسان (دوره ایستایی «سقز، سنندج، کرمانشاه، دزفول و اهواز» برای پایگاه اصفهان و «دیلم یا هندیجان» برای پایگاه شیراز منظور شده بود.

 

به هر ترتیب، در راستای اوامر صادره مبنی بر انجام عملیات انتقام (ر 1700 «کمان99»)، توجیهات پروازی توسط کلیه لیدرهای دسته‏های تک‏ور در پایگاه‏های مقدم نهاجا آغاز شد، اما این افتخار در ابتدا تنها نصیب دو گروه پروازی مرکب از خلبانان سوم شکاری در همدان موسوم به «آلفا-رِد» و ششم شکاری در بوشهر به نام «البرز» شد و دستور تک دیگر گروه‏های پروازی به پگاهان روز بعد موکول گشت. این عملیات به دلیل این که نخستین واکنش سریع و عملیات «تلافی‏جویانه» ایران نسبت به یورش سراسری دشمن بود، «انتقام» نام نهاده شد که بعدها به عملیات نخستین پاسخ مشهور گشت[3].

نام البرز برای نخستین گروه پروازی از بوشهر به واسطه طرح نبرد «البرز» جهت حمله به پایگاه شعبیه در استان بصره انتخاب شد و نام «آلفا-رد» برای گروه دوم پروازی از همدان برای بمباران پایگاه هوایی «کوت»[4] در استان العماره، از این روی حرف «آلفا» برگزیده شـد و در نیروی هوایی رسم بود، چنان‏چه خلبانی بمب حقیقی با هواپیمای خود داشت، واژه "RED" به نام پروازی او اضافه می‌شد[5]. البته نظر اصلی فرماندهان و راهبردپردازان نیروی هوایی از اجرای با عجله این عملیات در حقیقت آغاز یک جنگ روانی علیه طراحان بزرگ ارتش عراق بود. چراکه توان ایستادگی، مقابله به مثل، سرعت، قدرت کوبندگی و قابلیت انعطاف نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران می‏بایست بلافاصله در معرض نمایش قرار گیرد. با این توصیف خلبانان پس از تهاجم، آماده نبرد با دشمن شدند. لذا همزمان پس از ابلاغ «دستور رزمی البرز» یک دسته چهار فروندی هواپیمای «اف4» یا «فانتوم»از پایگاه سوم رأس ساعت مقرر به سرعت توسط کارکنان جان برکف گردان تعمیر و نگه‏داری آماده پرواز رزمی شدند. سرعت کارکنان فنی در آماده‏سازی و بارگیری مهمات و تجهیزات لازم توصیف‏ناپذیر بود، گویی آنها با تمام وجود عوامل فیزیکی و روانی زمان را درک می‏کردند؛ چراکه زمان از هردو نگاه در این عملیات عامل تعیین‌کننده،‌ حساس و ‌حیثیتی بود.[6] نمی‌بایست آفتاب حمله ناجوانمردانه عراقی‌ها به لب بام می‏رسید، بلکه هرچه سریع‏تر عملیات «تلافی‏جویانه» به مورد اجرا در می‏آمد. این افتخار در ابتدا نصیب گروه پروازی (آلفا ـ رد) به جلوداری یا لیدری سرگرد جلیل پوررضایی[7] شده بود که به عنوان نخستین سفیران «انتقام» مشت خداوند را بر دهان شیطان فرود آورند.

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1] در این امریه، «ر-1700» به معنای زمان (روز 31 شهریور- ساعت 1700) و «کمان-99» حکایت از رمز عملیات تلافی‏جویانه (انتقام) داشت. به این صورت که گوینده پیام واژه «کمان» را اعلام می‏کرد و گیرنده نیز در پاسخ، رمز «99» را برگردان می‏کرد.

[2] – CAP: COMBAT AIR PATROL

[3]– نام‏گذاری یادآور اسطوره‏ی ایران زمین، «آرش کمانگیر» بود و عدد 99 نمایان‏گر تعداد صفحات «طرح البرز» بود.

[4]– برابر طرح، پایگاه سوم موظف به انهدام پایگاه کوت در استان میسان (العماره) بود. برابر اطلاعات واصله در این پایگاه تعداد 45 فروند هواپیمای شکاری- بمب‏افکن «سوخو20» و «24 فروند انواع شکاری رهگیر میگ21 و 23»  وجود داشت.

[5]– برخی چون امیر سرتیپ2 فرج‏اله براتپور معاونت عملیاتی وقت پایگاه سوم و لیدر دسته‏های پروازی حمله به «مجموعه‏ی الولید» چنین عنوان می‏نمایند که هم‏زمان با پرواز  ,A-REDپرواز B-RED نیز به لیدری سرگرد پرویز فریدونیان از همدان بپاخاسته و پایگاه «الرشید» در بغداد را بمباران کردند؛ دفتر پروازی شهید همایون حکمتی نیز مأموریتی تحت عنوان بمباران آن پایگاه ثبت شده؛ با این وجود تحقیقات انجام شده نتوانست چنین پرواز و ترکیب کامل آنرا اثبات نماید.

[6]– خبرگان و رهبران سیاسی- نظامی نیک آگاهند که زمان دارای دو بعد فیزیکی و روانی است: عامل فیزیکی زمان همان ثانیه‏ها، دقیقه‏ها و ساعاتی است که ما به وسیله ساعت مشاهده و اندازه‏گیری می‏کنیم؛ اما زمان در لحظات سرنوشت‏ساز بُعد دیگری نیز پیدا می‏کند که به آن بُعد روانی اتلاق می‏شود و اساساً همین عامل روانی محدودیت زمان هست که از دیدگاه رهبران سیاسی در لحظات سرنوشت‏ساز جنگ جهت اتخاذ تصمیم، به طور ذاتی نقش بی‏بدیلی به  نیروی هوایی اعطا می‏کند. در این خصوص یکی از شعرای بزرگ پارسی زبان این عامل را درک کرده و چنین می‏سراید:

عمر اگر خوش گذرد زندگی نوح کم است                     ور به سختی گذرد نیم نفس‏ بسیار است.

[7]– وی پس از چندی به فرماندهی پایگاه ششم شکاری رسید و سپس مدیر عملیات در معاونت عملیاتی نهاجا شد و دریک مسافرت به آمریکا که با وساطت و هماهنگی شهید عباس بابایی معاون عملیات آن زمان در نیروی هوایی مرخصی خارج از کشور گرفته بود، رفت و دیگر بازنگشت.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده